ادامه از صفحه قبل :

بر این منطقه را مورد تصریح قرار داد. بنابراین جامعه بین‌المللی در رسمی‌‌ترین شکل در حقیقت آذربایجان را دارای حق حاکمیت نسبت به قره ‌باغ می‌داند اما با وجود این ارمنستان نیز کوتاه نمی‌آید.

معادله سیاسی در سطح جامعه بین‌المللی
با توجه به این معادله دیده می‌شود که آمریکا خیلی در این موضوع دخالت نکرده و روسیه بیشتر تمایل و گرایش به دفاع و حمایت از ارمنستان در مورد این منطقه دارد و از آن طرف کشورهایی مثل ترکیه، عربستان و پاکستان از آذربایجان حمایت می‌کنند برای این‌که سعی در قرار گرفتن سرزمین ناگورنو قره باغ در کنترل آذربایجان به ‌عنوان یک دولت مستقل اسلامی است.
در ادامه با توجه به نقض حقوق بین‌الملل در منازعه قره ‌باغ اعم از نقض حقوق بشر، حقوق بشردوستانه بین‌المللی، توسل به زور و از همه مهم‌تر تهدید علیه صلح و امنیت بین‌المللی به ادعاها و استدلال‌‌های طرفین(جمهوری آذربایجان و جمهوری ارمنستان) از لحاظ موازین حقوق بین‌المللی می‌پردازیم.

ادعاها و استدلال‌های حقوقی طرفین
جمهوری آذربایجان مدعی است و استدلال می‌کند اقدامات جمهوری ارمنستان خلاف موازین حقوق بین‌المللی می‌باشد.
محورهای استدلالی آذربایجان
۱. اصل منع تصاحب یا تملک یا اشغال سرزمین از طریق توسل به زور
۲. اصل احترام به حاکمیت ملی و تمامیت سرزمینی جمهوری آذربایجان
۳. اصل خدشه‌ ناپذیر بودن مرزهای بین‌المللی یا اصل ثبات مرزها (juris uti possidetis)
۴. به نظر آذربایجان اقدامات مداخله گرایانه اعم از نظامی یا غیرنظامی ارمنستان در منطقه قره باغ خلاف قطعنامه‌های شورای امنیت است.(در فاصله آوریل تا نوامبر سال ۱۹۹۳ شورای امنیت سازمان ملل، قطعنامه درباره مناقشه قره باغ منتشر و خواهان توقف فوری درگیری‌ها شد.)
۵. جمهوری ارمنستان و نیروهای تحت هدایت او متهم به جنایات بین‌المللی اعم از جنایت تجاوز، جنایات علیه بشریت و حتی پاک‌سازی قومی در سرزمین‌های اشغالی قره‌ باغ هستند.
۶. جمهوری ارمنستان نه تنها به قلمرو آذربایجان تجاوز و بخش‌هایی از آن را اشغال کرده بلکه مبادرت به توسل به زور علیه باقی ‌مانده خاک آن کشور هم شده است و در نتیجه حق دفاع مشروع علیه ارمنستان برای جمهوری آذربایجان وجود دارد.
همین طور جمهوری ارمنستان ادعا دارد که اقداماتش خلاف موازین حقوق بین‌الملل نیست بلکه دقیقا وفق حقوق بین‌الملل عمل کرده است.

