ادامه از صفحه قبل :

زندگی با خودم نصیبم نشده است، اما کمی بعدتر فهمیدم، مرد مناسب هم پیدا می‌شود، اما خودم نتوانسته‌ام با جان و دلم و به طور واقعی جایی برایش در زندگی‌ام باز کنم.
شاید نگرانی‌های شدیدی که از بابت تربیت ستاره داشتم و یا ترسی که به طور کلی از ازدواج پیدا کرده بودم این احساس را به من می‌داد. حتی اگر ارتباطی جدی می‌شد و صحبت از ازدواج به میان می‌آمد، نمی‌توانستم آن قدر که لازم است کسی را مناسب زندگی‌ام ببینم و این دیگر برایم کمی عادی شده بود.

شاید یکی از عوارض طلاق همین نگرانی‌ها و اضطراب‌هایی بسیاری باشد که در هر رابطه و آشنایی پس از جدایی، مانند سایه‌ای از راه می‌رسند.
پیامی از صاحب خانه که توانسته بودم از هفت ماه پیش، خانه‌اش را رهن کنم به گوشی‌ام رسید. «اگه امکانش هست برای فروش خانه همکاری داشته باشین. قرار هست از دفتر املاک، مشتری برای بازدید بیاد.»
صاحب خانه قصد فروش خانه را داشت و این برایم کمی عجیب بود. با او تماس گرفتم. مردی میان‌سال بود و دبیر دبیرستان.
-خانم… واقعیتش دخترم داره عروس می‌شه و برای تهیه جهیزه‌ش ناچارم این خونه رو بفروشم. اما به شما این قول رو می‌دم که مزاحمتی برای شما ایجاد نشه و تا آخرین روز قرارداد، در خونه راحت زندگی کنین.
آن قدر انسان فرهیخته و مودبی بود که دلم می‌خواست هر چه از دستمزد پروژه در بانک باقی مانده و مبلغی که از حقوق اندکم در این چند ماه پس‌انداز کرده‌ام را به او بدهم تا کمک جهیزی دخترش شود! به او قول دادم که برای بازدید مشتری، با او و دفتر املاک همکاری داشته باشم.
ستاره زنگ در را فشرد. وقتی در واحد کوچک و نقلی خانه را باز کردم، با کیسه‌ی خوراکی وارد شد. خوشحال بود و خندان. از بوی لوبیا پلو که دیگر آماده‌ی خوردن بود، خوشش می‌آمد.
-خوش گذشت؟
بشقاب‌ها را روی میز می‌گذاشتم که پاسخم را داد.
-بابا برام یه پیراهن از چین آورده. گفت از دو ماه پیش برام گرفته بوده که وقتی رفتم بهم بده.
هنوز جای یکی دیگر از دندان‌های شیری‌اش یا دندان اصلی پر نشده بود.
-پس کاش زودتر رفته بودی ببینیش!
این جمله را از ته دل نگفتم، چون به راستی هرگز از رفتن ستاره پیش او خوشحال نمی‌شدم؛ فقط خواستم بخندانمش. تنها دلیلم برای دیدار ستاره با پدرش، احساس داشتن پدر و تقویت حس دخترانه‌اش بود. این یکی از تلخی‌های پس از طلاق است، این که فرزندت را پیش کسی بفرستی که نمی‌خواهی دیگر در زندگی‌ات کوچکترین تاثیری داشته باشد!
-آره، ولی فایده‌ای نداشت. چون پیراهنم خیلی کوچیکمه. نمی‌تونم بپوشم.
از سرویس که بیرون آمد سوغاتی‌اش را از کیسه‌ای بیرون آورد و نشانم داد. کمی کوچک و تنگ بود. شاید آن قدر دیر به دیر ستاره را می‌دید، که از اندازه‌های دخترش بی‌خبر می‌ماند.
-به به.. چه لباس خوشگلی. مبارک باشه.
با آمدنش خانه دوباره رنگ زندگی به خود گرفت. به پیراهن نگاه می‌کردم، اما فکری به خاطرم رسیده بود. «آیا می‌تونم این خونه رو خودم بخرم؟»
فکرش هم برایم ترس داشت؛ ولی می‌دانستم که کار نشد ندارد. از بازار مسکن کمی اطلاع داشتم و می‌دانستم که وام‌های بانکی کم و کسری مبلغ را پر خواهند کرد. از سوی دیگر این ساختمان کمی خرج داشت، مثلا راه‌پله نیاز به تعمیر داشت و نقاشی و تمییزکاری هم لازم بود. دیگر توان فکر کردن به ادامه‌ی این موضوع را نداشتم.
هر دو خسته از روز پرکارمان بودیم و زودتر از همیشه به خواب رفتیم.
********************
پدر با همان کت و شلوار پلوخوری‌اش نشسته بود رو به رویم. بلند شدم تا وارد راهرو شوم که یادم آمد نیاز به تعمیر دارد. به پدر نگاه کردم.
-بابا شما که همیشه دست به تعمیر کردن‌هات خوب بوده، پس چرا پله‌های خونه ما رو درست نمی‌کنی؟
پدر در حالی که نگاهش به سوی دیگری بود با لحن آرامش گفت:
-این‌جوری فایده‌ای نداره، این پله‌ها دیگه باید از اساس درست بشه کار را باید اساسی انجام داد!
به معنی حرفش فکر می‌کردم که از خواب بیدار شدم. ساعت از پنج گذشته بود، خورشید در شرق آسمان، از پنجره دیده می‌شد. دلم می‌خواست بدانم تعبیر خوابم چیست. انگار بابا می‌خواست چیزی را درست کند که برای زندگی‌ام لازم بود. یعنی صندلی مهم زندگی‌ام در حال پر شدن بود؟
ادامه داستان را در شماره بعد بخوانید.

