۳۰

شماره : ۳۰

انتشار: ۹۹/۰۹/۳۰

متن خبرها

اهداف قوۀ مقننۀ مطلوب؛حفظ نظام اسلامی با قانون‌گذاری صحیح

قانون نرم افزار ادارۀ کشور است و نمایندگان بیش از این‌که نمایندۀ حوزۀ انتخابیۀ خود باشند، نمایندگان جامعۀ ایران هستند لذا باید بیشترین توان خود را در حفظ نظام اسلامی به کار ببندند. حفظ نظام اسلامی هم فقط به معنای حفظ جغرافیای سیاسی ایران نیست؛ بلکه تشخیص اولویت‌ها در مواقع حساس و تصمیم سازنده ولو برخلاف رفاهیات یک بخش، می‌تواند از مصادیق حفظ نظام اسلامی باشند. حقوق‌دانان به‌عنوان عضو فرهیخته و آشنا با قانون و فرآیند قانون‌گذاری می‌توانند، از طریق تعامل فعالانه با نمایندگان در تحقق اهداف مطلوب قوۀ مقننه و حفظ نظام اسلامی با قانون‌گذاری صحیح به این مهم بیشتر جامه عمل بپوشانند.

«برادران و خواهران! ما امروز در شرایطی خاص هستیم. نظامی به نام اسلام برافراشته شده و سر به آسمان کشیده است. این نظام، در مقابل حرکت قلدرانه و کافرانه و استبدادی قدرت‌های بزرگ ایستاده و سنگ راه آن‌ها شده است. اگر نظام اسلامی نبود، امروز قدرت‌های بزرگ، در جهت مطامع و هدف‌های نامشروع خودشان گام‌های موفّقتری برمی‏داشتند. این، نظام اسلامی بود که این‏طور، احساس اسلامی را در ملت‌ها بیدار کرد. این، نظام اسلامی بود که در مردم دنیا و ملت‌های ضعیف، احساس امکان اتّکا به نفس را دمید. این، نظام اسلامی بود که به ابرقدرت‌ها تفهیم کرد: چنین نیست که آنچه آن‌ها می‏خواهند عمل خواهد شد و تحقّق پیدا خواهد کرد! این نظام، در دنیا یک الگوی بسیار درخشان و یک بنای سربرافراشته‏ای شده است. نگهداشتن این نظام، تلاش مخلصانه لازم دارد. این تلاش مخلصانه، در هر کس به گونه‏ای است. یک بخش از این تلاش مخلصانه، که خیلی هم مهم است، مربوط به نیروی قانون‌گذاری است. باید با اخلاص وارد شد و این بخش را تأمین کرد. امروز، این بار بر دوش شماست. دیروز بر دوش دیگران بود. فردا هم بر دوش دیگرانی دیگر خواهد بود. امروز، در این لحظه، شما مخاطبید. ببینید چگونه عمل خواهید کرد. مصالح جامعه را رعایت کنید. اولویّت‌ها را رعایت کنید. از اوقات مجلس، حداکثر استفاده را بکنید.»

