دسترسی افراد بی‌بضاعت به وکیل باید فراهم گردد

مبنای قانونی معاضدت از چه اصول و قوانینی نشات می‌گیرد؟
به طور کلی منظور از معاضدت قضائی در حقوق ایران مساعدت و کمک و یاری رساندن به کسانی است که به واسطه عدم کفایت دارایی یا عدم دسترسی به مال خود توان پرداخت هزینه دادرسی یاحق الوکاله وکیل را ندارند و در نتیجه نمی‌توانند برای دریافت و احقاق حق خود به مراجع قضائی مراجعه کنند. در قانون ایران کسی می‌تواند از معاضدت قضائی بهره‌مند شود که معسر باشد ؛اعسار از هزینه دادرسی فقط در امور ترافعی امکان پذیر است ولی در امور حسبی قانون ایران ساکت می‌باشد فقط در ماده ۳۷۶ قانون امور حسبی استفاده از آن با اجازه دادستان تجویز شده است.

در مورد معاضدت و ارشاد طبق اصل ۳۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران همه افرادی که به دادگاه مراجعه می‌کنند باید وکیل داشته باشند (کلمه “باید” یعنی جزء قوانین آمره است.) در همه دادگاه‌ها طرفین دعوی حق دارند برای خود وکیل انتخاب نمایند و اگر توانایی انتخاب وکیل را نداشته باشند که (مربوط به بحث ما نیز هست) باید برای آن‌ها امکانات تعیین وکیل فراهم گردد.
براساس این اصل ۳۵، قانون وکالت مصوب ۱۳۱۵ در دو ماده ۲۳ و ۲۴ صراحتا عنوان نموده که وکلای عدلیه مکلفند همه ساله در سه دعوای حقوقی با عنوان معاضدت قبول وکالت نمایند و چنانچه موکل محکوم له پرونده واقع شود یعنی رای به نفع او صادر گردد حق الوکاله قانونی از آن چه که وصول می‌شود به او پرداخت شود یعنی یک پنجم حق‌الوکاله متعلق به مرکز خواهد بود. در ماده ۲۳ صراحتا گفته شده پنج یک آن متعلق به کانون است. هم چنین طبق ماده ۲۴ کسانی که قدرت تادیه حق الوکاله را ندارند می‌توانند از کانون تقاضای معاضدت نمایند مشروط بر این که ( این شرایط اساسی و مهم هستند) دعوی با اساس و راجع به شخص تقاضا‌کننده باشد و لاغیر و طرز تقاضا و سایر شرایط لازمه برای معاضدت قضائی را وزارت عدلیه به موجب نظامنامه معین کرده است. در خصوص پرونده‌های کیفری نیز خود دادگاه‌ کیفری اگر تشخیص بدهد که این فرد نیاز به وکیل دارد از واحد معاضدت باید انتخاب شود وکیل تسخیری و کتبا نامه بزنند و وکیل را به معاضدت معرفی کنند.
طبق ماده ۲۴ آیین نامه اجرایی مرکز، مرکز وکلا هم شامل قوانین وکالت و آیین نامه مربوط می‌شود، برای مثال بسیاری از برنامه ریزی‌های مرکز که از طریق قانون وکالت انجام شده از این قبیل است.

تشکیلات و چگونگی پذیرش تقاضای وکیل معاضدت به چه نحو بوده است؟
در نظامنامه (آیین نامه) قانون وکالت ۱۳۱۶ در فصل دوم این نکته کلیدی آمده است که از ماده ۳۴ تا ۴۹ که شامل ۱۶ ماده است دو ماده مذکور را تفسیر کرده است و طبق آن کانون باید واحد معاضدت قضائی با عنوان موسسه معاضدت قضائی آمده است سه شعبه داشته باشد: یک دبیرخانه دو شعبه عرایض و سه شعبه قضائی که هر کسی که به وکیل معاضدت نیاز داشت باید تقاضای کتبی خود را به دبیرخانه ارائه می‌داد تا ثبت شده و در شعبه عرضحال که همه وکیل بودند بررسی می‌شد و اگر این شخص پرونده، اسناد و مدارک و خواسته‌اش درست و صحیح بود به وکیل ارجاع داده می‌شد.
نکته کلیدی دیگر در خصوص ماده ۳۴ تا ۴۹ آیین نامه در ماده ۳۶ آمده که طبق آن در صورتی دبیرخانه تقاضا را ثبت می‌کرد که عدم ملائت فرد متقاضی را احراز می‌کرد، از طریق انجام تحقیق و استشهادیه‌ای که شخص موظف به تهیه آن بوده و یا احراز اعسار متقاضی از طریق حکم دادگاه و اشاره شده که بعد از تشخیص باید در ” اسرع وقت” کار او انجام گیرد، یعنی اگر معاضدت تشخیص داد این شخص احتیاج به وکیل دارد کلمه اسرع وقت در دو سه جا تصریح کرده که حقی از ایشان ضایع نشود.

در موضوع معاضدت گاه دیده شده فرد با وجود توانایی و ملائت از طریق وکیل معاضدت دعوی را مطرح و پیگیری نموده است؛ آیا ساز و کاری در این خصوص در قوانین موجود است؟
در ماده ۳۸ آیین نامه به واژه شرخر و افرادی که سوء استفاده می‌کنند اشاره شده است. وکیل معاضدت نباید وکیل شرخر و کسانی که از قانون سوء استفاده می‌کنند بشود و وکلا می‌توانند صراحتا درخواست ایشان را رد کنند. معاضدت قضائی می‌تواند تحقیقاتی در دلایل دعوی بنماید و هرگاه تشخیص دهد که مقصود تقاضاکننده سوء استفاده و شرخری است (متن قانونی) از تعیین وکیل خودداری و تقاضای ایشان را رد کند. بعد از آن در ماده ۳۹ آمده است که خود متقاضی می‌تواند به این موضوع ظرف ده روز اعتراض بکند و این اعتراض در هیئت مدیره رسیدگی می‌شود که اگر هیئت مدیره تشخیص داد که ایشان واقعا صلاحیت اخذ وکیل معاضدتی را ندارد تقاضای ایشان را رد کند، این تصمیم قطعی است.

