ادامه از صفحه قبل :

نوجوانان در کلیه‌ی تصمیمات دادگاه‌ها و مقامات اجرایی، الزامی است. بنابراین این قاعده‌ی کلی را ما در تمامی تصمیمات حضانت و ملاقات فرزند اجرا می‌کنیم.»

ضمانت اجرای کیفری ممانعت از ملاقات فرزند چیست؟ قاضی ابراهیمی در پاسخ به این پرس می‌گوید: «طبق ماده ۵۴ قانون حمایت از خانواده، اگر مسئول حضانت مانع ملاقات طفل با اشخاص ذی‌حق شود، برای بار اول به پرداخت جزای نقدی درجه هشت و در صورت تکرار به حداکثر مجازات مذکور محکوم می‌شود. مجازات جزای نقدی درجه هشت در ماده ۱۹ قانون مجازات اسلامی، از تا ده میلیون ریال است و در صورتی که تکرار شود، مجازات حتما ده میلیون ریال تعیین خواهد شد. در حال حاضر صلاحیت رسیدگی به مجازات ممانعت از ملاقات طفل در صلاحیت شورای حل اختلاف است و طبق ماده ۹ قانون شوراهای حل اختلاف پیش‌بینی و به اشکال ذکر شده، تعیین می‌شود.»
قاضی مشاور دادگاه خانواده در آران و بیدگل در این باره به نکته مهمی از ضعف قانونی اشاره می‌کند و می‌گوید: «همانطور که پیش‌تر گفتم، ضمانت اجرای کیفری ممانعت از ملاقات طفل در ماده ۵۴ قانون حمایت از خانواده بیان شده است اما گاهی اوقات این ضمانت اجرایی کیفری کافی نیست و نمی‌تواند برای برخی از افراد بازدارنده باشد، مخصوصا برای افرادی که تمکن مالی دارند. به نظر بنده بهتر است به منظور جلوگیری از تکرار جرم، چنان‌چه جرم مذکور تکرار شود، ضمانت اجرایی محکم‌تری وضع شود تا بازدارنده‌تر باشد. بهتر است در خصوص ممانعت از ملاقات طفل نیز در صورتی که این جرم تکرار شود، مجازات بازدارنده‌تری شبیه به ماده ۴۰ قانون حمایت از خانواده وجود داشته باشد. در ماده ۴۰ قانون حمایت از خانواده ضمانت اجرای امتناع از استرداد طفل، به شخصی که حضانت طفل را دارد بازداشت است، تا زمانی که حکم را اجرا کند. در ماده ۶۳۲ قانون مجازات اسلامی در بخش تعزیرات، کسی که از دادن طفلی که به او سپرده شده، در موقع مطالبه‌ی اشخاصی که قانونا حق مطالبه دارند، امتناع کند، یکی از مجازات‌هایش حبس است. به نظر می‌رسد این ضمانت اجراها بازدارنده‌تر از جزای نقدی محدود است.»
طیبه ابراهیمی یادآور می‌شود: «نظر به این که سیاست‌ قانونگذار در خصوص مجازات‌های جایگزین حبس و حبس‌زدایی است، حبس مدت‌دار برای این جرم مناسب به نظر نمی‌رسد و همان ضمانت اجرای ماده ۴۰ که بازداشت تا اجرای حکم و تحویل طفل است مناسب‌تر به نظر می‌رسد. به این ترتیب هم ضمانت اجرای محکم‌تر و بازدارنده‌تری وجود داشته باشد و هم هدف قانونگذار در خصوص حبس‌زدایی تامین شود.»

ارتباط ناگسستنی‌ اعضای خانواده
دیدار و ارتباط فرزندان و والدین پس از جدایی، اهمیتی بی‌مانند و بی‌اندازه دارد. از آن جا که این دیدار و ارتباط با عواطف انسانی و همین‌طور تربیتی همراه است، بررسی آن از منظر روان‌شناسانی اهمیت ویژه‌ای نیز دارد. لیلا محبی ‌آبکنار کارشناس ارشد روان‌شناسی در این‌باره می‌گوید: «طلاق اثرات منفی روحی و عاطفی روی فرزندانمان دارد و اگر ما با ناآگاهی یا از روی خشم یا حسادت یا تلافی رفتارهای همسر، یا هر انگیزه‌ی دیگری از دیدار فرزندمان با پدر یا مادرش ممانعت کنیم، تاثیرات مخرب بیشتری به روح و روان آنان وارد کرده‌ایم. والدین اگر به این موضوع آگاه باشند که مدیریت و ایجاد رابطه‌ی خوب بین فرزندشان و والد دیگر تا چه اندازه می‌تواند در آینده‌ی فرزندشان تاثیر داشته باشد، قطعا در این باره رفتار درستی از خود نشان خواهند داد.»
