ادامه از صفحه قبل :

مانند گذشته لاک پشتی نیست. از این رو وجود شکاف نسل‌ها که مطرح می‌شود باعث شده است تا تاریخ و آداب و رسوم ایران با تغییرات بسیاری رو به رو باشد.»

فرهنگ عمومی‌در وکالت
نقش فرهنگ عمومی‌در وکالت چیست؟ بالا بودن و یا پایین بودن اندازه‌ی فرهنگ عمومی‌مردم می‌تواند در وکالت تاثیری داشته باشد؟

چنانچه اجتماعی شدن که به اعتقاد برخی از جامعه‌شناسان همچون دکتر قرایی، که در همین گزارش به آن اشاره داشته است، برگرفته از فرهنگ عمومی‌باشد، آیا می‌تواند کار وکالت را نیز دقیق‌تر و درست‌تر پیش ببرد؟
دکتر محمداسدی‌مهماندوستی وکیل پایه یک دادگستری و عضو هیئت علمی‌دانشگاه که تجربه هفده سال وکالت را نیز در کارنامه کاری خود دارد در این‌باره می‌گوید: «در طول سال‌ها وکالت شاهد بوده‌ام که فرهنگ و تربیت افراد تاثیر زیادی در وکالت دارد. به طور مثال وکالت پرونده‌هایی که موکلش افراد تحصیلکرده است راحت‌تر و دقیق‌تر صورت می‌گیرد تا پرونده‌هایی که موکلانی بی‌سواد دارد. کار با افراد عامی‌که سواد کمتری دارند نسبت به افرادی که تحصیلات دانشگاهی و حتی سواد بیشتری دارند راحت‌تر است زیرا در این صورت وکیل می‌تواند پرونده‌ی دقیق‌تری گردآوری کند و موفق‌تر عمل کند.»
وی در این‌باره یادآور می‌شود: «ما در تمام شهرها می‌بینیم که دفاتر وکالت در برخی از نقاط بیش از سایر نقاط است و این خود نشان می‌دهد که بالا بودن فرهنگ حتی در وکالت و یا داشتن و یا نداشتن وکیل نیز تاثیر دارد.»
مقدمه و تصحیح و تعلیقات کتاب «حاشیه‌الروضه‌البهیه فی شرح‌اللمعه الدمشقیه معروف به حاشیه ملا احمد تونی» به کوشش دکتر اسدی مهماندوستی صورت گرفته است. این مولف ادامه می‌دهد: «وکیل وقتی می‌تواند موفق شود که موکلش تمام موارد و ابعاد مسئله را به روشنی و تمامی‌به او توضیح دهد و در این باره با تعصب برخورد نکند. ولی وقتی موکل اطلاعات را ندارد و یا هنوز نتوانسته است خود، دقت نظر کافی داشته باشد تا موارد بدیهی و لازم را بداند و به وکیل ارائه دهد، کار دشوارتر خواهد بود. در این صورت ممکن است حل یک پرونده و مشکل حقوقی سال‌ها طول بکشد و یا حتی هرگز حل نشود. درواقع وکیل نماینده‌ی موکل است که باید اطلاعات دقیق را از او بگیرد. برای همین در دادرسی و طرح شکایت این نکته خیلی مهم است.»
وکیل و عضو هیئت علمی‌دانشگاه می‌گوید: «در پرونده‌هایی که بیشتر از سایر پرونده‌ها طول می‌کشد می‌بینیم که به طور معمول موکل اطلاعات کافی را نداشته است و یا به دلیل برخی نا‌آگاهی‌ها هرگز به برخی جزئیات که می‌تواند در پرونده تاثیر بزرگی بگذارد، اهمیتی نمی‌داده است. در صورتی که وقتی با موکلانی تحصیل‌کرده که اجتماعی‌تر نیز هستند کار می‌کنیم، پرونده با سرعت و دقت بیشتری پیش می‌رود. شخصا پرونده‌ای با موضوع کلاهبرداری داشتم که ۱۰ سال طول کشید. موکل من مردی سالخورده و شریف بود ولی سواد نداشت و اصطلاحا شخصی اجتماعی نبود و از مناسبات قانونی اطلاعی نداشت. همین موارد باعث شد تا پرونده‌ی او که پیچیدگی‌هایی نیز داشت سال‌ها طول بکشد.»
