ادامه از صفحه ی قبل :

ش بحث قانونی است و نیاز به اصلاح قانون دارد. در اظهاراتی که چه شما و چه سایر اعضای کانون وکلای دادگستری درباره نهاد وکالت می‌کنید همیشه استقلال کانون وکلا مورد تاکید قرار می‌گیرد. از جمله اینکه عنوان کردید کانون ریالی از دولت هزینه دریافت نمی‌کند و تماما روی پای خود ایستاده است، با این حال اگر رسانه بخواهد فعالیت‌های این نهاد را مورد بررسی قرار دهد متهم به خدشه وارد کردن به استقلال کانون می‌شود.

برای نمونه طبق آمار سازمان امور مالیاتی کانون وکلا چیزی حدود ۱۲ تا ۱۸ میلیارد تومان فرار مالیاتی دارد؛ یا اینکه وقتی سوال می‌شود شما مگر چه مسئولیتی داشتید که سفیر فرانسه را- همان شخصیتی که در پرونده خون‌های آلوده دستش به خون چند ده ایرانی آلوده است – دعوت به جلسه در کانون وکلا کردید و در حالی که ما با این افراد درگیری‌های سیاسی داریم و… همواره می‌گویند به استقلال ما خدشه وارد نکنید! یا مثلا درباره تبصره ۴۸ که فرمخودید، این موضوع قانون مصوب ئو خروجی خروجی قوه مقننه است و اتفاقفا خود قوه قضائیه هم با این موضوع مخالف است اما دستگاه قضائی چاره‌ای جز اجرای قانون ندارد؛ راه اصلاح این است که از طریق دولت که همسو با شماست لایحه بدهید تا این تبصره اصلاح شود، اما باز در چنین مواردی بجای شنیدن پاسخ منطقی به خدشه وارد کردن به استقلال کانون وکلا متهم می‌شویم. این استقلال کانون وکلا چماقی بر سر منتقدین شده است!
هیچکدام از این مواردی که گفتید اگر از سوی همکاران بنده مورد اشاره قرار می‌گیرند منطقی نیست. مالیات مسئله‌ای است که طبق قانون باید پرداخت شود.نقد باید باشد و اتفاقا خود کانون وکلا باید منتقد خودش باشد. من اخیراً کسی را که از جناح خودم بود و رئیس کانون شده بود، نقد باز کردم.به ایشان با صراحت گفتم شما که انتخاب شدید برنامه نداشتید و من با این مضوع مخالفم، بودجه نداشتید و منِ نجفی توانا با این موضوع مخالفم، تندروی کردید و منِ نجفی توانا با این موضوع مخالفم. اینها را علناً گفتی، آن هم نسبت به کسی که من خودم در انتخابش نقش داشتم.
متاسفانه هم شاید ما نتوانسته‌ایم مفهوم استقلال را تفهیم کنیم و هم شاید دوستان تعریف درستی از استقلال نداشته اند. به جلسه با سفیر فرانسه اشاره کردید، این تنها جلسه‌ای نبوده که ما با سفرا داشته باشیم. با سفرای انگلستان و اسپانیا هم جلسه داشتیم. اتفاقا عقیده دارم که در جلسه با چنین افرادی می‌توانیم درباره حقوق بشر در دنیا و ایران صحبت کنیم، می‌توانیم این افراد را به چالش بکشیم. برای نمونه وقتی از این افراد پرسیدیم چرا حقوق بشری که به آن عقیده دارید را در یمن اجرا نمی‌کنید مایل به ادامه بحث نشدند! ما به رعایت حقوق بشر در کشور خودمان نقد داریم اما دلیل نمی‌شود رفتار متناقض دولت‌های دیگر را نبینیم و به آنها انتقاد نکنیم.
راجع به مالیات البته این نکته حائز اهمیت است که باید از همه گرفته شود و تنها روی قشر وکیل و پزشک تمرکز نشود. در این باره باید از ثروتمندان پس از انقلاب و مسئولینی که ۲۰، ۳۰ سال در منصب بودند هم بخواهند که این ثروت را از کجا کسب کرده اند؟ ما هم در قشر وکلا متعهد به پرداخت مالیات هستیم.

