[۲۴۱۰]

جایگاه مفهوم تخریب خلاق در حقوق

این نوشتار بر آن است که بر اساس «جایگاه مفهوم تخریب خلاق در حقوق اقتصادی» نشان دهد چرا از دو شرکت رقیب بزرگ حوزه سرگرمی، یکی شکست خورد و دیگری هرروز موفق‌تر از دیروز است؟

شرکت بلاک‌باستر (Blockbuster) شاید برای ما چندان شناخته‌شده نباشد؛ اما آمریکایی‌ها این برند را خوب می‌شناسند، روزهای اوجش را به خاطر دارند و حالا هم از این نام به‌عنوان یک درس استفاده می‌کنند؛ درسی در دنیای تجارت، چه کنیم که به سرنوشت بلاک‌باستر دچار نشویم؟ بلاک‌باستر یک شرکت حوزه سرگرمی بود که در حوزۀ اجارۀ دی‌وی‌دی، فیلم و سریال و بازی‌های ویدئویی فعالیت داشت. در دهه ۹۰ این شرکت تبدیل به یک برند بین‌المللی شد و دوران اوجش را در سال ۲۰۰۴ به خود دید؛ زمانی که بیش از ۸۴ هزار کارمند در سراسر جهان داشت و بیش از ۹ هزار فروشگاه در کشورهای مختلف.
گویا قرار نبود این دم‌ودستگاه تا ابد عمر کند، زمان ورود رقیبان فرارسیده بود، سرشناس‌ترین رقیب بلاک‌باستر را حالا ما هم می‌شناسیم: نتفلیکس (Netflix). سال ۲۰۰۰ رید هستینگز (Reed Hastings)، مؤسس شرکت نوپای نتفلیکس به دالاس سفر کرد تا در دفتر مرکزی بلاک‌باستر به دیدار جان آنتیوکو (John Antioco) و گروهش برود و به آن‌ها پیشنهاد شراکت بدهد. ایده او این بود که نتفلیکس بخش آنلاینی (برخطی) به کار بلاک‌باستر اضافه و آن را اداره کند و درازای آن بلاک‌باستر هم نتفلیکس را در فروشگاه‌هایش معرفی کند. آن‌ها هستینگز را جدی نگرفتند و به پیشنهادش خندیدند. بلاک‌باستر در سال ۲۰۱۰ اعلام ورشکستگی کرد و نتفلیکس به رشد و گسترش کارش ادامه می‌دهد. در این رابطه مستند دوبله شده «نتفلیکس در برابر دنیا» (Netflix vs. the World) محصول سال ۲۰۱۹ کشور آمریکا به رایگان در سایت آپارات قابل مشاهده است.


۱) نوآوری و خلاقیت در جریان‌های اصلی اقتصاد
دیدگاه‌ها و مکاتب نظری اقتصاد به دو بخش اصلی تقسیم می‌شود: (۱) «جریان اقتصاد متعارف یا ارتدوکس»
(Orthodox Economics‎) که به آن «اقتصاد مرسوم یا اقتصاد جریان اصلی» (Mainstream Economics‎) گفته می‌شود. این جریان بر پایه پیوند «عقلانیت – فردگرایی- تعادل» استوار است. مباحث اصلی در این مکتب اقتصادی سه بخش عمده اقتصاد خرد، اقتصاد کلان و اقتصادسنجی را دربر می‌گیرد. بر اساس روابط میان بنگاه و خانوار «اقتصاد خرد» شکل گرفته و «اقتصاد کلان» را روابط کلی اقتصادی و مسائل چرخه تجاری و تأثیرهای پولی و مالی بر اقتصاد شکل داده است. در «اقتصادسنجی» نیز بر تخمین‌های آماری تجربی و جزئی و تا حدی آزمون مدل‌های اقتصاد خرد و کلان بحث شده است. (۲) بخش دیگر مکتب اقتصادی را «اقتصاد پسامتعارف یا هترودکس» (Heterodox Economics) می‌گویند. به این مکتب اقتصادی، «اقتصاد دگراندیش» نیز گفته می‌شود که بر پایه «نهادها – تاریخ – ساختار اجتماعی» استوار است. در این جریان فکری به‌صورت موازی با و منتقد جریان متعارف بحث می‌شود. اقتصاد نهادگرا، مکتب اتریشی، اقتصاد پساکینزی، اقتصاد سیاسی، اقتصاد اجتماعی، اقتصاد فمینیستی ذیل این جریان فکری قرار می‌گیرند. پیش‌فرض اصلی تمام اقتصادهای دگراندیش بر این اساس شکل گرفته است که نظام اجتماعی یک فرآیند است. به این دلیل این اعتقاد وجود دارد که واقعیت اجتماعی به تمام پدیدارهایی که حداقل به‌نوعی وجودشان به انسان گره‌خورده باشد وابسته است. درنتیجه اگر چنین باشد پس ذاتاً امری پویاست که به این معناست که یک فرآیند دگرگونی است.
در هر دو جریان اصلی اقتصاد، اقتصاددان‌هایی هستند که نوآوری و خلاقیت را ضرورت می‌دانند. ویلیام بارنت (William A. Barnett) اقتصاددان آمریکایی می‌گوید بسیاری از موفقیت‌های تاریخی به خاطر کارآفرینانی است که دید متفاوتی نسبت به بقیه دارند. او جمله معروفی دارد که می‌گوید: «اگر به دنبال یک اسب تک‌شاخ هستید، به همهمه‌های مردم گوش بدهید
و از مسیر دیگری راهتان را ادامه دهید»
(If you want to find a unicorn, listen for the buzz and run the other way).
اگر به زندگی بسیاری از کارآفرینان بزرگ نگاه کنید (کناره‌گیری مارک زاکربرگ و استیو جابز از دانشگاه)، آن‌ها عملاً این جمله را در دفعات متعدد و در تصمیم‌گیری‌های مهمشان به‌کاربرده‌اند.
اگر به دنبال جریان‌های اصلی نوآوری و تفکر کارآفرینانه باشیم، باید آن را در نظریات جوزف شومپیتر (Joseph Schumpeter) اقتصاددان اتریشی-آمریکایی و نظریه مشهور تخریب خلاق (Creative Destruction) او جست‌وجو کنیم.