اکنون آیا ساز و کاری در این خصوص وجود دارد و چه اقدامی می‌توان انجام داد؟
این تجربه وجود داشته است که شخص از سوی مرکز معرفی شده و رسیدگی هم در مورد پرونده ایشان نیز انجام شده اما متمول بوده و تشخیص ایشان سخت بوده است. امکاناتی برای شناسایی افراد بی‌بضاعت باید فراهم گردد که طی یک سال اخیر شاهد تلاش‌ها جهت انجام این اقدامات بوده‌ایم. اقداماتی که به نظر باید انجام گیرد آن است که باید امکانات دسترسی فراهم گردد مثل امکاناتی که به عنوان مثال برای اداره ثبت جهت دسترسی به مشخصات فرد وجود دارد و یا اداره مالیات یا برای مثال در کشورهایی چون آمریکا یا کانادا در این خصوص کارتی با عنوان ‌ای دی کارت وجود دارد برای افراد؛ همه مردم دنیا کد ملی دارند که اگر دادگاه ببیند تمام سوابق حقوقی یا کیفری را می‌تواند مشاهده کند یا اگر به پزشک مراجعه کند تمام اطلاعات مربوط به پزشکی آن شخص را خود پزشک می‌تواند بررسی نماید؛ همین طور برای مثال پلیس اگر کارت را ببیند می‌تواند تخلفات را از ابتدا تا حال بررسی کند. این موضوع می‌تواند یکی از اقدامات بسیار مهم و تاثیرگذار جهت سرعت بخشیدن به احراز ملائت و نهایتا پذیرش معاضدت در آن خصوص است. تعداد زیاد ارباب رجوع و لزوم سرعت عمل در این خصوص مشکلاتی به بار می‌آورد که باید این نقاط ضعف را رفع کرد که نیازمند انجام یک سری اقدامات این چنینی است.

به نظر شما فایده معاضدت در چیست؟
یکی از فواید معاضدت این است که اطاله دادرسی صورت نگیرد و در عین حال خدمت‌رسانی به مردم انجام بگیرد. این موضوع بسیار مهم است که از طریق تعامل وکلا با مردم بتوان ذهنیت خوبی را از مسئولین قضا و دستگاه قضائی در میان مردم ایجاد کرد. از طریق این مهم می‌توان یک رضایت خاطری بین مردم ایجاد کرد و به گونه‌ای عمل نشود تا میان حرف و عمل فاصله بوده و برای صحبت‌ها و نظرات بازخوردی وجود نداشته باشد. موضوعی که در دوره جدید ریاست دکتر بهادری این موضوعات به یکی از دغدغه‌های اصلی تبدیل شده و به واقع تحولات بزرگی در حال انجام است. خصوصا این موضوع که در خصوص معاضدت هم وکیل راضی باشد هم ارباب رجوع و هم رئیس مجتمع و حتی مدیر دفتر کل، چیزی که ما اکنون شاهد آن هستیم و حتی تعامل روزانه آن‌ها را به دفعات با وکلا و نمایندگان آنان در مجتمع‌ها مشاهده می‌کنیم. یک نکته بسیار کلیدی هم هست و آن این که که قطعا همه می‌دانند معاضدت یک نفعی هم برای وکیل دارد و آن این که در معاضدت پرونده‌های متنوع وجود دارد و یک تکلیفی مبنی بر بازآموزی صورت می‌گیرد به دلیل تنوع موضوعات پرونده

چه توصیه‌ای برای وکلا جهت بهتر انجام شدن معاضدت دارید؟
در واحد معاضدت چه در مجتمع‌ها و چه در اداره کل معاضدت افرادی که به وکلا مراجعه می‌کنند اصل را بر این می‌گذاریم که این‌ها صلح و سازش با یک دیگر داشته باشند و جهت کاهش آمار دادگاه دعوا را وخیم‌تر نکنیم. اکثر کسانی که با هم دعوا دارند از آن جایی که از اقوام و بستگان و دوست هستند دچار اختلافات می‌شوند و این نکته بسیار مهمی است که وکلا اولین پیشنهاد و توصیه شان را بر اصل صلح و سازش بگذارند. ارباب رجوعی که به دادگاه مراجعه می‌کند یک مشکلی دارد، توصیه‌ای که من به همکاران می‌کنم این هست که اولا با لبخند، روی باز و گشاده رویی برخورد صورت بگیرد تا رضایتمندی را بین مردم ایجاد کنیم تا از دستگاه قضا به عنوان یک دستگاه متوالی عدالت و احقاق حق راضی باشند.
دوم این که با مراجعه اشخاص جهت مشاوره سعی کنیم که فرهنگ مراجعه به وکیل را ایجاد کنیم هر یک از ما وکلا، نهادها و
رسانه‌ها باید به این سمت پیش رویم که کار حقوقی و وکالت یک کار تخصصی است و مثل حرف دیگر چون پزشکی و…. توسعه فرهنگ مراجعه به وکیل بسیار مهم است و معاضدت در این خصوص نقش بسیار مهمی دارد.

مطالعه بیشتر بستن