ریشه‌ی حقوق از مادها و هخامنشایان

لیلاجعفری: «تاریخ حقوق ایران» کتابی است که دغدغه‌ی تاریخ حقوقی دارد و به ریشه‌های تاریخی حقوق در ایران باستان پرداخته است. چگونگی وجود قوانین و حقوق در دوران مادها و هخامنشان در اذهان، با ابهاماتی رو به روست که دکتر صفر‌ بیگ‌زاده‌‌ تلاش کرده است تا با تالیف این کتاب هرچند با شمارگان اندک، به رفع آن‌ها بپردازد. سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها (سمت) چاپ و نشر این کتاب را در سال ۱۳۹۷ به عهده داشته است. از آن جا که پرداختن به کتاب‌های تاریخ حقوق در بین علاقه‌مندان این حوزه از جمله حقوقدانان، خواندنی و شنیدنی است، با مولف این کتاب گفت‌وگو کرده‌ایم.
مولف «تاریخ حقوق ایران»، وکیل دادگستری، استادیار پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران، تحصیلکرده‌ی حقوق خصوصی و یکی از ناشران کشور است. تالیف چندین کتاب دیگر را نیز در پرونده کاری خود دارد، و در رشته‌ی حقوق خصوصی تحصیل کرده است. با هم این گفت‌وگو و بخش‌هایی از این کتاب تاریخی-حقوقی را می‌خوانیم.

نوشتن کتاب «تاریخ حقوق ایران» چند وقت طول کشید؟
اگر پرسش شما از زمان نوشتن نخستین سطر تا هنگام به پایان بردن کتاب باشد، باید بگویم حدود پنج سال به درازا کشید؛ پنج سالی که در آن، تنها کتاب‌های تاریخی مربوط به ایران باستان را می‌خواندم تا جایی که برخی گمان می‌کردند رشته تحصیلی من تاریخ ایران باستان است. البته امیدوارم به‌زودی بتوانم در ادامه مطالب این کتاب، گفتنی‌های مربوط به تاریخ حقوق ساسانیان را نیز که بسیار پربارتر و پردامنه‌تر است در قالب جلد دوم به دوستداران تاریخ حقوق ایران پیشکش کنم.

چه‌طور شد که به فکر نوشتن این اثر افتادید؟
پاسخ به این پرسش را در پیشگفتار کتاب گفته‌ام. موضوع تاریخ حقوق ایران را به دلایل گوناگون انتخاب کرده‎‎ام که در میان همه آن‏‏ها، عشق به ایران و علاقه به دانش حقوق، عمده‎‎ترینشان بوده و هستند. از هدف‏‏های مهم این پژوهش، بررسی و تحقیق در این باره بوده است که در ایران باستان حقوق به معنای واقعی آن، وجود داشته است یا خیر و این‌که رفتار و سلوک نیاکان ایران زمین، قانونمند و حقوقی بوده یا نه؟ البته در این طریق، تلاش کرده‌ام تا حقوق‏‏بافی و نامستندگویی برخی تاریخ‏‏نویسان، به‏‏ویژه برخی نویسندگان تاریخ حقوق را آشکار کنم؛ چرا که برخی از تاریخ‌نویسان، به جای دقت و ژرف‏‏نگری در تاریخ ایران و استناد به یافته‏‏های باستان‏‏شناسی و متون معتبر تاریخی، به قانونمندی نیاکان این سرزمین که بخش بزرگی از جهان آن روز را تحت فرمانداری و استیلای قواعد حقوقی خود داشته است، بی‌توجهی کرده و به استناد به منابع تاریخی غیرمستند اکتفا کرده‌اند.

کتاب چند صفحه است و چند فصل دارد؟
کتاب دو بخش دارد: بخش نخست مربوط است به وضعیت حقوق ایران در دوران پادشاهی مادها و بخش دوم نیز به حقوق ایران در دوران پادشاهان هخامنشی پرداخته است. این کتاب در قطع وزیری و با شماره حروف ریزی که دارد ۱۱۴ صفحه است.

