قاتل سریالی، قاتل متولد نمی‌شود

مهدیه جهانی و شقایق بنی هاشم: انسان موجودی تاثیرپذیر و تاثیرگذار است و از شرایط و موقعیت‌های وراثتی، زیستی، جغرافیایی و طبیعی، خانواده، مدرسه و به طور کل هم نوعان خود، وسایل ارتباطات جمعی، رسانه‌ها و موقعیت‌های مختلف اجتماعی، تاثیر می پذیرد.


برخی از ویژگی های رفتاری انسان از ذات انسانی و فطرت درونی او سرچشمه می‌گیرد. مانند میل به بقاء ترس، دوری از موقعیت خطرناک، نیک نفسی، خیرطلبی و…
بحث ما در این نوشتار مرتبط با قاتلین سریالی و علت شناسی رفتار آنها بر مبنای اختلالات شخصیتی و روانی که به دلیل رانده شدن و طرد شدن از اجتماع و به خصوص خانواده هایشان در آنها پدیدار می‌شود، خواهد بود. و بیشتر با دید جامعه شناسی حقوقی به آنها می‌پردازیم.

قاتل سریالی چه کسی است؟ و در چه زمانی مفهوم این اصطلاح فراگیر شد؟
آدم‌کشی زنجیره‌ای یا قتل‌های سریالی یا کشتار سریالی به گونه‌ای از قتل گفته می‌شود که قاتل سه نفر یا بیشتر را در بازه زمانی حدود یک ماهه به قتل می‌رساند. قاتل ممکن است جنایت‌های خود را در زمان، مکان و موقعیت‌های مشابهی انجام دهد.
قاتل زنجیره‌ای معمولاً افراد مورد نظر خود را تعقیب می‌کند و قربانی را با نقشه قبلی و در فرصتی مناسب به قتل می‌رساند.
الگو و نحوه ارتکاب قتل‌ها مشابه یکدیگر و قربانیان معمولاً دارای نقاط مشترک مانند شغل، نژاد، ویژگی‌های ظاهری، جنسیت یا گروه سنی خاص می‌باشند. طبق آمار اف بی آی ۳۷درصد از قاتلین سریالی زن بوده و اکثر آنها مرد بوده اند. در طول نیمه اول قرن گذشته بیشتر جمعیت این قاتلین در آمریکا زندگی می‌کردند.
اولین باری که این واژه در دیکشنری آکسفورد به کار برده شد در سال ۱۹۶۰ بود. رابرت رسلرت یکی از افسران اداره تحقیقات فدرال اولین شخصی بود که مفهوم این واژه را در سال ۱۹۷۶ روشن ساخت.

پدیدار گشتن شخصیت این قاتلین در کودکی
قاتلین سریالی ساخته می‌شوند یا متولد؟ چه عواملی در کودکی سبب برو اختلالات روانی و شخصیتی در قاتلین سریالی می شود؟ نقش والدین و اجتماع در این دوران چیست؟سابقه آزار حیوانات چه نقشی در تبدیل آنها به قاتل سریالی دارد؟
دوران کودکی یکی از حساس ترین دوران شکل گیری شخصیت افراد است. همه افراد با وجود تمامی ویژگی هایی که دارند در ادامه تجربیات کودکی خود به سر می برند که در گذشته آن ها را سپری کردند. اکثر آنها با تجربه اتفاقات منفی در دوران کودکی شان هنوز تاثیر آن اتفاقات را در زندگی خود می‌بینند و متاسفانه بسیاری از همین تجربیات منفی تا بزرگسالی ادامه داشته و فرد را دچار درگیری های فراوانی و حتی بیماری های روانی بسیاری میکند چراکه تجربیات دوران کودکی بر روابط اجتماعی فرد، روابط احساسی و… او تاثیرگذار است و اگر در این مرحله آسیب‌هایی به کودک وارد شود پیامدهای طولانی مدت در آینده برایش به وجود می‌آید؛ مخصوصاً اینکه چون آزارها و آسیب های وارد شده به کودکان کمتر قابل شناسایی است و کودک قادر به بیان آسیبی که به او وارد شده نیست به خاطر همین در حال و آینده عواقب جبران ناپذیری به زندگی اش وارد می‌شود.
طبق آمار منتشره بیش از پنجاه درصد قاتلین سریالی دوره کودکی بسیار پر تنشی را سپری کرده اند و بیش از نود درصد آنها افرادی بودند که در کودکی در معرض آزار های جسمی و روانی از طرف والدین یا سایر افراد قرار گرفته اند.
سوءاستفاده از کودکان و طرد شدن و تحقیر آنها توسط خانواده و اجتماع، مهر محکمی بر این موضوع است
که قاتلین سریالی از همان ابتدا قاتل متولد نمی‌شوند بلکه قاتل ساخته و بار می‌آیند. این تجربیات
در کودکی اغلب فانتزی‌های خشونت آمیزی را در ذهن آنها
پدید می‌آورد که تا بزرگسالی شان ادامه پیدا می‌کند.

