معضلات امنیتی حاشیه نشینی شهر تهران

در دهه‌های اخیر معضل حاشیه نشینی به یک بحران جدی برای دولت‌ها تبدیل شده و خطرات آن در حوزه‌ها فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی،بهداشتی، امنیتی و… شهروندان و دولت‌ها را تهدید می‌نماید.در کشور ایران نیز شهرهای بزرگ از این موضوع مستثنا نبوده اند. به خصوص درکلان شهر تهران که به سبب مرکزیت این شهر، فراوانی شغل و وجود امکانات رفاهی نسبت به سایر شهرها و از سوی دیگر اختلاف طبقاتی

شدید، فقر و افزایش روز افزون هزینه‌های مسکن و زندگی، عده کثیری از شهروندان را ناچار به مهارجت و حاشیه نشینی در اطراف تهران نموده است. ساختاری مملو از تبعیض، بی‌عدالتی و مبتنی بر تقسیم ناعادلانه ثروت ملی و حمایتی که سالها از این اقشار حاشیه نشین دریغ گردیده، منتج به وجود بحرانی به نام حاشیه نشینی برای شهر تهران گردید که یکی از مهم ترینعوامل مخاطرات امنیتی، اخلاقی، اجتماعی و اقتصادی و… حال حاضر این شهر می‌باشد.

 

