حقوق شهروندی از دل قوانین شهری بیرون می‌آید

در سنوات اخیرمقوله حقوق شهروندی به صورت گسترده‌ای مورد بحث و گفتگو قرار گرفته است  که از جنبه‌های مختلف با دیدگاه‌های متفاوت، نظریات متعددی را می‌توان جست. با این وصف حقوق شهروندی مفهوم جدیدی دانست که به طور خاص به برابری و عدالت توجه دارد. این حق وقتی جلوه می‌نماید که همه افراد یک جامعه از کلیه حقوق برخوردار باشند و برای زندگی به فرصت‌های اقتصادی و اجتماعی دسترسی آسان

داشته باشند. اینکه شهروندان به عنوان اعضای یک جامعه در حوزه‌های مختلف مشارکت دارند و در برابر حقوقی که دارند، مسئولیت‌هایی را نیز در راستای اداره بهتر جامعه و ایجاد نظم بر عهده می‌گیرند، و شناخت این حقوق و تکالیف نقش مؤثری در ارتقاء شهروندی و ایجاد جامعه‌ای بر اساس نظم و عدالت دارد. در ادامه سعی شده ارتباط و چالشهای موجود در حقوق شهروندی با قانون شهرداری و مدیریت شهری بیان گردد.

 

سازو کار رابطه شهروندی،‌مدیریت شهری و معادله حقوق،‌وظایف شهروند و شهرداری از یک نظم منطقی دموکراتیک دو سویه عقلایی و قانون‌مدارانه پیروی میک‌ند. تحقق این گونه ساز وکارها مستلزم وجود دموکراسی شهری است؛‌یعنی تثبیت قواعد رویه‌ها،‌مقررات و قوانین شهری و شهروندی حاکم بر زندگی شهری وفعالیت‌های شهرداری‌ها.
در جوامع شهری که برخوردار از دموکراسی شهری هستند،‌ چنین ساز‌وکارهایی تصریحاً ‌به صورت قانونی در قانون شهرداری
پیش بینی می شود و مدیریت‌های شهری اعم از حکومت‌های محلی، ‌حکومت‌های شهری،‌دولت‌های شهری،‌شوراهای شهری،‌ مقامات محلی و شهری و درنهایت شهرداریها و شهروندان محلی موظف به تبعیت و تمکین مدنی از قانون شهرداری هستند. اگر از دیدگاه فلسفه سیاسی « قراردادی اجتماعی» میان مدیریت‌های شهری و شهروندان در شرایطی برابر،‌آزاد،‌دموکراتیک،‌عادلانه و اخلاقی برای اداره مشارکتی شهر منعقد می‌شود، ‌این قرارداد از حیث حقوقی و سیاسی برای طرفین،‌ دارای ضمانت اجرای حقوق مدنی و اخلاقی است و هیچ کدام بدون رضایت و توافق حق نقض آن را ندارد.

‌حقوق شهری،‌ مدیریت شهری و قانون شهرداری‌ها
از موضوعات مهمی که در حوزه مطالعات شهری و برنامه ریزی و مدیریت شهری در سطح جهانی مطرح شده است،‌بحث مربوط به رابطه حقوق شهری،‌ زندگی شهری و مدیریت شهری است. متأسفانه از این حیث ادبیات بومی نسبت به حقوق شهری و مدیریت شهری در ایران چندان پربار و قابل توجه نیست.چنانچه نظام مدیریت شهری را شامل فرآیند‌های سیاستگذاری، ‌برنامه ریزی،‌هماهنگی،‌سازماندهی و نظارت بر اداره امور شهر و شهرداری بدانیم و نظام حقوق شهری را به مثابه روند قانونمند کردن فرآیندهای چند گانه نظام مدیریت شهری و نیز قانونمدار نمودن وظایف و تکالیف متقابل و دوسویه شهرداری – شهروند محسوب کنیم که هدف آن به سامان کردن زندگی شهری و فعالیت‌های شهرداری‌ها و شهروندان است،‌به خوبی اهمیت نقش و جایگاه نظام حقوق شهری در مدیریت شهری و نیز رابطه و نسبت مدیریت شهری و حقوق مشخص می شود. در این میان سهم و نقش شهرداری که حلقه پیوند و اتصال نظام مدیریت شهری و نظام حقوق شهری و نظام حقوق شهری است،‌اهمیت خاصی دارد. اهمیت حقوق شهری را باید در تدوین قواعد و مقررات راجع به برنامه ریزی شهری و مدیریت شهری و تأثیرات مثبت ناشی از قانونمند کردن زندگی شهری و سایر پیامدهای دگرگون کننده در برنامه ریزی و مدیریت شهری جستجوکرد.
معمولاً‌مقامات و مسئولان شهری،‌حکومت محلی،‌برنامه ریزان و مدیران شهری با مسائل و مشکلاتی مواجه‌اند که مقابله درست و عملی با این مسائل و مشکلات محلی و شهری منوط به تدوین قوانین و مقررات برنامه ریزی شهری است.مهم ترین این قوانین عبارتند از:
قانون برنامه ریزی شهری،‌قانون شهرداری،‌قانون توسعه شهری،‌ قانون بهسازی شهری،‌قانون پاکسازی مناطق حاشیه نشینی شهری، ‌قانون دستیابی به زمین و قانون مربوط به آلودگی‌های زیست محیطی که در حقوق کشور آمریکا وجود دارند و در حقوق کشور ما مفقودند.
قدرت سیاسی و قوانین حاکم بر جامعه شهری و نظام حکومت محلی تأثیرات عمده ای بر زندگی شهری و رشد ساختار فضای شهری دارد. در عین حال مراکز اصلی قدرت خواهان آنند که نظام سیاسی را که نماینده آن هستند،‌به تمامی زیورها بیارایند و خود را بر برخی ظاهرسازی موجه و مشروع جلوه دهند. بااین وجود،‌نبود قوانین و مقررات شهری همواره تأثیرات ناخوشایندی در زندگی شهری به دنبال داشته است. در این میان محورهای مهمی چون حقوق و قوانین شهری برزندگی و فضای شهری

مطالعه بیشتر بستن