شخصیت شناسی و اختلالات روانی و فکری قاتلین سریالی
قاتلین سریالی انسان های پیچیده ای هستند. برای درک بهتر آنها باید دنبال یک‌سری از نشانه های مشترک در آنها باشیم. مهم‌ترین نشانه و ویژگی مشترک این قاتلین، وضعیت روانی آنهاست. آنها اغلب درجات مختلفی از بیماری های روانی را دارند که به رفتار ها و جنایات آنها کمک می‌کند.

شیوه برخورد قانون با این قاتلین
از آنجایی که مفهوم قاتلین سریالی تنها یک مفهومی حقوقی نیست و ابعاد روانشناختی و روانپزشکی آن برجسته‌تر است، در قوانین کیفری ایران عنوان جزایی و مستقلی ندارد و
به طور پراکنده می‌توان آن را در قالب قتل عمد در کتب مختلف قانون مجازات اسلامی واکاوی کرد یا با نظر بر ماده ۲۸۶ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ و بحث فقهی آن را افساد فی الارض دانسته و حکم به اعدام آن داد. در هر صورت از آنجا که قاتل سریالی بیش از دو فرد را به قتل میرساند، به دلیل نبودن حکمی خاص با توسل به قاعده عام (تجمیع مجازات و عدم تداخل مستلزم قصاص)از لحاظ اجرای مجازات به تعداد قتل ها به قصاص نفس محکوم و قانونا در تعدد جرائم مجازات اشد اعمال می‌شود. البته این مجازات ها در کشورهای مختلف به صورت های مختلف اعمال می‌شود مثلا در کشورهای و آمریکا، کانادا و آلمان در خصوص این جرائم به حبس ابد اشاره شده است.

قاتل سریالی نسازیم!
اما بد نیست بدانیم گاهی برای تولد روحی خیلی دیر می‌شود و ما غافل از آن، نمی‌دانیم که چه موجودی در پس این دیر شدن در حال رشد است.
دیالوگ معروف قاتل سریالی در فیلم جوکر:من چیز زیادی از شما نمی خواهم.. شاید کمی توجه.. شاید یک آغوش گرم، یک پدر و شاید هم کمی محبت…
این را بدانیم که؛ اشتباه یک پزشک، زیر خاک دفن می‌شود، اشتباه یک مهندس در خاک سقوط می‌کند،
و اشتباه یک معلم، روی خاک راه می رود و جهانی را به نابودی می کشاند؛ بیایید معلمان خوبی برای نسل آینده باشیم.

مطالعه بیشتر بستن

اخلاق حرفه‌ای یک وکیل

سید امیر رضا انوار -رئیس کمیسیون صیانت و حمایت مرکز وکلا قوه قضائیه استان تهران:
وکالت حرفه‌ای است که برهمه شئون زندگی و فعالیت وکیل تاثیر می‌گذارد . محدودیت‌هایی ازقبیل وظایف شغلی که قانون تکالیفی برای وکیل مقررکرده است، چنانچه رعایت ننماید تخلف محسوب می‌گردد. از نظر رفتاری نیز نمی‌تواند عکس العمل‌هایی عادی و طبیعی که دیگران انجام می‌دهند، را در دادگاه بروز دهد، بلکه باید همواره متین وآرام باشد. رعایت ظواهر و تشریفات و آئین‌های دادرسی مهمترین روش و وسیله برای بالابردن شان و اعتبار نزد محاکم است.