خیر آقای دکتر! در همین موضوع پرداخت مالیات وکلا متعهد به نصب کارت خوان نمی‌شوند!
اتفاقا کارت‌خوان به نفع ما است، چرا که یک نفر مراجعه می‌کند و می‌خواهد بابت دریافت خدمات ۱۰۰ هزار تومان پرداخت کند، دیگر نیازی نیست که پول پرداخت کند. خود بنده به دلیل شرایط فعلی شیوع کرونا هنوز نگذاشته ام. اما درباره تبصره ۴۸ که عنوان کردید، این تبصره خلاق حقوق بشر، استقلال کانون وکلا و قانون اساسی است. زمان آقای لاریجانی این قانون تصویب شد؛ زمانی که بنده رئیس کانون وکلا بودم خدمت ایشان رفتیم و گفتیم نظر ما این بوده و است که اگر این قانون اجرا شود تبعیض قائل شده اند. متاسفانه قانون‌گذار برای این قانون معیاری در نظر نگرفته است.
در جلسه‌ای هم که با آقای رئیسی داشتیم ما همین مسائل را دوباره گفتیم که ایشان عنوان کردند در تلاش برای حذف این تبصره هستند که خوشبختانه در آیین نامه اصلاح شده این مورد دیده شده است. بنابراین اگر کسی بخواهد زیر چتر استقلال قانون گریزی کند با آن مخالف هستیم. بنده همیشه گفته‌ام که قوه قضائیه مقتدر باید در کنار کانون وکلای مستقل باشد، البته کانونی که باید تحت نظارت سایر نهادها باشد. ما نظارت گریز نیستیم بلکه نظارت پذیر هستیم. در تمام دنیا تمام کانون‌ها تحت نظارت هستند اما نه نظارتی که تبدیل به مداخله شود، نه نظارتی که دادگاه انتظامی حکمی دهد که خارج از تقاضا باشد. ما نظارت قانونی را می‌پذریم، اگر نظارت نباشد نمی‌شود نهاد صنفی را اداره کرد؛ اما موافق مداخله نیستیم.

در بازه‌هایی در کانون وکلای مرکز این مواردی را که دیدیم که شما عنوان کردید. به عنوان نمونه در مورد حقوق بشر شاهد پرونده‌سازی علیه نظام توسط وکلایی هستیم که از کانون وکلا پروانه گرفته اند. یا باز هم به عنوان نمونه شاهدیم پس از جلسه با سفیر فرانسه، منافقین در فرانسه با وکلا جلسه‌ای برگزار می‌کنند و برای آزادی یک وکیل مجرم در ایران تجمع می‌کنند. البته حرف بنده این است که متاسفانه مدیریت کانون در دوره‌های مختلف به گونه‌ای بوده که سلایق شخصی اعمال شده و در مواردی بصورت ساختاری و تشکیلاتی علیه منافع نظام اقدام‌هایی کرده اند. همین مسئله باعث شده به قول شما مدیران نسبت به کانون بدبین شوند. متاسفانه کانون طی سال‌های اخیر و در مواردی نه تنها مدافع منافع نظام نبوده است بلکه به دنبال حاشیه‌سازی بوده است.
بنده مواردی که گفتید را میپذیرم اما نتیجه‌ای که کسب کردید را خیر! اول این که کانون وکلا یک نهاد غیرسیاسی و صنفی است، حق دخالت در مسائل سیاسی ندارد. زمانی که بنده چه مدیر بودم و چه عضو هیئت مدیره بودم بارها عنوان کردم که من قسم خوردم که در کار وکالت و صنف غیرسیاسی عمل کنم. در دوره‌ای که مدیر بودم در مقابل بسیاری از افرادی که نمی‌خواهم اسم بیاورم ایستادم. با توصیه نمی‌شود کانون را مدیریت کرد، بلکه اداره کانون تابع قانون است. کانون هیچ‌وقت اپوزیسون نبوده و نباید باشد. اگر من حرکتی انجام می‌دهم یا تشکیلاتی را شکل می‌دهم ارتباطی با کانون وکلا ندارد.

پس قائل نیستید که کانون مرکز در مواردی اپوزیسون واقع شده است؟
کانون هیچ وقت اپوزیسون نبوده است. اگر موردی را مثال زدید باید از خود آن شخص بپرسید که چرا اینگونه عمل کرده است. زمانی که سفیر انگلستان به کانون آمد و عنوان کرد که شما زیر ۱۵ سال را اعدام می‌کنید بنده گفتم بله من هم نقد دارم اما شما زیر ۱۰ سال را اعدام می‌کنید. امریکا ۱۶ ساله را اعدام می‌کند!

پس چرا کانون مرکز با افرادی که هر شب در بی‌بی سی و ایران اینترنشنال صحبت می‌کنند برخورد نمی‌کند؟
در کشور حدود ۷۰ هزار وکیل داریم. چه تعداد از این افراد چنین مصاحبه‌هایی می‌کنند؟ ۳ یا ۴ نفر! چند روحانی یا نماینده مجلس یا قاضی پس از انقلاب خیانت کردند؟ معدل سلامت وکلا از دیگران بیشتر نباشد کمتر نیست. با آسیب شانسی خدمت شما عرض میکنم که میزان فساد در سایر اقشار بیشتر از وکلا است. البته نمی‌خواهم بگویم که وکلا گاها تخلف‌های عمومی، اخلاقی و انتظامی نمی‌کنند. اما به این دلیل که وکیل از قانون می‌ترسد سلامتش از سایر اقشار بیشتر است.

