مسئولیت اخلاقی وکیل دادگستری

بعد از پرداختن به کلیات و واژه مسئولیت در شماره
پیشین که مفهوم مسئولیت و ارکان آن بیان گردید، در این مطلب پس از ورود به بحث مسئولیت اخلاقی تعریف و نگاهی خواهیم داشت به مفهوم واژه ” اخلاق” و در ادامه مسئولیت اخلاقی وکیل دادگستری را بررسی و تبیین خواهیم نمود

واژه اخلاق جمع ” خلق ” و به معنای مجموعه‌ای از رفتارها و تفکرات غیر ظاهر ولی قابل درک اطلاق می‌شود. به تعبیر دیگر می‌توان اخلاق را به مجموعه‌ای از صفات باطنی که خداوند در درون انسان هنگام دمیده شدن روح قرار داده، دانست.
تعاریف دیگری نیز از اخلاق در میان دانشمندان اسلامی ذکر شده است. در این میان دانشمندانی مانند ملا مهدی و ملا احمد نراقی، خواجه نصیرالدین طوسی و فیض کاشانی تعریف مشترکی در مقدمه ان دارند و معتقد اند: اخلاق تنها شامل ” صفات نفسانی پایدار” انسان‌ها است که به صورت ” ملکه نفس ” در وجود انسان شکل گرفته است. در تعاریف متعدد اخلاق یک وجه مشترک وجود دارد و آن صفات درونی انسان است که برابر فطرت افرینش پاک انسان‌ها فقط شامل ” صفات نیک” می‌شود که از هرگونه بدی مبراست. هر چند ممکن است با چیرگی نفس اماره این صفات پاک درونی انسان‌ها دچار تیرگی مقطعی شود ولی میتوان تیرگی را از آن زدود و در شرایطی با وجدان بیدار و نفس ملامتگر این صفات نیک را پررنگ نماید.
تعبیری که در این مختصر از اخلاق ارایه گردید تقریباً خلاصه‌ای از بحث مبسوط ” خلق و اخلاق ” نزد علما و اساتید علم اخلاق است. با رسیدن به این موضوع کلی که اخلاقِ مجموعه‌ای از صفات درونی و خصیصه‌های ناشی از روح و روان است، میتوان نتیجه گرفت صفات درونی انسان‌ها مجموعه‌ای از نیکی‌ها و بدی هاست؛ صفات اصطلاحاً نکوهیده یا منفی و مجموعه‌ای از صفات پسندیده و مثبت که خداوند در سرشت جان آدمی قرار داده است.
با ایمان به پاک و منزه بودن خداوند از صفات منفی و نکوهیده، و دمیده شدن روح به انسان از جانب خداوند متوجه خواهیم شد که خداوند آدمی را با سرشت پاک آفریده است.
بنابراین آن جا که صحبت از صفات درونی انسان برای تعبیر ” خلق ” و “اخلاق” می‌شود، غرض صفات پسندیده و مثبت اخلاقی است نه صفات نکوهیده و رذایل انسانی.

مسئولیت اخلاقی
با تفکیک واژه ” مسئولیت ” و ” سوال ” از یکدیگر و درک وجه تمایز این دو به الزام‌آور بودن یا نبودن پاسخ در مقابل سوال، شناخت خلق و اخلاق در مفهوم مسئولیت اخلاقی چهره دیگری پیدا میکند. همه انسانها و آفریدگان خداوند متعال از جهت اینکه آزاد و مختار آفریده شده‌اند و حق انتخاب مسیر درست و صحیح برای زندگی و رسیدن به عالم ابدی با آموزه‌های دینی فرستادگان خداوند را دارند، در قبال این خلق مسئولیت داشته و باید پاسخگو باشند. در مسئولیت اخلاقی، صرف عمل ناشایست و بد مسئولیت آوراست، اعم از آن که در نتیجه عمل مذکور زیانی به دیگری وارد شود یا زیانی وارد نشود؛ و انجام اعمال و داشتن صفات پسندیده و نیک وظیفه و تکلیف انسان محسوب می‌شود.
هدف مسئولیت اخلاقی پاسخگو بودن درون و نهاد شخص به عنوان مسئول است و ضمانت اجرای آن داشتن مسئولیت در قبال خلق و رفتار و عدم تکرار عمل ناشایست وجلب رضایت خالق یا وجدان آگاه شخص مسئول است. از طرفی دامنه عمل مسئولیت‌آور در مسئولیت اخلاقی، فراتر از ترک یا انجام فعل است و شامل خطورات قلبی ناشایست مانند تفکر به انجام عمل ناشایست نیز می‌شود.
رعایت و پایبندی به صفات پسندیده اخلاقی در قبال اختیار انتخاب مسیر راه زندگی حداقل وکمترین حد مسئولیت انسان در مقابل خداوند متعال است. لذا می‌توان مسئولیت اخلاقی را چنین نعریف نمود: الزام انسانها به پاسخگویی در قبال خداوند متعال برای اعمال و رفتارشان.
با مشخص کردن معنا و مفهوم مسئولیت اخلاقی و تعیین طرفین یک رابطه مسئولیتی در اخلاق از یکسو بعنوان آفریده و مخلوق خداوند متعال و ازسوی دیگر خداوند بعنوان خالق انسانها، می‌توان نتیجه گرفت که پاسخگویی انسان‌ها در پیشگاه خداوند متعال نسبت به رفتار و اعمال آن‌ها در یکی از مباحث و مراتب بسیار ظریف در مبحث اخلاق و رفتار انسانی در اصول و فقه می‌باشد که صرفاً در اینجا به بیان موارد کلی و در حد استفاده کاربردی در وکالت و اخلاق وکالت اشاره گردید. انشاالله در شماره آینده به مبحث اصلی مسئولیت اخلاقی وکیل و مسائل و تعارضات آن پرداخته خواهد شد.