دکتر اسدی مهماندوستی به بیان تجربه‌ای در رابطه با تاثیر فرهنگ، تربیت و منش افراد در وکالت می‌پردازد و توضیح می‌دهد: «پرونده‌ی دیگری را به یاد دارم که مربوط می‌شد به مردی هفتاد و پنج ساله. این شخص در روستاهای میانه زندگی می‌کرد و در همان جا زمینی داشت که ادعا می‌کرد یکی از اقوام نزدیکش آن را غصب کرده و درونش چاهی حفر کرده است. در ابتدا از او خواستم تا مشکل را دوستانه و مسالمت آمیز و بدون حضور وکیل حل کند و از پذیرفتن آن پرونده سر باز زدم؛ ولی آن شخص اصرار داشت که وکالت را بپذیرم و مشکلش را به طور قانونی حل کنم. دو سه سالی طول کشید تا مراحل قانونی انجام شود. آن مرد به غیر از هزینه‌های حسابرسی و تشکیل پرونده در دادگاه توان پرداخت حق‌الوکاله را نداشت. من نیز که دیدم شخصی کشاورز است و درآمد چندانی ندارد، پذیرفتم که در پایان کار دستمزد ناچیزی از او بگیرم. کار به خوبی پیش رفت تا جایی که حقوقش اثبات و در پرونده حاکم شد. کار که به این‌جا رسید برخوردی متفاوت پیدا کرد و از آنجا که با وجود حاکم شدن در پرونده به سراغ همان خویشاوند نزدیک رفته و با او مصالحه کرده بود، دیگر ادعا داشت که کاری صورت نگرفته و او از طریق قانونی به حقوق خود نرسیده است. به این ترتیب دلیل‌تراشی می‌کرد تا از پرداخت حق‌الوکاله نیز سر باز زند. با شرایطی که داشت، پیگیر گرفتن حق‌الوکاله نشدم، ولی متوجه شدم که با چند وکیل دیگر نیز چنین برخوردی داشته است. مهم‌تر این که از ابتدا شکایت او از خویشاوندش بر اساس نوعی حسادت و زیاده‌خواهی صورت گرفته که در روابط فامیلی آنان وجود داشته است. از این رو فرهنگ و روابط اجتماعی افراد حتی در طرح شکایت نیز تاثیر زیادی دارد. در حالی که از همان ابتدا بدون شکایت و مراحل قانونی مشکل به روش مسالمت‌میز امکان حل شدن داشت. حتی موضوع بسیاری از پرونده‌ها نیز مربوط به میزان فرهنگ افراد است. این نکته در رابطه با پرونده‌های خانواده نیز به چشم می‌خورد.»
وکیل پایه یک دادگستری خاطرنشان می‌کند: «بسیاری از مشکلاتی که به شکایت و دادگاه ختم می‌شود، از سر جهل صورت می‌گیرد. به طور کلی چنانچه آگاهی و اطلاعات بیشتر باشد بسیاری از مفاسد رخ نخواهد داد چون رفتارهای غیر عقلانی که مسبب بسیاری از جرایم است، کاهش پیدا می‌کند. ریشه‌ی بسیاری از پرونده‌هایی که داشته‌ام حرص و طمع و جهل بوده است. هر دوی این موارد به نوعی مربوط به کاستی فرهنگ عمومی‌افراد است. این نکته‌ی مهم در پشت بسیاری از پرونده‌ها وجود دارد.»
دکتر محمد اسدی مهماندوستی راه حل این مشکل را بالا بردن سطح آگاهی مردم می‌داند و می‌گوید: « بالا بردن اطلاعات و آگاهی مردم می‌تواند بر شکست‌هایی که افراد را به دفاتر وکالت، دادگاه‌ها، و مراکز حقوقی می‌کشاند تاثیر بسزایی داشته باشد. آگاهی و کسب اطلاعات چه شخصی صورت بگیرد و چه از طریق رسانه‌ها و آموزش‌های عمومی، می‌تواند ریشه‌ی جهل و نادانی و بی‌فرهنگی را از بین ببرد و کار وکالت را نیز مفیدتر کند. وقتی افراد در تصمیمات خود مصالح و مفاسد را در نظر بگیرند، عاقبت‌سنجی کرده و کمتر دچار رفتارها و یا تصمیمات غیر عقلانی می‌شوند.»

