۳۰

شماره : ۳۰

انتشار: ۹۹/۰۹/۳۰

متن خبرها

مقاومت‌های پدر شهیدم نگذاشت برجام ننگین‌تر از آن‌چیزی که هست بشود

هفته گذشته خانواده شهید فخری‌زاده به دعوت کمیسیون فرهنگی مرکز وکلا مهمان مرکز شدند. علی بهادری ضمن خوشامدگویی به ایشان و بیان نکاتی پیرامون ترور و پیگیری‌های حقوقی آن، صحبت‌های دو پسر شهید را شنید. خانواده فخری‌زاده هم به بیان نکاتی از زندگی شخصی شهید پرداختند. پس از آن ما با خانواده شهید گفتگوی صریح و شفافی را ترتیب دادیم. در ادامه پرسش و پاسخ‌های «کمیسیون فرهنگی» و «حامی عدالت» را با مهدی و حامد فخری‌زاده بخوانید.

در ابتدا بفرمایید استنباط شما از پیام رهبر انقلاب برای شهادت محسن فخری‌زاده چه بود؟
مهدی فخری‌زاده: پیام آقا بسیار پیام جامع و قشنگی بود. به نظر من دو محور اصلی در این پیام نهفته بود؛ یک مورد بحث پیگیری و برخورد با عاملان این ترور بود که خب به نظر من این اتفاق باید به مناسبترین وجهش انجام شود. علت هم این هست که ما اگر به صورت دقیق و مشخص خونخواهی نکنیم، این خودش یک جور وادادگی محسوب می‌شود و این داستان ترور تموم شدنی نخواهد بود. محور دوم، پیگیری کارهای شهید فخری‌زاده است بود. کارهای شهید، فناورانه و بر لبه تکنولوژی بود، برای همین پیگیری ادامه دادن این کارها بسییار مهم است.
مورد مهم دیگر در پیام آقا استفاده از واژه هسته ای بود که این هم جالب توجه و قابل تامل بود. من دیدم کماکان عده ای در حال مخفی کردن این مورد هستند. وقتی که این لفظ در پیام حضرت آقا میاد، یعنی ایشون هدف خاصی داشته‌اند و ما باید هوشمند باشیم و این هدف را درک کنیم و به آن اهتمام بورزیم. پیام آقا به هرحال طوری بود که هرکس در جایگاه خودش برداشت هایی را از آن داشته باشد؛ مردم در جایگاه خودشان، مسئولان هم در جایگاه خودشان. در واژه واژه این پیام نکته نهفته بود. امیدواریم که دوستان به این موارد توجه کنند و پیام‌ها را دریافت کنند و مثل جاهای دیگری که فرموده های آقا را مورد توجه جدی قرار نمی‌دهند و در نتیجه آن ضربه به کشور، به تاریخ ایران و به جمهوری اسلامی می‌زنند، نباشد. آن جاهایی که نکات و تذکرات بیانات آقا رعایت نمی‌شود، پس از مدتی از همانم جاهایی که رهبر انقلاب تذکرش را پیشاپیش داده بودند، ضربه مضاعف می‌خوریم؛ امیدوارم راجع به پیام شهید فخری زاده این‌گونه نشود.

در یکی از گفتگو هایتان با رسانه‌ها تصریح کرده بودید که شهید فخری‌زاده با برجام مخالف بود. در این رابطه جزئی‌تر توضیح می‌دهید؟
مهدی فخری‌زاده: شهید از اساس با برجام مخالف بود. به شیوه و نوع مذاکرات انتقاد جدی داشت. بحث اصلی شهید هم چندتا محور داشت. محور اصلی این بود که چه دلیلی دارد ما درمورد حقوق خودمان با کسی مذاکره کنیم؟ مورد دوم این بود که شهید اعتقاد داشت که شیوه مذاکرات به صورت وادادگی پیش می‌رود؛ یعنی از موضع مقتدرانه ما مذاکره نمی‌کردیم. صحبت سر امتیاز دادن و ندادن یک موضوع است، موضوع مهم‌تر این است که ما وقتی امتیاز می‌دهیم، در قبالش چه چیزی به دست می‌آوریم؟ یا این که فقط داریم امتیاز می‌دهیم؟ شهید اعتقاد داشت هیچ آثاری از اقتدار در مذاکرات نیست و کشور را با این مذاکرات داریم وارد مسائلی میکنیم که خطرناک است. بحث دیگر ایشون هم این بود که این گونه صحبت‌ها از هسته ای شروع می‌شود، بعد به موشکی و حقوق بشر و باقی حقوق ما می-رسد. صحبت شهید بر سر این بود که آن‌ها ایران مستقل نمی‌خواهند و روزی دست از سر ما بر خواهند داشت که کاملا وابسته باشیم و همه چیزمان را از آن‌ها تامین کنیم و دائم دستمان پیششان دراز باشد؛ هیچ کار نوآورانه نکنیم و هرموقع هم خواستند ما را تحت فشار قرار دهند. وضعیت برخی از کشورهای همسایه ما الان این گونه است و می‌بینید که چقدر ذلیل هستند.

