خیانت بزرگ به حق تعیین سرنوشت


سرزمینی که دولت غاصب اسرائیل در آن برپاشده است یعنی فلسطین تا سال ۱۹۱۸ جزوی از امپراطوری عثمانی بود. بعد از جنگ جهانی اول و بعد از تجزیه امپراطوری عثمانی و تأسیس جامعه ملل مقرر شد ملتهایی که بخشی از امپراطوری عثمانی بودند، مانند اردن، عراق، سوریه، فلسطین و …غیره حق تعیین سرنوشت داشته باشند.

بر اساس میثاق جامعه ملل تاکید شد، ملتهایی که از امپراطوری عثمانی تجزیه شدند حق تعیین سرنوشت و آینده سیاسی خود را دارند اما با توجه به اینکه این ملتهای تجزیه‌شده از امپراطوری عثمانی هنوز آمادگی تشکیل دولت مستقل را نداشتند، تحت نظام قیمومیت قرار گرفتند.


در نظام قیمومیت تاکید بر دو عنصر شد: اول اینکه کشور قیم و سرپرست مکلف است از تغییر وضعیت کشورهای تحت قیمومیت خود پرهیز کند. دوم اینکه کشور قیم مکلف است تمام تلاش خود را برای سعادت این کشورها به‌کاربرده و این کشورها را برای رسیدن به استقلال آماده کند. یکی از ملتهای تحت قیمومیت که در میثاق جامعه بین‌الملل به آن اشارهشده، ملت فلسطین است که بریتانیای کبیر (انگلیس) به عنوان قیم این کشور انتخاب شد.

=خیانت بریتانیا
بریتانیا به‌عنوان قیم مکلف بود از استقلال و تمامیت ارضی فلسطین دفاع کند و این ملت را برای رسیدن به یک کشور مستقل آماده کند اما از همان زمان قیم به مولی علیه خود یعنی
فلسطینی خیانت کرد. وزیر خارجه بریتانیا اعلامیه «بالفور» را صادر کرد و به اسرائیلی‌ها وعده سکنی در فلسطین را داد اما در اینجا حرفی از تشکیل دولت و نقض استقلال فلسطین نیست و تنها وعده بریتانیا مهاجرت برای سکونت است.
این وضعیت باعث کوچ گسترده صهیونیستها تا جنگ جهانی دوم به فلسطین شد و بعد از جنگ جهانی دوم و تأسیس سازمان ملل متحد، بار دیگر در منشور ملل متحد بر حق تعیین سرنوشت فلسطین تاکید شد. بر اساس نظم حقوقی برآمده از منشور ملل متحد، کلیه ملل مستعمره و تحت قیمومیت حق تعیین سرنوشت و استقلال را پیدا کردند و این حق مورد تاکید دگرباره قرار گرفت. این استعمارزدایی پس از منشور ملل متحد هم اعمال و کشورهای زیادی مستقل شدند.
فلسطینی‌ها نیز بر اساس همین حق خواهان استقلال بودند و تمایل به خروج از قید استعمار بریتانیا داشتند اما دراین‌بین صهیونیستها با حمایت آمریکا و شوروی مداخله کردند و با طرفداری ظاهری نه چندان مؤثر بریتانیا به‌عنوان قیم از فلسطین قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل تصویب شد. این قطعنامه در مورد تقسیم فلسطین بود که بر اساس آن، فلسطین به سه قسمت یهودی‌نشین، مسلمان‌نشین و بیطرف تقسیم و سرزمین بیت‌المقدس در منطقه بی‌طرف واقع شد.
بعد از قطعنامه مجمع عمومی حتی اجازه تأسیسی دولت مستقل در منطقه تحت اختیار فلسطینیان که همان کناره باختری رود اردن بود، داده نشد، هرچند که حق فلسطینیان کل مناطق یادشده بود. تا سال ۱۹۶۷ دولت فلسطین در این منطقه تشکیل نشده و در دست دولتهای عرب بود اما در سال ۱۹۶۷ اسرائیل از فرصت جنگ با اعراب بهره برد و این منطقه را هم اشغال کرد.

