[۲۹۱۰]

فرایند مشاوره باید از فضای دادگاه‌ها خارج شود

نیره ساری: گفتگو با یک روانشناس بالینی و پژوهشگر حوزه زن و خانواده حکایت از این دارد که رایج‌ترین مشکلات زوجین برای اتمام یک زندگی مسائل عاطفی و رفتاری است. آمار ارائه شده از سوی مریم صف‌آرا در راستای صلح و سازش‌های متقاضیان طلاق ارجاعی از دادگاه خانواده به صورت ۴۰ درصدی در استان البرز و ۵۵ درصدی از استان تهران است. به اعتقاد یک مشاور و روانشناس بالینی فضای شلوغ و متشنج دادگاه و قرار دادن اتاق مشاوره در فضایی که خارج از استانداردهای مشاوره‌ای است، نه تنها حصول کمترین نتیجه را بهمراه دارد بلکه تاثیرات بدتری بر وضعیت بد فعلی می‌گذارد. وی ضمن تاکید بر این نکته که انجام مشاوره و استقرار مکان مشاوره باید از دادگاه‌‍ها خارج شود، به دستگاه قضائی پیشنهاد داد فرایند مشاوره پیش از طلاق در مراکز مشاوره‌‌ای که ویژگی مناسب ظاهری دارد و از مشاوران متبحر برخوردار بوده، انجام شود.

مریم صف آرا؛ عضو هیئت علمی دانشگاه الزهرا (س)، روانشناس بالینی و پژوهشگر حوزه زن و خانواده. اینکه چرا امروز جزو یکی از بهترین مشاوران خانواده محسوب می‌شود را همین ابتدا متوجه شدم. علاقه و توانمندی خاص وی در تحلیل رفتار افراد و ارائه مشورت‌های کارساز از همان ابتدای نوجوانی دو نکته مهم در هدایت دکتر صف آرا به سمت تخصص گرفتن در حوزه روانشناسی و مشاوره است. با توجه به تعاریف معاونت مشاوران خانواده قوه قضائیه از معرفی دکتر صف آرا به عنوان یکی از مشاوران موفق در ایجاد صلح و سازش زوجین، کنجکاو بودم تا قبل از هر سوالی دلایل این موفقیت را بدانم. باب گفتگو را با این سوال آغاز کردم که از کجا و چه زمانی این موفقیت کلید خورد. هر چند که با آرامش خاص توام با تواضع این تعریف را رد می‌کند اما اینگونه قصه موفقیت خود در عرصه مشاوره را آغاز می‌کند:

قبل از اینکه دیپلم بگیرم همیشه در روابط با دوستان یا دورهمی‌ها خیلی خوب مسائل حوزه رفتاری و اختلاف‌نظرها را تحلیل می‌کردم و توان ارائه راهکار داشتم. نتایج مثبت این ارائه تحلیل را در بازخوردهای دریافتی دوستان و آشنایاندریافت کرده و کم کم خود رادر این عرصه موفق یافتم.
با نظر دیگران در مورد صحبت‌های خودمتوجه شدم در حوزه روانشانسی توانمندتر هستم. این نتایج باعث شد خود را در موقعیت دیگری پیدا کنم و علی رغم اینکهرشته تحصیلی‌ام در دبیرستان، ریاضی فیزیک بود اما کنکور انسانی شرکت کرده و در نهایت مقطع کارشناسی، ارشد و دکتری را در همین رشته ادامه دهم.
اتفاق دیگری که در مسیر تحصیل منرخ داد، این بود که وقتی دوران کارشناسی را شروع کردم مضامینو محتوای روز را برای روح تعالی جو و تکامل طلب انسان ناکافی دیدم، بر همین اساس همزمان با کارشناسی تحصیل حوزه علمیه را شروع کردم تا در راستایمفهوم بخشیدن و غنا ورزی به مفاهیم روانشناختی آموزه‌های مکتب اسلامی را هادی حرکت قرار دهم.
در حال حاضر گرایش اصلی من روانشناسی بالینی با رویکرد دین و معنویت است.اساس محتوایروانشناسیفعلیاز غرب است اما اگر به حقیقت مضامین دینیاسلام و حقیقت معنویت توجه کنیم، متوجه خواهیم شد که در قرآن و سیره اهل بیت ع همه آنچه که در تعادل و تعالی روانشناختی انسان موثر بوده، بسیار دقیق و درست مورد اشاره و بحث قرار گرفته است. در مکتب روانشانسی غرب تمام معادلات انسان بر اساس تفکر اومانیستی مهندسی و طراحی شدهو آنچه در اولویت و اهمیت توجه قرار دارد مصالح و منافع شخصی فرد است صرف نظر از مصالح خانواده و اجتماع. در این مکتببسیاری از محتواها و مضامین دینی و معنوی رنگ باخته است، چراکه مکتب غرب به انسان صرف توجه دارد اما در مکتب اسلام مصالح انسان در بستر مصالح جمع بررسی می‌شود.
با این مقدمه و نگاه، با مریم صف آرا درباره ماهیت یک مشاوره، ویژگی‌های مشاور خوب و ضرورت‌های تغییر و تحول در وضعیت مشاوره پیش از طلاق در دایره دستگاه قضائی کشور به گفتگو نشستیم.

