پایین آمدن نرخ جرائم با رعایت فرهنگ عمومی

لیلاجعفری: اهمیت فرهنگ عمومی‌در مناسبات حقوقی چیست؟ به طور کلی فرهنگ عمومی‌چیست و در جامعه‌ی ما چه جایگاهی دارد؟ آیا ما ایرانیان فرهنگ عمومی‌خود را جدی می‌گیریم؟ ما مردم برای فرهنگ عمومی‌خود چه می‌کنیم؟ با نو به نو شدن قوانین و امور مختلف زندگی آیا فرهنگ عمومی‌ما نیز تغییر می‌کند؟ چرا برخی از ما

مردم، با فرهنگ عمومی‌کشور خود سر سازش نداریم و اصرار داریم که بر خلاف آن رفتار کنیم؟ اطاعت از قوانین و رعایت فرهنگ عمومی‌در کدام جوامع بیشتر دیده می‌شود؟ امروزه فرهنگ عمومی‌مردم با فرهنگ اصیل چندین هزار ساله‌ی‌شان، سنخیت دارد؟ آیا رفتار امروز جامعه در مقوله‌ی فرهنگ عمومی، از گذشته‌ و پیشینه‌ی خود تاثیر پذیرفته است؟ نقش ما در فرهنگ عمومی‌آیندگان چیست؟ فرهنگ عمومی‌تاثیری در وکالت دارد؟ اهمیت فرهنگ مردم در پرونده‌های حقوقی چیست؟ آیا رای قاضی، از فرهنگ عمومی‌جامعه تاثیر می‌گیرد؟ پاسخ به پرسش‌هایی که مطرح شد در گزارشی که پیش رو قرار دارد، بررسی خواهد شد. با هم این گزارش را می‌خوانیم.

چهاردهمین روز آبان از سال ۱۳۸۷ خورشیدی، نام فرهنگ عمومی‌را به خود گرفته است. «فرهنگ عمومی‌عبارت است از مجموعه‌ی منسجم و نظام‌یافته‌ای از اهداف، ارزش‌ها، عقاید، باورها، رسوم و هنجارهای مردم متعلق به یک جامعه بزرگ، قوم یا ملت»؛ این تمام تعریفی است که در دیکشنری آنلاین آبادیس در رابطه با فرهنگ عمومی‌آمده است.
دکتر امان‌الله قرایی نویسنده‌ی کتاب «انسان‌شناسی فرهنگی» فرهنگ را با دو واژه‌ی «فر» و «هنگ» در نظر می‌گیرد و می‌گوید: «فر یعنی بالا و هنگ یعنی کشیدن. فرهنگ یعنی بالا رفتن و به تعبیری به سوی خدا رفتن نیز معنی می‌شود که خود استعاره‌ای از بالا رفتن و ارتقا است. از این رو به کلیه ساخت‌ها، پرداخت‌ها، آداب و رسوم، اعتقادات، باورها، میراث فرهنگی و… فرهنگ گفته می‌شود. از این رو هر چیز در جامعه به فرهنگ آن جامعه مربوط می‌شود. حتی نوع خطوط چهره ما با توجه به رفتارمان در فرهنگهای مختلف، به فرهنگ مربوط می‌شود. حتی نقشه قالی که در شهری بافته می‌شود، با طرح و جنس قالی دیگری که در شهر دیگری بافته می‌شود، متفاوت است.»