وی خاطرنشان می‌کند: «واقعیت این است که طلاق برای زوجینی که فرزند یا فرزندانی دارند، پایان زندگی مشترک نیست، بلکه آغازگر مسیری ناهموار است که باید در این راه، با سعی و تلاش خود به فرزندانشان کمک کنند تا با تاثیرات مخرب کمتری مواجه شوند.»
کارشناس ارشد روانشناسی ادامه می‌دهد: «وقتی بچه‌ها بتوانند با اطمینان خاطر و آرامش به دیدار والد دیگر خود رفته و احساسات واقعی، افکار، خواسته‌ها، نیازها و مشکلات خود را با او مطرح کرده و ارتباطی توام با اطمینان با او داشته باشند، نه تنها آسیب کمتری را از طلاق پدر و مادر تجربه می‌کنند که حتی تاثیرات مثبت روحی و روانی این ارتباط را به اعضای دیگر خانواده که با او زندگی می‌کنند از قبیل خواهر و برادر و یا همسر پدر یا مادری که ازدواج مجدد انجام داده است هم، منتقل می‌کنند. بچه‌ها باید این اطمینان را داشته باشند که حضور هر دو والد را می‌توانند عزیز و محترم بدانند و ترسی از این بابت نداشته باشند. اگر بین والدین جدا شده، مدیریت برقرار باشد و با این که با هم زندگی نمی‌کنند، یک رابطه‌ی خوب و هماهنگ داشته باشند، بچه‌ها هم می‌آموزند که به بزرگتر احترام بگذارند و با این احترام رفتار بهتری با هر دو والد خواهد داشت.»
لیلا محبی آبکنار توضیح می‌دهد: «در صورتی که پدر و مادر جدا شده و یا از یکدیگر جدا زندگی می‌کنند، لازم است برخی نکات تربیتی نیز جدی گرفته شود. به طور مثال لازم است فرزندان بیاموزند که وقتی به دیدن والدی که با او زندگی نمی‌کند می‌روند، از سخن‌چینی و حرف بردن از این والد به آن والد پرهیز کنند، به این ترتیب مهارتی را آموخته‌اند که در دیگر جاهای زندگی نیز مفید خواهد بود. به این ترتیب می‌توان نه تنها از آثار سوء طلاق کم کرد که از آن در جهت تقویت فکری و مهارت‌های مربوط به زندگی، استفاده هم کرد. با رعایت نکات تربیتی که در این نوع زندگی پررنگ‌تر نیز دیده می‌شود، می‌توان به رشد فکری و عقلی فرزندان کودک و نوجوانمان که دچار رنج طلاق پدر و مادر شده‌اند، کمک نیز کنیم.»
وی ادامه می‌دهد: «بسیاری از والدین برای رهایی از فشار ناشی از حس انتقام، حسرت، ناامیدی، شکست، خشم و یا هر احساس منفی دیگر که معمولا در طلاق گریبان‌گیر افراد است، دست به رفتارهایی نادرست از قبیل ممانعت دیدار فرزند با والد دیگر، می‌زنند و یا با بدگویی و یا رفتارهایی که بارزکننده‌ی خشم است، رفتاری از خود نشان دهند تا وقتی فرزند به دیدار والد خود می‌رود با مطرح کردن آن‌ها، والد دیگر خشمگین شود، که موجب اثرات منفی زیانباری خواهد شد. درواقع تاثیر منفی این مسئله در رفتار فرزند با والدی که به دیدارش رفته و همینطور خود والدی که با او زندگی می‌کند، منتقل خواهد شد، و همینطور بر روابط دو والد با یکدیگر.»