=شورای امنیت: اسرائیل اشغالگر است
در همان زمان مجمع عمومی ملل متحد و شورای امنیت قطعنامهای صادر کردند و اسرائیل را صراحتاً اشغالگر دانسته و تاکید کردند که اسرائیل باید از مناطق اشغالی خارج شود اما اسرائیل به این قطعنامه هم وقعی ننهاد و اشغالگری خود را ادامه داد. از سوی دیگر اسرائیل با شهرکسازی در این سرزمینها سعی در تغییر بافت جمعیتی این مناطق کرد. همچنین دیوار حائلی را در این سرزمین ترتیب داد تا مانع ارتباط فلسطینی‌ها و مناطق اشغالی شود. این مساله موردتوجه مجمع عمومی ملل متحد قرار گرفت و این مجمع از دیوان بین‌المللی دادگستری درخواست رأی مشورتی کرد. دیوان بین‌الملل دادگستری نیز در سال ۲۰۰۴ رأی تاریخی خود را صادر کرد و بر اساس رأی خود بازهم صهیونیست‌ها را به اشغال مناطق اشغالی ۱۹۶۷ محکوم و تاکید به تخلیه این مناطق از صهیونیستها کرد. در این رأی دیوار حائل و شهرکسازی در این مناطق نیز محکوم شمرده شد اما رژیم صهیونیستی بازهم اعتنایی به رأی دیوان بین‌المللی دادگستری نکرد.
با توجه به مسائل گفته شده اشغالگری اسرائیلیها را در دو بعد می‌توان بررسی کرد: یک اینکه ملت فلسطین مانند سایر کشورهای تحت قیمومیت مثل هندیها، پاکستانی‌ها، کنگویی‌ها، حق استقلال و رسیدن به استقلال داشتند و این ملت فلسطین بود که می‌توانست برای خود سرنوشت تعیین کند و اگر هم قرار بود سرزمین یهودی نشین تأسیس شود باید با مجوز ملت فلسطین صورت میگرفت چراکه جامعه بین‌الملل و حقوق بینالملل وجود ملت فلسطین را برای رسیدن به استقلال و تأسیس کشور مستقل به رسمیت شناخت.
از سوی دیگر در سال ۱۹۶۷ و در زمان صدور قطعنامه تقسیم فلسطین، بسیاری استدلال کردند به واسطه سرمایه‌گذاری اسرائیلیها در فلسطین چهره این سرزمین عوض شده و ازلحاظ کشاورزی و غیره این سرزمین پیشرفت بسزایی داشته است بنابراین اسرائیل حق دارد تا کشور مستقل خود را در این سرزمین تأسیس کند ! درحالیکه مجمع عمومی سازمان ملل و سایر کشورها اگر قرار باشد چنین حقی را برای اسرائیل به رسمیت بشناسند کاملاً خلاف حقوق بین‌الملل است، یعنی نه در منشور ملل متحد و نه در اصول کلی حقوق بینالملل هیچ حقی برای مجمع عمومی و سایر دولتها قائل نشده تا آنها برای سرنوشت ملت دیگری تصمیم بگیرند.
اینکه این سرزمین متعلق به فلسطینیان است واقعیتی است غیرقابل انکار؛ به همین دلیل فلسطینیان تصمیم‌گیرنده هستند که می‌خواهند سرزمین خود را با ملت دیگری تقسیم کنند و یا اینکه این سرزمین را مختص به خود باقی بگذارند و حتی بر اساس حقوق بینالملل میتوانند در مورد آینده اسرائیل – اینکه بماند یا از این سرزمین خارج شود – تصمیم بگیرند.
این در حالی است که در تمام این سالها اسرائیل سعی کرده است تا واقعیت را معکوس جلوه دهد. اسرائیل در جامعه بین‌الملل به‌گونه‌ای رفتار کرده است تا همگان بر این باور باشند که فلسطین برای تمامی رفتارها و اعمال خود از قبیل اینکه عضو سازمان ملل باشد یا نه، نیروی هوایی و ارتش داشته باشد یا نه، مرزهای مشخص داشته باشد یا نه و … باید از این رژیم غاصب کسب تکلیف کند. درواقع اسرائیل در تمام این سالها خود را صاحب حق جلوه داده است.

=نقض همه توافقات
نکته دوم اینکه، حتی در قالب قطعنامه تقسیم مجمع عمومی که ناعادلانه و ظالمانه بود نیز فلسطین باید دارای سرزمین مشخصی بود اما همین قطعنامه را هم اسرائیل نقض و همان مناطق را اشغال کرد. علاوه بر این اسرائیل بعدازاین اشغالگری توافقی با گروههای فلسطینی که به آرمانهای مردم پشت کرده بودند یا همان گروه «ساف» که از طرفداران یاسر عرفات بودند و گروههای دیگر برقرار کرد که همان توافقها را هم نقض کرد. درمجموع به نظر می‌رسد رژیم صهیونیستی حق حیات و حقوق انسانی برای فلسطینی‌ها قائل نبوده و نیستند چراکه اشغالگری اسرائیل فقط منوط به فلسطینی‌ها نبوده و تپه‌های جولان را هم از سوری‌ها اشغال کرد. اسرائیل رویکرد اشغالگرانه، تجاوزکارانه و عدم اعتنا به قواعد حقوق بین‌الملل خود را همواره ادامه داده و ارزشی برای قواعد حقوق بین‌الملل قائل نبوده است.

