کنار مردم در‌سختی‌ها

قلب سیاست هر سرزمینی در پایتخت می‌تپد و شهرها و روستاهای آن، شریان‌های متصل به این قلب هستند. بنابراین حیات یک کشور منوط به هماهنگی و همکاری متقابل قلب و شاهرگ هایش است. اما آمارها حاکی از آن است که این روزها خون‌رسانی آنگونه که باید، به تمامی رگ‌های ایران انجام نمی‌گیرد و مدیران رده بالای دولتی از دور نظاره گر این اتفاق هستند. چراکه ویروس کرونا بدنه ایران را در برگرفته و نه تنها پایتخت نشینان که سایر

شهروندان در گوشه و کنار این کشور را به مبارزه طلبیده است. در این حین برخی مسئولان دولتی در بالاترین سطح، از قلب ایران یعنی تهران مشکلات مردم را نظاره می‌کنند و از پشت درهای بسته در جستجوی راه حلی برای حل این بحران هستند. گویی که آن‌ها از بیم ابتلا به این ویروس، پای خود را فراتر از عوارضی‌های پایتخت نمی‌گذارند. شاید گاهی از پشت شیشه‌های دودی خودروهایی با پلاک سیاسی، به چهره مردمان این سرزمین نگاهی بیاندازند و همانگونه که حسن روحانی اظهارداشته بود که«من وقتی با ماشین می‌روم تمام چهره‌های مردم را نگاه و خودم نظرسنجی می‌کنم.» به این شیوه به مشکلات مردم پی ببرند.

 

این در حالی است که از یک سو تحریم‌های آمریکا، ویروس کرونا و در دیگر سو ناکارآمدی مدیران بی‌تدبیر معیشت و گذران زندگی ایرانیان را با مشکلات عدیده‌ای مواجه کرده است و از همین رو بسیاری از فعالان حوزه سیاست بر این باورند که مدیران رده بالای کشور باید از پایتخت خارج شوند و از نزدیک در شهرها و روستاها نظاره گر این مشکلات باشند تا شاید بتوانند راه حلی برای آن‌ها بیابند. البته در این میان برخی مسئولین در جایگاه خود در تلاش هستند تا بتوانند گرهی از مشکلات مردم بگشایند. همچون آیت الله رئیسی، رئیس دستگاه قضائی که این روزها، در درهم شکستن بسیاری از تابوها و سنت‌ها همچون مبارزه با فسادِ درون سیستمی در حال پیشتازی است و اکنون نیز رکورد رفتن به سفرهای استانی را هم شکسته است. سفر روز پنجشنبه او به اردبیل، هفدهمین سفر استانیش طی یک‌سالی بوده که بر صندلی ریاست قوه قضائیه تکیه زده است.
اهالی سیاست معتقدند که در روزگارِ کرونا باید از پشت میزهای ریاست بلند شد و در کنار مردم ایستاد و به آن‌ها نشان داد که تنها نیستند.

ریاست به شکل آنلاین!
پیش از دولت‌های یازدهم و دوازدهم سفرهای مرسوم استانی به کارناوال‌هایی شباهت داشتند که رئیس دولت‌های نهم و دهم به همراه نیمی از وزرایش در میان مردم قرار می‌گرفتند و به جمع‌آوری نامه و بیان سخنانی می‌پرداختند. با پایان گرفتن آن دولت ها، دولت جدید در تلاش بود تا به آن رسوم خاتمه و حتی نام «سفر استانی » را به « کاروان دولت تدبیر و امید» تغییر دهد. هر چند به دلیل ضعف تیم رسانه‌ای دولت و همینطور پایان دادن به انجام فعالیت‌های نمایشی، آنطور که باید و شاید سفرهای استانی و اقدامات انجام شده در استان‌ها توسط رئیس جمهور و وزرایش به چشم نیامد اما به هرروی این سفرها انجام می‌گرفت. با ظهور ویروس کرونا در کشور شرایط ناگهان تغییر کرد حسن روحانی در یک قرنطینه خود خواسته فرو رفت و مردم در شهرها و روستا ها
رئیس جمهورشان را تنها در صفحه نمایشگر تلویزیون‌های خود می‌توانستند بیابند چرا که او نه تنها از پایتخت که حتی از دفتر کار خود نیز حاضر به خارج شدن نبود و در حالی وزیر پیشنهادی وزارت صنعت معدن تجارت را به برای اخذ رای اعتماد به بهارستان فرستاد که بنا به گفته محمود واعظی، رئیس دفترش «حضور رئیس‌جمهوری در چنین نشست‌هایی تابع نظر ستاد ملی مقابله با کرونا بوده است و تصمیم این ستاد مبنی‌بر منع حضور ایشان در این جلسه بوده است.» (!)
پس از آن روحانی حتی از به صدا درآوردن زنگ آغاز به کار مدارس، سنتی که همه ساله توسط رئیس جمهور انجام می‌گیرد نیز خودداری کرد و از ستاد مبارزه با کرونا به صورت آنلاین و نمادین زنگ مدرسه را به صدا درآورد. این در حالی است که هم اکنون کشور در یک شرایط بحرانی به سر می‌برد و حضور رئیس دولت در مجامع مختلف علاوه بر مشاهده و لمس مشکلات از نزدیک، مدیران هر حوزه را مجاب به فعالیت بیشتر می‌کند.

