راهکارهای تحقق آزادی اسلامی

مسئلۀ نخست در مفهوم آزادی توجه به این نکته است که بر خلاف برخی از مفاهیم که خاستگاه آن در مغرب زمین مطرح می‌باشد، بحث از آزادی در میراث اسلامی کهن دارای قدمت طولانی است و مفهومی وارداتی از مغرب زمین نیست و در ذات اسلام، متون دینی و سیرۀ معصومین نیز به مثابۀ اسلام مجسم وجود داشته است.

«یک نکتۀ دیگر این است که ما در تمسک به منابع اسلامی – که همین طور که بعضی از آقایان اشاره کردند، منابع قرآنی و غیر قرآنی و حدیثی، فراوان وجود دارد؛ که باز بنده در همان سلسله سخنرانی‌های آن وقت، فرصت و مجال داشتم، گشته بودم و مبالغی را پیدا کرده بودم، که آن‌ها را در نماز جمعه می‌خواندم – فقط نباید به دنبال این باشیم که اثبات کنیم بحث دربارۀ آزادی، هدیۀ غرب و هدیۀ اروپا به ما نیست. چون گاهی برای این استفاده می‌کنیم، که آقا چرا بعضی از غربزده‌ها میگویند این مفاهیم را اروپایی‌ها به ما یاد دادند؛ نه، قرن‌ها
پیش از پیدا شدن این مباحث در اروپا، بزرگان اسلام
این‌ها را گفته‌اند. خیلی خوب، این یک فایده است؛ اما فقط این نیست.»

