بحران قره باغ و حقوق بین‌الملل

مرتضی پورعزیز*: از دیرباز شاهد درگیری‌ها و مناقشاتی بر سر منطقه کوهستانی (ناگورنو) قره‌ باغ بین جمهوری آذربایجان و جمهوری ارمنستان بوده ایم. در این‌جا علاوه بر مسئله تعلق این منطقه به یکی از کشورها و ادعاهای دولت‌‌های مذکور، به بررسی مناقشه از دید حقوق بین‌الملل، رعایت و نقض اصول حقوق بین‌الملل اعم از اصل حق احترام به تمامیت ارضی و سرزمینی دولت‌‌ها و اصل حق ملت‌‌ها در تعیین سرنوشت، حقوق بشر و حقوق بشردوستانه بین‌المللی و قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد پرداخته و در نهایت موضع جمهوری اسلامی ایران نسبت به این مناقشه و تعرض احتمالی به جمهوری اسلامی ایران و پیامد آن را مورد بررسی قرار خواهیم داد.

بدواً باید گفت که یکی از مشکلات اساسی منطقه قره‌ باغ و روند صلح‌سازی در آن، مطالعات آکادمیک در این حوزه توسط Hard liners یا افراطیون می‌‌باشد. به عبارتی یا ارمنی‌‌ها این مطالعات را خیلی سخت و به نفع خودشان انجام داده‌اند یا آذری‌ها؛ در نتیجه رسیدن به حقیقت ماجرا و اینکه دلیل این‌ منازعات چیست و از کجا شروع شده خیلی مشکل است.
تاریخ در حقوق بین‌الملل از اهمیت بسزایی برخوردار می‌باشد یا به عبارتی می‌توان گفت یکی از ابزار کاربردی و تعیین وضعیت جامعه بین‌المللی در حقوق بین‌الملل تاریخ و آنچه گذشته می‌باشد. همین طور در بررسی بحران کنونی منطقه قره باغ باید چشم‌اندازی به تاریخ و سرگذشت آن داشته باشیم. منطقه قره‌ باغ تاریخی غم‌ انگیز و عبرت ‌آموز دارد. این منطقه در طول تاریخ جنگ، تهاجم بیگانگان، آوارگان و بی‌خانمان بسیاری را تجربه کرده است.
پیش از شوروی تا سال ۱۸۱۳ قره باغ و به ‌طورکلی قفقاز جنوبی جز متصرفات ایران بوده است در واقع سابقاً و در تاریخ ذکر شده منطقه قره باغ تحت حاکمیت ایران عزیزمان بوده است ولی درحال حاضر و با گذشت زمان که عهدنامه‌ها و تقسیمات متعددی در این منطقه اتفاق افتاده بنا به اظهار نادرست مردم عوام نمی‌توان این منطقه را از خاک ایران دانست ولی همان‌طور که معتقدیم و رهبر معظم نیز فرموده‌اند، قره ‌باغ خاک اسلام است.
نظرات مختلفی در مورد زمان شروع اختلافات در قره باغ وجود دارد. بعضی‌ها زمان شروع را از ۱۹۸۸ می‌دانند و تعداد دیگری از ۱۹۹۲ اما عده زیادی از زمان انقلاب روسیه حدوداً از ۱۹۲۰ می‌دانند.
در مرور تاریخ یعنی از ۱۸۰۵ تا ۱۹۱۷ که در این دوران هم ارمنی‌ها و هم آذری‌‌ها روایات متفاوتی نسبت به منطقه قره باغ دارند.
ارمنی‌ها معتقدند که در آن دوران یکجانشینان منطقه‌ای کوهستانی قره باغ بوده‌اند که در کنارشان ترک‌های آذری به شکل کوچ‌نشینی به این مناطق می‌آمدند لذا در این زمان نیز این یکجانشینان با کوچ‌‌نشینان درگیری‌هایی داشتند اما نه خیلی شدید.
ولی آذری‌ها بر این باورند که در زمان امپراتوری روسیه تعداد زیادی ارمنی به این مناطق کوچ داده شده‌اند. یعنی این منطقه از لحاظ تاریخی در دست آذری‌ها بوده است و به ویژه بعد از عهدنامه‌های ترکمنچای و گلستان ارمنی‌ها از ترکیه به این منطقه کوچ داده شده‌اند.
در دوره اتحاد جماهیر شوروی، پس از تشکیل و تأسیس اتحاد جماهیر شوروی در ۱۹۱۷ ابتدا منطقه خودمختار قره ‌باغ به جمهوری ارمنستان منضم شد و بعداً در قرارداد ۱۹۲۱ بین شوروی و ترکیه، این منطقه به جمهوری آذربایجان منضم شد.
اما در مورد دوره پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی چند نکته وجود دارد:
۱. دو کشور مستقل جمهوری آذربایجان و جمهوری ارمنستان تشکیل شدند و منطقه قره‌ باغ به عنوان منطقه خودمختار کماکان در محدوده جمهوری آذربایجان قرار گرفت.
