عدالت بهداشتی در فرایند توزیع واکسن کووید ۱۹

تجربه جهانِ فرورفته در بحران ناشی از شیوع ویروس کووید ۱۹ با آنچه تا پیش از آن بر بشر گذشته متفاوت و وضعیتی قابل تأمل‌ دارد؛ بحران کرونا در همه ابعاد زندگی بشر از جمله اقتصاد، فرهنگ، اجتماعیات، سیاست و پزشکی تحولاتی را رقم زده است، دامنه تغییرات به عدالت به عنوان مفهومی محوری و غایت علم حقوق نیز رسیده است؛ اما در مقطعی از زمان ویروس کرونا شیوع می‌یابد و سبک زندگی انسان را دچار تحولاتی می‌کند همراه با تغییر سبک زندگی، اندیشمندان و پژوهشگران حوزه پزشکی در صدد کشف ساختار، رفتار و درمان ویروس می‌گردند و سرانجام واکسنی برای درد جدید کشف می‌گردد با کشف و تولید انبوه، کشورها به واکسیناسیون عمومی اقدام می‌نمایند و واکسن به عنوان یک کالا بهداشتی کمیاب و ارزشمند مطرح و تلاش دولت‌ها و افراد برای دستیابی به آن فزونی می‌یابد و به دلیل محدودیت‌های موجود، گروه‌هایی مقدم بر دیگران واکسن دریافت و در مقابل بیماری مهلک، ایمن می‌گردند؛

در ایران نیز ابتدا آن دسته از افرادی که در بخش‌های نگهداری بیماران مبتلا به ویروس کووید ۱۹ فعالیت داشته‌اند، واکسینه شده‌اند و سپس نوبت به سایر پرسنل کادر درمان رسیده است؛ واکسن جدید سلامتی را تا حد زیادی تضمین می‌نماید و زندگی را از حالت بحرانی به حالت طبیعی بازمی‌گرداند؛ در این میان سلامتی در واقع به معنای شانس و اقبالی برای زندگی است که واکسن می‌تواند ستاره اقبال زیستن را در آسمان پر مخاطره زندگی تابان نگاه دارد؛ سلامتی مساله‌ای زیستی است اما تهیه و توزیع کالاهای ضامن سلامتی نظیر واکسن به عنوان یک محصول زیست فناوری، می‌تواند به مساله‌ای اجتماعی تبدیل گردد؛ چهره اجتماعی سلامتی در میانه بحران ویروس کرونا را می‌توان در سنجش سلامتی افراد جامعه با یکدیگر مشاهده نمود به عبارتی با توزیع و دریافت مقدم واکسن توسط گروه‌های اجتماعی خاص سایر افراد جامعه که واکسن را دریافت ننموده‌اند یا باید در لیست انتظار باقی باشند، سلامتی خویش را با سنجش موقعیت خود نسبت به گروه‌های دریافت کننده واکسن ارزیابی و تعریف می‌نمایند و اگر تقدم گروه‌های دریافت کننده واکسن را قانونی و مشروع تلقی ننمایند، سلامتی خود را در مخاطره و تقدم دیگری را نامشروع قلمداد می‌نمایند؛ از این رو از نظر اجتماعی تفوق، برتری و تقدم گروه‌های اجتماعی نسبت به یکدیگر زمانی که بر مبنای توافق گروه‌های اجتماعی و قانون باشد پدیده‌ای موجه و در حالتی که بر مبنای زور، تحمیل، سوء استفاده از موقعیت و ویژه اندیشی گروه‌های اجتماعی باشد، غیرمشروع است که منتهی به تضاد اجتماعی می‌گردد و منظور از تضاد اجتماعی در این تعبیر نیز تلاش و رقابتی است که میان بخش‌ها و گروه‌های اجتماعی بر سر منابع ارزشمند مادی و معنوی جاری است؛ تضاد می‌تواند در قالب مجادله و در صورت ناکامی در قالب پرخاشگری جامعه نمایان گردد؛ اما طرح مفهوم عدالت در حوزه سلامت عمومی می‌تواند مرجع حل تضادهای اجتماعی باشد و به توازن گروه‌های اجتماعی در موقعیت بحرانی ناشی از شیوع ویروس کووید ۱۹ منجر گردد؛ بنابراین سلامتی سوالات مهمی را در ارتباط با مفهوم عدالت و قانون برمی‌انگیزد؛ از جمله آنکه شاخص‌های تعیین‌کننده تقدم افراد در دریافت واکسن چیست و مهم‌تر آنکه چه مقامی باید شاخص‌ها را تعیین نماید؟ آیا نهادی نظیر وزارت بهداشت برای تعیین و تصویب شاخص‌های تقدم دارای صلاحیت و مشروعیت می‌باشد؟ وضعیت غیرشفاف و غیرمنطقی موجود، در فرآیند توزیع واکسن در ایران بی‌نظمی، نارضایتی‌ها و نگرانی‌های متعددی را برای همه گروه‌های اجتماعی چه آنهایی که مقدم داشته شده و چه آنهایی که در لیست انتظار هستند، ایجاد نموده است، برخی از گروه‌های اجتماعی مدعی حق تقدم برای خویش در دریافت واکسن هستند و به لیست اعلامی و شاخص‌های تعیین کننده اعتراض می‌نمایند و تقدم سایر گروه‌های اجتماعی را ناشی از تبعیض نهادی قلمداد می‌نمایند، برخی با فریب و خدعه خود را در میان مشمولان واکسن قرار داده و واکسن دریافت می‌نمایند و جالب‌تر آنکه حتی برخی از مدیران ارشد که مجموعه تحت مدیریت ایشان بر اساس مصوبه ستاد ملی کرونا در ردیف مشمولان واکسن قرار داشته‌ است، از هجمه‌های رسانه‌ای ابراز نگرانی نموده و در دریافت واکسن تردید می‌نمایند؛ همه مشکلات اخیر به نبود سیستمی شفاف و قانونی برای تعیین مولفه‌های تخصیص و توزیع واکسن مرتبط است؛ این در حالی است که درسیستم‌های ملی تخصیص اعضا برای پیوند با هدف ارائه یک مدل عملی برای تخصیص عادلانه عضو، مدلی ریاضیاتی و مبتنی بر عوامل کلینیکی نظیر نوع خون، نوع بافت، شرایط اضطراری پزشکی، مکان جغرافیایی، سایز بدنی فرد دهنده عضو و گیرنده عضو و زمان صرف شده در فهرست انتظار و همچنین عوامل فرهنگی ارائه و بر اساس آن رتبه اشخاص در لیست انتظار را تعیین می‌نماید.

