ورزش بانوان نیازمند حمایت قانونی

ورزش به عنوان هر نوع تمرین و ممارست در فعالیت‌های جسمانی، برپایه قوانین معین، به صورت فردی یا جمعی در راستای تحقق سلامت همگانی صورت می‌پذیرد.ضرورت پرداختن به ورزش برای سلامت جسم روح و روان همواره از سوی دین اسلام و فقها مورد تاکید واقع شده است.
ورزش برای همگان توصیه شده است اما زنان به عنوان یک همسر و به عنوان یک مادر برای بالا بردن رشد، آگاهی، باروری و حفظ سلامت خود و فرزند خویش به ورزش نیاز بیشتری دارند و از سویی ورزش زنان در سلامت فردی، خانوادگی و اجتماعی اثرگذار است.

به لحاظ تاریخی در دوره باستان زنان حق شرکت در ورزش و یا حتی دیدن آن را نداشتند صرفا در یونان درمسابقات المپیک که هر ۴ سال یکبار انجام می‌شد فقط زنان اشرافی صاحب امتیاز برای دیدن مسابقات بودند.امروزه با وجود تمام کاستی‌ها اما شاهد حضور زنان در عرصه‌های داخلی و بین‌المللی ورزشی و کسب موفقیت‌های چشمگیر آنها هستیم.
از آنجا که مجوز هر نوع فعالیت و اقدامی در اجتماع را از قانون باید کسب کرد ما شاهد شاخه‌ای نوین در عرصه حقوقی کشورمان به نام حقوق ورزشی هستیم. حقوق ورزشی به عنوان مجموعه قوانین و مقرراتی که فی ما بین ورزشکار، ورزشگاه، مدیران، پزشک و… برقرار است سعی در ایجاد نظارت قانونی جدی بر ورزش دارد تا بتواند راهکار‌ها و واکنش قانونی مناسب را ارائه دهد و از سویی به منظور حمایت قانونی از ورزش شاهد قوانین متعدد در این زمینه هستیم. اما از سوی دیگر به لحاظ اجتماعی و اسلامی بودن کشور عزیزمان شاهد محدودیت‌هایی برای ورزش بانوان می‌باشیم که نیازمند اتخاذ تدابیری برای برقراری عدالت ورزشی است. امروزه نقش مثبت ورزش حرفه‌ای در استحکام پیوند دوستی کشور‌های اسلامی قابل رویت است.
در سیستم قضائی ایران نیاز مبرمی به وجود قوانین مربوط به ورزش زنان احساس می‌شود که هم حقوقدانان هم فقها با یک اتحاد نظری با توجه به نیازهای امروز جامعه؛نقش پررنگ زنان در اجتماع، نیاز آزادی‌های ورزشی و برخورداری از امکانات ورزشی برای آحاد زنان به عنوان شهروندی که
نقش‌های مهم مادری و همسری را ایفا می‌کند،
تنظیم نمایند.
در تنها جایی که در قوانین به ورزش تصریح شده است اصل۳ قانون اساسی است که تنها مستند قانون در حوزه ورزش با تاکید بر هرگونه نا برابری و تبعیض (بند۹)است. در این ماده با اشاره به کلمه تربیت بدنی در کنار آموزش و پرورش سعی در نشان دادن اهمیت ورزش به قدر آموزش شده است اما قانون مجزا وروشنگری برای نیل به هدف این ماده از قانون اساسی برای ورزش زنان و به طور کل تهیه ابزارهای رفاهی برای گسترش ورزش نشده است.
در مقابل، منابع فقهی که درزمره ی منابع تکمیلی حقوقی هستند در باب ورزش چنین دیدگاهی دارد که «هر آن چه موجب نیرومندی و قوت جسم و روح و تقویت امت اسلامی گردد، از نظر اسلام نیکوست؛ زیرا دین اسلام خواهان جامعه‌ای با نشاط، تن درست و نیرومند است و این جامعه جز با وجود مردان و زنان نیرومند تشکیل نمی‌شود. از این رو در آیات و روایات بسیاری بر اهمیت قوت، قدرت و سلامتی تأکید شده است.»
اما طبیعتا به لحلظ حجاب و دید نامحرمان باید ضوابطی رعایت شود.با توجه به آنچه گفته شد ورزش برای بانوان چه به لحاظ شرعی و چه به لحاظ اجتماعی و بلکه زیستی برای حیاتی بوده و باید متناسب با کرامت ذاتی شان اما در تساوی و عدالت ورزشی با مردان، امکانات لازم فراهم آید.آنچه در وهله اول مهم است اقدام بر مدون‌سازی قوانین ورزشی متناسب با نیازهای امروز جامعه و ورزش کشورمان است تا از این پراکنده نگری که وجود دارداکنون فاصله گرفته و ورزش به معنای حرفه و بلکه شغل را با حمایت شرعی و قانونی فراهم آورد.