محورهای استدلالی ارمنستان
۱. ارمنستان مداخله‌ای در جنگ قره باغ ندارد و این جنگ، جنگی بین آذربایجان و مردم قره باغ می‌باشد البته ارمنستان سالهاست چنین ادعایی دارد.
۲. ارمنستان معتقد است طبق اصل حق تعیین سرنوشت توسط ملت‌‌ها، مردم قره ‌باغ که حدود ۸۰ درصد آن را ارامنه تشکیل می‌دهند با همه‌پرسی خواهان انضمام به جمهوری ارمنستان بوده‌اند.
۳. آذربایجان مخصوصاً در روزهای اخیر، حقوق بشر و حقوق بشردوستانه را به شدت نقض کرده است.(بر این اساس در ۲۸ سپتامبر دادخواستی را به دیوان اروپایی حقوق بشر تقدیم داشت و ادعا کرد جمهوری آذربایجان کنوانسیون اروپایی حقوق ‌بشر را نقض کرده است و از دیوان درخواست صدور قرار اقدامات موقتی کرد و دیوان نیز این کار را انجام داد اما جالب این بود که دیوان اروپایی حقوق بشر هر دو طرف را ملزم به رعایت قوانین بشری دانست).
۴. اقدامات مسلحانه کشور ارمنستان علیه آذربایجان در مقام دفاع مشروع بوده چرا که آغازگر حملات مسلحانه، نیروهای آذربایجان بوده است.

در این میان جمهوری ارمنستان پیشنهاداتی را نیز ارائه داده است:
۱. باید منطقه قره باغ مستقل اعلام شود در واقع درخواستی را که قبلاً در مورد انضمام قره ‌باغ به ارمنستان را داشته تعدیل می‌کند.
۲. باید ارمنستان با قره باغ ارتباط زمینی داشته باشد.
۳. اما نکته مهمی که ارمنستان بسیار به آن تأکید می‌کند، باتوجه به اکثریت مردم ارامنه که در منطقه قره‌ باغ وجود دارند باید حقوق و امنیت ارامنه قره ‌باغ طبق موازین حقوق بین‌الملل تضمین شود.

ارزیابی ادعاها و استدلال‌های طرفین
۱. مهم‌ترین محور ادعای جمهوری آذربایجان، توسل به اصل احترام به حاکمیت ملی و تمامیت سرزمینی است.
۲. مهم‌ترین محور ادعای جمهوری ارمنستان، توسل به اصل حق ملت‌‌ها در تعیین سرنوشتشان می‌باشد.
این دو اصل با این‌که هر دو در زمره قواعد آمره می‌باشند و اصولاً باید در راستای تکمیل و تکامل نظام حقوق بین‌الملل برآیند اما در مواردی من‌ جمله در این بحران، ممکن است به نوعی در تقابل یا تزاحم با یکدیگر قرار گیرند. در بحران ۳۲ ساله قره باغ اگر ملاک و معیار قضاوت نظم حاکمیت محور حقوق بین‌الملل باشد قطعاً حاکمیت و تمامیت ارضی جمهوری آذربایجان در این منطقه در تزاحم با اصل حق ملت‌ها در تعیین سرنوشت قرار دارد. اما اگر روند انسانی شدن حقوق بین‌الملل پایه استدلال حقوقی باشد نمی‌توان به‌ راحتی از حق تعیین سرنوشت چشم ‌پوشی کرد چرا که در دو دهه گذشته، حقوق بین‌الملل در تحولات پیش رو در حوزه‌‌های مختلف ولو به تدریج و آهسته اما پیوسته در صدد ایجاد تغییر در روند نظم کنونی حاکم بر آمده که همانا بدعت‌های نوینی را موجب شده که شاید قضیه کوزوو و شبه جزیره کریمه آخرین نمونه از اعمال و اجرای حق تعیین سرنوشت و تقابل یا تزاحم آن با اصل حاکمیت و تمامیت سرزمینی باشد. اصل احترام به حاکمیت و تمامیت سرزمینی دولت‌‌ها اصلی مطلق و استثنا ناپذیر است. حتی نظریه جدایی چاره‌ساز که در قضیه کوزوو مطرح شد هنوز نتوانسته جایگاهی در حقوق بین‌الملل پیدا کند. اما اصل حق تعیین سرنوشت اصلی مطلق نیست چرا که باید این اصل فقط به‌ عنوان این که جنبه داخلی دارد مورد توجه قرار بگیرد و در کل به این معنی است که مردم یک سرزمین حق دارند اداره امور داخلی خودشان را در دست بگیرند و به ‌هیچ ‌وجه جنبه خارجی ندارد. به بیانی دیگر در اعمال این حق بخشی از مردم یک کشور مخصوصاً اقلیت به هر دلیلی که باشد نمی‌توانند به دنبال جدایی تجزیه یا انضمام به کشوری دیگر باشند چراکه این امر نقض حاکمیت و تمامیت سرزمینی آن کشور است.