مطالعه بیشتر بستن

فرار برخی از کارفرمایان از قوانین آمره کار

حمید غیاثی*: امروزه با توجه به نرخ سرسام‌آور تورم، رویت میشود برخی از کارفرمایان، با ترفندهای مختلف از قوانین امره کار سرپیچی میکنند. طبق مصوبه شورای عالی کار، حقوق کارگران به خودی خود انقدر ناچیز است که یک کارگر از پس هزینه‌های امرار معاش خود بر نمیاید، با اینکه کارفرمایان نسبت به این مهم اِشراف کامل دارند، باز هم از بدو همکاری با کارگر به انحا مختلف سعی میکنند با ایجاد موانع از جمله قراردادهای خلاف قانون و اخذ رسید و ضمانت، از هر گونه مطالبه کارگر و محکومیت در هیئتهای تشخیص و هیئتهای حل اختلاف اداره کار، رفاه و تعاون اجتماعی، در اینده مصون بمانند.

در همین راستا برخی از کارفرمایان با توجه به عرف رایج و اشتباه، بدوا یک قرارداد خصوصی وفق ماده ۱۰ قانون مدنی تنظیم مینماید و کارگر را کارفرما قلمداد میکنند، متعاقبا بندهایی در این قرارداد تصریح میگردد که اصولا کارگران به دلیل جبر حاکم و نداشتن هیچ گونه سرمایه یا درامد به ان تن میدهند، در اندارج اکثر قرارداد‌ها رویت میشود، نامبرده مسئول پرداخت حق بیمه خویش به سازمان تامین اجتماعی است (مخالف نص صریح ماده۱۴۸ قانون کار) یا اینکه نامبرده مسئول هر گونه خسارت بدنی و… میباشد و این کارگاه مسولیتی ندارد. متاسفانه این دسته از کارفرمایان در جلسه مطالبه حق و حقوق کارگر حاضر میشوند و این قبیل قراردادها را ارائه میدهند. به عنوان یک نمونه دیگر از این تخلفات میتوان به اخذ رسیدهای سه ماهه الی ۱۲ ماهه بعضا با عنوان صلح نامه اشاره نمود، ذیل رسید کارگر درج مینماید کلیه حق و حقوق خویش را دریافت نمودم و هیچ گونه ادعایی نخواهم داشت، لیکن اگر با مداقه به اسناد موجود از قبیل پرینت حساب کارگر مراجعه نماییم در میابیم، میزان دریافتی واقعی کارگران با رسیدهای فوق الذکر منافات دارد. خوشبختانه در سال ۱۳۹۷ رای ۲۰-۱۷ دیوان عدالت اداری به صراحت اعلام نمود صرف ارائه اینگونه رسیدها از سوی کارفرمایان، دلیلی بر اثبات پرداخت حق و حقوق کارگر نمیباشد و کارفرما میبایست پرداخت مبالغ مورد ادعای خویش را اثبات نماید. پر واضح است که در چرخه صنعت، امروزه کارگران سهم عظیمی در رشد و شکوفایی بر عهده دارند که متاسفانه برخی از کارفرمایان در راستای کسب سود بیشتر به طرق مختلف از اجرای قوانین آمره کار استنکاف مینمایند و هیچگونه ضمانت اجرایی هم نسبت به فعل ارتکابیشان در نظر گرفته نشده است، مع هذا به کرات این افعال را انجام میدهند و سعی در تضییع حق و حقوق کارگران دارند. حال انکه به وضوح از شرایط کارگرها که اکثرا متاهل میباشند و در مسکن استیجاری سکنی گزیده اند، اگاه هستند. مع الوصف به نظر میرسد با حاکم نمودن ضمانت اجرا از قبیل جریمه‌های سنگین و… بتوان این گونه سرپیچی‌ها از قانون کار را کاهش داد.
*کارشناس حقوق – شیراز