مطالعه بیشتر بستن

  هنرمند محاکم قضائی!

 

نیره ساری : وکالت از آن قسم شغل‌هایی است که به میزان ضرورت، حساسیت برانگیز و پرخطر است. اساسا مشاغلی که با واژه «عدالت» و «امانت» مرتبط است، احتیاط بیشتری نسبت به سایر مشاغل خواهد داشت. برخی وکالت را بسان سکه‌ای دو رو تلقی می‌کنند که یک روی آن در چارچوب «حق شهروندی» برای مراجعین و موکلین بوده و روی دیگر آن در قالب «تکلیف برای وکلاء» است.

یک وکیل در وسط دایره‌ای قرار می‌گیرد که باید رضایت تک تک افراد حاضر در این دایره را تامین کند؛ از جمله موکل، دادرسی، جامعه و قاضی!
اگر فرشته عدالت دو بال داشته باشد، یکی از این بال‌ها وکلا هستند که نقش حیاتی در صیانت از قانون در جامعه ایفا می‌کنند. این در حالی است که اجرای این نقش نیازمند فهمی درست از ارتباط و کارکرد آن‌ها در سیستم قضائی است.
یکم: یک وکیل باید با تسلط کافی نسبت به قوانین و به روزرسانی کردن اطلاعات خود، همواره بداند بهترین مسیر برای اقامه یک دعوا کدام است. هرگونه ناآگاهی، کم تجربگی و عدم تسلط به موضوعات روز حقوقی برای انتخاب روش مناسب طرح دعوا و عنوان شکایت منجر به رد دادخواست خواهد شد که نتیجه این کم تجربگی کمرنگ کردن اعتماد عمومی است. در عین حال وکیل باید حتی‌الامکان شیوه‌های مختلفی را که برای نیل به اهداف موردنظر موکل وجود دارد، اطلاع‌رسانی کند.
دوم: وکیل خوب، باید درک درست، قدرت استدلال بالا و تسلط کافی نسبت به قوانین و اوضواع و احوال حاکم بر یک پرونده داشته باشد چراکه پیدا کردن قوانین و آرای مرتبط با موضوع پرونده و تطبیق جزء به جزء موارد قانونی و یافتن نقاط مشترک و افتراق، کلید طلایی برای یافتن راه حل درست خواهد بود.
سوم: حرفه‌ای شدن در وکالت حاصل تمرین و ممارست است. یک وکیل خوب و با تجربه باید یک سری ویژگی و تخصص در بیان خود را با کسب تجربه داشته باشد. بداهه‌گویی، استدلال ورزی منطقی، سخنرانی محکم و دقیق به وکیل خوب کمک می‌کند تا در یک دادگاه توجه را به سمت سخنان خود معطوف کند.
چهارم: فن بیان قوی، و تقویت شیوه صحبت با استفاده از جابه جایی درست زبان بدن، شیوه‌ای موثر در تاثیرگذاری یک وکیل در دادگاه مقابل قاضی است. گاهی حتی زبان بدن و حرکت درست دست می‌تواند تاثیر زیادی در اداره یک جلسه توسط وکیل داشته باشد. بلاغت، شیوایی، رسایی و احترام باید در کلمه به کلمه یک وکیل موج بزند.