یک نگاه دیگر هم است که کسی که قانون را بلد است بهتر می‌داند چگونه قانون را دور بزند. به تخلف سایر اقشار اشاره کردید بله قبول دارم، اما ما تا به تخلف یک وکیل اشاره می‌کنیم باز انگ خدشه دار کردن استقلال کانون وکلا زده می‌شود؛ یا عنوان می‌شود ما صنف هستیم و خودمان می‌دانیم چه کنیم و نیاز به نظارت نهادهای نظارتی نیست. شما بفرمایید در طول ۴۰، ۴۱ سال انقلاب اسلامی چه تعداد وکیل به دلیل تخلف یا جرم ابطال پروانه شده اند؟ هیچ گزارشی تاکنون در این باره داده نشده است. اما مراجعه کنید به دادگاه روحانیت و بپرسید چه تعداد روحانی خلع لباس شده‌اند که آمار آن موجود است. اما ما از نهاد وکالت هیچ آماری در دست نداریم و وقتی هم برای گرفتن آمار مراجعه کردیم هیچ آماری در دسترس نبود.
همانطور که گفتم ما نظارت را می‌پذیریم اما اینکه اماری در این باره وجود ندارد یا نقص شماست و یا نقص کانون که آماری در این باره به شما نمی‌دهد. قطعا ما در طول سال تعلیق، درج در پرونده و ابطال پرونده داشته و داریم. نکته‌ای که باید به آن توجه شود این است که در طی سه دهه فعالیت صنفی، قضاتی که سلب صلاحیت می‌شوند به کانون برای دریافت پروانه مراجعه می‌کنند. ما استعلام میکنیم، یعنی از نظارت و پذیرش نظارت و پاسخ دریافت می‌کنیم که صلاحیت ندارند. اما همین افراد به دادگاه انتظامی مراجعه می‌کنند و علیه ما رای می‌گیرند و بعد پروانه دریافت می‌کنند! اگر فسادی است متوجه افرادی است که امتحان نمی‌دهند و به دریافت پروانه اقدام می‌کنند. بنابراین وقتی ما مبارزه می‌کنیم اما قوه قضائیه حمایت نمی‌کند چه کنیم؟ ما افرادی داریم که ده‌ها مرتبه تخلف انتظامی کردند اما باز هم فعالیت می‌کنند.
بنده با شما مخالفتی ندارم و خیلی وکلا ممکن است تخلف کنند اما جامعه‌ای که نظم گریزی در آن فرهنگ شده است، قانون گریزی در آن فرهنگ شده، انتظار قانون پذیری از نهاد وکالت با ۷۰ هزار جمعیت در مقابل ۸۰ میلیون جمعیت انتظار زیادی است!

اما وکلا قسم خورده‌اند که حامی قانون و عدالت باشند!
بحث عدالت، موضوعیت دارد اما بحث بحث اصلی بر سر روش نایل شدن به موضوع عدالت است. بنده موافق آسیب شناسی قشر وکالت و قضاوت هستم. من صحبتم بر سر فساد است، در جامعه‌ای که فلان مسئول، دختر و پسر و داماد فلان نفر و… دچار فساد هستند از یک وکیل جوان که می‌خواهد زندگی‌اش را بگذارند انتظار کوچکترین تخلفی نداشتن، انتظار بجا اما موسعی است.
خواهش من این است که تخلف انتظامی را از فساد جدا کنید. بله! وکیل قانون می‌داند و ممکن است در پرونده‌ای که باید ۲۰ میلیون حق الوکاله بگیرد بیشتر دریافت کند. اما اگر وکیلی که دعوی یک پرونده ۳ هزار میلیاردی را برعهده میگیرد ۲۰ میلیارد تومان حق الوکاله دریافت کند و مالیاتش را هم بپردازد چه اشکالی دارد؟ شما حاضرید آن سرمایه دار ۳ هزار میلیارد تومانش را ببرد اما وکیل حق الوکاله‌اش را نگیرد؟ یک متخصص پزشکی بعد از ۳۰ سال کار یک عمل می‌کند و ۲۰ میلیون تومان هزینه عمل دریافت می‌کند!
سوال من از شما این است که گردنه و کوه و دریا را چه کسانی خورده اند؟ افرادی که نمی‌توان با آنها برخورد کرد. این افراد وکیل نیستند. فساد جزیره نیست، شبه جزیره و قاره است؛ وکلا به مانند سایر اقشار دارای تخلف و فساد هستند، یک وکیل ممکن است مرتکب قتل شود یا رشوه دریافت یا پرداخت کند. ما باید بستر فساد پذیری را حذف کنیم، اگر یک قاضی آموزش کافی دیده باشد و مستقل و فساد ناپذیر باشد وکیل نمی‌تواند به آن نفوذ کند.وکلا بیش از اینکه از قوه قضائیه بترسند از کانون وکلا ترس دارند.

مطالعه بیشتر بستن