[۱۸-۵]

ادامه از صفحه ی قبل :

خدمات، بسیاری از مراکز مشاوره اگر خدمات خود را به درستی انجام می‌دادند شاهد این حجم از طلاق توافقی نبودیم، لذا تصویب قانون حمایت از خانواده توسط مجلس شورای اسلامی، ناظر به ناکارآمدی سیستم رایج مشاوره بود و بحث جدی ما ارتقای کیفیت و بهره وری مراکز مشاوره است.اگر مدیریت درستی بر این فرآیندها اعمال شود، در این صورت باید نتیجه محور باشیم.

اکنون در حال طراحی ساز و کاری هستیم تا خروجی محور باشد، به طور مثال برنامه‌ای داریم مبنی بر اینکه ارجاع پرونده به مراکز مشاوره مبتنی بر میزان سازش مراکز مشاوره‌ای باشد که خدمات ارائه می‌دهند. یعنی هر مقدار فعالیت یک مرکز منتهی به سازش شده و از دستگاه قضائی حذف شود، ارجاعات بیشتری به آن مرکز صورت می‌گیرد، در حالیکه فعلا اینگونه نیست و بعد از فرایند مشاوره خروجی از آن گرفته نمی‌شود و بررسی کمی و کیفی مناسبی وجود ندارد. بر این اساس به میزانی که یک مرکز خروجی محور و نتیجه محور باشد، پرونده بیشتری در اختیار آن قرار خواهد گرفت.

متاسفانه مردم ما اطلاعات بسیار محدودی از موضوعات حقوقی دارند که مباحث خانواده و موضوعات پیرامون آن از جمله این موارد است. فقدان اطلاعات حقوقی قبل و بعد از طلاق جزو موارد مورد نیاز است ارائه خدمات تا حدی از پرونده‌سازی بی‌مورد جلوگیری می‌کند. مرکز در این زمینه چه اقداماتی را انجام داده است؟
ایجاد خدمات در ۳ محور، مشاوره روانشناختی و حقوقی مذهبی و مددکاری اجتماعی ناظر به همین امر است. به طور مثال مشاوره روانشناختی، ارائه خدمت روانشناسی و مداخله درمانی می‌کند و مشاوره حقوقی دقیقا به همین موضوع از منظر حقوقی ورود پیدا خواهد کرد. گاهی در برخی مراکز مشاوره ارائه راهکار، خود منجر به تسهیل پروسه طلاق خواهد شد یعنی مشاور، نقش وکیل را در تسهیل گری طلاق ایفا می‌کند که این مدنظر نیست، بلکه مشاوره حقوقیِ پیشگیرانه مدنظر است.

یکی از گلایه‌های مردم و یا باورهای عمومی این است که مشاوره پیش از طلاق اساسا کارایی ندارد و به نوعی صوری محسوب می‌شود. این در حالی است که شاید لازم باشد بحث مشاوره به قبل از تصمیم زوج برای جدایی بازگردد. مرکز، در زمینه صلح و سازش و مهم‌تر از آن پیشگیری از طلاق چه اقداماتی را انجام داده یا می‌خواهد انجام دهد؟
متاسفانه اطلاع‌رسانی در زمینه مشاوره‌ی پیش از طلاق به خوبی صورت نگرفته است. گره اصلی طلاق اینجا نیست بلکه مقاطع قبلی وجود دارد که از پیش از ازدواج شروع شده و نهایتاً به طلاق ختم می‌شود. به هرحال از مشاوره پیش از طلاق نباید غافل شد. با تحلیل علل طلاق متوجه واهی بودن بسیاری از علت‌های آنمی‌شویم. گاهی با اندکی مداخله بیشتر و ورود دقیق ترمشاوران خانواده، چند ده هزار طلاق، در سال کاهش پیدا می‌کند. در حال حاضر هنوز نظام‌های ارتقاء کیفیت فعالیت مراکز به صورت کامل عملیاتی نشده است. مواردی چون نظام رتبه‌بندی مراکز، شفافیت‌های مالی، تراکنش‌های مالی، طراحی سیستم سوپروایزری که اساتید به صورت شبکه‌ای نظارت می‌کنند و نیز موارد خاصی که به آنها ارجاع می‌شود از جمله این موارد است.
علی‌رغم اجرایی نشدن کامل این برنامه‌ها، در سال ۹۸ معدل صلح و سازش به واسطه مشاوره پیش از طلاق بالاتر از ده درصد بوده است. معتقدم با ادامه درست این فعالیت‌ها به درصد بسیار بالاتری از صلح و سازش خواهیم رسید.