بخش نخست: مفهوم عدالت بهداشتی و سلامت
راه‌حل مشکلات اخیر، تضادها و اعتراض‌ها را باید در توجه جدی به مفهوم «عدالت بهداشتی و سلامت» جست‌وجو نمود؛ مفهوم عدالت بهداشتی و سلامت از مفاهیم بنیادی اخلاق پزشکی است؛ در عصر کنونی با پیشرفت‌های تکنولوژی به ویژه در حوزه سلامت، خدمات بهداشتی به عنوان یک مقوله یا کالا ضروری تلقی می‌گردد که توزیع آن باید بر اساس عدالت اجتماعی صورت گیرد، بدین معنا که معیارها و ابزارهای توزیع باید به نحوی عادلانه تنظیم گردند که توزیع برابر و منصفانه خدمات بهداشتی را در سطح جامعه و برای همگان تضمین نماید؛ از نظر ارسطو توزیع عدالت بهداشتی از مبانی اصل شکوفایی انسان در جامعه است، چرا که بدون سلامتی امکان پیشرفت اجتماع و ارتقا تمدن و نهادهای انسانی وجود ندارد؛ از این رو از نظر برخی عدالت بهداشتی یک هدف جهانی است، که اجرای آن به نفع همه افراد جامعه است و حتی از نزاع‌های سیاسی و تضادهای اجتماعی جلوگیری می‌نماید.

بخش دوم: ضرورت ایجاد مبنا قانونی در توزیع عدالت بهداشتی و سلامت
در ایران بر اساس تصمیم ستاد ملی کرونا که تحت ریاست وزیر بهداشت و درمان قرار دارد، گروهایی به دریافت واکسن اقدام نمودند و این در حالی است که گروهای اجتماعی دیگر از دریافت واکسن محروم گردیده‌اند اما باید اذعان نمود که همه نابرابری‌ها در توزیع واکسن غیرقانونی و ناموجه نیستند، منطقی است که برخی گروه‌ها نظیر پرسنل فعال کادر درمان مستقر در واحدهای درمانی نگهداری افراد آلوده به ویروس کووید ۱۹ بایست مقدم بر سایرین واکسن دریافت و ایمن گردند اما ادعای اصلی در این فرصت آن است که اولاً: آیا سپردن تصمیم گیری راجع به حقوق مهم و اساسی آحاد جامعه به شخص یا اشخاص خاصی موجه است؟ و ثانیاً آیا واقعاً همه گروه‌هایی که مقدم بر دیگران در دریافت واکسن برتری یافتند مستحق چنین استحقاقی بوده‌اند؟ برای نمونه از افراد کادر درمان اشخاص غیرفعال نیز موفق به دریافت واکسن شده‌اند یا دانشجویان حوزه درمان در هر مقطع تحصیلی که اساساً هیچ وظیفه‌ای در فرآیند درمان برعهده ایشان قرار نگرفته است نیز بر سایرین مقدم داشته شدند؛ بنابراین آیا عملکرد مدیران حوزه توزیع واکسن، جامعه را به وجود و جریان نوع خاصی از تبعیض نهادی که توسط نهادهای رسمی با رفتار به ظاهر متعارف تحمیل می‌گردد، دلالت نمی‌دهد؟ به نظر می‌رسد مدیران وزرات بهداشت مرجعی قانونی برای تشخیص الگورتیم و مولفه‌های تقدم افراد و گروه‌های اجتماعی و تنظیم لیست افراد جهت دریافت واکسن نیستند و همه نابرابری‌ها در توزیع واکسن موجه نیست و برای اجتناب از تضاد اجتماعی، ایجاد نابرابری‌های غیرموجه و تضمین عدالت در توزیع خدمات بهداشتی و شانس زندگی می‌بایست تصمیم‌گیری راجع به تعیین مولفه‌های برتری افراد در دریافت فرصت‌ها و خدمات بهداشتی و شانس زندگی را به قوانین سپرد تا اولاً قانون مبنای برتری و تفوق افراد گردد و ثانیاً نابرابری در دریافت خدمات بهداشتی موجه و مشروع باشد چرا که هم صدا با مارتین لوتر کینگ باید مدعی شد که از بین همه انواع نابرابری‌ها، بی‌عدالتی در مراقبت‌های بهداشتی بسیار تکان‌دهنده و غیرانسانی است و جز قانون نمی‌تواند مُعیِن استحقاق افراد باشد؛ بنابراین تاثیر دسترسی در زمان مناسب به واکسن در حفظ جان و

مطالعه بیشتر بستن