خودسازی لازمه تحقق تمدن نوین اسلامی

پس از آن که حقوق‌دانان هدف، آثار، لوازم و مراحل رسیدن به تمدن نوین اسلامی را شناختند باید وارد در عرصۀ عمل شوند. اولین گام در این زمینه اقدام برای خودسازی است.
«اولین و مهم‌ترین قدم خودسازی این است که انسان به خود و به اخلاق و رفتار خود با نظر انتقادی نگاه کند؛ عیوب خود را با روشنی و دقت ببیند و سعی در برطرف کردن آن‌ها داشته باشد.»
بر مبنای این رویکرد چنانچه افراد جامعۀ اسلامی‌متخلق به آداب و اخلاق الهی نباشند اساساً در اسلامی‌بودن آن جامعه جای تردید است:

«باید انسان بشویم، باید اخلاق انسانی را در خودمان تقویت و تکمیل کنیم؛ این، آن قدم بعدی و خیلی مهم است. اگر در جامعهای که متعلق به اسلام است، در نظامی‌که ارکان آن، ارکان اسلامی‌است، ما از اخلاق الهی دور بمانیم ودنبال هوس‌ها، خودخواهی‌ها و خودپرستی‌ها برویم و هر کس تلاش کند برای این که بیشتر به دست بیاورد، بهتر بخورد و بهتر زندگی کند، از دست این و آن بقاپد و اگر لازم شد، بیش از حق خود استفاده و تصرف کند؛ نه گذشتی باشد و نه ایثاری! این چه حکومتی خواهد بود؟! چه اسلامی‌و چه جامعۀ اسلامی‌خواهد بود؟!»

مفهوم خودسازی و تحول اخلاقی
اقدام برای حرکت به سمت و سوی خودسازی منوط به شناخت دقیق ابعاد تحول اخلاقی است:
«تحول اخلاقی، یعنی اینکه انسان هر رذیلت اخلاقی، هر اخلاق زشت، هر روحیۀ بد و ناپسندی که موجب آزار دیگران یا عقب‌ماندگی خود انسان است، آن را کنار بگذارد و به فضایل و زیبایی‌های اخلاقی، خود را آراسته کند. در جامعه‌ای که حسد و بددلی وکینه نباشد، اگر کسانی صاحب فکرند، آن فکر را در راه توطئه برای دیگران و تقلب با دیگران و خدعه در کار دیگران به کار نبرند، اگر کسانی دارای سواد و معلومات‌اند، آن را در راه ضرر زدن به مردم و کمک کردن به دشمنان مردم به کار نبرند، بلکه همۀ افراد انسان در یک جامعه، به یکدیگر خیرخواه باشند، به هم کینه نورزند، به هم عقد و حسد نداشته باشند، به بهای نابودی دیگران، زندگی خود را سروسامان ندهند و دست یافتن به همه چیز را نخواهند، این تحول اخلاقی است وحداقل قضیه است.»

مهم‌ترین توشه‌های خودسازی
بر این اساس لزوم حفظ رابطۀ با خدا، لزوم وجود تقوای جمعی علاوه بر تقوای فردی، محاسبۀ نفس، تهذیب نفس و انجام کار برای خدا و … از جمله پیش‌شرط‌های تحقق تکالیف حقوق‌دانان در دولت اسلامی‌محسوب می‌شود.

لزوم حفظ رابطۀ با خدا
اولین و مهم‌ترین وظیفه در اهداف کلان دولت اسلامی، حفظ رابطه با خداوند است. آحاد مردم مسلمان ایران، به‌طور خاص حقوق‌دانان و به ویژه مسئولان متناسب با جایگاهی که در اختیار دارند در این مورد مسئولیتی سنگین بر دوش دارند:
«برادران و خواهران عزیز! ما که در جمهوری اسلامی مشغول خدمت هستیم، فراتر از همه فکرها و سلیقه‏ها و گرایش‌ها و انگیزه‏ها و تفاوت‌هایی که قهراً وجود دارد، همه باید در یک چیز مشترک و به آن مهتم باشیم و آن حفظ رابطه خودمان با خداست؛ ذکر نعمت الهی است؛ به یاد داشتن لطف و فضل پروردگار است به خاطر فرصتی که به ما داده است. این به اختلاف سلایق، بینش‌های سیاسی و گرایش‌های گوناگون سیاسی و جناحی و حزبی و غیره ارتباطی ندارد؛ این مربوط به همه است. هر کس مسئولیتش بیشتر است، به این بیشتر احتیاج دارد. بنده ضعیف و ناتوانی که مسؤولیتم سنگین است، بیش از شما احتیاج دارم. مخاطب این موعظه در درجه اوّل خود من هستم. دل‌ها را باید با خدا آشنا نگه‌داشت. آنچه در این راه مهمّ است، نیّت خدمت و تلاش برای خدمت است. این نیّت را باید حفظ کرد؛ نیّت مقدّسی است.»