دفاع از هویت نظام اسلامی
هویت نظام اسلامی چیزی فراتر از فعالیت‌های تشکیلاتی قوا و مجموعه‌های حقوقی کشور است لذا قبل از هر اقدام و فعالیت تخصصی، دفاع از این هویت وظیفۀ حقوق‌دانان کشور است. هویت نظام اسلامی را می‌توان در پایه‌های ایمانی، اجرایی و فکری آن یافت و در برابر دشمنان باید از این هویت دفاع کرد. حقوق‌دانان در عرصه‌های حقوقی نیز دفاع از هویت نظام اسلامی را بردوش دارند. مقام معظم رهبری در این خصوص می‌فرمایند:
«وظیفۀ ما این است که از هویّت انقلاب، اساس انقلاب و اساس این نظام دفاع کنیم و این نخواهد شد، جز این که در نظر داشته باشیم که وظایف ما در این قانون اساسی بحمدالله مترقّی و جامع چیست. همین قانون اساسی، مجلس را رکن مهم این نظام قرار داده است. اصل قضیه این است که این رکن، وابسته به این نظام الهی است. کسانِ پُر کار و پُرتلاش و پُر فعالیتی هستند که مایل نیستند این نظام با کلّیت خودش یا با روحِ اسلامی خودش باقی بماند. وظیفۀ همۀ ما این است که در مقابل تسلّط مخالفان این انقلاب و این نظام، محکم و با قدرت باشیم. اگر خدای متعال به بنده هم – که یک خدمت‌گزارِ دارای مسئولیت هستم – توفیق دهد، مثل شما وظیفۀ من هم همین است. همه وظیفه دارند در مقابل کسانی که درصددند پایه‏های این نظام را – چه پایه‏های ایمانی آن را، چه پایه‏های فکری آن را، چه پایه‏های اجرایی آن را – سست کنند، بایستند. این وظیفۀ اساسی همه مسئولان نظام است؛ چه قوّۀ مجریّه و در رأس آن رئیس جمهور، چه قوّۀ مقنّنه که شما برادران و خواهران عزیز هستید، چه قوّۀ قضاییّه و چه بقیۀ مسئولان که این حقیر هم در مجموعۀ مسئولان قرار دارم. سعادت ما در این است که در این راه بایستیم. ما با خدای متعال تعهّد کرده‏ایم که ایستادگی کنیم؛ ان‏شاءالله به این تعهد عمل هم خواهیم کرد. ما نخواهیم گذاشت که ضدّانقلاب و کسانی که از اساس با این انقلاب مخالف بودند، بتوانند در مراکز اثر گذارِ برروی افکار عمومی و برروی ایمان مردم، مقاصد خودشان را عملی کنند. مردم هم این را از شما می‏خواهند؛ خدا هم این را از شما می‏خواهد.»