آموزش اجتماعی شدن
این جامعه‌شناس و روانشناس اجتماعی با بیان این که: «فرهنگ عمومی‌یعنی اجتماعی شدن و رفتار مناسب اجتماعی داشتن.» ادامه می‌دهد:«فرهنگ، پدیده‌ای تام است که همه چیز را در بر می‌گیرد، حتی دانستنی‌های عام که از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود و در این انتقال، فرهنگ مادر بسیار مهم است.»
دکتر قرایی، عضو هیئت علمی‌دانشگاه ادامه می‌دهد: « فرهنگ به دو گونه‌ی مادی و معنوی تقسیم‌بندی می‌شود. یک قالی و یا یک اثر هنری، فرهنگ مادی جامعه محسوب می‌شود و آداب و رسوم تربیتی مانند دراز نکردن پا جلوی بزرگتر، فرهنگ معنوی به حساب می‌آید. در جامعه توجه به مقوله‌ی فرهنگ مادی تاثیر بالایی در کاهش جرم خواهد داشت.»
نویسنده‌ی کتاب مبانی جامعه‌شناسی و جامعه‌شناسی آموزش و پرورش، رواج رفتارهای نابهنجار و در پی آن بالا رفتن جرم و تخلف را برگرفته از پایین آمدن ارزش‌ها می‌داند. این جامعه‌شناس توضیح می‌دهد: «فرهنگ از خرده فرهنگ‌های مختلف تشکیل شده است. مانند لحافی چهل تکه است که فرهنگ مادر را تشکیل داده‌اند. مانند خرده فرهنگ‌های خوزستان، اصفهان و… که جامعه‌ی ایرانی را تشکیل می‌دهند. به طور کلی هر کشوری با فرهنگش شناخته می‌شود. لازم است در این جا فرهنگ را با تمدن اشتباه نگیریم. تیبی باتومور که جامعه‌شناسی انگلیسی است مانند آلفرد وبر جامعه شناس آلمانی، معتقد است که تمدن به ما وارد می‌شود. مثلا دوچرخه یک تمدن است که جزء فرهنگ ما نبوده است ولی قالی جزئی از فرهنگ ماست چون خودمان آن را از ابتدا تولید کرده‌ایم. برق و موبایل.. تمدن هستند که وارد فرهنگ ما شده‌اند. شاید ما آن قدر این وسایل و ابزارها را به کار برده‌ایم که از یاد برده‌ایم که کدام برای ما بوده و کدام نبوده است. اما آن چه که از ما برخاسته و به وجود آورده‌ایم فرهنگ ما محسوب شده و آن چه از بیرون آمده نشانه‌ای از تمدن محسوب می‌شود. تمدن و فرهنگ با هم عجین هستند. بدون شک فرهنگ عمومی‌جامعه بر کاهش و یا افزایش جرایم و تخلفات اثر می‌گذارد.»
وی ادامه می‌دهد: «قانون و حقوق یعنی مجموعه‌ی ارزش‌ها و رفتارهای مصوب شده. بنابراین وقتی فردی دزدی می‌کند یعنی هم ارزش‌ها را زیر پا گذاشته و هم هنجارها را. مثلا مجلس نمی‌تواند دزدی را مصوب کند. چون انجام ندادن دزدی و چشم نداشتن به اموال دیگری یک ارزش است. بنابراین قوانین جامعه برگرفته از ارزش‌هاست. ادب ارزش است. باید این را در نظر گرفت که ارزش‌ها هم می‌تواند مناسب باشد و هم نامناسب. برخی ارزش‌ها بهنجار است و برخی دیگر نابهنجار. نمود این گفته در تاریخ هم دیده شده است. به طور مثال در دوره‌ای از تاریخ در زمان اسپارتها در یونان راهزنی و دزدی هنجار محسوب می‌شده است که امروزه همه می‌دانند، یک ارزش نابهنجار است.» دکتر امان‌الله قرایی خاطرنشان می‌کند: «برای کاهش جرم باید روی هر دو فرهنگ مادی و معنوی کار شود تا جرم پایین بیاد، ولی روی فرهنگ مادی بیشتر کار شود. چون بالا رفتن فرهنگ مادی به ارتقای رشد مادیات جامعه منجر می‌شود. در جوامع فعلی، تامین معیشت با پول صورت می‌گیرد، بنابراین ایجاد فرصت‌ برای کار و شغل و درآمد صحیح، می‌تواند بر نابهنجاری‌ها و شکل‌گیری ارزش‌های نامناسب، تاثیر بگذارد.»
وی یادآور می‌شود: « این گفته‌ی حضرت علی(ع) است که از دری که فقر وارد می‌شود، ایمان از در دیگر خارج می‌شود، تا وقتی جامعه از نظر مادی امنیت نداشته باشد قانون و مقررات زیر پا ‌گذاشته می‌شود. برای حفظ ارزش‌های مناسب باید شرایط مناسب ایجاد کرد. ارزش‌های معنوی به خاطر مادیات پایین آمده است. ذهنیت حاکم بر جامعه مادیات است، از این رو هم با تدابیر لازم باید بر ارزش‌های مادی جامعه کار کرد و هم معنوی؛ تا جامعه خود به خود رو به اجتماعی شدن حرکت کند.»
«فرهنگ مقوله‌ای غریزی و فطری نیست و نیاز به آموزش دارد. برای همین اگر به راستی به دنبال راهی برای کاهش جرم تخلف در جامعه هستیم باید فرهنگ عمومی‌مردم را با آموزش بالا ببریم.» این را دکتر قرایی می‌گوید و ادامه می‌دهد: « باید به تاخر فرهنگی که به وسیله‌ی آگ‌برن و نیم کوف جامعه شناسان آمریکایی مطرح شد توجه کرد و آن را در جامعه حل کرد. در هر جامعه‌ای این تاخر وجود دارد چون حتی قالی ما هم که وارد آمریکا می‌شود باید نحوه استفاده از آن یاد گرفته شود که به فاصله زمانی از روز خرید آن تا یادگیری استفاده درست از آن، تاخر فرهنگی گویند. نمونه‌ی این تاخر فرهنگی در رفتار نامناسب برخی از آپارتمان‌نشینان نیز دیده می‌شود. رعایت حق همسایگی و سر و صدا و.. لازمه داشتن فرهنگ آپارتمان نشینی است که در صورت نداشتن تجربه آپارتمان نشینی ممکن است برای فرد و همسایگانش مشکلاتی را به بار بیاورد. حال یا افراد باید تجربه آپارتمان نشینی را برای همسایگی بهتر داشته باشند تا شیوه زندگی در اپارتمان را آموخته باشند و یا در این باره آموزش دیده باشند. وقتی جامعه انطباق‌پذیری داشته باشد، به تشخیص خوب و بد خواهد پرداخت و آن را رعایت خواهد کرد. مسئله این است که باید از گوشمان بیرون کنیم که فرهنگ، ذاتی، فطری و غریزی است، بلکه داشتن آن مستلزم آموزش خواهد بود.»
«شتاب فرهنگی آن قدر زیاد است که نمی‌توان تنها به پیشینه‌ی فرهنگی غنی و پرمایه‌ی ایران، اکتفا کرد». این را جامعه‌شناس و روان‌شناس اجتماعی خاطرنشان می‌کند و ادامه می‌دهد: «امروزه به دلیل شتاب فرهنگی که در جوامع به وجود آمده، تغییرات فرهنگی

مطالعه بیشتر بستن