موعظۀ قرآن لازمۀ زندگی
یکی از مصادیق و موارد حفظ رابطۀ با خداوند انس با قرآن است. قرآن به‌عنوان کلام خداوند و برنامه زندگی حقوق‌دانان بهترین موعظه‌کننده برای خودسازی و مراقبت از خود است.
«یکی از راه‌هایی که این عمق را در اعتقادات انسان، در مبانی فکری انسان، در روح انسان، در ایمان انسان ایجاد می‌کند، انس با قرآن است. بنابراین در زندگی حتماً قرآن با تدبر را در نظر داشته باشید و نگذارید حذف شود.»
«اصل قضیه هم همان‌طور که عرض کردیم، مراقبت از خود است. خودسازی و مراقبت از خود، اساس همۀ این کارهاست که می‌تواند ان‌شاءاللَّه همۀ ما را هدایت کند و خدای متعال بایستی کمک کند. از خدای متعال بایستی کمک خواست، باید استغاثه کرد، باید به قرآن و دعا و تضرع پناه برد. من از جملۀ سفارش‌هایی که گاهی قبلاً هم به دوستانِ نمایندۀ مجلس عرض کردم، به مسئولین دولت هم همینجور، این است که تلاوت قرآن را نگذارید از زندگیتان حذف شود. حتماً قرآن بخوانید؛ هر روز، ولو کم، ولو روزی یک صفحه؛ با تأمل و با دقت. اصرار ما بر این است که دوستان رابطه‌شان را با قرآن از دست ندهند. به آن ده دقیقه‌ای هم که در اول مجلس قرآن خوانده می‌شود، اکتفا نکنید.
اگر چه حالا یک سنت خوبی هم در مجلس هفتم گذاشته شد که ترجمۀ قرآن هم خوانده می‌شود که کار مفید و شایسته‌ای است، لیکن به او اکتفا نکنید. قرآن درس است، قرآن موعظه است؛ ما همه به موعظه احتیاج داریم. موعظه معنایش این نیست که چیزی را که انسان نمی‌داند، همیشه به آدم بگویند؛ گاهی چیزهایی است که ما می‌‌دانیم، اما در شنیدن اثری است که در دانستن نیست؛ باید بشنویم و قرآن به ما می‌‌شنواند. «موعظه من ربّکم». تعبیر وعظ و موعظه در قرآن مکرر به کار رفته است. قرآن موعظه است.»

محاسبۀ نفس تکلیف هر فرد
یکی دیگر از مصادیق حفظ رابطۀ با خداوند محاسبه نفس است. یکبار قرآن انسان را موعظه می‌کند یکبار هم انسان باید خویش را موعظه ‌کند. این نوع مراقبت در خصوص مسئولان و حقوق‌دانان می‌تواند بسیار مورد توجه و اهمیت قرار بگیرد چرا که هر فردی بیشتر از دیگری نسبت به خود آگاه است. لذا مقام معظم رهبری در مورد محاسبۀ نفس به‌عنوان یکی از مصادیق تهذیب نفس می‌فرمایند:
«اما مفیدتر از آن این است که انسان خودش، خودش را موعظه کند: «ما کان لک واعظ من نفسک و ما کانت المحاسبه من همّک»؛ تا وقتى که از درون خودت موعظه‌گرى دارى و تا وقتى که همّت تو بر حسابرسى خودت هست. خودمان را را رها نکنیم؛ از خودمان حساب کشیم. این حرف را زدیم، چرا زدیم؛ این کار را کردیم، چرا کردیم؛ این پول را گرفتیم، یا دادیم؛ چرا گرفتیم و دادیم؟ خودمان را محاسبه کنیم. محاسبۀ خود انسان مى‌تواند دقیق‌تر از محاسبۀ دیگران باشد؛ چون انسان نمى‌تواند از خودش چیزى را پنهان کند. «و ما کان الخوف لک شعارا و الحزن لک دثارا»؛ تا وقتى که ترس از خدا شعار تو و احتیاط و برحذر بودن از عذاب الهى دثار تو باشد، در خیرِ نیکویى خواهى بود.»

ظهورات تقوا در عرصه‌های فردی و اجتماعی
تقوا به معنای مراقبت کردن از خود است. در این خصوص باید گفت که حقوق‌دانان اعم از قضات، وکلا، اساتید و کارشناسان حقوقی باید در گفتار، کردار، تصمیم‌گیری و.. تقوا داشته باشند.
«تقوا مایۀ هدایت، فَرَج و اقتدارِ عزم و ارادۀ انسانى است. تقوا چیزى نیست جز مراقبتِ از خویشتن؛ از گفتار خود، از کردار خود، از معاشرت خود، از تصمیم‌گیرى خود. مراقب باشیم در تصمیم‌گیرىِ ما، در عمل ما، در فکر و سخن ما ارادۀ شیطانى وارد نشود؛ این همان تقواست. هر کس این مراقبت را داشته باشد، خداى متعال به او کمک مى‌کند.»
مسئله مهم‌تر موضوع رعایت تقوای جمعی در کنار تقوای فردی است که لازم است حقوقدان در انجام فعالیت‌های تشکیلاتی حقوقی خود نسبت به رعایت تقوا فردی و جمعی اهتمام داشته باشند. مقام معظم رهبری در خصوص این موضوع می‌فرمایند:
«یک تقواى جمعى هم داریم. تقواى جمعى این است که جمع‌ها مراقب خودشان باشند. جمع به حیث جمع، مراقب خودشان باشند. بى‌مراقبتى جمع‌ها نسبت به مجموعۀ خودشان، موجب می‌شود که حتّى آدم‌هائى هم که در بین آن جمع‌ها تقواى فردى دارند، با حرکت عمومىِ آن جمع‌ها بغلتند و به جایى بروند که نمی‌خواهند. در طول این سى سال، ما از این ناحیه ضربه خورده‌ایم.»