تولید منظومۀ فکری آزادی
همان طور که بیان شد با توجه به منابع فراوانی که دربارۀ آزادی در منابع اسلام وجود دارد، ‌امروزه خلأهای فراوانی در باب آزادی مطرح است که باید با تفکر، اندیشه‌ورزی و همچنین با مراجعه به منابع اسلامی در جهت پاسخ‌دادن به همۀ مسائل و سؤالات مطرح در مقولۀ آزادی و ارتباط آن با حقوق پرداخته شود و به سمت استخراج منظومۀ‌ فکری در این باب حرکت گردد:
«ما باید به منابع مراجعه کنیم، برای این‌که بتوانیم آن منظومۀ فکری مربوط به آزادی را از مجموع این منابع بگیریم. ببینید، خاصیت فکر تقلیدی این است. شما وقتی که نسخه را از طرف می‌گیرید برای این‌که همان نسخه را بخوانید و عمل کنید، دیگر زایش معنی ندارد. اگر چنانچه دانش را، یا انگیزه و فکر و ایده را از او گرفتید، خب بله، خودتان به کار می‌افتید، زایش به وجود می‌آید. این اتفاق نیفتاد؛ لذا زایش بعداً به وجود نیامد؛ لذا در زمینۀ کار مربوط به آزادی، هیچ حرف نو، هیچ ایدۀ نو، هیچ منظومۀ فکری نو – مثل منظومه‌های فکری که غربی‌ها دارند – به وجود نیامد. خیلی از این صاحبان فکر در غرب، یک منظومۀ فکری در خصوص آزادی دارند. همین نقدهایی که بر لیبرالیسم قدیمی انجام گرفته و همچنین نقدهایی که بعداً بر نسخه‌های جدید لیبرالیسم و لیبرال‌دموکراسی و آن چیزهایی که بعد از لیبرالیسمِ مثلاً قرن هفدهم یا شانزدهم است، وارد آوردند، هر کدام برای خودش یک منظومۀ فکری است؛ اوّلی دارد، آخری دارد، پاسخ سؤالات فراوانی دارد. ما یک دانه از آن‌ها را در کشورمان به وجود نیاوردیم؛ با اینکه منابع ما زیاد است، ما فقر منبعی نداریم – همین طور که دوستان اشاره کردند – یعنی واقعاً می‌توانیم یک مجموعۀ فکری مدون، یک منظومۀ کامل فکری در مورد آزادی – که به همۀ سؤالات ریز و درشت آزادی پاسخ دهد – تأمین کنیم. البته این کار همت می‌خواهد؛ کار آسانی نیست. ما این کار را نکرده‌ایم. ما در عین حال که منابع داریم، اما همان منظومه‌های فکری آن‌ها را آوردیم؛ حالا هرکسی به هرجا دسترسی پیدا کرد؛ یکی با اتریش ارتباط داشت، از آنچه که دانشمند اتریشی گفته بود؛ یکی زبان فرانسه بلد بود، از آن که در فرانسه حرف زده بود؛ یکی با انگلیس یا آلمان مربوط بود، از آن که با زبان انگلیسی یا زبان آلمانی حرف زده بود، تقلید کرد؛ شد تقلیدی. مخالفین هم که مخالفین آزادی محسوب می‌شدند، در واقع از همین سوراخ گزیده شدند – که هر دو گروه از یک سوراخ گزیده شدند – آن‌ها هم چون دیدند که حرف‌ها، حرفهای ضد دینی است، حرفهای ضد الهی است، با آن مواجه شدند. امروز ما کمبود داریم، ما خلأهای زیادی داریم، شکافهای زیادی وجود دارد؛ و ضمن اینکه منابع داریم، منظومۀ فکری نداریم.. ما باید برویم به سمت منظومه‌سازی؛ یعنی قطعات مختلف این پازل را در جای خود بنشانیم، یک ترسیم کامل درست کنیم؛ به این احتیاج داریم. این هم کار یک ذره، دو ذره نیست؛ کار یک جلسه، دو جلسه نیست؛ کارِ جمعی است و تسلط لازم دارد؛ هم تسلط به منابع اسلامی، هم تسلط به منابع غربی.»
در نتیجه مفهوم بنیادین آزادی در هندسۀ معرفتی و اندیشۀ سیاسی اسلام‌، مفهوم، دلالت و منطق ویژه و منحصر خود را دارد که نقطۀ کانونی و مبنای اصلی آن بر محور و مدار توحید استوار است اما در اندیشۀ غربی به خصوص در اندیشۀ لیبرالیستی، منشأ آزادی بر مبنای تفکر اومانیستی و انسان‌گرایی تحلیل می‌گردد، از همین رو است که تفاوت جوهری در خصوص این مفهوم در نظام اندیشۀ اسلامی و غربی وجود دارد.
در نگاه مقام معظم رهبری می‌توان مسئلۀ رابطۀ و نسبت حق و آزادی را از چهار منظر و رویکرد کلی مورد تحلیل قرار داد که در این میان آن‌چه مورد توجه مباحث حقوقی قرار می‌گیرد تحلیل ربط و نسبت مفهوم آزادی و حق از منظر حق با رویکرد فقهی- حقوقی و حق در مقابل تکلیف است که لازم است حقوق‌دانان به کاوش در ابعاد و زوایای این روابط بپردازند، چرا که یکی از اهداف حقوق محدود کردن آزادی‌ها و مرزگذاری بین آزادی‌های فردی و اجتماعی افراد است.
نکتۀ دیگری که در اندیشۀ مقام معظم رهبری مورد توجه است مسئلۀ استخراج منظومۀ فکری در خصوص نسبت مفهوم آزادی با دیگر دانش‌ها و مفاهیم بنیادین همچون مفهوم بنیادین حق و حقوق است. لازم است حقوق‌دانان در راستای منظومه‌سازی در این رابطه نظریه‌پردازی نمایند.

لزوم ارتقاء بهره‌وری حقوقی نهادها
پس از روشن شدن هدف، لزوم خودسازی و راهکارهای آن به‌عنوان یکی از ملزومات انجام تکالیف حقوق‌دانان در دولت اسلامی و طراحی نظام مطلوب اسلامی، آنچه دارای اهمیت است، تکالیف حقوق‌دانان در لزوم ارتقاء بهره‌وری حقوقی نهادها است. به بیان دقیق‌تر حقوق‌دانان در هر جایگاه و پست و مقامی باید چه کارهایی انجام دهند تا منجر به ارتقاء بهره‌وری و کارآمدی نظام جمهوری اسلامی ایران شود. بدین منظور در این بخش راهکارهای ارتقاء بهره‌وری حقوقیِ نهادها با محوریت فرهنگ مسئولیت‌پذیری و فرهنگ قانون‌گرایی مورد مطالعه قرار می‌گیرد.

توسعۀ فرهنگ کاری و روحیۀ مسئولیت‌پذیری
یکی از الزامات اساسی ارتقاء کارآمدی همۀ نهادهای کشور اعم از نهادهای حقوقی و غیرحقوقی، توسعۀ مفهوم کار و مسئولیت‌پذیری در جامعه است. در این خصوص می‌توان به صورت مختصر ابتدا به مطالعۀ مفهوم کار پرداخت و پس از آن بایسته‌های کار در حکومت اسلامی را مطالعه کرد.

