دزد‌سالاری دیجیتال بهای استفاده رایگان از شبکه‌‌های اجتماعی

۱) دزدسالاری
نوعی از حکومت که بر پایۀ غارت اموال عمومی و تاراج منابع ملی بنا شده است را «کلپتوکراسی» یا «دزدسالاری یا یغماسالاری» می‌نامند. کلپتوکراسی (Kleptocracy) با پلوتوکراسی (Plutocracy) یا توانگرسالاری (حکومت ثروتمندان) و با الیگارشی (Oligarchy) یا چندسالاری (حکومت تعداد اندکی از نخبگان) متفاوت است.

در یک کلپتوکراسی، سیاستمداران فاسد یا خود را مخفیانه و خارج از حاکمیت قانون ثروتمند می‌کنند یا اینکه بودجه دولت را به سمت خود و هم‌دستان‌ خود هدایت می‌کنند. این نوع حکومت بیشتر در کشورهای توسعه‌نیافتۀ دارای رژیم‌های دیکتاتوری، سرزمین‌هایی که مردمش از سطح آگاهی اندکی برخوردارند و به حقوق خود واقف نیستند و از بلوغ سیاسی و فرهنگی فاصله‌دارند و همچنین اقتصاد آن‌ها دولتی است دیده می‌شود. بدین ترتیب فساد اقتصادی و سیاسی در این جوامع تبدیل به فرهنگ غالب شده و جزئی جدانشدنی از زندگی روزمرۀ مردم می‌شود و فرهنگ و اخلاقیات از آن رخت می‌بندد. بزرگ‌ترین مشکل این نظام‌های حکومتی همین سقوط اخلاقیات و انسانیت است.

۲) دزدسالاری دیجیتال
«کلپتوکراسی دیجیتال» یا «دزدسالاری یا یغماسالاری دیجیتال» (Digital Kleptocracy) بدین معناست که شرکت‌های فناوری ثروتمند اطلاعات افراد را استخراج می‌کنند و درواقع آن‌ها را می‌دزدند و به فروش می‌رسانند. در بیشتر این موارد، فرد از برداشت و استفاده از داده‌های خود برای سودآوری بی‌اطلاع است. پولی شدن (Monetization) این داده‌ها نوعاً آن‌ها را سَمی می‌کند و به منافع عمومی آسیب می‌رساند.
بیل گیتس در سال ۱۹۹۶ بود که اولین بار این نظر انقلابی را بر زبان آورد که «محتوا پادشاه است» (Content is king). غالباً هر پادشاهی بالاخره یک روز سقوط می‌کند و جای آن را پادشاهی دیگر می‌گیرد؛ ولی داستان پادشاهی محتوا کاملاً فرق می‌کند. وقتی گفته می‌شود محتوا پادشاه است، منظور این نیست که محتوا به‌عنوان پادشاه انتخاب شده؛ بلکه منظور این است که پادشاهی اینترنت با محتوا معنا پیدا می‌کند. در کلپتوکراسیِ دیجیتال، سَمی شدن این محتوا؛ می‌تواند استفادۀ برنامه‌ریزی‌شده از آن‌ها جهت عملیات روانی (Psychological Operations: PSYOP) به‌منظور تحریف عقاید، تضعیف روحیه و بی‌اعتبار کردن انگیزه‌ها و کاستن از اقتدار طرف مقابل تلقی شود.

