ورشکستگی دلائل و آثار

در وضعیت کنونی، با توجه به گسترش فعالیتهای اقتصادی و تجاری شرکتها و وجود بازارهای رقابتی، شرکتها تلاش می‌کنند تا سهم بیشتری از بازار را در اختیار داشته باشند و به تبع آن به هدف اصلی خود یعنی کسب سود بیشتر دست یابند. کسب سود بیشتر، ریسک بالاتری را نیز برای بنگاههای اقتصادی به همراه دارد. این شرایط و سایر عواملی که در این مقاله سعی گردیده به شناخت و بررسی آنها پرداخته شود باعث شده در سالهای اخیر پدیده ورشکستگی از رشد فزاینده‌ای برخوردار باشد. مدیران مالی و دست اندر کاران عرصه ی مالی و اقتصادی می‌توانند با شناخت علل و عوامل ورشکستگی و درک صحیح آن قبل از وقوع، صاحبان بنگاههای اقتصادی را از آن مطلع و راههای پیشگیری آن را بررسی و به مقابله با این پدیده بپردازند.


ورشکستگی در ادبیات مالی به معنای درماندگی در کسب و کار است. ورشکستگی هنگامی رخ می‌دهد که بدهی‌های یک شرکت از ارزش دارایی‌های موجود آن تجاوز کند.
ورشکستگی در قانون حالت یک تاجر یا یک شرکت تجاری است که از پرداخت بدهی‌های خود ناتوان شود و نتواند تعهدات تجاری خود را عملی کند. ورشکستگی و مقررات آن تنها دربرگیرنده تجار می‌با شد و چنانچه اشخاص عادی قادر به پرداخت بدهی خود نباشند اصطلاحاً به آنها “معسر” گفته می‌شود.
در بورس اوراق بهادار تهران، ملاک ورشکستگی و خروج شرکت‌ها از بورس، ماده ۱۴۱ قانون تجارت اصلاحی است. طبق این ماده؛ اگر بر اثر زیان‌های وارده، حداقل نصف سرمایه ی شرکت از بین برود هیئت‌ مدیره مکلف است بلافاصله با تشکیل مجمع عمومی فوق‌العاده، صاحبان سهام را دعوت کند تا در خصوص انحلال یا بقای شرکت تصمیمات لازم اتخاذ شود. هر گاه مجمع مزبور رای به انحلال شرکت ندهد، باید در همان جلسه و یا رعایت مقررات ماده ۶ این قانون سرمایه ی شرکت را به مبلغ سرمایه ی موجود کاهش دهد.

دلایل ورشکستگی:
دلایل ورشکستگی از دیدگاه نیوتن (۱۹۹۸) به دو دسته دلایل درون سازمانی و برون سازمانی تقسیم شده است.

۱- دلایل درون سازمانی
۱-۱ – توسعه بیش از اندازه اعتبار: اگر شرکت به مشتریان خود بیش از اندازه اعتبار دهد در دریافت طلب خود از بدهکاران دچار مشکل خواهد شد.
۱-۲ – مدیریت ناکارآمد: از بیشترین دلایل ورشکستگی، فقدان آموزش، تجربه، توانایی و ابتکار مدیریت می‌باشد که واحد تجاری را برای باقی ماندن در عرصه ی رقابت و تکنولوژی با مشکل مواجه می‌سازد.
۱-۳ – سرمایه ناکافی: در صورتی که واحد تجاری از کفایت سرمایه برخوردار نباشد از پرداخت هزینه‌های عملیاتی و تعهدات اعتباری در سررسید عاجز خواهد ماند.
۱-۴ – خیانت و تقلب: در برخی از موارد، ورشکستگی با برنامه ریزی و به صورت ساختگی و بر اثر تقلب اتفاق می‌افتد.

۲ – دلایل برون سازمانی
۲-۱ – ویژگــی‌های سیستم اقتصادی: مدیریت شرکت باید تغییراتی را که در سیستم اقتصادی رخ می‌دهد بپذیرد و تعدیلات لازم را در سیاست شرکت در جهت سیستم موجود پیاده کند. شرکتهای بزرگ به دلیل دارا بودن سازمان قوی و سیاستهای انعطاف پذیر، بهتر می‌توانند در شرایط عدم ثبات بازار مقاومت نمایند اما شرکتهای کوچک در چنین شرایطی بیشتر در معرض خطر ورشکستگی قرار می‌گیرند.
۲-۲ – تشدید رقابت: یکی از دلایل ورشکستگی رقابت شدید است ولی مدیریت کارا نقطه مقابل این دلیل می‌باشد.
۳-۲- تغییرات در تجارت و تقاضای عمومی: اگر شرکتها در به کار‌گیری روشهای مدرن ناتوان باشند و خواسته‌های مصرف‌کنندگان را نتوانند به موقع شناسایی کنند شکست خواهند خورد.
۴-۲- نوسانات تجاری: هر چند نبود آرامش موقت، عامل زیربنایی ورشکستگی نمی‌باشد ولی ناسازگاری بین تولید و مصرف،، عدم استخدام، کاهش در میزان فروش، سقوط قیمتها و… باعث رشد ورشکستگی می‌گردد.
۵-۲- مشکل در تأمین مالی: پرفسور ناماکی با استفاده از داده‌های بانک جهانی برای دوره ی ۱۹۸۰ الی ۱۹۹۰ عنوان کرد که مشکلات مرتبط با تأمین مالی بیشتر از شرایط اقتصادی در ورشکستگی شرکتهای کوجک دخیل هستند.
۶-۲- عوامل تصادفی و اتفاقی: برخی عوامل مانند رویدادهای طبیعی و غیر مترقبه، فراتر از اختیار و کنترل شرکت می‌باشند.