۲. اولین درگیری جدی بین ارمنستان و آذربایجان در سال ۱۹۸۸ روی داد و علت آن هم رأی پارلمان قره‌ باغ بود که بر اساس رفراندوم مردمی صورت گرفت و مردم آن‌جا خواهان پیوستن به ارمنستان شدند.
۳. درگیری‌‌های مسلحانه کم ‌و بیش ادامه داشت تا اینکه در سال ۱۹۹۴ ارمنستان توانست با کاربرد زور، قره‌ باغ را اشغال و همینطور ۷ ناحیه از شهرهای اطراف آن را تصرف کند که تا کنون این وضعیت ادامه داشته است.
۴. البته قرارداد ۱۹۲۱ براساس میانجی‌گری گروه مینسک صورت گرفت و توانست آتش‌بسی را بین ارمنستان و آذربایجان به وجود بیاورد.
با سقوط شوروی و هم‌ زمان با اعلام استقلال آذربایجان، ارمنستان و گرجستان مناطق مرزی این منطقه که در هیچ کدام از اعلامیه‌‌ها مشخص نشده بود‌، باعث تنش‌‌هایی بین این کشورها می‌شد. در دهه‌‌های اخیر چندین بار آتش‌بس و مجدداً درگیری‌هایی صورت گرفت. بعد از این دوره با این‌که آتش‌بس حاکم بود ولی کم‌ و بیش درگیری‌‌های مختلفی وجود داشت. در واقع متوجه این می‌شویم که هیچ موقع یک حاکمیت مستمر تاریخی بر این منطقه وجود نداشته است نه از جانب ارمنستان و نه از جانب آذربایجان. در سال ۱۹۹۹ منطقه قره ‌باغ توانست به‌ عنوان جمهوری آرتساخ با حمایت ارمنستان اعلام استقلال کند که تنها از طرف ارمنستان به رسمیت شناخته شد.
از لحاظ جغرافیایی، قره باغ منطقه خودمختاری است که هنوز رسماً در داخل قلمرو جمهوری آذربایجان قرار گرفته و محاط در خاک آن کشور می‌باشد اما عملاً تحت سیطره ارمنستان است. در سال ۱۹۸۸ جمعیت منطقه حدود ۱۹۰ هزار نفر بوده که ۷۰ درصدش را ارامنه و ۲۱ درصد را مسلمان‌ها و بقیه را هم اقوام و ادیان دیگر تشکیل می‌دادند. امروز به علت کوچ اجباری مسلمانان از این منطقه، تقریباً ارامنه تمام جمعیت آن را تشکیل می‌دهند. مساحت منطقه قره باغ حدود ۴۳۸۸ کیلومترمربع است که ۱/۵ درصد کل مساحت آذربایجان می‌باشد. در واقع ۵ درصد از جمهوری آذربایجان را تشکیل می‌دهد اما ارمنستان ۱۵ درصد دیگر از اراضی جمهوری آذربایجان که متشکل از ۷ ناحیه است را اشغال کرده و این روزها با یک میلیون و دویست هزار نفر آواره و بیش از پنجاه هزار نفر کشته در منطقه مواجه هستیم.
در بررسی منازعه قره ‌باغ با سوالات بسیاری روبرو هستیم که در این‌جا به چند مورد اشاره می‌شود. امروز به چه علت شاهد منازعه منطقه‌ قره ‌باغ هستیم؟ چرا دولت‌های آذربایجان و ارمنستان به یک اجماع دست نمی‌یابند؟ آیا در این منازعه و اختلاف، مسئله ایدئولوژیک یا حیثیتی امکان رسیدن به یک راه‌ حل مسالمت ‌آمیز را مسدود کرده است؟
آذری‌ها به یکپارچگی سرزمینشان توجه می‌کنند و یکپارچگی از زمان شوروی یا الحاق قره ‌باغ کوهستانی به آذربایجان مطرح بوده است و از طرف دیگر ارمنستان و خود نمایندگان مردم قره‌ باغ به حق تعیین سرنوشت تاکید می‌کنند. لذا مشکل اصلی در مورد اختلاف قره باغ، تبدیل شدن این منازعه به یک منازعه هویتی می‌باشد. یعنی از یک ‌سو قره‌باغ کوهستانی، تبدیل به هویت ملی ارمنی‌ها شده است و از طرفی دیگر آذری‌ها با هویت ملی خودشان به این منطقه می‌نگرند و نکته‌‌ای که قابل ‌ملاحظه است، علاوه بر وضعیت قومیتی و جغرافیایی نباید فراموش کنیم که در واقع اکثریت آذربایجانی‌‌ها مسلمان هستند و اکثریت ارمنستان، مسیحی لذا این نگاه‌های افراطی به مسئله قره‌ باغ باعث شده تاکنون کوتاه آمدن در این دعوا برای هر دو طرف غیرممکن شود.
اما در جامعه بین‌المللی به‌ خصوص در قطعنامه‌‌های شورای امنیت که در سال ۱۹۹۳ صادر شد به نوعی حاکمیت آذربایجان

مطالعه بیشتر بستن