مطالعه بیشتر بستن

مهریه

از مهریه در اسلام به عنوان هدیه‌ای عاشقانه نام برده‌شده‌است.
در قرآن کریم از هدیه به عنوان صداق یادآوری شده‌است که نشانه صدق و راستی است و مهریه، هدیه و پیشکشی است که از طرف مرد به همسرش در ابتدای زندگی داده‌می‌شود و نشانه صداقت و مهرورزی او به همراه در زندگی‌اش است.
مهریه برای ارج نهادن به مقام زن در اسلام تعیین شده و میزان آن نه تعیین‌کننده این موضوع است نه قوام و دوام‌دهنده زندگی. مهریه را هدیه نامیدند از این رو که دوستی را بین زن و شوهر افزایش دهد نه برعکس. پس محبت را میزانی نیست


مهریه منت نیست، محبت است
همانطور که بیان شد، خداوند متعال به طور صریح در آیه ۴ سوره نساء به مهریه اشاره فرمودند و شوهر را عهده دار پرداخت آن. مگر اینکه زن با میل و رغبت قبلی، مهریه یا بخشی از آن را ببخشد و مرد در ازای پرداخت مهریه هیچ منتی بر زن ندارد، زیرا حق او را ادا‌کرده‌است و نپرداختن مهریه ظلمی آشکار بیان‌شده‌است.
از آنجائیکه یکی از کثیف‌ترین گناهان از زبان امام صادق(ع) ندادن مهریه عنوان شده‌، چه بسا بهتر آنست که مهریه تعینی با توافق زن و شوهر مدنظر قرار‌گیرد. زندگی شراکت است. شراکت از نقطه آغاز اگر با عشق باشد، مسئولیت پذیری را به همراه دارد. هریک سعی بر آن دارد به بهترین نحو، وظایف خود را به جا آورده و با انجام مسئولیت‌ها، هدایت صحیح مسیر را به عهده بگیرد. پس جا دارد مهریه، مبلغی در “توان” زوج تعیین شود و “تنها” زوج تعهد به پرداخت نماید. این انتخاب، مانع هرگونه شانه خالی کردن از اولین مسئولیت پذیری، هرگونه وابستگی به خانواده، هرگونه بالابردن توقع خانواده‌ها، هرگونه نامهربانی، اختلاف و گروکشی خواهد بود. در پی آن مطمئنا هدف اصلی که آرامش زوجین است نصیب خانواده‌ها می‌گردد.
بنده به عنوان یک وکیل دادگستری که با این مسائل، کم و بیش سروکار داشتم و می‌دانم به عنوان یک زن در اجتماع، زنان از طلاق، بیشتر آسیب می‌بینند و نمی‌توان انکار کرد که در جدایی‌ها، زنان متحمل خسارت بیشتری می‌شوند. اما تعیین مهریه بالا هم نمی‌تواند در جبران این خسارات، راهکاری کاربردی به نظر برسد. زندگی زناشویی تلاش دو طرفه است و ساختن آن به تنهایی معنا پیدا نمی‌کند.
در دیدگاه حقوقیون، تعهدات در یک قرارداد به هر دو طرف بار می‌شود و هرکدام از طرفین چنانچه به تعهدات تعیین شده عمل ننمایند، مسیر قرارداد تغییر می‌کند یا به انتها می‌رسد (فسخ، بطلان) و یا نیاز به حل و فصل پیدا می‌کند.( داوری- ارجاع به مقام قضائی)

توصیه‌ها
– با برقراری تعادل و اعتماد متقابل، مسیر زندگی مشترک را به طور صحیح، مدیریت کنند.
– با الویت‌بندی توقعات براساس واقعیت، در دنیای واقعی به تامین نیازهای منطقی خود بپردازند. به عبارت بهتر با غربالگری انتظارات از همدیگر و کسب مهارت‌های لازم برای رابطه‌ای رضایت بخش تلاش کنند.

مطالعه بیشتر بستن