[۲۵۰۲]

هدف برتر قوۀ قضاییه ایجاد نهادی کارآمد و سالم

 

در نظام جمهوری اسلامی، قوۀ قضاییه باید دو هدف را پیگیری نماید. هدف نخست وجود سلامت در دستگاه قضایی و هدف دوم تحقق کارآمدی دستگاه قضایی.
«در قوۀ قضاییه دو هدف اعلی‌ را باید همیشه در نظر داشت؛ همۀ کارها باید در جهت این دو هدف اعلی‌ انجام بگیرد؛ که اگر این دو هدف تحقق پیدا کرد، آن وقت محصول آن را جامعۀ اسلامی‌خواهد

چشید. آن دو هدف، یکی عبارت است از سلامت قوه، دوم کارآمدی قوه. همۀ تلاش‌ها باید این باشد که این قوه تبدیل شود به یک مجموعۀ کاملاً کارآمد و کاملاً سالم. اگر این شد، آن وقت مردم میوه را خواهند چشید. آن میوه چیست؟ احساس رضایت و احساس امنیت، به برکت حضور قوۀ قضاییه. این برای یک کشور، برای یک جامعه لازم است. این همه تأکیدی که در اسلام، در متون اسلامی، در قرآن کریم، در روایات، نسبت به قضاوت و حل و فصل خصومت‌ها شده است، برای همین است که جامعه بتواند احساس رضایت کند؛ هر مظلومی‌احساس کند که می‌تواند خود را به ساحل امن قوۀ قضاییه برساند و جلوی ظلم گرفته شود. این لازم است.»