در بیان مفهوم حاشیه نشینیان باید اظهار داشت که این اشخاص گروهی از اعضای جامعه هستند که بنا بر شرایطناچار به زندگی و ساکن شدن در محله یا مناطقیاز شهر شده‌اند که وضعیت مساعدی نداشته است. این اشخاص به سبب اختلافات و نگرش‌های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و…. غالبا توانایی و قدرت جذب شدن در فضای شهری و زندگی اجتماعی و فرهنگی آن را ندارند و به همین سبب علاوه بر حاشیه نشینی فیزیکی به لحاظ اجتماعی هم در حاشیه قرار می‌گیرند. بانک جهانی نیز در مقام تعریف پدیده حاشینه نشینی اذعان می‌دارد که حاشیه نشینی بخش‌هایی از شهر است که مورد غفلت واقع شده و کیفیت و شرایط زندگی در آن به شدت پایین است.
شاید در وادی امر این طور به نظر برسد که سکونت عده‌ای در حاشیه شهر تهران نمی‌تواند ضرری را متوجه دولت و شهروندان نماید. لکن این تصور کاملا غلط می‌باشد چراکه شرایط محیطی نا مساعد این مناطق(پنجره‌های شکسته) منتج به کجروی و انحراف تدریجی ساکنان این مناطق حاشیه نشین بالاخص کودکان و نوجوانان می‌گردد. از سوی دیگر اشخاصی که از شهرهای دور افتاده به قصد نزدیکی به تهران یا کار در این شهر به مناطق حاشیه آمده‌اند با چند هنجار و فرهنگ مختلف روبرو می‌گردند که خود این موضوع نیز باعث بی‌هنجاری اشخاص موصوف می‌گردد و این عدم وجود هنجار مزید بر ارتکاب جرم و جنایت توسط این اشخاص می‌گردد. امروزه بسیاری از افرادی که به علت مشکلات اقتصادی شدید و بیکاری ناچار به سکونت در این مناطق هستند با دیدن سایر مجرمان ساکن در این مناطق، وضعیت نامناسب فرهنگی و اجتماعی و عدم نظارت کافی بر این مناطق و از سوی دیگر عواملی محیطی همانند عدم وجود روشنایی، وجود خرابه ها، حلبی آباد‌ها و… به سمت ارتکاب جرم گرایش پیدا می‌کنند. مضافاً آنکه جوانان اینمناطق عمدتاً به دلیل کمبود آموزش و عدم تخصص کار پیدا نمی‌کنند وبه شکل زائده شهری در می‌آیند که همین امرمنتج به سوق داده شدن آنان به سمت جرم می‌گردد. لذا حاشیه نشینی به مثابه طفلی نامشروع برای شهر تهران، مشکلات امنیتی و انتظامی بسیار حادی را برای پلیس و شهروندان به وجود آورده است که شرایط نا به سامان این مناطق به پنجره ی شکسته‌ای تشبیه می‌شود، پنجره شکسته در یک خانه،کارخانه یا نظایر آن به ما این پیام را می‌دهد که در آن مکان اوضاع نابه سامان است و نظمی وجود ندارد، همان طور که شهر نیویورک در دهه ۸۰ و ۹۰ میلادی در نتیجه همین پنجره‌های شکسته غرق در جرم و جنایت گردیده بود، به طوری که واگن‌های مترو تماماً تخریب و روی دیوارهای آن نقاشی کشیده شده بود، عده کثیری به راحتی اقدام به ارتکاب جرایمی همانند زورگیری، قاچاق و توزیع مواد مخدر و… می‌نمودند. در آن برهه زمانی به علت حجم بالای جرایم برخورد با جرایم خرد برای پلیس مقدور نبود و با آنها برخورد قاطعی صورت نمی‌گرفت لذا سایر شهروندان نیز با ملاحظه این جرایم و ناهنجاری‌های اجتماعی و از سوی دیگر عدم برخورد قاطعانه با آنها، تحریک به ارتکاب جرم و ناهنجاری می‌شدند. به همین سبب شهر نیویورک را ناهنجاری فرا گرفت و هرکس به خود اجازه می‌داد تا هر اقدامی را عملی سازد، شهروندان از پرداخت بلیت مترو فرار می‌کردند و آزادانه روی دیوارهای مترو و ایستگاه‌ها نقاشی می‌کشیدند.
با توجه به توضیحات معنونه امروزه بسیاری از ساکنان حاشیه‌های شهر تهران نیز به انواع واقسام آسیبهای اجتماعی و ناهنجاری رویآورده‌اند و روندی مشابه نیویورک را طی می‌نمایند. بسیاری از ساکنان این مناطق هنگامی که عدم برخورد قاطع با جرایم خرد و عدم نظارت کافی را مشاهده می‌نمایند ناخودآگاه به سمت ارتکاب جرم تحریک می‌گردند. از سوی دیگر برخی ناهنجاری‌های اجتماعی و جرایم در این مناطق به عنوان ارزش شناخته می‌گردند که اهم آن شامل حمل سلاح سرد، استعمال مسگرات، ضرب و جرح، هرگونه اقدام علیه امنیت و پرسنل نیروی انتظامی و… می‌باشد که سیستم قضائی و نیروی انتظامی را با معضل‌ها و مجرمانی همانند اراذل و اوباش، سارقان، متجاوزان به مال و ناموس مردم، باج گیران و…. روبرو می‌سازد و اقدامات همین اشخاص غالباً جامعه ستیز دامن گیر تمامی شهروندان کلان شهر تهران می‌گردد.
با توجه به معضلات ناشی از این پدیده باید به دنبال راهکارهایی برای کاهش آسیب‌های امنیتی حاشیه نشینی بود تا به مرور زمان این آسیب‌ها به حداقل ممکن برسد. به خصوص در حوزه امنیت، چراکه که ناهنجاری‌ها و جرایم ارتکابی این افراد خسارات بسیار سنگینی را بر جامعه و نیروی انتظامی تحمیل می‌نماید. لذا در راستای کاهش آسیب‌های امنیتی این مناطق، به طور کلی دو دسته اقدامات باید صورت گیرد:
دسته اول اقداماتی غالباً فیزیکی و عملیاتی می‌باشد که افراد ساکن در این منطقه را مجاب یا مجبور به رعایت هنجارهای اجتماعی و عدم ارتکاب جرم نماید. در اینجا می‌توان از نظریات پنجره‌های شکسته،تسامح صفر و پیشگیری وضعی استفاده نمود و با این شیوه اقدام به اصلاح منطقه و ساکنان آن نمود و همچنین از وقوع جرایم و ناهنجاری‌های جدید ممانعت به عمل آورد یا آن را کاهش داد. چراکه اگر پنجره‌ای شکسته باشد و ترمیم نشود هرشخصی که تمایل به ارتکاب جرایم و نا هنجاری دارد با مشاهده بی‌تفاوتی دولت، جامعه و نیروهای پلیس به این امر، دست
به شکستن پنجره‌های دیگری خواهد ‌زد و با افزایش پنجره‌های شکسته احساس بی‌قانونی و هرج و مرج از خیابان به خیابان و از محله‌ای به محله دیگر گسترش پیدا می‌کندو این طور به ذهن

مطالعه بیشتر بستن