روانشناس در ادامه به مشکلات روحی و روانی که ممکن است فرزندان در طلاق پدر و مادر تجربه می‌کند و توضیح می‌دهد: «کودک یا نوجوان پس از طلاق پدر و مادر ممکن است احساس شکست یا ناامنی پیدا ‌کند و یا در مورد سرنوشت خود دچار نگرانی و اضطراب شود. همین‌طور ممکن است ترس از دست دادن والدین به طور همزمان، و یا احساس گناهی که منجر به خشم و ترس و اضطراب شود، پیدا کند.»
وی ادامه می‌دهد: «هیچ کدام از والدین نباید از دیدار فرزند با والد دیگر ممانعت کند. درواقع باید اجازه دهند که فرزند هر وقت احساس نیاز به والد دیگر دارد بتواند او را ملاقات کند و از حمایت‌های فکری، روحی و همینطور مالی او برخوردار باشد. این کار هم به فرزند ما کمک می‌کند و هم به والدی که با او زندگی می‌کند. وقتی فرزندمان با والد دیگر ارتباط خوبی نداشته باشد، در رفتارها و روابطش نیز مشکلاتی رخ خواهد داد و این موارد در رابطه با والد دیگر نیز زیانبار خواهد بود. مشکلاتی از قبیل استرس، زیر پا گذاشتن قوانین حتی در چهارچوب خانواده از جمله‌ی این موارد است. جنگ و جدال بین پدر و مادر، تنش‌ها و برخوردهای خالی از مهری که معمولا در طلاق رخ می‌دهد و فرزندان نیز شاهد آن‌ موارد هستند، گاه باعث افسردگی‌های شدید و افت تحصیلی فرزندان می‌شود. چنان‌چه در این بین پدر و مادر با لجاجت و خشم، مانع از دیدار آنان با والد دیگر شوند، در واقع در این صورت پدر و مادر تنها به فکر منافع شخصی خود بوده و آینده‌ی فرزند خود را درنظر نمی‌گیرند. در این صورت تنها به دلخوری‌ها و شکست‌ها و ناراحتی‌هایی که از طرف مقابل در زندگی پیدا کرده‌اند فکر می‌کنند، نه مصلحت‌اندیشی فرزندانشان.»
لیلا محبی آبکنار خاطرنشان می‌کند: «اگر پدر و مادر این بینش را داشته باشند که حتی در صورت جدایی، بدون درنظر گرفتن مشکلات شخصی خود بتوانند برای آینده‌ی فرزندانشان برنامه‌ریزی کنند، می‌توانند او را از به طور چشمگیری از اثرات مخرب طلاق دور نگه دارند.»
کارشناس ارشد روان‌شناسی با بیان نظرات روان‌شناسان و پژوهشگران توضیح می‌دهد: «نظریه‌ی نظام‌ها خانواده را چیزی فراتر از مجموعه‌ی اعضا می‌داند و آن را شامل افراد عضو، شخصیت‌ها ویژگی‌ها و روابطشان می‌داند. بنابراین طلاق مخصوصا در صورت وجود فرزند یا فرزندان، پایان روابط اعضای خانواده نیست. دو نظریه‌پرداز در علم روان‌شناسی، شاو و مک‌لی، اثرات فزاینده‌ی فشار درونی و اختلافات را عامل تعیین‌کننده‌ی بزهکاری می‌دانند. از آن جا که خانواده یک چتر امنیتی برای فرزندان محسوب می‌شود، بسته به نوع روابط، رفتارها، برخوردها و تصمیماتی که پدر و مادر می‌گیرند، این چتر با آسیب رو به رو خواهد شد. برای مصداق این نظریه می‌توان از پژوهش‌های آبراهام‌سون نام برد. این روان‌شناس در پژوهش‌های خود دریافت که افراد بزهکار نسبت به افراد غیربزهکار از شرایط خانوادگی نامطلوبی برخوردار هستند، که فشار خانواده نام دارد. این نظریات روشن می‌کند که هنگام از هم گسستن خانواده، پدر و مادر باید مراقب باشند تا در صورت قرار گرفتن در شرایط طلاق، با تصمیمات و رفتارهای درست و منطقی، آسیب این چتر حمایتی را به حداقل برسانند.»

مطالعه بیشتر بستن