۳) آژانس تغییر رفتار کمبریج آنالیتیکا
«آژانس تغییر رفتار» (Behavior Change Agency) از ترکیب تعامل هدفمند (Targeted Engagement)، کلان‌داده
(Big Data) و روانشناسی رفتاری (Behavioral Psychology) به تغییر رفتار (Behavior Change) موردنظر خود جهت توسعه استراتژی‌های خلاقانه (Creative Strategies) و راه‌حل‌های ارتباطی (Communication Solutions) نوعاً در مشاغل و سازمان‌ها استفاده می‌کند.
کمبریج آنالیتیکا (Cambridge Analytical) یکی از همین آژانس‌های خصوصی تغییر رفتار بود که این ترکیب داده‌کاوی و تحلیل داده‌های مربوط به ارتباطات راهبردی را به‌صورت خدماتی در فرایندهای انتخاباتی و سیاسی ارائه می‌داد. این شرکت در سال ۲۰۱۳ و با هدف شرکت در انتخابات ایالات‌متحده آمریکا تأسیس شد. تا سال ۲۰۱۴ این شرکت در ۴۴ انتخابات در آمریکا دخالت داشت.
در سال ۲۰۱۵ مشخص شد که سناتور آمریکایی تد کروز
(Ted Cruz) در کارزار انتخاباتی‌اش برای ریاست جمهوری آمریکا از خدمات تحلیل‌داده این شرکت استفاده کرده ‌است. در سال ۲۰۱۶ و پس از برچیده شدن کارزار کروز، شرکت کمبریج آنالیتیکا به خدمت کارزار انتخاباتی دونالد ترامپ درآمد و در پیروزی او در این انتخابات مؤثر بود. استیو بنن (Stephen Bannon‎)؛ مشاور سابق دونالد ترامپ، زمانی معاون مدیرعامل در این شرکت بوده است. این شرکت همچنین در کارزار برگزیت (Brexit) مربوط به خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا (Leave.EU) نقش داشته است. در مارس ۲۰۱۸ گزارش داده شد که این شرکت بدون اجازه از اطلاعات شخصی آنلاینی که برای اهداف دانشگاهی جمع‌آوری شده بوده در کارزارهای سیاسی‌اش استفاده کرده است. این موضوع، نخستین بار توسط کریستوفر وایلی (Christopher Wylie)، یکی از کارکنان پیشین این شرکت مطرح شد.
در سال ۲۰۱۴ فیس‌بوک یک مسابقه طراحی کرد که در طی آن از کاربران خواسته بود تا با پاسخگویی به سؤالات شخصی در مورد خود و دوستانشان به روانشناسی شخصیتشان دست یابند. اطلاعات حاصل‌شده از طریق نصب آزمون اینترنتی «این زندگی دیجیتال شماست» بر روی رایانه ۳۰۵ هزار کاربر فیس‌بوک به‌دست‌آمده‌ بودند. نرم‌افزار این آزمون می‌توانست به‌غیراز اطلاعات کاربران فیس‌بوکی که آگاهانه این نرم‌افزار را نصب‌کرده‌اند به اطلاعات دیگر کاربرانی که با این کاربر در ارتباط هستند نیز دست یابد. موارد زیادی از این قبیل مسابقات و بازی‌ها از سوی فیس‌بوک ارائه می‌شوند؛ اما فیس‌بوک همیشه موظف به حفظ اسرار کاربران و همچنین نابود کردن آن‌ها پس از پایان زمان این قبیل مسابقات و بازی‌ها بوده است.
کریستوفر وایلی، مدعی شد که فیس‌بوک اطلاعات به‌دست آمده از اشخاصی که در این مسابقه شرکت داشته‌اند را بدون اجازه آنان به شرکت کمبریج آنالیتیکا فروخته و بدین ترتیب این شرکت موفق شده است تا از طریق این اطلاعات به خصوصیات شخصی و روانی کاربر فیس‌بوکی بیش از ۸۷ میلیون دیگر دست یابد. ۹۷ درصد کاربران قربانی مقیم آمریکا و ۱۶ میلیون نفر ساکن دیگر کشورها شامل ۱/۱ میلیون بریتانیایی هستند. کمبریج آنالیتیکا از این اطلاعات برای تأثیرگذاری بر مبارزات انتخابات ۲۰۱۶ ریاست‌جمهوری ایالات‌متحده آمریکا به نفع دونالد ترامپ استفاده کرده است.
ثابت شده است آژانس تغییر رفتار کمبریج آنالیتیکا با استفاده از همین روش‌های ترکیب داده‌کاوی و تحلیل داده‌ها در فرایندهای انتخاباتی و سیاسی با جا انداختن شعار «Do So»! و تبدیل آن به یک پیام قوی سیاسی به‌عنوان سمبلی از تمرد در مقابل سیاستمداران قبلی با ترغیب گروهی به رأی ندادن (Apathy) به برنده شدن کاندیدای موردنظر خود در جریان انتخابات عمومی ترینیدادوتوباگو (کشوری کوچک در آمریکای مرکزی در جنوب

مطالعه بیشتر بستن