مطالعه بیشتر بستن

روز قدس؛ مشعلی که
خاموش نخواهد شد…


جمعه ی پایانی ماه مبارک رمضان، مقطعی حساس در تاریخ معاصر اسلام و آزمونی بزرگ برای بشریت و شرافت و کرامت انسانی به شمار می رود. روزی که با درایت معمار کبیر انقلاب، بر اذهان آزادی خواهانِ جهان نقش بربست تا بساطِ نقشه‌های شوم ستمگران تاریخ را برچیند. با تدبیر آن رهبر فرزانه، در پسِ صفای باطن و توجه قلوب به حقایق و ارزشهای والای انسانی و اخلاقی در این ماه کریم، عرصه ای برای مومنان و مسلمانان جهان فراهم گردید، تا با یکدلی و یکرنگی، صداقت، حق جویی و عدالت طلبی خود را به اثبات برسانند.
دیرزمانی ست که قبله اول مسلمین و قلب تپنده تمدن اسلامی در تسخیر دژخیمان رژیم صهیونیستی است؛ همان اهریمنی که در سایه حمایت دولتهای استکباری، سکوت تلخ برخی دولت‌های اسلامی و تسامح و تساهل نهادهای بین المللی، طی ده‌ها سال، روز به روز بر دامنه وقاحت و شرارت خود در دست اندازی به سرزمین¬های فلسطین اشغالی افزوده است تا آنجا که امروز، طوماری از نقض حقوق بنیادین بشری را در کارنامه حیات ننگین خود گنجانده است. رژیم مجعول افزونه خواهی که به تازگی خیال باطل معامله قرن و افزودن بر حریم غاصبانه خود را در سر می پروراند و با نیرنگی نو، دلخوش به طرح مزوّرانه دولت آمریکا، در تلاش است تا تعهدات ظالمانه پیشین و حداقل‌های انتظارات جامعه جهانی را نیز زیر پا نهد.


حال آنکه حقیقت روز قدس همچون چراغی افروخته در سرتاسر عالم روشنگری می کند و نفس‌های ناپاک ظالمان و منافقان را یارای خاموشی نور هدایت ناشی از آن نیست. صاعقه روز قدس، آتش خشمی را بر می انگیزد که زبانه‌های آن با تکرار جنایات صهیونسیت‌ها هر روز شعله ور تر می شود و به زودی دامنگیر مجرمان خواهد شد.
اما امسال روز قدس با فضای خاص و متفاوتی نسبت به سالهای گذشته مواجه است؛ و آن درگیر شدن کشورهای جهان از جمله کشورهای اسلامی با شیوع ویروس کرونا است. با توجه به این مسأله و به استناد ضرورت شرعی و عقلانی در حفظ جان و سلامتی، لاجرم اجتماعات و مراسمات بسیاری نیز در کشورهای مختلف محدود شده اند. بنابراین، امسال شاهد تجمع شورانگیز مردمی در حمایت از ملت مظلوم و بی دفاع فلسطین نیستیم. اما این هرگز به معنای خاموش شدن مشعل حمایت از قدس عزیز و فلسطین و فلسطینیان غیور نخواهد بود. تردیدی نیست که روز قدس به اعتبار خود روز قدس است؛ به اعتبار همسویی و همداستانی انسانهای رنجیده و آزاده جهان در جدالی خستگی ناپذیر با ظالمان و سفاکان تاریخ؛ آری، روز قدس به اعتبار خود روز قدس است؛ و نه فقط به اعتبار تجمعات پرشکوهی که صرفاً نماد و ابزاری برای اعلام انزجار از رژیم غاصب صهیونیستی است.
بنابراین اصلِ این بنای رفیع همچنان پابرجاست و آن چه هست کیفیت تظاهر و ابزار ترویج و آگاهی بخشی در این روز سترگ است. امروز در سایه تغلیظ نقش رسانه‌ها و تراوایی و باروری اندیشه‌ها در فضاهای مجازی، روز قدس می تواند تبلوری بی نظیر در دنیا داشته باشد. همانطور که مشی امور جوامع در شرایط کنونی پاندمی کرونا، در عرصه‌های آموزش، اقتصاد، فرهنگ و حتی سیاست وابسته به فناوری‌های ارتباطی الکترونیک شده است، در مسأله بیت المقدس و دیگر نمادهای والای انسانی، فرهنگی و اعتقادی نیز این فضا را فرصتی مغتنم باید برشمرد. در این راه لازم است تا نهادها و مراجع رسمی و غیر رسمی و تمامی ملت‌ها و یکایک شهروندان آزاده و شرافتمند جهان، از طریق ایجاد، همرسانی و تشریک مساعی در برنامه‌ها و طرح‌های رسانه ای، فریاد حمایت خود از ملت داغدیده و بی دفاع فلسطین و غریوِ انزجارشان را از حملات رژیم ملعون اشغالگر قدس به گوش جهانیان برسانند تا بدینسان مشت کوبنده افکار عمومی را بر سر عمارت تزویر صهیونیزم و اعوان و ایادی آن فرود آورند.
چشم انتظاریم به امید آن روز که دست غاصبان از قدس شریف و اقلیم مقدس فلسطین کوتاه گردد و سرزمین‌های اشغالی دیگر بار به تصرف صاحبان حق و مالکان اصلی آن بازگردد.

مطالعه بیشتر بستن

مطالب آموزشی


 

حقوق مدنی

آیین دادرسی کیفری

حقوق تجارت

آیین دادرسی مدنی

حقوق جزا

قوانین خاص