ارزیابی دیگر ادعاهای طرفین، بحث توسل به زور
با توجه به این‌که از نظر حقوق بین‌الملل، آذربایجان سالهاست نه‌ تنها بر منطقه قره‌ باغ بلکه بر ۷ ناحیه اطراف آن نیز تسلط دارد، این مناطق به اشغال ارمنستان درآمده لذا عمل ارمنستان متخلفانه و در نتیجه موجب مسئولیت آن کشور می‌باشد. و این‌که در درگیری اخیر کدام طرف آغازگر جنگ و تهاجم مسلحانه بوده نیاز به بررسی و دقت بیشتر دارد اما هر طرف که باشد یقیناً به طرف دیگر حق دفاع مشروع می‌دهد.
در پاسخ به این سوال مهم که آیا آذربایجان می‌تواند به منظور استرداد نقاط اشغالی علیه جمهوری ارمنستان متوسل به زور شود و این اقدام را مشروع بنامد؟ دکتر محمدرضا ضیایی بیگدلی، استاد حقوق بین‌الملل، معتقد است یقیناً پاسخ به این سوال منفی است و عمل آذربایجان از مشروعیت برخوردار نیست لذا در این رابطه تنها سرزمین‌های اشغالی و در این‌جا مردم قره باغ هستند که می‌توانند علیه اشغالگر آن هم تا مرحله رفع اشغال متوسل به زور شوند. ضمناً استمداد نظامی هر یک از طرفین از نیروهای خارجی به منظور دفاع مشروع دسته ‌جمعی در مقابل تجاوزگر مشروع و قانونی است اما نه برای بیرون راندن قدرت اشغالگر از سرزمین‌های اشغالی.

وضعیت حقوق بشردوستانه در این مخاصمه
در دهه آخر قرن ۲۰ گفته می‌شود تا هزار نفر در این مخاصمه کشته شده‌‌اند. همچنین بی‌خانمان‌سازی و عدم تفکیک نظامیان با غیرنظامیان و این‌که هر دو طرف مدعی ژنوسید نسبت به یکدیگر می‌باشند. لذا به صورت فاحش نقض حقوق بشردوستانه بین‌المللی روی داده است. در این منطقه نمی‌توانیم مرز جنگ و صلح را مشخص کنیم. یعنی با وضعیت نه جنگ و نه صلح روبرو هستیم.

