کل کشور پهنه خدمات کمیسیون فرهنگی – رفاهی مرکز

خانواده قوه قضائیه به مناسبت عید غدیر از عهدی که به ریاست قوه قضاییه در دفاع از حقوق محرومان داده سخن گفت و خدمات مرکز وکلا در قبال قشر ضعیف جامعه را تشریح کرد. این درحالیست که کمیسیون فرهنگی- رفاهی مرکز وکلای قوه قضاییه هم به مناسبت عید غدیر برنامه هایی به منظور خدمت رسانی اجرا کرد.
دکتر علی بهادری به مناسبت عید غدیر درباره اینکه کار علوی در توسعه عدالت در مرکز وکلا چگونه اتفاق می افتد گفت: برای اینکه بتوانیم رهرو علوی باشیم، جامعه وکالت و جامعه کارشناسی باید در حد توان هر آنچه می تواند بیشتر کمک کند به تحقق عدالت در سطح جامعه که اساسا کار ویژه این قشر هم همین است.


وکالت دوطرفه
وی به نقل قولی هم پرداخت و گفت: یکی از دوستان در جلسه تعریف می کرد که وقتی ارباب رجوعی به وکیل مراجعه می کند اول از همه آن وکیل باید موکل‌اش را قضاوت کند، ببیند حق با او هست یا نه؟ و اینکه موکل چه حقوقی دارد و درچارچوب حقوق‌اش هم به او آموزش دهد و هم وکالت‌اش را بپذیرد.
رییس مرکز وکلا، کارشناسان رسمی و مشاوران خانواده قوه قضائیه افزود: اگر جامعه کارشناسان و جامعه وکلا بخواهند این مسیر علوی را طی کنند باید رهرو این مسیر جهت تحقق عدالت برای کمک به همگان باشند.
دکتر بهادری افزود: به نظر اگر وکیل اینگونه عمل کند، که البته خیلی‌ها هم اینگونه رفتار می کنند، به نوعی فکر کند که وکیل طرف مقابل هم هست و هرکدام را در چارچوب حق خودش ببیند، قطعا با این نگاه ما دست به دست هم دادیم تا بتوانیم یک قدم نظام حقوقی مان را به سمت نظام حقوقی مطلوب نظام اسلامی که نظام عدالت علوی است، نزدیک‌تر کنیم.
وی افتخار مرکز وکلا را این دانست که دسترسی مردم به وکیل را تسهیل کرده است و تاکید کرد: در دوره جدید رییس محترم قوه قضاییه از ما عهد گرفته است و به طور مستمر هم تاکید دارد که نباید هیچ فردی بخاطر دسترسی نداشتن به وکیل حقش پایمال شود؛ اشراف نداشتن فرد بی‌بضاعت به اطلاعات حقوقی نباید باعث دردسرهای قضایی برای وی شود.

استعلام از بهزیستی و کمیته امداد برای توسعه عدالت
دکتر بهادری تاکید کرد: اکنون ما مفتخریم که بگوییم شاید گسترده ترین حجم خدماتی که مرکز ارایه می دهد، خدمات معاضدتی حقوقی است. یعنی به اصطلاح وکالت های رایگانی که ویژه کسانی است که توانایی بهره برداری از خدمات وکالتی با پرداخت وجه را ندارند. به یاری خدا در تمامی مراکز ما در ۳۱ استان کشور روزانه هم پذیرای افرادی هستند که مشاوره حقوقی نیاز دارند؛ هم در دفاتر مراکز هم در مجتمع های قضایی سراسر کشور روزانه بجز پنجشنبه‌ها و جمعه‌ها که تعطیل هستیم خدمات حقوقی ارایه می دهیم.حتی فراتر از این موضوع، در آزمون‌‌های مرکز برای اولین بار از کمیته امداد و بهزیستی استعلام کردیم و بدون آن‌‌که کسی متوجه بشود، افراد تحت پوشش هیچ هزینه‌‌ای برای ثبت نام در آزمون‌‌های ما نپرداخته‌‌ا ند.

در کنار کارآموزان نیازمند
رئیس مرکز وکلا، کارشناسان رسمی و مشاوران خانواده قوه قضائیه خاطرنشان کرد: ما بدون اینکه به روی این افراد بیاوریم در تمام دوران کارآموزی کاراموزان حواسمان هست که تمام مراحل را بدون دریافت هیچ هزینه ای همراه شان باشیم. درواقع این افراد وقتی وارد سامانه های ما می شوند بطور خودکار تمام مراحل را به صورت رایگان طی می کنند. در مجموع تلاش
کرده ایم تا در این زمینه‌ها تاسی داشته باشیم به سیره علوی.