شاخصها و نشانگرهای ورشکستگی:
شاخصهای حسابداری بحران مالی شرکتها (جانتادج، ۲۰۰۶):
۱- شرکت سه سال متوالی زیان گزارش کند.
۲- در صورتی که سود تقسیمی هر سال نسبت به سال قبل بیش از ۴۰ درصد کاهش پیدا کرده باشد.
جونا آیابئی (jonah aiyabei) نیز شاخصهای نشان‌دهنده ورشکستگی (وضع وخیم مالی) شرکتها را به صورت زیر تقسیم کرده است:
۱ – کاهش سود نقدی: اگر در طی زمان، سود نقدی شرکت رو به کاهش مستمر باشد این امر را می‌توان نشانه‌ای برای ورشکستگی تلقی کرد.
۲ – زیانها: زیانهای عملیاتی منجر به ناتوانی از پرداخت سودهای نقدی یا افزایش سرمایه‌گذاری می‌شود، این امر شرکت را به سمت ورشکستگی سوق می‌دهد.
۳- استعفای مدیران ارشد: مدیران ارشد یک سازمان در جایگاهی
هستند که می‌توانند عملکرد آتی سازمان را پیش‌بینی کنند.
۴- افت قیمت سهام: قیمت سهام نشان‌دهنده ارزشی هستند که بازار برای شرکت قائل است طبیعی است افت مداوم قیمت سهام برای شرکت نمود منفی به دنبال خواهد داشت.
۵- بستن کارخانه‌ها یا شعبه‌های شرکت
۶- زیاد بودن فصول کم کاری و توقف در عملیات

مراحل ورشکستگی
نیوتن (۱۹۹۸) مراحل نامطلوب شدن وضع مالی شرکتها را به دوره نهفتگی، کسری وجه نقد، نبود قدرت پرداخت دیون مالی یا تجاری، نبود قدرت پرداخت دیون کامل و در نهایت ورشکستگی تقسیم کرده است. اغلب ورشکستگیها از این مراحل پیروی می‌کنند اما در برخی موارد ممکن است شرکتها بدون طی تمام مراحل به ورشکستگی کامل برسند.
وضعیت واحد تجاری به طور ناگهانی و غیر منتظره منجر به ورشکستگی نمی‌شود. در مرحله نهفتگی ممکن است یک یا چند وضعیت نامطلوب به طور پنهانی برای واحد تجاری وجود داشته باشد که به طور سریع قابل شناسایی نباشد، مثلاً تغییر در تقاضای تولید، استمرار افزایش در هزینه‌های سربار، منسوخ شدن روشهای تولید و… از جمله این عوامل هستند. زیان اقتصادی اغلب در دوران نهفتگی رخ می‌دهد و بازده دارئیها کاهش می‌یابد. بهترین حالت این است که مشکل در این مرحله کشف شود چرا که راه حلهای آسانتری که در این مرحله کارساز است در مراحل بعدی راهگشا نخواهند بود و مهمتر اینکه در این مرحله اعتماد عمومی دستخوش تزلزل شده و پروژه‌های سود‌آور به دلیل دسترسی دشوار به وجوه رد خواهند شد.
مرحله کسری وجه نقد وقتی ظاهر می‌شود که واحد تجاری برای اولین بار جهت ایفای تعهدات جاری یا رفع نیازهای فوری دسترسی کامل به وجه نقد نداشته باشد گرچه ممکن است چندین برابر نیازش دارائیهای فیزیکی داشته باشد و سابقه ی سودآوری کافی نیز داشته باشد ولی مشکل اصلی این است که دارائیها به قدر کافی قادر به نقد شدن نیستند و سرمایه حبس شده است.
در مرحله نبود قدرت کافی برای پرداخت دیون تجاری، شرکت هنوز قادر به تحصیل وجه نقد از کانالهای مصرف هست و مدیریت ابزارهای مناسب در اختیار دارد، مثلاً؛ استفاده از افراد حرفه‌ای مالی یا تجاری، کمیته اعتبار و تجدید ساختار در روشهای تأمین مالی لذا ازطریق این روشها است می‌توان مشکل را در این مرحله شناسایی و برطرف کرد.
در مرحله نبود قدرت برای پرداخت کامل دیون، دیگر شرکت در مسیر نابودی قرار گرفته است، میزان بدهیها از ارزش دارائیها ی شرکت فزونی گرفته و در شرایط ورشکستگی کامل قرار گرفته است.

انواع ورشکستگی
از منظر قانونی، ورشکستگی شامل؛ ورشکستگی عادی، ورشکستگی به تقصیر و ورشکستگی به تقلب می‌باشد.
ورشکستگی عادی: تاجر بر اثر عوامل خارجی یا حوادث غیر مترقبه بدون تقصیر یا تقلب متوقف شود. برابر مواد ۴۱۲ و ۴۱۳ قانون تجارت، کسی ورشکسته عادی محسوب می‌شود که تاجر یا شرکت تجاری بوده و ازپرداخت وجوهی که بر عهده دارد متوقف گردد و ظرف ۳ روز از تاریخ وقفه که در ادای قروض یا سایر تعهدات نقدی او حاصل شده باشد توقف خود را به دفتر دادگاه عمومی محل

مطالعه بیشتر بستن