اصول اخلاق حرفه‌ای که در اکثر کشورها به رسمیت شناخته شده اند عبارتند از: اصل وفای به عهد، اصل مسئولیت پذیری و رعایت قوانین و مقررات، اصل مدارا و صبر، اصل رازداری وکیل، اصل امانت، اصل صداقت داشتن نسبت به موکل و صداقت داشتن در برابر محکمه، رعایت آراستگی ظاهر. در همین راستا مرکز یا کانون وکلا موظف است ترتیباتی دهد تا نظارت کامل برتمام اقدامات وکیل انجام دهد.فرآیندهای کامل نظارت شامل مواردی همچون اخذتوضیح ازوکیل نسبت به اقدامات حرفه‌ای وی، اطمینان از پایبندی وکیل به معیارهای حرفه ای، اطمینان از رعایت قوانین و مقررات و آیین های بازرسی از دفاتر وکلا، پیگیری و پیشگیری ازوقوع تخلف ازسوی وکیل، در نهایت در نظرگرفتن تنبیه های انضباطی برای وکیل متخلف است. درعین حال وکیل ازحقوقی برخورداراست که ازآن جمله بهره ‌مندی ازحمایت همه جانبه مرکز، بهره مندی ازخدمات علمی مرکز وکلا، فراهم آمدن زمینه دسترسی و آشنایی با قوانین و مقررات دادرسی در ایران و سایر کشورها. در قبال جامعه نیز وکیل دارای حقوقی است، از جمله گسترش فرهنگ استفاده ازخدمات وکالت درجامعه، ایجاد زیرساخت های لازم برای بهره گیری شهروندان از خدمات وکیل وامکان دفاع قانونی بدون محدودیت از موکل. حفظ حرمت و منزلت حرفه‌ای وکیل توسط دادرس و احترام به شان وجایگاه حرفه‌ای وکیل ازسوی رئیس دادگاه و فرصت ابراز عقیده و دفاع همه جانبه ازموکل در جلسه دادگاه، برخورداری از آرامش وامنیت روانی هنگام حضوردردادگاه ودفاع ازموکل،پرهیز از هرگونه تخریب موقعیت وکیل درپرونده ازجمله راهکارها و اصول مهم برای حفظ شئونات وکیل است.
از میان وابستگان دادگستری، جایگاه هیچ کدام به اندازه وکلای دادگستری در نظام های حقوقی محل بحث و بررسی نبوده است.در هر نظام حقوقی مفروض است که همگان از قوانین منتشر شده آگاهند اما واقعیت چیز دیگری است. بسیاری از مردم در عمر خود حتی یک بار روزنامه رسمی که قوانین در آن منتشر شده را نمی‌بینند. درست به همین دلیل دراین شرایط که مردم از قوانین اطلاعی ندارند و قاضی مسلط بر تفسیر قانون در موضوع مورد اختلاف یا اتهام است، آیا لازم نیست اشخاصی در دادرسی‌ها حضور داشته باشند که وظیفه ایشان یافتن راه حل های قانونی درخور و معاضدت حقوقی به مردم باشد؟ اینجاست که اهمیت کار وکالت نمایان می‌شود و فرق وکیل با سایر بازیگران دادرسی روشن می‌شود. پس عصاره دخالت وکیل دردادرسی تامین حقوق مردم درمقابل تخصصی بودن قوانین و پیچیدگی فهم آنها و… است.
در فرانسه گفته اند وکیل دراجرای عدالت که یک شاهکار بشری است به همراه قاضی شرکت می‌کند از این رو، باید برای خود احترام قائل باشد و دیگران نیز باید او را محترم بدارند. عدالت قابل داد و ستد نیست پس وکیل نباید درخواسته دعوا سهیم باشد و از درد و رنج مردم منتفع گردد. در حقیقت حق الوکاله مزدنیست بلکه پاداشی است که بااحترام به وکیل پیش کش می‌شود.
به مسئولیت انتظامی وکلاشورای تخلفات انتظامی رسیدگی می‌کند که در قلمرو هر دادگاه پژوهش تشکیل می‌شود. هر مرجع قضایی که تصور کند یک وکیل در جلسه دادرسی از تعهدات سوگند خود عدول نموده است می‌تواند به منظور تعقیب وکیل توسط شورای انتظامی به دادستان کل مراجعه نماید.
در هر حال اخلاق حرفه ای هنجاری است مابین اخلاق حسنه که نیکوکاران هر جامعه متولی آن هستند. این اخلاق به راستی رویه و عرف حرفه وکالت است ولاجرم این خود وکلا هستند که ازمفهوم، قلمرو و آثار آن اطلاع دارند.

مطالعه بیشتر بستن