عیدی مرکز به سادات
کمیسیون فرهنگی – رفاهی مرکزوکلا،کارشناسان ومشاوران خانواده قوه قضائیه هم به مناسبت عید غدیربرنامه ای را به نام «طرح سادات» به اجرا درآورد.
مسئول کمیسیون فرهنگی – رفاهی مرکزوکلا، کارشناسان رسمی و مشاوران خانواده قوه قضائیه در این باره به «حامی عدالت» گفت: در این عید بزرگ سادات به دیگران عیدی می دهند اما حالا ما به سادات مرکز عیدی می دهیم. بر اساس طرح سادات تمامی وکلا، کارشناسان، مشاوران و حتی کارآموزانی که تازه عضو کانون شده اندبا ارسال کپی کارت ملی شان تا پایان روز یکشنبه می توانند به قید قرعه از مرکز هدیه‌ای دریافت کنند.

یکسال فعالیت گسترده
حسن عبدلیان پور با بیان اینکه کمیسیون فرهنگی – رفاهی مرکز در زمان دکتر بهادری در مرکز وکلا تاسیس شد افزود: در یکسال اخیر فعالیت های زیادی اجرا کرده ایم. این کمیسیون در دوران شیوع کرونا برای تشویق و ترغیب مردم به ماندن در خانه، مسابقات زیادی اجرا و جوایز زیادی هم اهدا کرد. در ماه رمضان هم برنامه دوشنبه های انتظار مهدوی را داشتیم که همراه با جوایز بود.

تمرکز در کل کشور
وی به برنامه های این کمیسیون به مناسبت عید غدیر اشاره کرد و گفت: به مناسبت عید غدیر ۱۱۰ کیک به خانه سالمندان و مراکز توانبخشی معلولان بردیم که خیلی استقبال شد. ضمن اینکه برنامه پخش غذای غدیر هم در تعدادی از روستاهای استان فارس و هرمزگان انجام دادیم.
به گفته عبدلیان پور در راستای تاکید به حقوق عامه،
برنامه های کمیسیون فرهنگی – رفاهی متمرکز به یک استان نیست و به طور مداوم در سطح کشور برنامه های خدمات دهی به محرومان را اجرا می کنیم.

مطالعه بیشتر بستن

  و سوگند به خورشید…

مهرا نگیز رستمی: از روزی که تصمیمش را گرفت، یک سال و چند ماه می‌گذشت و از روزی که شنیده بود، یک سال و چند ماه ویک روز. وارد صحن که شد بغضش فرو افتاد و شکست. نگاهش به سقاخانه رسید و به کبوتران. خیالش کبوتری شد و پرواز کرد به یکسال وچند ماه و یک روز پیش. آن روز را خوب به یاد می‌آورد، در دلش سپیده دمی به پا شده بود از رفتن ِ تاریکی. شوقی غریبه و تازه از راه رسیده، گریبان ِ نا امیدی‌اش را گرفته بود و رها نمی‌کرد. صدایی در ذهنش گفته بود خیالی بیهوده است و همان لحظه ندایی در قلبش صدا را شکسته بود. حسی که نمی‌شناختش سراپای وجودش

را فرا گرفته بود. قدم هایش سنگین و کوتاه شده بود، به انتهای راهرو ‌رسید، به درهای بسته به قفل ها؛ دوباره همان مسیر را تکرار می‌کرد و تکرار کرده بود. ساعتی بعد به دیوار سیمانی حیاط تکیه داده بود و به سایه‌هایی که روی زمین حرکت می‌کردند نگاه می‌کرد، سرش را بلند کرد، دستش را جلوی تیزی آفتاب گرفت، از لابه لای انگشتان‌اش سیم‌های خاردار نمایان شد. پرنده‌ای که روی سیم بود بال هایش را گشود، بلند شد و نقطه‌ای شد در دل آسمان. تمام آن شب را نخوابیده بود، تمام آن شب را در بند نخوابیده بود. صبحش خوانده بود ” قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ “و پناه آورده بود به پروردگار سپیده دم. و روزهای بعدش که می‌خواند “قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ” و پناه می‌آورد به پروردگار مردم. و شب‌های بی‌پایان زندان که از بَر می‌کرد ” سوگند به شب، هنگامی که می‌رود را “. آن روز را خوب به یاد می‌آورد و تمام روزهای بعدش را و تمام آخرین روز را که در حیاط زندان راه می‌رفت و راه رفته بود و سایه‌اش با کتابی در دست روی زمین ردِ نور به جا می‌گذاشت. دید ه بود یک نفر گوشه ی حیاط نشسته و از لابه لای انگشتانش به سیم‌های خاردار نگاه می‌کند و به پرنده‌ای که نمانده. زیر لب زمزمه کرده بود “وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ”. صدای بال زدنِ کبوترانِ حرم راهِ پروازِ خیالش را بست. یک مشت گندم از کیسه‌ای که در دستانش بود در آورد و ریخت به پایشان، پرواز کردند و رفتند نشستند روی گنبد؛ آنجا که نه سیمی بود و نه سایه ای. صدای نقاره‌ها بلند شد؛ از روزی که تصمیمش را گرفته بود یک سال و چند ماه می‌گذشت و یک سال و چند ماه و یک روز گذشت از روزی که شنیده بود “زندانیان حافظ قرآن آزاد می‌شوند”.

مطالعه بیشتر بستن