مفهوم کار
یکی از سؤالات اساسی در خصوص گسترش فرهنگ کار در جامعه آن است که دایرۀ این مفهوم تا کجا گسترده شده است و کار به چه چیزی اطلاق می‌شود.
«دربارۀ بحث اوّل که معناى گستردۀ کار است، هر کسى که در جامعه به کارى مشغول است، به این معنا کارگر است؛ کارهاى تولیدى، کارهاى خدماتى، کارهاى مدیریّتى، کارهاى علمى؛ این‌ها همه کارگرند. یک مدیر هم در کار مدیریّتى خود کارگر است؛ یک استاد دانشگاه، یک استاد حوزه، یک دانشجو، یک طلبه، کسانى که این کارها را می‌کنند، کارهاى دینى، کارهاى تبلیغاتى، به این معنا همه کارگرند. خب، کار به این معنا یک برکتى دارد که این برکت در هیچ‌چیز دیگر نیست. کار به این معناى گسترده‌اى که عرض کردیم، سازنده است؛ هم سازندۀ خود انسان است،
هم سازندۀ جامعه است، سازندۀ دیگران است؛ بنابراین
ارزش است.
بیکارى، تنبلى، وقت‌گذرانى‌هاى بیجا، بى‌مورد، هدر دادن نیروى جوانى، نیروى فکرى، نیروى بدنى مذموم است، ضدّ ارزش است؛ این منطق اسلام است. هرکسى در هرجایى که دارد یک کارى را انجام می‌دهد، دارد یک ارزش مى‌آفریند. اگر با نیّت خدایى همراه باشد، عبادت است، ثواب است.»

آثار کار و فعالیت
پس از روشن شدن مفهوم کار آنچه دارای اهمیت است آن است که همۀ کارگران به مفهوم اعم آن بدانند که کار برای نظام چه آثار و فوایدی به دنبال خواهد داشت.
«امروز اگر کارگر ایرانی با همۀ وجود، با وجدان کار، با احساس مسئولیت، با ابتکار و خلاقیت، و با احساس اینکه ثوابی را بجا می‏آورد، کار بکند که می‏کند و نتیجۀ آن را در اختیار ملت خود قرار بدهد، ما به آن هدفی که از اول اعلام کردیم یعنی هدف «نه شرقی و نه غربی»، که معنایش عدم وابستگی به قدرت‌هاست خواهیم رسید؛ و الّا این‏طور نخواهد شد.»
«یک کشور اگر بخواهد عزت خود را، هویت خود را، منافع خود را، امنیت خود را به دست بیاورد، احتیاج دارد به ابتکار، به کار. با نشستن، با خوابیدن، با غفلت از اطراف، نمی‌شود به اهداف عالی دست پیدا کرد. اینکه می‌بینید جامعۀ اسلامی و کشورهای اسلامی چند صد سال – دویست سال، سیصد سال – دچار عقب‌ماندگی شدند، که امروز چوب آن عقب‌ماندگی را همۀ ما داریم می‌خوریم، این به خاطر غفلت‌ها بود.»

مذمت بی‌کاری در اسلام
توجه به کار و توسعۀ فرهنگ آن در اندیشۀ اسلامی به‌عنوان یک اصل مورد توجه قرار گفته و در مذمت بی‌کاری توصیه‌های فراوانی شده است:
«سعی کنیم تنبلی را، بیکارگی را، بی‌اعتنایی به کار را در چشم مردم به شکل درستی موهون کنیم؛ یعنی بیکارگی باید موهون بشود؛ کار باید ارزش بشود. در روایت داریم که پیغمبر اکرم یک جوانی را دیدند، از این جوان خوششان آمد؛ صدایش کردند، مثلاً اسمش را پرسیدند، بعد گفتند شغلت چیست؟ گفت من بیکارم، من شغل ندارم؛ حضرت فرمودند: سَقَطَ مِن عَینی؛ از چشمم افتاد؛ یعنی کار این‌[طور] است. پیغمبر که با کسی رودربایستی ندارد. باید این‌جوری بشود. البتّه دو طرف طلب‌کاری می‌کنند از هم؛ آن‌که بیکار است، طلب‌کاری می‌کند و می‌گوید به من کار بدهید؛ آن‌که مطالبۀ کار می‌کند، طلب‌کاری می‌کند و می‌گوید کار پیدا کن.»

مطالعه بیشتر بستن