با الهام از صحبت‌های اولیه و همین مبحث اخیر که تکیه بر گرایش اصلی شما یعنی روانشناسی با رویکرد دین و معنویت دارد، آیا به کارگیری مضامین اسلامی در روند و جریان مشاوره، به ویژه صلح و سازش موثر است؟
این تصور در ذهن برخی افراد وجود دارد که در روانشناسی با رویکرد دین و معنویت، آیات و احادیث گفته می‌شود و ما وارد رویکرد روحانی می‌شویم؛ در حالیکه این موضوع اتفاق نمی‌افتد بلکه فرایند مشاوره با مضامینو محتوای دینی، به شکل غیر مستقیم و در غالب بازخورد و یا آموزش تبیین می‌شود. در حقیقت الهام مشاور از آیات، روایاتو احکام در پیشبرد رویکرد مشاوره مکتوم بوده و مراجع صرفا محتوای مشاوره‌ای را دریافت می‌کند.
از آنجایی که اصل و اساس فطرت انسان از الهیت است لذا معنویت و معنویت دینی در فطرت همهانسان‌ها وجود دارد؛ حتی اگر از حالت بالقوه به حالت بالفعل تبدیل نشده باشد.در نتیجه وقتی که با چنین رویکرد نشات گرفته از حقیقت ذات، به درمان و مشاوره می‌پردازیم امید برانگیختگی درونی، تاثیرات نهادینه شده و تغییرات زود هنگام‌تری در مراجع است. به شخصه در تجارب مشاوره‌ای خوددریافته‌ام که مشاوره با رویکرد دینی و معنوی اتفاقا غنای کامل درونی در مراجع ایجاد کرده و مسیر درمان و مشاوره را کوتاه می‌کند.همچنین در جلسات بعدی مشاوره، با بررسی وضعیت مراجع متوجه می‌شویم سیر تغییر کوتاه‌تر شده و این قابل اهمیت است.
نکته دیگر اینکه ما با نقل صریح و مستقیم ازدین، جلسه مشاوره را هدایتنمی‌کنیم بلکهاین اجرا با مضامین و محتوای دینی و معنوی، غیر مستقیم و در قالب تکنیک‌های شناختی و رفتاری صورت می‌پذیرد.در این خصوص اساسا مذهبی یا غیرمذهبی بودن مراجع در فرایند تخصصی ما اثرگذار نیست. در خصوص همه افراد در هر سطح از میزان مذهبی بودن،با رویکرد دین و معنویت می‌توان شاهد اثرپذیری مثبت در فرایند درمان بود. در تائید این مطلب لازم است اشاره کنم تجارب کلینیکی و بالینی اینجانب حتی در مورد مراجعانی که به واقع با مسائل رفتاری و اخلاقی خاصی مواجه بودند، نشان داده است حتی در شرایط انحطاط رفتاری و اخلاقی، رویکرد دین و معنویت در درمان می‌تواند برانگیزاننده فطرت الهی در انسان باشد. چنین مراجعینی صرف نظر از اندازه دینداری به واقع تحت تاثیر رویکرد مشاوره قرار گرفته و در نهایت آنچه منطور غائی ما از درمان و مشاوره بوده، تحقق یافته است. در صورتیکه هم به شکل تجربی و بالینی و هم در گزارش‌های پژوهشی، دیده شده که اثرگذاری درمان و مشاورهسایر رویکردها در مقایسه با رویکرد دین و معنویت کمتر بوده است. حقیقت این است، اصل و حقیقت سلامت روان قرنها پیش به شکل اکمل در قرآن و سیره اهل بیت بودهو اکنون اندکی از آن، آنهم به شکل ناقص و تکامل نایافته در بیان و نظریه‌های روانشناسان غرب و غرب گرا آمده است. همچنان که در روانشناسی مقابله با ترس، قرن‌ها پیش امیرالمونین علیه السلام فرمودند:هر گاه از چیزی می‌ترسی خود را در آن بیفکن(حکمت ۱۷۵ نهج البلاغه) اما روانشناسی امروز این موضوع را بعد از قرن‌ها در قالب تکنیک غرقه‌سازی مطرح کرده است.
البته این نکته تاسف برانگیز نیز حایز اهمیت و توجه درمانگران، مشاوران و پژوهشگران است که اصل و حقیقت محتوای دینی ما در حوزه روانشناسی هنوز مورد کنکاش و کاوش قرار نگرفته و هنوز اندکی حتی از این بحر عظیم، مکشوف و تبیین نشده است،که بدون شک همت والای همه متخصصان و پژوهشگران این عرصه را می‌طلبد.
بازهم تاکید می‌کنم ما در مشاوره و درمان با رویکرد دین و معنویت وعظ و قرائت آیات و روایات نداریم بلکه محتوا و مضامین دینی و معنوی را با زیان تخصصی مشاوره در قالب بازخورد و آموزش ارائه

مطالعه بیشتر بستن