ادامه از صفحه قبل :

دریای کارائیب) در سال ۲۰۱۰ دخالت کرده است.
یکی از پیشنهاد‌های آزمایش‌شده توسط این شرکت، لغو ممنوعیت سینماها پس از ۳۵ سال در عربستان سعودی است. پیشنهاد دیگر این شرکت، دادن مجوز رانندگی زنان بوده است. دولت امارات متحده عربی این شرکت را اجیر کرد تا یک کمپین در سطح رسانه‌های اجتماعی علیه قطر به راه بیندازد. این شرکت پس از سرنگونی رژیم قذافی در لیبی نیز تجزیه‌وتحلیل روانشناسی از رفتارهای شهروندان لیبی ارائه کرده است.

ختم کلام) دزد‌سالاری دیجیتال،
با استفاده رایگان از شبکۀ‌های اجتماعی
بالاخره شرکت فیس‌بوک در واکنش به این افشاگری‌ها مجوز کمبریج آنالیتیکا برای تبلیغات در میان مشترکین این شبکۀ اجتماعی را باطل کرد. بااین‌حال به گزارش گاردین
(The Guardian) فیس‌بوک بیش از دو سال در مورد این درز امنیتی اطلاع داشته؛ اما اقدامی برای محافظت از کاربرانش انجام نداده است.
جنجال‌های رسانه‌ای ایجادشده بر ضد کمبریج آنالیتیکا در سال ۲۰۱۸، عملاً همه مشتری‌ها و منابع شرکت را فراری داد و در همین سال مدیران آن اعلام کرده‌اند که دیگر ادامه کار برایشان ممکن نیست و چاره‌ای جز اعلام ورشکستگی ندارند. دادگاه اقدامات الکساندر نیکس (Alexander Nix‎)؛ مدیرعامل وقت این شرکت، را با استانداردهای شغلی وی مطابق ندانست و از همین روی وی را به مدت هفت سال از حق مدیریت شرکت‌های تجاری محروم گردانید. بر اساس گزارش کمیته دیجیتال، فرهنگ، رسانه‌ها و ورزش (DCMS) مجلس نمایندگان انگلیس، فیس‌بوک و مدیرانش به اوباش‌های دیجیتال (Digital Gangsters) ملقب گشتند.
در این رابطه مشاهده مستند هَک بزرگ (The Great Hack) پیشنهاد می‌گردد. این مستند بیش از آنکه بخواهد سراغ یک افشاگری سیاسی برود، به تقابل دو مسئله مهم دنیای امروز اشاره دارد: (۱) سیطره رسانه‌ها بر افکار و اندیشه‌های جامعه امروز؛ (۲) قرار گرفتن رسانه‌ها در اختیار سیاست‌مدارانی که از دستبرد به حریم خصوصی مردم هیچ پرهیزی ندارند.
آنچه مسلم است، این رسوایی اولین بحران تاریخ فیس‌بوک نیست و آخرینش نیز نخواهد بود و ما همچنان در پرتگاه گریز یا پاسخگویی (Precipice of Evasion or Accountability) شبکۀهای اجتماعی قدم برمی‌داریم. کاربران این شبکۀ‌های اجتماعی پیوسته در حال تکمیل اقیانوسی از اطلاعات هستند و ردپای دیجیتال (Digital Footprint or Digital Shadow) آن‌ها، کالایی اساسی برای یک صنعت سه تریلیون دلاری است. در حقیقت «کلپتوکراسی دیجیتال» (Digital Kleptocracy) یا «دزدسالاری یا یغماسالاری دیجیتال»، بهای ناگزیر استفاده رایگان کاربران از شبکۀ‌های اجتماعی است.
بیل گیتس در سال ۱۹۹۶ بود که اولین بار این نظر انقلابی را بر زبان آورد که: «محتوا پادشاه است» (Content is king). در ادامه جی بایر (Jay Bayer) گفت: «محتوا آتش است، رسانۀ‌های اجتماعی بنزین هستند» (Content is fire, social media is gasoline). نگارنده نیز با اضافه کردن این نگاره بدین انگاره‌ها، این نوشتار را چنین خاتمه می‌دهد: «محتوا پادشاه است؛ ولی رضایت، کلید
(استفاده از آن) است» (Content is king but consent is key).

مطالعه بیشتر بستن