ادامه از صفحه قبل:

برای همین تولید سفال فقط در حد نیاز شهر نبوده و بسیار بیش از آن بوده است. نظام تولید نیز در این کاوش مشخص شد.

اگر بدانیم سفال ری تا کدام مناطق به وسیله بازرگانان جا به جا شده و به فروش رفته است می‌توانیم وسعت صنعت این شهر را با توجه به دوره تاریخی خود بیشتر درک کنیم. برای همین بفرمایید تا کنون سفال ری در کدام شهرها مشاهده شده است؟ دورترین نقطه یا شهری که سفال ری به آن جا دست پیدا کرده کجا بوده است؟
سفال ری بر سطح محوطه‌های اطراف ساوه و محوطه‌هایی که زمانی روستاهای عصر سلجوقی بوده‌اند یافت شده است. این مناطق از مشکویه در فواصل پنج و یا پنجاه کیلومتری قرار دارند.


از نحوه کار در این کارگاه‌ها و نوع قراردادهای مربوط به آن بگویید.
پرسشی که برای ما در زمان کاوش مطرح شد این بود، صنعت سفال‌گری در عصر سلجوقی، وابسته به دولت بوده و یا به صورت مستقل عمل می‌کرده است؟ با مشاهدات و یافته‌هایی که از این کاوش داشتم می‌توانم بدون تردید بگویم که افراد متخصص در کارگاه‌هایی فعالیت می‌کرده‌اند که زیر نظر و کنترل مستقیم حاکم زمان خود بوده است.

در واقع کار در این کارگاه‌ها با کنترل دولت
بوده است. قانون حاکم بر این شهرک صنعتی
چه بوده است؟
ما می‌دانیم که در دوره سلجوقی به دستور خواجه نظام‌الملک وزیر، رسم یا روش اقطاع که امروزه به آن مقاطعه‌کاری گفته می‌شود در جامعه مورد توجه بوده و به صورت یک رسم و آیین پیاده می‌شده است. بر اساس این رسم، یک روستا یا یک زمین زراعی، یا یک شهر و یا یک منطقه جغرافیایی به یک دولتمرد و یا فردی که نزدیک به دربار بوده است، ‌بخشیده می‌شده است. در طی این بخشش یا به نوعی واگذاری، این انتظار از افرادی که در آن مشغول به کار و بهره‌برداری بوده‌اند، وجود داشته که بخشی از عایداتی که از آن به دست می‌آمده، مانند تولید کشاورزی و یا… به خزانه دولت پرداخت کنند.

رسم اقطاع تنها در این شهر انجام می‌شده است؟
در دوره سلجوقیان رسم اقطاع در ایالت ری و ایالات همجوار انجام می‌شده است. برای نمونه گفته می‌شود که اتابک
شیرگیر مناطق اطراف ایالت خود را به شکل اقطاع در اختیار داشته و این اثباتی بر وجود این رسم در آن دوره و شهر مشکویه است.

حاکم خود نظارت مستقیم بر کارگاه‌ها داشته و یا با کارگزاران خود این نظارت را انجام می‌داده است؟
به طور کلی این اطلاعات در کنار یکدیگر ما را به این یقین رساند این شهر به عنوان مهم‌ترین شهر تولیدکننده سفال وجود داشته و با روش اقطاع اداره می‌شده است؛ اما این به این معنی نیست که حاکمی که اقطاع این شهر را در اختیار داشته در همان شهر مشکویه هم زندگی می‌کرده است.
بلکه به نظر می‌رسد که این حاکم نماینده‌ و یا کارگزاری از سوی خود داشته است که می‌توانسته او را در اداره کارگاه‌های شهر، که نهادی اقتصادی به شمار می‌آمده کمک و حتی
در امور مربوط به آن دخالت کند. یعنی حکومت و نهاد
سیاسی وقت، دخالت مستقیمی بر کارگاه‌های شهر مشکویه داشته‌ است.

اگر اختلافی بین حاکم سلجوقی که مانند مالک کارگاه امروزی است و اجاره‌کننده آن‌ها که درواقع صنعتگران و متخصصان سفالگری بوده‌اند رخ می‌داده، تکلیف چه بوده است؟
در روش اقطاع قراردادی بین منعقد نمی‌شده است و اگر اقطاع‌دار با حکومت مرکزی یا دولتکردان متنفذ دچار مشکلی می‌شدند، اقطاع از ایشان گرفته می‌شده است، حتی بدون وجود هیچ دلیل محکمه‌پسندی نیز این اتفاق ممکن بوده رخ دهد.