اهمیت دیدارهای چهره به چهره
خروج رئیس جمهوری از پایتخت، سفر او به دیگر شهرهای کشور و سرکشی به کسب و کارها و مناطق آسیب دیده در شرایط بحرانی امری بدیهی است که بسیاری از فعالان سیاسی بر آن صحه می‌گذارند. از جمله ابوالقاسم رئوفیان فعال سیاسی اصولگرا و دبیرکل حزب ایران زمین که رابطه چهره به چهره مسئولان با مردم را امری مطلوب توصیف می‌کند و در این باره به حامی عدالت می‌گوید:« این اتفاق مهمی است که مسئولین در نقاط محروم با شهروندان به گفتگو بنشینند و از نزدیک و از زبان خود ِمردم بدون واسطه دردها، مشکلات و گرفتاری ها، انتظارات و توقعات را بشنوند و حتی توانمندی‌ها و قابلیت‌هایی که مردم دارند را ببینند. چراکه ممکن است در همین دیدارها و گفتگوهای مستقیم با مسئولین این توانایی‌ها بروز و ظهور پیدا کند. چه بسا بعد از شناخت این استعداد‌ها در جایگاه خدمت به کشور از آن‌ها دعوت هم به عمل آید که اتفاق خوشایندی است. قاعدتا مسئولین بلندپایه نظام هم باید به چنین فضایی روی آورند. فلذا دیدارها و گفتگوهای چهره به چهره می‌تواند زمینه‌ای برای حل مشکلات باشد. بستری ایجاد کند، برای فراهم آوردن آنچه نیاز واقعی کشور و مردم است.»

شهید رجایی، سرآمد در سفرهای استانی
این فعال سیاسی اصولگرا با بیان اینکه سفرهای استانی به عنوان یک اصل پذیرفته شده است و از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی نیز شاهد آن بوده ایم، ادامه می‌دهد:« رئیس جمهوری چون شهید رجایی و بعد از او روسای دیگر قوا همچون قوه مقننه و قوه قضائیه در مواجهه با مردم قرار گرفته‌اند و این اصلی است که همواره باید مد نظر قرار بگیرد و با این رویکرد مسئولین می‌بایست در برنامه‌های خود دیدارها را به عنوان یک برنامه هدفمند قرار بدهند.»

هراس از پاسخگویی
رئوفیان در جواب به این پرسش که چرا بسیاری از مسئولین بلند پایه کشور از حضور در میان مردم خودداری می‌کنند و خط بطلانی بر سفرهای استانی کشیده اند، پاسخ می‌دهد:« گاهی عدم حضور آن‌ها و مواجه نشدن شان با مردم در اقصی نقاط کشور این شائبه را ایجاد کند که مسئولین توان پاسخگویی ندارند و شهروندان از آن‌ها استقبالی به عمل نمی‌آورند. در چنین مواقعی برای رفع این ابهامات و جلوگیری از قوت گرفتن چنین شائباتی، مسئولین می‌بایست ارتباط چهره به چهره را در دستور کار خود قرار دهند.»
او اضافه می‌کند: «مسلم است که در افکار عمومی این سوالی که شما عنوان کردید، ایجاد می‌شود که چرا رئیس جمهور در میان مردم ظاهر نمی‌شود و از پشت میز خود ارتباطی غیر مستقیم با مردم برقرار می‌کند. آن هم در چنین موقعیتی که بیش از هر زمان دیگری باید از احوالات یکدیگر با خبر باشیم. برای پاسخ به این پرسش باید گفت که حرف یا وعده‌ای که مقام مسئول به مردم می‌دهد، باید صد در صد جامه عمل به خود بپوشد و به

 

ادامه صفحه ی بعد

مطالعه بیشتر بستن