الزامات قوۀ مقننه در حکومت اسلامی
مبنای شکل‌گیری مجلس شورای اسلامی مبتنی بر ولایت الهی است و امر قانون‌گذاری نیز برخاسته و پدید آمده از این ولایت است و یکی از لوازم کارآمدی این قوه نیز این است که با مقررات الهی و احکام اسلامی منطبق باشد. در این راستا طرقی که در قانون اساسی در جهت اعمال ولایت الهی از جانب نمایندۀ مجلس شورای اسلامی معین شده، همان ولایت بر امر قانون‌گذاری است که این مهم نیز یکی از اصلی‌ترین رسالت‌های حقوق‌دانان محسوب می‌گردد، چراکه لازم است حقوق‌دانان با نظرات کارشناسانه حقوقی خود، نمایندگان را در تحقق این مهم یاری نمایند:
«یک نکته را ما قبلاً به صورت زیربنایی مشخص کنیم که این قضیۀ نمایندگىِ از مردم در تفکر اسلامی، ریشۀ بسیار عمیقی دارد. قضیۀ این نمایندگی، قضیۀ پیروی کردن از عرف متداول دنیا و چون حالا در دنیا انتخابات هست، دمکراسی هست، ما هم برای این‌که از دنیا عقب نمانیم، نیست؛ مثل بعضی از این کشورهایی که می‌بینید یک صورت دمکراسی‌ای درست می‌کنند، یک چیزی به اسم مجلس تشکیل می‌دهند که هیچ حقیقتی هم ندارد، یا همان جاهایی هم که حالا انتخاباتی هم هست، همین‌طور است. مبنای فکری ما از آن قبیل نیست. ما یک مبنای روشنی داریم. در بینش اسلامی، ولایت متعلق به خداست؛ یعنی هیچ احدی بر دیگری ولایت ندارد. این که زیدی که بنده باشم، به عمروی که شما باشید، بگوید آقا شما باید آنجور که من می‌گویم عمل کنید؛ نه، این را در اسلام نداریم. هیچکس بر کس دیگری ولایت ندارد. ولایت مال خداست. اگر خدای متعال برای این ولایت مجرایی مشخص کرد و روشن کرد، این مجرا می‌شود همان مجرای الهی و مورد قبول و قابل اتّباع، که این مجرا را خدای متعال مشخص کرده است؛ در اسلام مشخص شده است. قانون و اجرا بایستی با معیارهای خدایی و با مقررات الهی باشد؛ یعنی با احکام اسلامی یا با احکام مشخص یا با کلیات و آنچه که از اسلام دانسته شده و فهمیده شده است، منطبق باشد و معارض نباشد. افرادی هم که مجری هستند، مشخصات و خصوصیاتی دارند؛ باید عادل باشند، فاسق نباشند – خصوصیاتی که در قانون اساسىِ ما متجسد شده – و قانون اساسی هم همان شکل اجرایی و دالان عبور به سمت آن چیزی است که ولایت الهی برای ما ترسیم می‌کند.
بنابراین ولایتی که امروز شما دارید – قانون‌گذاری، ولایت است – یک ولایت الهی است؛ ریشه در ولایت الهی دارد؛ برخاسته و پدید آمده از ولایت الهی است. این مردم‌سالاری دینی که ما می‌گوییم، معنایش این است؛ یعنی نمایندۀ مجلس شورای اسلامی از این طریقی که در قانون اساسی برای مجاری اعمال ولایت الهی معین شده، یک ولایتی پیدا کرده است که این شد یک تکلیف. بنابراین آنچه که در مجلس شورای اسلامی تصویب می‌شود، برای منِ شخصی و نوعی واجب‌الاتّباع است و بایستی بر طبق او عمل کنم. این مبنا، مبنای اسلامی است. در نگاه افرادی که از این مبنای اسلامی دورند، وقتی که به مسئله نگاه می‌کنید، می‌بینید تناقض و تهافت زیاد است. یک روز که آراء مردم به نفع یک جماعتی باشد، آراء مردم اهمیت پیدا می‌کند، جمهوریت اهمیت پیدا می‌کند. «و ان یکن لهم الحقّ یأتوا الیه مذعنین»؛ اگر حق به جانب آن‌ها داده بشود، حق را قبول می‌کنند. تفکر اسلامی بر مبنای یک پایۀ محکم، برخاسته از ولایت اللَّه، با شیوۀ مشخص و تدوین شدۀ در قانون اساسىِ جمهوری اسلامی که خدای متعال به انسان‌ها حق داده که یک حقی را به کسی بسپرند، بنا شده که بگویند آقا! شما بیا برای ما این کار‌ها را انجام بده. مردم هم این حق را در آراء خودشان در مجلس، در ریاست جمهوری، در آن چیزهایی که به آراء مردم وابسته است، به افراد می‌دهند. بنابراین پایۀ مردم‌سالاری دینی این است؛ یعنی یک پایۀ اصیل و عمیق که حقیقتاً مورد اعتقاد است.»
در باب محوریت مبانی دینی باید گفت که اسلامی بودن مجلس شورای اسلامی خصوصیتی است که قوانین آن را از قوانین سایر کشورها متمایز می‌کند، چرا که براساس نظر و رأی بشر بنا نهاده نشده، بلکه مبنای الهی و اسلامی دارد.