از چه موارد تحقیقی و یا مصاحبه با چه اشخاصی در نگارش اثر بهره برده‌اید؟
هنگامی که تصمیم گرفتم این کتاب را بنویسم، شروع به مطالعه‌ی منابع مربوطه کردم. کتاب‌های بسیار و مقالات فراوانی از نویسندگان ایرانی و نویسندگان غیر ایرانی از جمله کتاب‌های نوشته شده به زبان عربی را خواندم. البته همزمان به فراگیری خط میخی و همچنین پهلوی ساسانی نیز اقدام کردم که برای فهم برخی از متن‌ها ضرورت داشت. خوشبختانه با بودن برخی مترجمان پرکار و دقیق، از جمله شادروان مرتضی ثاقب‌فر یا خانم ناهید فروغان، بسیاری از متن‌های غیرفارسی به‌درستی و به‌روز ترجمه شده بودند و به‌آسانی می‌شد به آخرین تحقیقات پژوهشگران غیرایرانی، درباره تاریخ مادها و هخامنشیان دست یافت. همچنین در این میان از راهنمایی‌های بسیاری از استادان حقوق و نیز استادان تاریخ، از جمله استاد گرامی و برجسته تاریخ ایران، دکتر سرفراز بهره بردم که همین جا از ایشان سپاسگزاری کرده و برای‌شان آرزوی تندرستی دارم.

تحقیقات بیشتر به چه صورت و چگونه بوده است؟
خب همان گونه که در درآمد کتاب هم گفته‌ام، چون از تاریخ‌نویسان نمی‌شود انتظار داشت که به حقوق در دوره‌های تاریخی هم اشاره کنند، گاه خواندن یک کتاب یا یک مقاله، برایم هیچ دستاورد مرتبط با حقوقی در بر نداشت و فقط تشریحی بودند از پادشاهی‌ها و جنگ‌ها و موضوع‌های نامرتبط با حقوق. با این وصف، زمان بسیاری را صرف خواندن منابعی کردم که به طور مستقیم در نگارش این کتاب تاثیری نداشت و نمی‌توانستم به آن‌ها استنادی داشته باشم و به بار محتوایی متن بیافزایم.
از این رو تصورم این است که «تاریخ حقوق ایران» برای پژوهشگران و علاقه‌مندانی که می‌خواهند درباره حقوق ایران پژوهش کنند، چراغ راهی محسوب می‌شود تا وقت خود را برای خواندن کتاب‌هایی که به طور ویژه به حقوق نپرداخته، اتلاف نکنند و به مطالعه‌ی متن‌های جدیدتر بپردازند.

مخاطب اصلی این کتاب چه کسانی هستند، و به عبارت بهتر این کتاب بیشتر برای چه کسانی کاربرد دارد؟
این کتاب برای هر کس که خود را ایرانی می‌داند و به ایران عشق می‌ورزد، خواندنی است و البته برای حقوقدانان و پژوهشگران علوم اجتماعی و انسانی سودمندی بیشتری دارد. نباید فراموش کرد که حقوق، بخشی از فرهنگ یک کشور است و بدون آگاهی بر تاریخ حقوق، آگاهی بر تاریخ فرهنگی یک کشور نشدنی است. اگر تاریخ حقوق جزا یا معاملات و یا ازدواج را ندانیم، در فهم بسیاری از نهادهای فرهنگی امروزین در کشورمان گمراه می‌شویم. او که گذشته‌اش را نمی‌داند، در آینده نیز سر در گم خواهد بود.