اشاره داشتید که گره اصلی طلاق مشاوره پیش از طلاق نیست. مسئله اصلی کجاست و چگونه می‌توان به واسطه مشاوران خانواده آن را باز کرد؟
گره اصلی، آغاز زندگی است و این در حالی است که بسیاری از زوجین به آن اعتقاد ندارند. بررسی ما در سامانه ارجاع بر اساس خود اظهاری مراجعان نشان می‌دهد بیشترین علت طلاق فقدان مهارت‌های سازگاری است و با اینکه فقر و اعتیاد و… هر کدام دلیل مجزا و مهمی است اما دلیل عمده بسیاری از تعارضات زناشویی عدم مهارت‌های سازگاری است. بر این اساس اگر مهارت آموزی به زوجین دنبال شود، این آمار قطعاً پایین می‌آید.
ما می‌توانیم مثل پزشک خانواده در برخی کشورهای توسعه یافته و یا پشتیبان تحصیلی از داوطلبان کنکور مدلی از همراهی مشاوران خانواده را به همراه زوجین طراحی کنیم که از ابتدای زندگی به همراه آنها باشندو با پدیدار شدن اولین اختلافات ورود مشاوره‌ای نمایند.

آیا مرکز برنامه‌ای برای مشاوره پیش از ازدواج و مهارت آموزی در دوران تحصیل دارد؟
برنامه اصلی مرکز طبق اسناد بالادستی مدیریت و سیاستگذاری بر مراکز مشاوره پیش از طلاق و فعالیت مشاوران پرونده‌های طلاق است.در حال حاضر زوجین، ملزم به مشاوره حین ازدواج نیستند اما طی رایزنی با نمایندگان مجلس سعی داریم با ارائه طرح‌های توسعه‌ای روندی را تدوین کنیم که زوجین قبل از انتخاب نیز در فرایند کارشناسی مشاوره‌ای قرار گیرند. قبل از این مقطع، دوره‌ی نوجوانی و شکل‌گیری طرحواره‌های انتخاب و ارزشگذاری هاست. شاید بتوان گفت دلیل اصلی آمار بالای جدایی، تغییر سبک زندگی و تغییر اسطوره‌های زندگی برای نوجوانان و جوانان باشد. فضای مجازی باعث تغییر سبک انتخاب‌ها شده و بخش عمده‌ای از زیست امروز جوانان به شکل مجازی پیش می‌رود و به تناسب آن، الگوها و ارزش‌ها تغییر کرده است. بر اساس همین تغییرات باید جایی را برای آموزش و تمرین مهارت انتخاب برپایه شایستگی‌های اصیل فرهنگی در نظر گرفت و ابزارهای آموزشی و تربیتی را در این باره به خدمت گرفت.

یکی از موضوعات مهم در بخش خانواده این است که اساسا ازدواج یک انتخاب با ملاک‌ها و معیارهای عاطفی است و این چرخه عاطفی قانون محور نخواهد بود و با اجبار و قانون مداری در تضاد است، آیا مشاوران خانواده زوجین را محدود به قانون مداری می‌کنند؟ اگر اینگونه نیست چگونه می‌توان افراد را مجاب کرد که مشاوره خانواده قوه قضائیه محدود‌کننده انتخاب برای جدایی نیست؟
این مداخلات به هیچ وجه نباید صرفا با معیارهای خشک قانونی باشد بلکه باید مداخله درمانی و اجتماعی باشد. جنس خدمات مشاوران، خانواده درمانی است و این الزام به معنی محدود کردن در قانون نیست بلکه ما به زوجین می‌گوییم تصمیم به جدایی را برای چند ماه به تعویق بیاندازید و در پروسه درمان روانشناسی و یا مددکاری اجتماعی قرار گیرید.

باتوجه به گسترش فعالیت‌های مرکز در زمینه ارائه خدمات مشاوره‌ای، آیا برنامه‌ای برای افزایش ظرفیت فعالیت‌های مشاوره‌ای خود دارید؟
ظرفیت ایجاد مراکز چیزی حدود سه برابر وضع موجود است که ظرف امسال، دو سوم ظرفیت را تکمیل می‌کنیم.تاکنون یک سوم ظرفیت بکار گرفته شده است و امسال دو برابر سال گذشته تکمیل ظرفیت خواهیم داشت. البته استقبال مشاوران نیز خوب بوده است و ما برای آزمون امسال دوبرابر تعداد متقاضیان سال گذشته ثبت نام داشتیم. سعی ما این است که در همه شهرها دسترسی به خدمات مشاوره خانواده ایجاد گردد. این نکته هم ضروری است که در پروسه جذب، محدودیتی از نظر جنسیت وجود ندارد اما مطابق دستور العمل تشکیل و فعالیت مراکز مشاوره خانواده، بانوان متاهل دارای اولویت هستند.
نکته پایانی اینکه ما صرفا به جذب و بکارگیری مشاور نمی‌پردازیم بلکه افزایش خدمات و بهره‌وری خدمات اولویت ما خواهد بود، نحوه فعالیت و فرایند و خدمات دهی یک مرکز مشاوره تحت مدیریت و رصد قرار خواهد گرفت و حتی قوانینی که منجر به ارتقاء کیفیت می‌شود نیز از نظر ما بسیار قابل اهمیت است.

مطالعه بیشتر بستن