موضع جمهوری اسلامی ایران
مهم‌‌ترین موضع‌گیری از طرف جمهوری اسلامی ایران توسط رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنرانی ۱۳ آبان بود که ضمن اشاره به مناقشه جمهوری آذربایجان و جمهوری ارمنستان فرمودند سرزمین‌های اشغال‌ شده آذربایجان از سوی ارمنستان باید آزاد شود و از نظر قواعد بین‌المللی حق با آذربایجان می‌باشد. لذا سرزمین‌های اشغال‌ شده از سوی ارمنستان به آذربایجان تعلق دارد. ایشان همچنین بر ضرورت مصونیت مرزهای به رسمیت شناخته ‌شده در سطح بین‌المللی تاکید نمودند. اما قبل از ایشان نیز از طرف دکتر ولایتی مشاور رهبری در امور بین‌المللی مواضعی اتخاذ شده بود. وی بر اصل تمامیت ارضی کشورها تاکید و به این نکات اشاره کرد که مطابق قطعنامه‌های شورای امنیت حاکمیت آذربایجان بر منطقه قره‌ باغ اعاده شود. ولایتی در ادامه به راه‌ حل سیاسی تاکید کرده و به غیرقابل ‌اعتماد بودن راه‌ حل نظامی اشاره داشت. همچنین به باو دکتر ولایتی از طرف آذربایجان نقض هیچ ‌یک از موازین حقوق بین‌المللی من‌ جمله اصل عدم مداخله یا نقض بی‌طرفی در مخاصمات مسلحانه رخ نداده است. در واقع این موضع گیری‌ها از طرف ایران بیان یک واقعیت حقوقی می‌باشد و حمایت ایران از تمامیت ارضی جمهوری آذربایجان، درخواست آتش‌ بس و سوق دادن طرفین به مذاکره و آمادگی برای میانجی‌گری و مخصوصاً اعلام احترام به منشور ملل متحد و حقوق بین‌الملل دقیقاً در راستای موازین حقوق بین‌الملل می‌باشد.
همچنین در رابطه با ایران با ۳ مبحث حقوق بین‌الملل مواجه هستیم:
۱. اصل حسن هم‌جواری که در ماده ۷۴ منشور تصریح شده است.
۲. اصل احترام به تمامیت ارضی
۳. اصل بی‌طرفی
بنابراین جمهوری اسلامی ایران ذاتاً نباید از نظر حقوق بین‌الملل از هیچ طرف وارد مخاصمه شود و در این وضعیت بی‌طرفی، هر دو طرف باید از تعرض به تمامیت ارضی ایران ولو به صورت ناخواسته خودداری کنند. بدون شک، هر نوع تعرض به خاک ایران موجب مسئولیت بین‌المللی خواهد بود ولی ایران می‌تواند رابطه‌‌اش را با طرف‌‌ها حفظ کند و همین طور این حق را دارد که اگر مشکلی پیش بیاید اقدام به دفاع مشروع کند.
در پایان با توجه به اصل احترام به حاکمیت ملی و تمامیت سرزمینی و همین طور اصل حق ملت‌ها در تعیین سرنوشتشان، نویسنده چنین معتقد است که اگر طرفین مخاصمه اختلاف خودشان را نتوانند از طریق روش‌‌های دیپلماسی و یا جنگی پایان بخشند و در نتیجه، با توافقی نزد مرجع قضائی بین‌المللی یعنی دیوان بین‌المللی دادگستری حاضر شوند. علی‌رغم این‌که دیوان با معمای بزرگی روبرو خواهد شد لذا ممکن است با توجه به اصل احترام به حاکمیت ملی، قره باغ همچنان جز خاک آذربایجان باقی بماند و از سوی دیگر ملت این منطقه این حق را داشته باشند که بتوانند با وجود عدم جدایی قره ‌باغ از آذربایجان سرنوشت خودشان را تعیین کنند.
* دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق بین‌الملل دانشگاه علوم قضائی و خدمات اداری

پی نوشت
۱. حجت زاده، علیرضا و کاظمی، احمد «ارزیابی وضعیت اشغال قره باغ کوهستانی از لحاظ حقوق بین‌الملل»، فصلنامه آسیای مرکزی و قفقاز، شماره ۸۵، ۱۳۹۳.
۲. آقامحمدی، ابراهیم و همایون آقامیرلو، علی «بررسی مناقشه ی قره باغ از منظر حق تعیین سرنوشت ملت ها»،مطالعات تاریخی جنگ،شماره ۲، ۱۳۹۵.
۳. زهرانی، مصطفی و فرجی لوحه سرا، تیمور «منابع بین‌المللی تداوم و بحران قره باغ»، فصلنامه آسیای مرکزی و قفقاز، شماره ۸۳، ۱۳۹۲.
۴. https://bigdeliacademy.com
۵.Irna.ir
۶.Insta: Amirsaed_vakil
۷.Insta: sahba

مطالعه بیشتر بستن