عکسی از ابوی شما در رسانه‌ها منتشر شده است که در آن شهید فخری‌زاده پس از برجام در حال دریافت نشان افتخار از دست رئیس جمهور است.
مهدی فخری‌زاده: نشان افتخاری که به شهید دادند را من این طور تعبیر میکنم که این نشان افتخار به این واسطه به پدر داده شد که مقاومت هایش جلوی ضرر بیشتری برجام را گرفت. یعنی نکاتی که شهید مطرح کردند و مقاومت هایی که داشتند، هرچند در خیلی از جاها به قولی موفق به انجام خواسته‌هاشان نشدند و زورشان نرسید، اما باعث شد برجام از چیزی که الان هست، ننگین‌تر نباشد.

پیش می‌آمد که شهید از کار کردن خسته شود؟
مهدی فخری‌زاده: پدرم از کار هیچ موقع خسته نمی‌شد.

وقت برای خانواده چطور؟
مهدی فخری‌زاده: یکی از مسائلی که پدر داشت جامع‌الاطراف بودنش بود. از کار هیچ موقع خسته نمیشد و همیشه دنیال فرصت مناسب و بیشتر برای کار کردن بود. بعضی شب‌ها به دلیل حجم کارها به منزل نمی‌آمد یا مثلا دیروقت می‌آمد و بامداد ساعت ۲ و ۳ مجدد برای کار از منزل خارج می‌شد. به کار علاقه داشت و از آن لذت میبرد. در کنار این حجم از فعالیت، وقت و توجه خاصی را هم برای خانواده داشت و همه افراد خانواده هم در دایره توجهات شهید بودند. برای ما که پشتوانه فکری و مشورتی بسیار قوی بود. حمایت عاطفی بسیار خوبی از ما داشتند. هرجا که نگرانی برای ما پیش می‌آمد، اگر کار عملی از دستشان برنمی آمد، در بحث های عاطفی بسیار قوی از ما حمایت می‌کردند. برای نوه‌هایشان جداگانه و متناسب با سن آن‌ها وقت میگذاشتند. مثلا همه نوه های شهید فخری-زاده دوچرخه سواری را به طور اختصاصی از شهید یاد گرفتند. ساعت‌ها با نوه‌ها بازی می‌کرد و وقت میگذاشت. دختر خودم مباحث ریاضی فیریک و علوم را با شهید انجام می‌داد. شهید برای عروس‌ها هم یک پشتوانه بسیار مستحکم بود. مادر هم که به طور ویژه مورد توجه شهید قرار داشت؛ وقتی پدر در خانه بود، تمام وقت در اختیار خانه بود و از انجام هیچ کاری هم ابا نداشت.