مطالعه بیشتر بستن

خاطره وکالت

بعداز ظهر یکی از روزهای گرم تابستان امسال یکی از شیرین ترین و با ارزش ترین حق الوکاله های دوران وکالتم را دریافت نمودم.

حدود چند سالی بود صحنه ای را که والدین یک کودک، وی را بلاتکلیف در دادگاه رها نموده و از سر لجبازی حاضر به سرپرستی ایشان نمی‌شدند، با ملاحظه یا شنیدن دعوی خانوادگی جلوی چشمانم ظاهر می شد و بر همین اساس از قبول وکالت در دعاوی خانوادگی غالبا امتناع می نمودم. اما حدود دو ماه قبل زمانی که خانمی تقاضای وقت ملاقات جهت مشاوره خانوادگی نمود و علی رغم بی میلی صرفا برای مشاوره، به ایشان وقت دادم اتفاق جالب و شیرینی رخ داد. در جلسه مشاوره معلوم شد بنده وکیل مورد نظر ایشان نبوده و معرف، اشتباهی شماره بنده را به جای وکیل مورد نظر به آن خانم داده است.
چند روز بعد مجددا همان خانم با حضور در دفتر تقاضای کمک نمود و با بازگو نمودن شرح زندگیش که دو فرزند پسر، چهارده ساله و دختر، ده ساله دارد و با شوهرش دچار اختلافات شدیدی است که حتی جلسات متعدد مشاوره هم نتیجه نداده اصرار به طلاق داشتند، باز ترسی مرا فرا گرفت خدایا نکند رفتار من بیشتر این ها را ترغیب به جدایی کند در همین تردید و دودلی بودم که با خود گفتم؛ با فرض اینکه بنده قبول نکنم این خانم با این رویه حتما به شخص دیگری مراجعه و طلاق خواهد گرفت؛ بچه ها چه گناهی دارند؟
پس چه بهتر بنده تمام تلاش خود را جهت پیشگیری به‌کاربندم. لذا با قبول وکالت ایشان در ابتدا با تاخیر پرونده مهریه ای را مطرح کردم که به شورا ارجاع شد. با اطلاع همسر موکل از طرح دعوی، نامبرده نیز به بنده مراجعه و در این ملاقات مشخص شد ایشان به شدت به حفظ زندگی علاقمند می باشد. از این رو جهت پیشگیری از بدبینی موکل و انصراف از ادامه کار با احتیاط، باب مشاوره های سه جانبه را شروع نمودم.
در حین مذاکرات مشخص گردید منشا تمام این اختلافات ناشی از فقدان زبان مشترک جهت گفتگو و درک متقابل زوجین از همدیگر می باشد.
در مرحله بعد با یاری خداوند سبحان توانستیم نگرش جدیدی را به زندگی، به روی این زوجین بگشائیم. آنان متوجه شدند والدین به دنیا نیامدند که ثروت جمع کنند تا فرزندانشان به مشکل بر نخورند بلکه رسالت اصلی تلاش برای بقای زندگی سالم و تربیت صحیح فرزندان است. اگر فرزندانشان در کنار هر دو پدر و مادر درست تربیت شوند بزرگترین سرمایه است همچنین مشخص شد اعتماد و اطمینان زوجین به همدیگر رمز بقای زندگی است. خانمی که به شوهرش اعتماد به نفس ندهد، او را باور نکند یا شوهری که به خانمش بدبین باشد آن زندگی روز به روز سردتر می‌شود. پس لازمست از آن خصلت ها دوری کنند. این چنین رابطه صدمه دیده با استقبال زوجین ترمیم شد و به یک سازش قطعی رسیدند. در پایان لذت حضور چند روز بعد زوجین همراه با فرزندانشان و تقدیم یک هدیه از دریافت هر حق الوکاله‌ای برایم خیلی ارزشمندتر بود و واقعا خوشحالی وصف ناپذیری را تجربه نمودم.

مطالعه بیشتر بستن