اقتدار و اعتماد سازی ارکان تحقق اهداف قوۀ قضاییه
قوه قضاییه برای موفقیت خود در تحقق اهداف خود، که همان حل و فصل اختلافات و تحقق عدالت در جامعه است، نیازمند دو رکن اقتدار و اعتماد سازی در بین مردم می‌باشد. رکن نخست یعنی اقتدار قوۀ قضاییه به وسیلۀ استحکام درونی، تربیت و به کاری‌گیری نیروی انسانی شایسته، وضع قوانین درست، نظارت‌های مناسب و بهره‌گیری از پیشرفت‌های فنی و سازمانی محقق می‌گردد. رکن دوم نیز با عمل دقیق و حکیمانه به قانون و تأمین عدالت در جامعه قابلیت تحقق دارد. رهبر انقلاب در این زمینه می‌فرمایند:
«قوۀ قضاییه به دو عامل نیاز دارد تا بتواند موفق باشد. در هر نظامی، در هر اجتماعی، قوۀ قضاییه حل و فصل کنندۀ اختلافات و حاکم کنندۀ عدل در مقابل ظلم و تجاوز و فساد و این‌هاست. برای این‌که قوۀ قضاییه در این هدف والا موفق بشود، به دو چیز احتیاج دارد: یکی قدرت و اقتدار – که باید قوی باشد – دوم، اعتماد؛ یعنی مردم باید به او اعتماد داشته باشند. قوۀ قضاییه این دو چیز را نیاز دارد.
اقتدار قوۀ قضاییه را می‎‌توان با همین زیرساخت‌های انسانی و فنی تأمین کرد. قوۀ قضاییه با استحکام درونی، با تربیت و به کار گرفتن انسان‌های شایسته، فاضل، امین و درستکار، قوّت و اقتدار پیدا می‌کند. با وضع قوانین درست، با نظارت‌های متناسب، با بهره‌گیری از پیشرفت‌های گوناگون فنی و سازمانی و استفادۀ از همۀ دنیا، این اقتدار به وجود می‌آید.
ما از این که از دیگران یاد بگیریم – مکرر عرض کرده‌ایم – خجالت نمی‌کشیم. ما از هر ملتی، از هر کشوری، از هر نظام قضایی‌ای در دنیا که یک نکتۀ خوب و روشن در کار خود داشته باشد، استفاده خواهیم کرد، از او یاد می‌گیریم. البته چشم‌بسته به روش‌ها و حرف‌های این و آن نمی‌گرویم؛ این غلط است. چون در دنیا اینجور رفتار می‌کنند، پس ما هم باید اینجور رفتار کنیم؛ نه، این غلط است. «و ان تطع اکثر من فی الارض یضلّوک عن سبیل الله ان یتّبعون الّا الظّنّ و ان هم الّا یخرصون».
از روش این و آن اطاعت و تبعیت نمی‌کنیم. غربی‌ها اینجوری عمل می‌کنند، شرقی‌ها اینجوری عمل می‌کنند، فلان کشور اینجوری عمل می‌کند، پس ما هم بکنیم؛ نه، این غلط است. ما از تشخیص خودمان تبعیت می‌کنیم. یعنی وقتی دیدیم در نظام قضاییِ فلان کشور دورافتاده – بزرگ یا کوچک – این نکته وجود دارد که کار آن‌ها را در امر قضا سهل کرده است و این فواید را داشته است، عقل ما وقتی این را تشخیص داد، آن وقت این را عمل می‌کنیم. این تبعیت از او نیست، این تبعیت از عقل است؛ این خوب است. این‌ها برای قوۀ قضاییه اقتدار می‌آورد. تلاش زیاد، ابتکارِ روزبه‌روز و نوآوری اقتدار می‌آورد. نمی‌توان همین طور نشست تا امور در جریان عادی خودش پیش برود؛ مسئولین قوه باید نگاه کنند، ضعف‌ها را پیدا کنند، مشکلات را پیدا کنند، گره‌های کور را پیدا کنند، این‌ها را با ابتکار برطرف کنند؛ ذهن‌های برتر و ذهن‌های ممتاز می‌توانند کمک کنند؛ بحمدالله در درون قوه هم هستند، از بیرون قوه هم استفاده بشود. زیرساخت‌های فنی تأمین بشود، زیرساخت‌های انسانی تأمین بشود؛ این می‌شود اقتدار قوۀ قضاییه؛ یک قوۀ قوی و مقتدر که توانایی حرکت به سمت اهداف خودش را دارد. این رکن اول.
رکن دوم که اعتماد مردم است، با تأمین عدالت امکان‌پذیر خواهد شد، با عمل دقیق و حکیمانۀ به قانون تأمین خواهد شد. مردم باید اعتماد پیدا کنند. وقتی دیدند که قوۀ قضاییه به قول خود در اجرای عدالت عمل می‌کند، اطمینان پیدا می‌کنند. حتّی آن کسی هم که علیه او حکم داده شده است، وقتی بین خودش و قلبش و خدایش خلوت می‌کند، تصدیق می‌کند که نه، حق با آن است. ممکن است در زبان و در ظاهر زیر بار نرود، اما قلباً قبول خواهد کرد. بنابراین یک حالت اعتمادی به قوه‌ی قضاییه به وجود می‌آید. این اعتماد لازم است.»

ارتقاء جایگاه قوۀ قضاییه آرمان جمهوری اسلامی
در نظام جهوری اسلامی یکی از ‌آرمان‌های اصلی مسئلۀ ارتقاء قوۀ قضاییه است. ارتقاء قوۀ قضاییه به معنای کفایت عدالت قضایی در کشور تلقی می‌شود و استقرار چنین امری این نتیجه را در پی دارد که مفاسد در جامعه برچیده می‌شود و افراد ناصالح از حضور در مراکز حیاتی جامعه ممنوع می‌گردند و به تبع آن افراد صالح در جایگاه شایستۀ خود قرار می‌گیرند.
«اگر ما بخواهیم همۀ آرزوهای خودمان را در مورد مسئلۀ قضاء در کشور، در یک جمله خلاصه کنیم، این کلمه‌ی «ارتقاء قوۀ قضاییه» محصول این خلاصه‌گیری است. ما باید قوۀ قضاییه را به‌طور دائم ارتقاء ببخشیم. ارتقاء قوۀ قضاییه به معنای کفایت عدل قضایی در کشور است؛ این هم ممکن نخواهد شد، حاصل نخواهد شد، مگر آن وقتی که انسان خروجی‌های آن را مشاهده کند. همۀ این مقدمات برای این است که در جامۀ ما عدالت قضایی تحقق پیدا کند. اگر عدالتِ قضایی شد، مفاسد برچیده خواهد شد، افراد ناصالح از دست‌اندازی به مراکز حیاتی جامعه دستشان کوتاه خواهد شد؛ صلحاء در مراکزی که شایستۀ آن هستند، قرار خواهند گرفت. همۀ این‌ها بسته به تمامیت و کمال قوۀ قضاییه است.»