کار برای خدا
همه آنچه را که در مورد لزوم ارتباط با خدا، تهذیب نفس و مصادیق و موارد آن ذکر شد در یک جمله خلاصه خواهد شد و آن اینکه «برای خدا کار کنید». اگر نیت و اقدام همه براساس همین جمله باشد طوری که تکلیف هر حقوقدان اجرای تمام و کمال وظیفه‌اش برای رضای خداوند باشد و نه چیزی از نوع مقام و ثروت آن‌وقت است که می‌توان جامعه آرمانی و مهدوی را تصور کرد.
«یکی از ویژگی‌ها که بسیار مهم است تا برای خودسازی به آن توجه کنیم وشاید جنبه تقدمی‌هم داشته باشد، «اخلاص» است. اخلاص عبارت است از کار را خالص انجام دادن و این که کاری را مغشوش انجام ندهیم؛ خالص بودن عبادت و عمل این است که برای خدا باشد.»
«ببینید تکلیف شرعیتان چیست؛ هرچه که تکلیف شرعی شما بود، به آن عمل کردید، پیش خدای متعال مأجورید. البته باید برای فهمیدن موضوع و حکم شرعی، انسان چشم‌هایش را باز کند و تلاش نماید – در این شکی نیست – اما اگر شما برای ادای تکلیف شرعی تلاش کردید و اشتباه کردید، در عین حال شما اجر دارید؛ این بد است؟! این معامله بدی با خداست؟! «من کان لله کان الله له»؛ هرکس برای خدا کار کند، خدا هم همه این قدرت عظیم خود را برای او، در جهت او و در خدمت او قرار خواهد داد. فرموده است: «والّذین جاهدوا فینا لنهدیّنهم سبلنا»؛ هدایت هم می‏کند. وقتی شما برای او تلاش کردید، نمی‏گذارد در گمراهی بمانید؛ هدایت هم می‏کند.»

ارتباط مستمر با دعا
«دعا! دعا هم خیلی چیز مهمی‌است و به نظر من صحیفۀ سجادیۀ مبارکه یکی از بهترین ذخایر معنوی ماست، اگر بتوانیم از این استفاده کنیم. با این دعاهای صحیفۀ سجادیه که هر کدامی‌یک بابی است، هر کدامی‌یک دنیای خاصی است، یک دریایی است و معارف را به انسان تعلیم می‌‌دهد، دل انسان را نرم می‌کند، خشوع را به انسان تعلیم می‌‌دهد، مأنوس باشید.»

توکل و اعتماد به خداوند متعال
«در راه‌هاى طولانى گاهى انسان قوّه هم دارد، زانو و پاها اصلاً خسته نشده، اما آدم از حرکت خستۀ روحى مى‌شود. این خستگى روحى انسان را از رسیدن به اهداف باز مى‌دارد. براى این‌ که این خستگى روحى پیش نیاید -که از خستگى جسمى گاهى خطرش هم بیشتر است- استمداد از پروردگار، توکل به خدا و امیدوارى به کمک الهى لازم است؛ این را از دست ندهید و این را داشته باشید.»
دوری از غفلت و غرور
«اگر بخواهیم استغفار- این نعمت الهى- را به دست بیاوریم، دو خصلت را باید از خودمان دور کنیم، یکى غفلت و دیگرى غرور. غفلت، یعنى انسان به‌کلّى متوجّه و متنبّه نباشد که گناهى از او سر مى‌زند. مثل بعضى از مردم ، بعضى از این افراد غافل، اصلاً به ثواب و عِقاب عقیده‌اى ندارند. بعضى به ثواب و عقاب هم عقیده دارند، اما غرق در غفلت‌اند و اصلاً ملتفت نیستند که چه کار مى‌کنند. اگر این را در زندگى روزمرّۀ خودمان قدرى ریز کنیم، خواهیم دید که بعضى از حالات زندگى ما شبیه حالات غافلان است. غفلت، دشمنى بسیار عجیب و خطر بزرگى است. شاید واقعاً براى انسان هیچ خطرى بالاتر و هیچ دشمنى بزرگ‌تر از غفلت نباشد.»

مطالعه بیشتر بستن