پنجم: وکیل خوب باید با دقت و توجه در جریان دادرسی، از لابه لای سخنان طرف مقابل آنچه را به نفع موکل خود بوده را استخراج و بدین طریق قاضی را مجاب به ادله ی قانونی خود کند. شاید بتوان از واژه چالش برای این موضوع صحبت کرد اما هر وکیلی باید در جریان پرونده یک روانشناس باشد تا بتواند نقطه حقیقت از دروغ را پیدا کند و هرگونه ظاهر فریبی را به حاشیه ببرد.
ششم: یک وکیل مدافع علاوه بر آرایش کلام و فن بلاغت باید قدرت انتقال حس و فکرخود به دادگاه، هیئت منصفه، تماشاچیان، جامعه وحتی طرف دعوا را داشته باشد.
هفتم: یک وکیل خوب باید زمان و مکان دفاعیات خود رابه درستی بشناسد. یعنی بداند کجا باید صحبت کند و دقیقا به چه نکته کلیدی اشاره داشته باشد. هرچند که کاربست این هنر در هر پرونده می‌تواند متفاوت باشد و در واقع نمی‌توان زمان و مکان مواجه با جلسه رسمی دادگاه را از قبل تعیین کرد.
هشتم: یک وکیل خوب باید چند خصلت مهم را در خود نهادینه کرده باشد تا بتواند اعتماد‌سازی درستی برای موکلینش داشته باشد. صداقت، شرافت، امانت داری، حفظ اسرار و دستمزد مناسب از جمله این موارد است.
نهم: یک وکیل خوب هرگز مطلب غلو آمیز و یا محال را بیان نمی‌کند و با تکیه به رسم امانت داری، در کمال صداقت رفتار می‌کند. صداقت، موجب می‌شود یک وکیل مورد اعتماد واقع شود. لازم است نتایج امر وکالت را طوری که تشحیص می‌دهد به موکل اعلام کند و قول صددرصد برنده شدن را ندهد. وکیل خوب فراموش نمی‌کند در صورت انتخاب راه انحرافی و خلاف قانون توسط موکل، جز به انتخاب راه قانونی مسیر دیگری در پیش نمی‌گیرد.
دهم: بهترین و کم هزینه‌ترین و سریعترین راه حل کلید موفقیت مادی برای یک وکیل خوب این است که رضایت موکل خود را جذب کند. در واقع یک وکیل خوب نباید وجوهی را تحت عنوان وام، قرض و یا عناوین مشابه از موکل دریافت کند.
یازدهم: یک وکیل خوب هرگز دادرسی را پیچیده نمی‌کند. به ناحق دفاع نمی‌کند و در برابر قانون تسلیم است. یک وکیل خوب با استفاده از قانون قاضی را راهنمایی میکند.
دوازدهم: رفتار وکیل با قاضی باید به دور از هرگونه تملق گویی و احترام آمیز باشد؛ وکیل در عین حال که نباید خود را کوچک کند اما باید به مسند قضاوت احترام بگذارد. هر وکیل خوبی باید با شجاعت، بدون ترس و واهمه جهت احقاق حقوق موکل خود بکوشد.
در پایان ذکر این نکته ضروری به نظر می‌رسد که با توجه به انتقادات مطرح شده در مورد قبول وکالت‌هایی که حاشیه‌دار است، یک وکیل خوب باید از پذیرش هرگونه دعاوی واهی که علت و انگیزه‌ای غیر از رسیدن به عدالت در آن وجود دارد، خودداری کند.

مطالعه بیشتر بستن