۲) نوآوری و خلاقیت در نظریه مشهور تخریب خلاق
اگر بخواهیم خیلی خلاصه شومپیتر را توصیف کنیم، باید گفت که او به‌نوعی بزرگ‌ترین شارح نظام سرمایه‌داری در قرن بیستم است. تلاش‌های او و جریان فکری او در چهار کلمه نوآوری، کارآفرینی، استراتژی کسب‌وکار و تخریب خلاقانه توصیف می‌شود. او شخصاً واژه تخریب خلاق را در توصیف پویایی سرمایه‌داری ابداع کرد.
تخریب خلاق می‌گوید زمانی که کسب‌وکارها و شرکت‌های قدیمی دیگر سوددهی ندارند، تعطیل می‌شوند و نیروی کار و سرمایه‌شان به کسب‌وکارهای سودآور منتقل می‌شود. در فرآیند تخریب خلاق، باوجوداینکه تعطیلی مجموعه‌ها و از بین رفتن برخی شغل‌ها خواهد بود اما در درازمدت به نفع اقتصاد جامعه خواهد بود.
کارل مارکس (Karl Marx) فیلسوف و اقتصاددان آلمانی معتقد بوده است که نظامهای سرمایهداری درنهایت موجب نابودی خودشان خواهند شد؛ به دلیل اینکه این نظامها گرایش ذاتی خودتخریبی دارند. شومپیتر برای اولین بار مفهوم تخریب خلاق را مطرح کرد. او در سال ۱۹۴۲ در کتاب «کاپیتالیسم، سوسیالیسم و دموکراسی»
(Capitalism, Socialism and Democracy) از عبارت «طوفان تخریب خلاق» صحبت به میان آورد. شومپیتر که نظریه های مارکس را به‌دقت بررسی کرده بود، درحالی‌که اعتقاد داشت بحران سرمایهداری درنهایت منجر به نابودی آن میشود، اما این مسئله را لزوم ایجاد و رشد بازار جدید نامید؛ که این مفهوم را تخریب خلاق نامگذاری کرد. شومپیتر در این کتاب می‌گوید: «نظام سرمایه‌داری بنا به ماهیت خود شکل یا روشی از تغییر اقتصادی است و هرگز نمی‌تواند پایدار باشد. آنچه سبب سرپا نگه‌داشتن نظام سرمایه‌داری می‌شود، کالاهای مصرفی جدید، روش‌های جدید تولید یا حمل‌ونقل، بازارهای جدید و شکل‌های جدید سازمان‌های صنعتی هستند که شرکت‌های سرمایه‌داری ایجاد می‌کنند».

۳) تخریب خلاق در چرخه های تجاریِ تاریخ کسبوکار
شومپیتر سود کارآفرینی را اولین عامل انگیزهبخش اطلاق
می کند. «پاداشی که نتیجه نوآوری موفقیت آمیز است».

مطالعه بیشتر بستن