به عنوان یک خانواده از جمع خانواده‌های ترور چه انتظاری از مجموعه حقوقدانان کشور در مورد ترور شهید فخری زاده و دیگر شهدای ترور دارید؟
حامد فخری‌زاده: ابتدا در ادامه صحبت‌های برادرم چند نکته عرض کنم. به نظر من پیام حضرت آقا در دو بخش بود؛ یک معرفی شخصیت شهید و دو تدابیر و دستورات بعد از ترور. در هر بخش بسیار هوشمندانه و مدبرانه کلمات استفاده شده بود. حضرت آقا در معرفی از کلمه داشنمند استفاده کردند، از کلمه هسته ای و دفاعی استفاده کردند که هر کدام از این‌ها بار معنایی خودش را دارد. در بخش تدابیر و دستورات هم به عاملان و هم به آمران اشاره داشتند. بخش دوم دستور هم که پیگیری کارهای شهید بود. همه این‌ها موارد بسیار دقیقی است که باید مورد توجه قرار بگیرد.
نکنه دوم در مورد مذاکرات هسته‌ای؛ صوتی از شهید پخش شده که در آن به دو نکنه دقیق اشاره می‌شود. شهید می‌گوید گرگ تا وقتی که خوی گرگی‌اش را کنار نگذاشته اساسا نمی‌شود با او وارد مذاکره شد. بعد از جریان ترور سردار سلیمانی این خوی گرگی تشدید می-شود. شهید همیشه میگفت مشکل امریکا ایران هسته ای نیست، ایران موشکی نیست، مشکل امریکا اصل ایران اسلامی و اصل نظام است و تا وقتی این نظام و این جریان تفکری پابرجا هست، آمریکا ینی استکبار جهانی همین روند را ادامه خواهد داد.
اما در مورد سوالتان؛ واقعیت این است که ما به عنوان خانواده کوچک این شهید طبیعتا انتظار داریم پیگیری های حقوقی عاملان و آمران این جریان صورت پذیرد که به سزای عملشان برسند و پاسخی در خور شان شهید و در خور شان کشور و در خور شحصیت از دست رفته داده شود. دیگر این که به عنوان عضو کوچکی از خانواده شهید درخواست داریم که به قبل از ترور هم فکر شود. باید فکری شود که این ترورها اتفاق نیفتد و این یعنی شناسایی جریان نفوذ و جاسوسان و خائنین که هستند و زندگی می‌کنند و اخبارش هم منتشر می‌شود و بعضا جایگاه های سیاسی هم دارند که ادم تعجب می‌کند فلان نفر چه طور سال های سال در بهمان رده حاضر بوده است و جاسوسی می‌کرده است! این موضوع خیلی مهم است.

یک سوال شفاف هم راجع به فعالیت‌های اقتصادی شما بپرسم. برخی اخبار منتشر شده که ادعا دارد شما به پشتوانه نام شهید فعالیت‌های اقتصادی خاصی داشته‌اید؛ در این رابطه توضیح می‌فرمایید؟
حامد فخری‌زاده: در همین حد بگویم که شهید بزرگوار در زمان حیاتش آن‌قدر که برای جریان درآمدی ما و فعالیت اقتصادی ما مضر بود، مفید نبود!
مهدی فخری‌زاده: دوستانی که ما را می‌شناسند می‌دانند که ما یک محموعه ای داریم که از سال ٨٢ آغاز به کار کرده است یا سرمایه بسیار ناچیز و در حد صفر. الان هم با گذشت ۱۷ سال چیز خاصی نیست! شرکتی است در زمینه تخصصی که داشتیم، شرکت حفاظت و امنیت و دوربین مدار بسته و دزدگیر. ابتدای این شرکت من و بردارم حامد بودیم. به واسطه نیازهایی که مجموعه ما داشت اقدام به کمی گسترش شرکت کردیم و این فرآیند منتهی شد به این که سه شرکت به ما اضافه شد که هر سه هم بعد از مدتی ورشکست شد! ما ضرر و زیان را تا حدی جمع کردیم تا توانستیم دوباره فعالیت کنیم. در حال حاضر دو تا مجموعه داریم در زمینه سیستم های حفاظتی و امنیتی که فعال است و یه مجموعه دانش بنیان که چندین محصول فناورانه جدید را در آن تولید کرده‌ایم و با بخش‌های مختلف که بیشتر خصوصی هستند فعالیت می‌کنیم.
حامد فخری‌زاده: حاصل کار ما از سال ٨٢ تا ٩۵ یک دفتر بود که کل دارایی شرکت همان دفتر بود که آن هم به خاطر بدهی بانکی توسط بانک مصادره شد و الان پس از بیست سال کار خصوصی دفتر کاری‌مان هم اجاره است! همه اینها مستند وجود دارد از بانکی که آمد و ملک را پلمپ کرده و پدر که هیچ کاری در این رابطه نکرد.

مطالعه بیشتر بستن