الزامات بازطراحی ساختار قوۀ قضاییه
یکی از ابعاد اهمیت بازسازی قوۀ قضائیه از این جهت است که هدف درستی انتخاب نماید و با قاطعیت، اعتماد به نفس و حرکت بر طبق موازین اسلامی، رسیدن به قلۀ قضای اسلامی‌را پیش روی خود قرار دهد.
«اوّلین توصیه ما به قوّه بسیار مهم و مؤثّر قضایی این است که هدف را درست انتخاب کند؛ راه را بر طبق موازین انتخاب کند؛ قدم در آن راه بگذارد و با قوّت و اعتماد به نفس و اتّکال به خدا پیش برود و ملاحظۀ این را نکند که یک عدّه جوسازی و بدی و موذی‌گری و بی‌انصافی می‌کنند. خدای متعال این‌ها را اصلاح خواهد کرد؛ این اساسی‌ترین کاری است که قوّه قضاییّه – که بحمداللَّه موفّقیت‌های زیادی داشته است – در ادامۀ این راه برای رسیدن به قلّۀ قضای اسلامی‌باید در نظر بگیرد و پیش برود. اهمیت این قوّه به این است که با اعتماد به نفس و رعایت ضوابط و موازین، کار خود را با قدرت و قاطعیت دنبال کند. خدای متعال موفّقیت‌ها را نصیب مجموعه‌ای خواهد کرد که با ایمان به کار و راه خود و با به‌کارگیری شیوه‌های درست و منطقی، دنبال هدف باشد؛ این هرگز تخلّف نمی‌شود.»

طراحی دستگاه قضایی سالم
و عامل به عدل و مقررات اسلامی
بعد دیگر اهمیت قوۀ قضاییه از این جهت است که اگر دستگاه قضایی سالم باشد و در آن به درستی احقاق حق صورت بگیرد اولاً پدیدۀ جرم و وقوع آن در سطح جامعه ریشه‌کن می‌شود و ثانیاً سلامت این دستگاه باعث کارآمدی و سلامت سایر دستگاه‌ها اجرایی نیز خواهد شد؛ از همین رو است که در تعالیم اسلامی‌در خصوص قضاوت و قاضی اهتمام فراوانی شده است.
«در تمام دنیا، قوّۀ قضاییه، ملاک و معیار سلامت جامعه است. اگر قوّۀ قضاییه‌یی سالم و دقیق و عامل به عدل و انصاف و مقررات اسلامی‌وجود داشته باشد، به مرور تمام دستگاه‌های کشور و جامعۀ اسلامی‌اصلاح خواهند شد. ممکن نیست که کشوری به سلامت کامل اجتماعی برسد، مگر آن‌که دستگاه قضایی سالم و بی‌عیبی به وجود آید. اگر دستگاه قضایی سالم نباشد، دستگاه‌های دیگر هم به‌تدریج به فساد خواهند گرایید. به همین دلیل، اسلام نسبت به قضا و قضاوت و قاضی و محکمه و مقدمات کار و ابزار کار قضایی، حداکثر اهتمام را ورزیده است و شاید در تعالیم اسلامی، چیزی به اندازه‌ی عدالت در قضا مورد تأکید واقع نشده باشد.»

مطالعه بیشتر بستن