«برادران و خواهران عزیز! تفاوت عمده‏اى بین مجلس شوراى اسلامى و همه پارلمان‌های دنیا وجود دارد وآن، اسلامى بودن است. شوخى نیست؛ امروز صد و پنجاه سال است که برجسته‌ترین و شریف‌ترین عناصر سیاسى و دینىِ ملت ما پرچم حاکمیت اسلام را بلند کرده‌اند و پایش سینه زده‌اند و بسیارى در این راه جان دادند؛ امثال مدرّس‌ها، آخوند خراسانی‌ها و سید جمالّ الدین‌ها. قضیه این‏طورى است. این، مربوط به امروزِ ما نیست که بگوییم دین و سیاست یکى است، عدّه‏اى هم بگویند یکى است؛ اما یک عدّه هم بگویند نه، خیلى هم یکى نیست! حرفِ امروز نیست؛ این حرف، صد و پنجاه سال ریشه دارد. پدرِ برجسته‏ترین زبدگان این کشور در راه مبارزه براى این فکر درآمد؛ هزاران جانِ پاک در این راه شهید شدند؛ مدرّسِ به آن عظمت سینه را براى این قضیه سپر کرد؛ اصلاً مشروطیت ایران براى همین پیش آمد، اگرچه بعد منحرفش کردند؛ عدّه‏اى بد و ناشیانه عمل کردند؛ عدّه‏اى هم متّکى به قدرت‌های خارجى زرنگى کردند و آن را از دست مردم قاپیدند؛ بعد هم که امام بزرگوار آمد، از اوّل حرکتش را بر این اساس قرار داد و ملت ایران هم این را خواستند و مى‏خواهند. من به شما بگویم حتى ملت‌های لائیک‌ترین دولت‌هایی که امروز حول و حوش ما هستند، همین‏طورند – من حالا اسم آن کشورها را نمى‏آورم، خودتان در ذهنتان مجسّم کنید – یعنى اگر شرایطى ایجاد شود، انسانى مثل امام و زمینه‏اى مثل آن روز در این کشورها به‏وجود آید و پرچمى بلند شود، همین ملت‌هایی که مى‏بینید دولت‌هایشان دم از لائیک و لائیسیسم مى‏زنند و هر کس ذرّه‏اى علیه تفکّر سکولاریستى دم بزند یا حرکت کند، پدرش را در مى‏آورند، دور این پرچم جمع خواهند شد. اسلام این است و این درست است و به صلاح ملت‌هاست؛ ملت‌ها این را مى‏دانند. اگر امروز احکام اسلام در این مملکت اجرا شود؛ یعنى من و شما این توفیق را بیابیم که احکام اسلامى را اجرا کنیم، همه این گره‌ها و مشکلات باز و حل خواهد شد. ما هرچه عقب مانده‏ایم، به‏خاطر این است که در این زمینه‏ها یا کوتاهى کرده‏ایم یا نشده است. این فریاد صد و پنجاه سال است که در بین مسلمانان بلند است. مگر مى‏شود از آن برگشت؟! حال مظهر این تلاش صد و پنجاه ساله که محصول خون هزاران جانِ پاک است – آن‌هایی که شهید شدند، آدم‌های معمولى نبودند که شهید شوند؛ مجاهدان، فداکاران، انسان‌های سرافراز، رشید و شجاعى بودند که وارد میدان شدند و جانشان را دادند – چیست؟ مجلس شوراى اسلامى، دولتِ جمهورى اسلامى، نظام اسلامى. این‌ها، محصول این همه تلاش است. فرقِ مجلسِ شوراى اسلامى با سایر پارلمان‌های دنیا این است. معناى این‏که باید حکم و قانون منطبق بر اسلام باشد، همین است.»
در ادامه باید گفت که مشروعیت نظام اسلامی به خاطر استواری بر پایۀ تفکر اسلامی است؛ یعنی نمایندگی مردم مبتنی بر اسلام است و از طرفی مردم هم حکومت اسلامی را پذیرفته‌اند. در این راستا حقوق‌دانان نیز به‌عنوان عنصر اثرگذار در اجرا و تصویب قوانین، این التزام را باید درک کنند و نسبت به اجرا و تصویب آن حساس باشند. مقام معظم رهبری در این خصوص می‌فرمایند:
«مشروعیت این نظام به تفکّر اسلامى و به استوارى بر پایۀ اسلام است؛ مشروعیت مجلس و رهبرى هم بر همین اساس است. امام یک وقت فرمود: «اگر من هم از اسلام روى برگردانم، مردم مرا کنار مى‏گذارند.» راست هم مى‏گفت. مردم امام را به اسلام شناختند؛ به‏خاطر فداکارى و عظمت او در راه اسلام دنبالش راه افتادند، که همه ما، بنده و شما هم همین‏طور هستیم. اگر ما از این راه منصرف و منحرف شویم، خودمان ضرر مى‏کنیم؛ اما این حرکت و جریان راه افتاده و متوقّف شدنى نیست. حقیقتاً نظام اسلامى به ما و امثال من و شما وابسته نیست. امام یک وقت مى‏فرمود: «نظام اسلامى به من وابسته نیست!» ما واقعاً تعجّب مى‏کردیم، چون امام خالقِ این انقلاب و در واقع پدیدآورندۀ این نظام بود و واقعاً تفکیک بین بقاى امام و بقاى نظام هم براى ما مشکل بود؛ اما امام قُرص و محکم مى‏گفت نخیر، نظام اسلامى به من وابسته نیست. حالا وقتى امامِ با آن عظمت، وجودش ملازم با وجود نظام نباشد و با نبودن او این مردم انقلاب و اسلام را حفظ کنند، دیگر امثال من چه جاى حرف زدن دارند که بگوییم اسلام و نظام به من وابسته است! نه؛ صدها نفر از قبیل ما باید قربان اسلام شویم؛ جانمان، مالمان، آبرویمان را بدهیم تا نظام اسلامى بماند و پایه‏هاى آن استوار شود.»

مطالعه بیشتر بستن