سرمایه‌ای که فرد صرف این کار کرده بوده چه
می‌شده است؟
متاسفانه با سلب حق اقطاع تمام سرمایه‌گذاری فرد نیز از بین می‌رفته است.

مشکویه در تاریخ خود می‌تواند حاکمیت
خصوصی را هم تجربه کند یا همواره دارای مالکیت دولتی بوده است؟
با وجود این که مشکویه شهری تولید‌کننده بوده و از نظر اقتصادی رونق داشته و سفال‌های مردمان روستاهای اطراف و بخشی از شهر ری را در دوره سلجوقی تامین می‌کرده، اما به نظر می‌رسد که مالکیت در آن، مالکیت خصوصی نبوده و در اختیار حاکمی بوده که شهر را به صورت اقطاع در اختیار قرار داشته است. بنابراین می‌توان گفت که مالکیت غیرخصوصی در این شهر وجود داشته است. ولی این نوع مالکیت با یورش مغول‌ها دچار تغییرات اساسی می‌شود.
این شهر در کنار جاده ابریشم و در کنار شاهراه خراسان قرار داشته و درواقع سر راه تجار بوده است. این موقعیت جغرافیایی اقبال بلندی برای تجارت سفال این شهر محسوب می‌شده است، ولی متاسفانه این موقعیت در هنگام حمله مغول‌ها به ضرر این شهر تمام می‌شود.
زیرا با یورش مغول‌ها مورد تهاجم و یورش قرار می‌گیرد. نتایج کاوش ما نشان می‌دهد که برخی از افراد در پی
این یورش از شهر مهاجرت کرده‌ و کارگاه‌ها نیز از رونق
افتاده است.

مالکیت خصوصی در این شهر چگونه اثبات می‌شود؟
کاوش ما یافته مهمی را نیز در رابطه با نوع مالکیت در این شهر نشان می‌دهد. ما به این یافته دست پیدا کردیم که پس از فروکش کردن حمله مغول‌ها، مردم از عناصر و اجزای به جا مانده از کارگاه‌ها به منظور ساختمان‌سازی و منافع شخصی، استفاده کرده‌اند. همین نکته نشان می‌دهد که مالکیت دولتی با سقوط خوارزمشاهیان از بین رفته و اشیایی که از آن کوره‌ها باقی مانده و یا عناصری که در معماری آن‌ها به کار می‌رفته است، به عنوان اشیا و یا اشیای مورد استفاده شخصی تغییر کاربری داده است.
به این معنی که این ابزار و عناصر که تا پیش از یورش مغول‌ها در اقطاع دولت بوده، در ساخت خانه‌های شخصی و یا دیگر تملکات خصوصی آنان مورد بره‌برداری قرار می‌گرفته است. درواقع مالکیت دولتی در مشکویه در این زمان به به مالکیت خصوصی تغییر پیدا می‌کند.

پس از این دوران و حمله مغول‌ها چه سرنوشتی برای مشک‌وی یا مشکویه رقم می‌خورد؟
در پی حمله مغول‌ها در متون به جا مانده از گذشته دیگر اسمی از مشکویه دیده نمی‌شود. با وجود این که پیش از حمله مغول در بیشتر متون جغرافیایی و تاریخی، مشکویه یا مشک‌وی، به کرات یاد شده است، ولی پس از این حمله، نامی از آن برده نمی‌شود. این نکته نشان می‌دهد که این شهر، دوباره تبدیل به روستای کوچکی شده است. روستایی که بسیاری از کارگاه‌های بزرگش نیز از رونق افتاده‌‌اند.
هنرمندان و متخصصان این کارگاه‌ها نیز به احتمال زیاد به شهرها و اماکن دیگر مهاجرت کرده و چرخ اقتصاد شهرهای دیگر را به گردش درآورده‌اند.

برای مخاطبان «حامی‌عدالت »درباره نام این شهر که به دو صورت مشکویه و مشک‌وی نام برده می‌شود نیز توضیحی دهید.
مشکویه دو معنی دارد. اگر آن را مشک‌وی در نظر بگیریم به معنای جایی است که دارای مشک است، اما اگر آن را مشکویه در نظر بگیریم به معنای کاخ و حرمسرای پادشاهان خواهد بود. از آن جا که در متون باستانی از هر دو نام استفاده شده است، مشخص نیست که مردم ساکن در این شهر، خود کدام نام را مدنظر داشته‌اند.

مطالعه بیشتر بستن