[۲۴۰۲]

تمامیت نظام با تمامیت قوه قضاییه محقق می‌شود

یکی از ابعاد اصلی که امکان وقوع تغییر آن در نظام اسلامی وجود دارد، تغییر در سیاست‌های کلی حاکم بر نظام اسلامی است. البته این تغییرات باید بر اساس اصول و مبانی اسلامی صورت بگیرد. رهبر انقلاب در این رابطه می‌فرمایند:

« سیاست‌های نظام هم ممکن است تغییر پیدا کند؛ یک روزی یک سیاست اقتصادی در کشور حاکم باشد، یک روز دیگر به اقتضای نیازها، یک سیاست دیگر؛ منتها هر دو باید از اسلام گرفته شده باشد. این تغییر هم بایستی مبتنی باشد بر اصول اسلامی. سیاست دیپلماسی ما ممکن است در یک شرایطی تغییر پیدا کند، لیکن این تغییر هم باید بر اساس اصول اسلامی باشد. اینجور نیست که اگر چنانچه کسی سلیقه‌اش اینجور است، یا منفعت شخصی‌اش اینجور است، یا بقایش در مسند قدرت اینجور اقتضاء می‌کند، حق داشته باشد که این سیاست را یا این خط را تغییر دهد؛ نه، لازم است بر طبق معیارها باشد. البته در خود قانون اساسی تضمین‌های لازم برای این معنا هم پیش‌بینی شده است.»

تغییر در ساختار و نهادها مبتنی بر اصول و مبانی اسلامی
مسئلۀ دیگری که امکان وقوع تغییر در آن وجود دارد، تغییر در سازوکارها و نهاد سازی‌هایی است که برای تحقق اهداف و آرمان‌های تغییر ناپذیر نظام اسلامی شکل گرفته‌اند. اهداف و آرمان‌های نظام اسلامی، فطری هستند و امکان تغییر در آن‌ها وجود ندارد اما نظامات و نهادسازی جهت اعمال این اهداف متناسب با اقتضائات زمانه در چارچوب اصول اسلامی قابل تغییر می‌باشد:
«وقتی انسان اهداف و آرمان‌های نظام اسلامی را نگاه می‌کند – یعنی جامعۀ اسلامی با این خصوصیات – می‌بیند این‌ها هیچ وقت کهنه نمی‌شود. انسان همیشه دنبال این آرمان‌هاست. هرچه هم که حرکت بکند، جا برای حرکتِ بیشتر وجود دارد. مثلاً یکی از آرمان‌های شما پیشرفت است. پیشرفت نهایت ندارد، آخر ندارد. «فوق کلّ ذی علم علیم»؛ هرچه شما دانش داشته باشید، بالاتر از آن، دانشی متصور است. یعنی عرصه، یک عرصۀ تمام‌شدنی نیست. پس این‌ها کهنه نمی‌شود؛ لیکن در راه رسیدن به این‌ها، آن حلقۀ قبلی، گفتیم دولت اسلامی است. دولت اسلامی، یعنی سازوکارها و نهادسازی‌های لازم برای ایجاد آن جامعۀ اسلامی؛ این‌ها چرا، ممکن است کهنه شود. ممکن است اقتضائات در دنیا جوری بشود که این سازوکار، این هندسۀ نظام، کامل نباشد، مطلوب نباشد، لازم باشد عوض شود؛ هیچ اشکال ندارد. نظام اسلامی این ظرفیت را دارد. اگر نظامی دنبال آن آرمان‌هاست، آن آرمان‌ها کهنه‌بشو نیست؛ اما سازوکارها، چینش این نهادهایی که می‌خواهد ما را به آن آرمان‌ها برساند، قابل نو شدن است.»

سیاست‌های کلی اصل ۴۴ نمونه‌ای از تحول
«البته نو شدن به معنای این است که اقتضائات بیرونی و واقعیت‌ها گاهی یک چیزی را اقتضاء می‌کند، یک روز چیز دیگری را اقتضاء می‌کند؛ یک نمونۀ عملىِ عینی‌اش همین سیاست‌های اصل ۴۴ در باب اقتصاد است. یک روز تقسیم منابع اقتصادی در کشور به آن شکلی بود که در صدر اصل ۴۴ قانون اساسی آمده است. اسم آوردند؛ این نهادها، این بنیادها متعلق به بخش عمومی است، این‌ها متعلق به بخش خصوصی است – احصاء کردند، مشخص کردند – لیکن در ذیل همین اصل آمده است که این تا هنگامی است که به شکوفایی اقتصاد کشور کمک کند. معنایش چیست؟ معنایش این است که اگر شرایط جوری شد که این تنظیم و این ترتیب به شکوفایی و پیشرفت اقتصاد کمک نمی‌کند، می‌تواند تغییر پیدا کند؛ و تغییر پیدا کرد. این، همان جابه‌جا کردن خطوط هندسی نظام است. البته همین تغییر هم باید متکی به اصول باشد. همین نگاهِ دوباره و نوسازی و بازسازی هم بایستی ناظر به اصول باشد؛ برگرفته و برخاستۀ از اصول اسلامی باشد. مثلاً فرض بفرمایید شایسته‌سالاری. احساس بشود که شایسته‌سالاری، به این شکل، بهتر تحقق پیدا می‌کند؛ یا عدالت، به این شکل، بهتر تحقق پیدا می‌کند.»