«تاریخ حقوق ایران» نسبت به کتاب‌های مشابه خود، چه مزیت‌ها و ویژگی‌هایی برای مخاطب دارد؟
سخن گفتن در این باره کمی دشوار است؛ چون این گمان پیش می‌آید که می‌خواهم کار گذشتکان را کم‌رنگ کنم. پیش از من، برخی مانند شادروان دکتر موسی جوان، استاد ممتاز دانشگاه تهران در دوران پهلوی دوم، چند کتاب‌ درباره تاریخ حقوق و متن‌های حقوقی باستانی نوشته‌اند و همچنین با عنوان «تاریخ حقوق ایران» نیز چند کتاب چاپ شده است؛ اما محتوای این کتاب‌ها بیشتر بر پایه دوران ساسانی استوار است و گه‌گاه بر داده‌های شاهنامه فردوسی توسی.
تا جایی که من می‌دانم، درباره دوره ماد و هخامنشی به علت کمبود داده‌های حقوقی و نبود متن‌‌های فراوان و احتمالا سختی پژوهش، کار چشمگیری صورت نگرفته، و شاید بتوان گفت این کتاب در نوع خود، یک تک‌نگاشت شمرده می‌شود.
در متن کتاب گفته‌ام که حتی ویل دورانت نیز مانند دیگر مورخان و تاریخ‌دانان، در «تاریخ تمدن» خود صفحه‌های بسیار اندکی را به دوره ماد اختصاص داده است. از این رو، ویژگی این کتاب، تمرکز ویژه‌ای است که بر دوران مادها و هخامنشیان دارد و همین‌طور پرداختن صرف آن به موضوع‌های حقوقی. نکته این که، بسیاری از موارد ذکر شده در این کتاب، از یافته‌های خود این کتاب است و پیش‌تر در جایی دیده نشده.
در نوشتن درباره تاریخ حقوق ساسانیان با منابع غنی و مفیدی مانند کتاب اوستا یا ماتیکان هزار داتستان و همین‌طور پژوهش‌های پرشماری که ایرانیان و مستشرقان آلمانی و دیگران انجام داده‌اند، رو به رو هستیم در حالی که درباره تاریخ حقوق در دوران مادها و هخامنشیان مستند بسیار کمی وجود دارد، و این از دشواری‌های نگارش این کتاب بوده است.
هم‌چنان که در پیشگفتار گفته‌ام: «برای استحکام‏‏بخشیدن به آن‌چه در این نوشته آمده، گاه در حد وسواس به منابع مختلف و شواهد فراوان در پاورقی اشاره کرده‎‎ام و از منابع مختلف شاهد آورده‎‎ام؛ اما در هر حال با رعایت اصول ادبیات حقوقی، همواره مستندنویسی و کوتاه‏‏گویی را بر ادعاپردازی و نامستندگویی ترجیح داده‎‎ام و از پرگویی پرهیز کرده‎‎ام. تمام کوشش و قصدم این بوده که آن‌چه به‎‎عنوان تاریخ حقوق نوشته می‏‏شود، راه محققان بعدی را هموار سازد و آنان را به بی‏‏راهه نکشاند و به جای توشه سنگین و نامستند، چراغی ولو کم سو برای گام‏‏زدن در این راه مقدس در اختیارشان بگذارد.
با توجه به تحقیقاتی که در زمینه‌ی تاریخ و حقوق در ایران داشته‌اید، نقش حقوقدانان و وکلا را در جامعه تا چه اندازه تاثیرگذار می‌دانید؟
از نگاه من، حقوقدانان در هر جامعه بسیار ارزشمند هستند و حقوقدانان فهیم می‌توانند در فهم عمومی جامعه تأثیر فراوان و درستی بگذارند. از این رو، به آنان و البته به هر که عاشق ایران و فرهنگ ایران است پیشنهاد می‌کنم پژوهش درباره تاریخ حقوق ایران را با علاقه و جدیت هرچه بیش‌تر دنبال کنند. این پژوهش‌ها سهم و نقش ایرانیان را در حقوق جهان باستان و همچنین در حقوق مدرن به‌خوبی نشان خواهد داد. آگاهی ما ازمقوله‌حقوق از روزگار باستان تاکنون، نشان می‌دهد که ایرانیان به‌عنوان مردمان پایدار تاریخ، همواره و همیشه با برومندی و راستی و سربلندی تاریخ را ساخته و پرداخته‌اند. نگاه ما را به فرهنگ و حقوق ایران، همواره پنجره‌های تازه‌ای را بر ما خواهد گشود. گذشته چراغ راه آینده است و برای ما که گذشته‌ای تاریخ‌ساز، پربار و غرورآفرین داشته‌ایم، این چراغ، پرافتخار است. تاریخ جهان و تاریخ حقوق، ایران و بزرگان ایرانی را هرگز فراموش نخواهد کرد.

خوانش بخش‌هایی از کتاب
برای آشنایی با کتاب « تاریخ حقوق ایران» بخش‌هایی از آن را که از

مطالعه بیشتر بستن