تاثیر فرهنگ بر قضاوت قاضی
اگر بخواهیم تاثیر فرهنگ عمومی‌رایج در کشوری را مورد بررسی قرار دهیم، عادلانه‌تر و درست‌تر این است که به اجرای عدالتی که در دل آن کشور صورت می‌گیرد نیز توجه داشته باشیم. همه روزه در جوامع مختلف، تخلفات ریز و درشتی رخ می‌دهد که قاضی موظف است برای هر یک از آنها رای صادر کند. آن هم رای و حکمی‌عادلانه. فرهنگ رایج در هر یک از این جوامع چه تاثیری بر قضاوت قاضی خواهد گذاشت؟ ایا فرهنگ عمومی‌بر رای قاضی و قاضی بر فرهنگ عمومی، تاثیری خواهد داشت.
دکتر عباس کرمی‌پورسیار، قاضی دادگستری که تا کنون قضاوت پرونده‌های بسیاری را به عهده داشته است می‌گوید: «فرهنگ عمومی‌یک کشور متاثر از عرف حاکم بر آن کشور است. دین و مذهب کشور در کل، و آثار محلی‌ و گفتمان و ملاحظات محلی مناطق مختلف کشور در جزء، بر قضاوت قاضی اثر می‌گذارد و حاکم است؛ هر چند که این تاثیر غیرمستقیم باشد. بدیهی است که قاضی تاثیر مستقیم را از قانون می‌گیرد، اما امکان دارد که قاضی از فشار افکار عمومی‌و رسانه‌های جمعی و رسانه‌های پرمخاطب نیز تاثیر بگیر.»
این مدرس دانشگاه ادامه می‌دهد: «در فقه امامیه و تعریفی که در آن از ویژگی‌‌های قاضی ذکر شده است، علاوه بر موارد مجتهد بودن و الزام به مسائل دینی و مذهبی، مستقل بودن و استقلال او نیز ذکر شده است. این استقلال در قانون اساسی نیز به رسمیت شناخته شده است. با توجه به این مبحث، فرهنگ عمومی‌هر جامعه‌ای می‌تواند بر قضاوت اثر بگذارد. »
وی با بیان این‌که «در هر محله و هر منطقه اعم از شهر یا شهرستان یا بخش، بر حسب تحولات اجتماعی و مناسبات افراد که بر پایه‌ی قرارداد اجتماعی جامعه است، قضاوت در دادگاه‌ها نیز تعادل و تراکنش می‌پذیرد.» ادامه می‌دهد: «همواره پرونده‌هایی نزد قاضی حوزه مربوطه از این مناسبات عمومی‌تشکیل می‌شود، که می‌تواند مربوط به حوزه‌های امر حقوقی و کیفری باشد. اصحاب پرونده‌ی آن می‌توانند شهروندان عادی جامعه و یا افراد صاحب منصب محلی و یا مقامات شهری باشند. در این نمونه و نمونه‌های مشابه این که اصحاب پرونده فارغ از منصب دولتی باشند، معمولا صاحب تریبون و قدرت، رسانه‌های جمعی هستند. این رسانه‌ها گاهی با تبلیغات ناصحیح علیه یک پرونده قضائی با فشار بر افکار

مطالعه بیشتر بستن

  اینجا و آنجا؛ مشکلات رعایت نکردن فرهنگ عمومی

مجید گلیم‌باف که ۴۴ سال سن دارد، وقتی می‌بیند خبرنگاری پیدا شده است تا درباره فرهنگ عمومی‌و تاثیر آن در زندگی مردم و میزان جرم و تخلف، گزارشی تهیه کند، درد دلش باز می‌شود. او دبیر آموزش و پرورش است و دل پری از رعایت نکردن فرهنگ آپارتمان‌نشینی و همسایگی دارد. او می‌گوید:

«بسیاری از مشکلاتی که برای مردم پیش می‌آید از سر بی‌فرهنگی و رعایت نکردن ادب و تربیت است. این را هم در مدرسه دیده و تجربه کرده‌ام و هم در محل زندگی‌ام. دو سالی می‌شود که به خانه جدیدی نقل مکان کرده‌ام. در این خانه با مسائلی رو به رو شده‌ام که شاید باورش برایتان سخت باشد؛ مشکلاتی که همه‌اش از روی رعایت نکردن فرهنگ عمومی‌است. به طور مثال یکی از همسایگان آپارتمان ما عادت دارد از شب تا صبح به کارهای خانه رسیدگی کند. از شب تا ساعت سه و چهار خانه‌ و زندگی‌اش را نظافت می‌کند و صدایش در ساختمان می‌پیچد. ماشین لباسشویی، جارو برقی و استفاده از این جور وسایل همیشه با سر و صدا همراه است، و این صداها در نیمه شب که همه جا ساکت است، بیشتر هم به گوش می‌رسد و آزاردهنده است.
بارها نیمه شب از صدایی که آن خانم با به کار گرفتن اسباب و وسایل برقی‌اش ایجاد می‌کند از خواب برخاسته‌ام. این سر و صداها را بیشتر من و خانواده‌ام متوجه می‌شویم که واحد کناری‌اش هستیم و واحد دیگری که در طبقه‌ی بالای اوست. مدیر ساختمان نیز در جریان این ماجرا قرار دارد و بارها به او تذکر داده است. از سوی دیگر خانمی‌که مسبب این آزار و اذیت است زنی سالخورده و مسن است و به مدیر گفته که مشکل بدخوابی دارد برای همین شب‌ها با کار خانه، سرش را گرم می‌کند.
او همسرش را از دست داده و فرزندانش نیز خارج از کشور زندگی می‌کنند از این رو نمی‌خواهیم با شکایت و پلیس مشکل را حل کنیم. در ضمن این که همه‌ی ما صاحب ملک هستیم و به قول معروف، باز هم چشممان در چشم یکدیگر می‌افتد. من و واحد دیگری که از دست او ناراضی هستیم، در واقع با او مدارا می‌کنیم تا رعایت همسایگی را داشته باشیم. نیت خود من این است که این زن تنها و سالخورده را مانند مادر خودم فرض کنم و باعث جنگ اعصاب و ناراحتی‌اش نشوم. کاش او هم کمی‌ملاحظه‌ی همسایگان را داشت. گوش‌هایش سنگین است و به درستی صداها را نمی‌شنود. شب‌ها که وسایل برقی‌اش را روشن می‌کند، چون خودش صدای آن‌ها را به درستی نمی‌شنود، فکر می‌کند که دیگران هم آن صداها را نمی‌شنوند. حتی تلویزیون و رادیو را هم با صدای گوش می‌دهد. با کارهای او حداقل هفته‌ای دو بار شب‌ها از خواب بیدار می‌شویم. بار آخری که مدیر به او تذکر داد، در پاسخ گفته بود: چهار دیواری اختیاری. به راستی در این‌باره این جمله از شخصی بافرهنگی شنیده می‌شود که ملاحظه‌ی همسایگانش را دارد، و یا از کسی که فقط به منافع خودش فکر می‌کند؟
در کلاس‌هایم هم بسیار دیده‌ام که اگر اختلافی بین دانش‌آموزان رخ می‌دهد، از سر تربیت خانوادگی آنان است. به نظر من مشکلات ما در بسیاری از موارد به همین مقوله‌ی فرهنگ عمومی‌و رعایت نکردن آن مربوط می‌شود. به طور مثال در یکی از کلاس‌هایم که به دلیل شرایط فعلی آنلاین برگزار می‌شود، تعداد زیادی از دانش‌آموزان تبانی کرده و در کلاس حاضر نمی‌شوند. متاسفانه این گروه آن تعداد از دانش‌آموزان منظم را که در کلاس به موقع حاضر شده و تکالیفشان را به خوبی انجام می‌دهند، تهدید به حذف از جمع‌های دوستانه کرده‌اند. این‌ها نشان از فرهنگی دارد که برخی به راستی به آن پایبند و برخی دیگر از آن گریزان هستند.»

مطالعه بیشتر بستن