امکان تغییر یا تثبیت نظام ریاستی نمونه‌ای از تحول
امکان وقوع تغییر در شکل حکومت و نوع نظام از منظر ریاستی یا پارلمانی متناسب با شرایط و بافت نظام اسلامی وجود دارد و این مسئلۀ اساسی یکی دیگر از تکالیفی اصلی که بر عهدۀ حقوق‌دانان اسلامی قرار می‌دهد این است که در صورت ناکارآمدی شکل فعلی حکومت، شکل حکومت، نظامات و نهادهای نظام اسلامی باید متناسب با اصول و مبانی اسلامی نوسازی شود:
«امروز نظام ما نظام ریاستی است؛ یعنی مردم با رأی مستقیمِ خودشان رئیس جمهور را انتخاب می‌کنند؛ تا الان هم شیوۀ بسیار خوب و تجربه‌شده‌ای است. اگر یک روزی در آینده‌های دور یا نزدیک – که احتمالاً در آینده‌های نزدیک، چنین چیزی پیش نمی‌آید – احساس بشود که به جای نظام ریاستی مثلاً نظام پارلمانی مطلوب است – مثل این‌که در بعضی از کشورهای دنیا معمول است – هیچ اشکالی ندارد؛ نظام جمهوری اسلامی می‌تواند این خط هندسی را به این خط دیگر هندسی تبدیل کند؛ تفاوتی نمی‌کند. و از این قبیل.»

ارتقاء کارآمدی قوۀ قضاییه
قوۀ قضاییه یکی از قوای سه‌گانه نظام جمهوری اسلامی است که پشتیبان حقوق فردی، اجتماعی و مسئول تحقق بخشیدن به عدالت در جامعه می‌باشد. آرمان اصلی نظام جمهوری اسلامی در خصوص مسئلۀ قضا، مسئلۀ ارتقاء قوۀ قضاییه و تحول ساختاری در چارچوب احکام و ارزش‌های اسلامی و وظایف مصرح در قانون اساسی است تا بتواند در راستای ایفای نقش خود در جامعه به‌عنوان قوه‌ای کارآمد در تراز انقلاب اسلامی عمل نماید.

