آدرس غلط در میانه جنگ اقتصادی

نه صدای آژیر قرمز به گوش می‌رسد،
نه آثار پوکه‌های گلوله‌های شلیک شده، در سطح شهرها و روستاها دیده می‌شود و نه خمپاره‌ای  منفجر می‌گردد که آسمان را دودی کند. اما از فشار زندگی، از وقوع یک « جنگ » خبر می‌دهد. نبردی که با وجود تن به تن نبودن، از تاثیرات سوء آن بر زندگی مردم، می‌توان به وجودش پی برد و عنوان « جنگ اقتصادی» بر

آن نهاد. در این نبرد یک کشور به جای پیاده سازی عملیات نظامی علیه سرزمین دیگر، استراتژی تضعیف اقتصاد کشور مقابل را دنبال می‌کند و آنقدر گلوی این اقتصاد را می‌فشارد تا طرف دیگر را به خیال خود ناگزیر به تسلیم کند. «تحریم» اصلی‌ترین سلاح این رویارویی میان کشورها است. از خرداد ماه ۵۹ که نخستین تحریم‌ها علیه ایران اعمال شد، بر سوت آغاز نبرد اقتصادی این کشور با آمریکا دمیده شد و امروز پس از ۴۰ سال این نبرد ادامه دارد. چراکه در یک سو سرزمینی وجود دارد که تن به تسلیم نمی‌دهد و در دیگر سو کشوری همچنان بر مواضع خود پافشاری می‌کند. شدت و حدت این نبرد در طول این ۴۰ سال با آمد و شد روسای جمهوری ایالات متحده در اتاق بیضی شکل کاخ سفید افزایش و کاهش یافته است اما با حضور دونالد ترامپ در کاخ سفید و اعمال حداکثر تحریم‌ها و محدودیت‌ها برای ایران، جنگ از سایر ادوار سخت‌تر و پیچیده‌تر شده است. در این شرایط ژنرال‌ها و فرماندهان جنگی دیگر تنها به سیستم نظامی کشور تعلق ندارند بلکه این دستگاه اجرایی است که می‌بایست فرماندهی جنگ اقتصادی را عهده دار شود و پاتکی برای حمله‌های دشمن بیابد اما او آدرس حل مشکلات را کاخ سفید، واشنگتن دی سی، یعنی سنگر کشور حمله کننده اعلام کرده و بر این باور است که گله‌ها و شکایات مردم از مشکلات معیشتی را باید با کاخ سفید مطرح کرد نه فرماندهان لشکر خودی. آدرسی که به گمان فعالان اقتصادی و سیاسی کشور منجر به ایجاد یاس و ناامیدی در مردمان کشور می‌شود.

 

به هرروی برخی فرماندهان این جنگ اقتصادی چنین باوری ندارد و معتقدند که این نبرد از دیرباز بر ایران تحمیل شده است و باید برای مقابله با آن تدبیری اندیشیده شود و از زیر بار مسئولیت نباید شانه خالی کرد. از جمله آیت الله رئیسی، رئیس دستگاه قضائی کشور که این روزها بیش از هر مسئول دیگری نامش در میان مردم شنیده می‌شود.او در یکی از سخنرانی‌های اخیر خود پیروزی در این« جنگ اقتصادی» را ممکن دانسته و در این باره اظهار داشته است:« هرگاه مسئولان مقتدرانه مقابل دشمن ایستادند پیروزی حاصل شده است، آن‌ها باید رهنمودهای امام و رهبری را سرلوحه کار خود قرار دهند و از هر گونه اظهار عجز و سستی و ضعف در برابر دشمن پرهیز نمایند.»

ناامیدی مردم، یعنی شکست
شاید توپ، تانک و مسلسلی در کارنباشد که قلب مردم را مستقیم هدف بگیرد اما میزان تورم و افزایش روز افزون قیمت کالاها و خدمات، تعطیلی واحدهای تولیدی به دلیل عدم دریافت مواد اولیه و پرداخت نکردن حقوق کارگران، بی‌ثباتی در بازار ارز و فزونی یافتن روزانه قیمت ارز، افزایش نرخ بیکاری و به طور کلی کوچک شدن سفره‌های مردم از جمله پیامد‌های جنگ اقتصادی است. از همین رو هم کارشناسان و فعالان اقتصادی و سیاسی کشور بر این باورند که دولت باید نقشه راهی داشته باشد برای این رویارویی تا کشور در پی هر حمله اقتصادی آمریکا، دچار شوک نشود و بار مسئولیت را خود به گردن بگیرد نه اینکه از مردم بخواهد تا علت را از مجرای دیگری جستجو کنند. به عنوان مثال در تازه‌ترین رخداد اقتصادی کشور یعنی افزایش بی‌بدیل نرخ قیمت پروازهای داخلی، تورج دهقان زنگنه معاون وزیر راه اظهار داشته است که دولت نقشی در افزایش قیمت بلیت هواپیما ندارد. این در حالی است که سازمان هواپیمایی کشور زیر نظر دولت اداره و یکی از زیر مجموعه‌های وزارت خانه راه و شهرسازی محسوب می‌شود اما گویا این وزارت خانه حاضر به پذیرش مسئولیت افزایش قیمت‌ها نیست.
حسین کنعانی مقدم، فعال سیاسی اصولگرا یکی از دلایل شانه خالی کردن مسئولین از زیر بار پاسخگویی به مردم در جنگ اقتصادی را رقابت‌های سیاسی – جناحی می‌داند. او در این باره به حامی عدالت می‌گوید:« در شرایطی که توصیه مقام معظم رهبری به سران سه قوه تعامل، همکاری و هم افزایی برای حل مشکلات مردم به خصوص مسائل اقتصادی بوده است، به نظر می‌رسد که با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری رقابت‌های سیاسی در اولویت قرار گرفته است. این اتفاق موجب می‌شود تا مردم نا امید شوند از اینکه دولت بتواند مشکلات را حل کند.»
وی ادامه می‌دهد: «ما هم اکنون در یک جنگ واقعی

مطالعه بیشتر بستن