اهمیت جایگاه قوۀ قضاییه
با توجه به جایگاه قوۀ قضاییه در قانون اساسی باید بیان نمود که با در نظر گرفتن مؤلفه‌هایی همچون سلامت، استقامت، نظارت، پیشگیری از جرم، تأمین امنیت و تأمین عدالت می‌توان تمام عیوب در بخش‌های مختلف مدیریتی و سازماندهی اداره کشور را باکمک این قوه مرتفع نمود.
«آنچه امروز برای ما مطرح است، این است که قوّه قضاییّه در کشور ما نقش و جایگاه بی‌نظیر و ممتازی دارد… قوه قضاییّه رکنی است که با سلامت و استقامت و صلاح آن، تمام عیوب در دستگاه‌های اجرایی و در بخش‌های مختلف مدیریّت و سازماندهی ادارۀ کشور و در سطح جامعه، به مرور از بین خواهد رفت. نقش قوّۀ قضاییّه در قانون اساسی این‌طور پیش‌بینی شده است. نظارت قوۀ قضاییّه؛ پیشگیری از جرم، تأمین عدالت، تأمین امنیت. این‌ها قلم‌های بسیار درشتی است که در نظام اسلامی جزء سرفصل‌های مهم ادارۀ مطلوب کشور به حساب می‌آید. قوّۀ قضاییّه می‌تواند مظهر عدالت در نظام اسلامی باشد. قوّه قضاییّه، با صلابت، با اقتدار و با تصمیم‌گیری درست و به‌هنگام می‌تواند جلوِ پیدایش و رشد جرایم و توسعۀ خلاف در دستگاه‌های مختلف را سد کند؛ از ظلم به مظلومان و مستضعفان جلوگیری کند؛ از قدرت نمایی کسانی‌که به زر و زور مسلّح‌اند، جلوگیری کند.»
بر همین اساس تحقق اهداف مذکور از این جهت حائز اهمیت است که نظام قضایی اسلام، کارآمدترین وسیلۀ اجرای عدالت و قانون در جامعه است که از لوازم تحقق این امر نیز می‌توان به تقویت دانش قضایی و گزینش اشخاص صالح در مجموعه‌های قضایی و اداری، برنامه‌ریزی دقیق همراه با نظارت مستمرّ بر اجزاء این دستگاه، و نیز حفظ عزت و حرمت قضات اشاره نمود.
«برای دستگاه قضایی مهم‌تر از همه چیز، اجرای عدالت و قانون است و نظام قضایی اسلام کارآمدترین وسیلۀ تحقق این هدف متعالی است. تقویت دانش قضایی و گزینش اشخاص صالح در مجموعه‌های قضایی و اداری، و برنامه‌ریزی دقیق همراه با نظارت مستمرّ بر اجزاء این دستگاه بزرگ، و نیز حفظ عزت و حرمت قضات، لوازم اصلی برای تحقق آن مقصود به حساب می‌آیند.»
اهمیت دیگر این دستگاه از این جهت است که ضامن صحّت عمل مسئولان نظام، آحاد مردم و تأمین حقوق آن‌ها در نظام اسلامی است:
«قوّۀ قضاییّه در پیشرفت کشور به سمت هدف‌های اسلامی، نقش تعیین کننده دارد. بارها تکرار شده است که اگر بخواهیم حرکتی که به سمت اهداف الهی و اسلامی و رعایت حقوق مردم ترسیم شده است، تعقیب شود، بدون ضمانت اجرا ممکن نیست و این ضمانت اجرا عمدتاً در دست قوّۀ قضاییّه است. این، قوّۀ قضاییّه است که با تخلّف و کج‌روی و انحراف – عمدی‌اش را به یک نحو، خطئی‌اش را به نحو دیگر – برخورد و از تکرار آن جلوگیری می‌کند. در واقع قوّۀ قضاییّه ضامن صحّت عمل مسئولان نظام و آحاد مردم و تأمین حقوق آن‌ها در نظام اسلامی است.»
یکی دیگر از وجوه اهمیت قوۀ قضاییه در نظام جمهوری اسلامی ایران نقش این نهاد در تحقق هدف متعالی عدالت است:
«اگر ما تشنه عدالتیم، تضمین تحقّق عدالت، با سلامت و کارآمدی قوّۀ قضاییّه میسّر است. اگر ما برای مردم و حقوق آن‌ها ارزش درجه یک قائلیم، تأمین این حقوق، در گرو این است که قوّۀ قضاییّه بتواند کار خود را با قوّت، شجاعت و بصیرت انجام دهد. نقش قوّۀ قضاییّه، این چنین بی‌بدیل و عظیم است. بنابراین، عضویّت و کار کردن در این قوّه، حقیقتاً یک افتخار است. هر تلاشی که در این قوّه یا در جهت همکاری و همراهی و کمک به این قوّه صورت گیرد، یک حسنه و یک کار برجسته و نیکِ عنداللَّه است. مسئلۀ قوّۀ قضاییّه، مسئلۀ کمی نیست؛ لذا همه وظیفه دارند کمک کنند تا این قوّه تعیین کننده بتواند نقش ممتاز و بی‌بدیل خود را به انجام برساند. اگر خدای نکرده این قوّه فلج باشد، هر چه دستگاه‌های دیگر خوب کار کنند، نخواهند توانست خلأهای ناشی از تجاوزها و سوء استفاده‌ها و قصورها و تقصیرها را پُر کنند؛ یعنی تمامیّت نظام جز به تمامیّت و کمالِ قوّۀ قضاییّه تحقّق پیدا نخواهد کرد.»
باید به این نکته نیز توجه نمود که نقش حیاتی و تعیین کنندۀ قوۀ قضاییه، از این جهت نیز حائز اهمیت است که دستگاه قضایی، دستگاه حکومتی حساسی است که کارآمدی آن سبب کارآمد شدن سایر دستگاه‌ها و منجر به اصلاح آن می‌گردد.
«شما که در داخل این قوّه مشغول کار هستید، بدانید کار شما خیلی مهم و اساسی است. اگر همه دستگاه‌های کشور مشغول کار خودشان باشند، اما خدای نکرده قوّۀ قضاییّه معطّل باشد و کارآمد نباشد، کارها به‌تدریج به سمت خرابی خواهد رفت. اگر بقیۀ دستگاه‌ها خیلی کارآمد نباشند، اما قوّۀ قضاییّه کارآمد باشد، این کارآمدی بر روی همه دستگاه‌ها اثر خواهد گذاشت و آن‌ها را به‌تدریج اصلاح خواهد کرد. وقتی فهمیدید جایگاه شما و تأثیر نیک عمل کردن و پشتکار و صداقت و امانت و پاکدامنی و دقّت و هوشمندی شما در فهم قضایا این قدر مهم است، کار را برای خدا و برای آن برکاتی که خدای متعال در کار شما قرار داده است، با همین استحکام انجام دهید.»

مطالعه بیشتر بستن