اعتراض ثالث در پرتو قانون

در نظام دادرسی ایران اصل نسبی بودن قرارداد‌ها حاکم است همانطور که در خصوص قرارداد‌ها بیان میداریم که قرارداد نسبت به کسانی موثر است که در تشکیل قرارداد نقش داشته اند. درنتیجه اثر قرارداد نسبت به اشخاص ثالث تاثیری ندارد. در عمومات قوانین ودر احکام صادره دادگاهها این امر پذیرفته شده که همان اصل نسبی بودن احکام است و اینکه حکم نسبت به دیگران اثری ندارد.این اصل جنبه اثباتی دارد و قلمرو اثر‌گذاری آن بر همان افراد دعوی تسری دارد نه اشخاص ثالث.بنابراین اگر حکمی بین طرفین صادر و آثار آن بر فرد ثالث که در روند رسیدگی شرکت نداشته بار گردد،رعایت اصل تناظر ( برخورداری بالسویه اشخاص از قانون ) ایجاب می‌کند که نباید اثر آن حکم بر فرد ثالث بار گردد

بنابراین در قالب اعتراض ثالث قانون انگاری شده است.
ارکان اعتراض ثالث:۱.به این معنی که فرد معترض ثالث در آن دعوی منتهی به حکم نه خواهان و نه خوانده، نه محکوم له و نه محکوم علیه باشد.در صورتی که در آن دعوی به عنوان گواه حضور داشته باشد آیا مطلع بشمار می‌آید؟ خیر،زیرا از ارکان پرونده نبوده یعنی خواهان و خوانده نبوده و همچنین به این دلیل که ممکن است از رای فرجامی و تجدید نظر خواهی بی‌اطلاع باشد. ۲.فرد معترض ثالث باید اثبات کند که در آن پرونده مطروحه ثالث ذینفع باشد و به حقوق حقه ی فرد معترض خلل وارد کرده است ۳.رعایت ترتیبات قواعد و مقررات اعتراض ثالث که به صورت شکل دادخواست مطرح می‌گردد.در ماده ۴۷۷ق.ا.د.م.بیان گشته که تمام آرای صادره که به حقوق ثالث خلل وارد کند همان طور که از واژه ی آرا مشخص می‌گردد اعم از حکم و قرار است حال آنکه قرارهایی که اعتبار امر قضاوت شده را ندارند همچون قرار سقوط دعوی و همچنین به جهت اینکه به حقوق ثالث خللی وارد نمی‌کند از نظر اجرای و عملکردی معمولا اعتراض ثالث قرار نمیگیرد. سوالی که مطرح میشود اینکه چرا قانون‌گذار کلمه ی رای را بکار برده نه حکم؟ که باید در جواب بیان داشت منظور قانون‌گذار از واژه ی رای در معنای خاص آن بود نه معنای عام که اعم از حکم و قرار باشد.زیرا حکم است که اعتبار امر قضاوت شده را برخوردار است و به حقوق ثالث خللی وارد می‌کند.
جهت جلوگیری از اعتراض ثالث در آینده چه راهکاری میتوان اعمال کرد؟ در صورتی که با مدیریت دفاعی مطلوب افراد احتمالی که ممکن است در آینده به حکم صادره معترض باشند را در ستون خوانده قرار دهیم یعنی به عنوان ارکان اصلی دعوی فرا بخوانیم یا در روند رسیدگی به عنوان مجلوب ثالث که همان خوانده به شمار می‌رود وارد دعوی کنیم میتوانیم از اعتراض ثالث وی در آینده نسبت به حکم صادره جلوگیری نمود.در دعوی اعتراض ثالث بر فرض پذیرش اعتراض ثالث دادگاه تنها میتواند اعاده به وضع سابق کند و آثار ماتاخر ندارد و دادگاه نمی‌تواند حکم تاسیسی جدید مطرح کند.
اعتراض ثالث اصلی به موجب دادخواست جداگانه ومستقل از سوی فرد ثالث می‌باشد حال آنکه اعتراض ثالث طاری، اعتراض یکی از طرفین دعوی به رایی که سابقا از دادگاه صادر شده و طرف دیگر در این دعوی مستند ادعای خود قرار داده است را گویند. اعتراض ثالث اجرایی نیز در مرحله اجرای رای صرفا به مالی است که مورد توقیف قرار میگیرد نه به رای صادر شده.

مطالعه بیشتر بستن

‌تاثیر عوامل درونی و بیرونی بر قانون‌مداری

 

یکی از مباحثی که می‌توان جامعه را از بروز جرم دور کند، بالا بردن سطح اخلاق و فضائل اخلاقی است. واژه اخلاق در علوم مختلف، معانی بسیاری به همراه دارد. برای ایجاد مفهومی مشترک از این واژه، تعریفی از آن ارائه می‌کنیم. اخلاق به مجموعه‌‌ای از فضاِیل و نیکی‌های رفتاری و انسانی گفته می‌شود. شهید مطهری(ره)در تعریف علم اخلاق می‌نویسد: علم اخلاق علمی است که دستور‌العمل‌های کلی برای زیستن مقدس، متعالی و ارزشمند را مورد بحث قرار می‌دهد.

به عبارت دیگر، علم اخلاق، علم قالب‌های کلی برای چگونگی زیستی متعالی و با قداست می‌باشد. این چگونگی هم شامل رفتار می‌شود و هم شامل ملکات نفسانی، یعنی این‌که انسان باید چگونه رفتار کند و چگونه ملکاتی داشته باشد تا زیستن او با ارزش باشد ملکاتی مانند: عدالت؛ تقوا، شجاعت، عفت، حکمت، استقامت، وفا و صداقت.
هر انسانی به طور معمول، میل به کمال و خودشکوفایی دارد؛ فرزندان ما نیز از این قاعده مستثنی نیستند. کودکان و نوجوانان در راه رسیدن به تکامل و صفات نیکو، نیازمند به تعلیم و تربیت هستند. روشن است که از وظایف اصلی والدین این است که درست و غلط را به فرزند بیاموزند و او را با روش‌های صحیح تربیت آشنا کنند.
امام سجاد علیه‌السلام در این‌باره می‌فرماید: حق فرزند بر والدین این است که او را از خود بدانند و هر آن‌چه که باعث سعادت و خوشبختی او می‌شود را به او آموزش داده و در مقام تربیت او گام بردارند.

چالشی در شخصیت
یکی از چالش برانگیزترین بحث‌ها در مورد عوامل تعیین‌کننده شخصیت و تربیت و اخلاق در افراد مختلف، رابطه بین عوامل درونی و بیرونی است.
این دیدگاهی است که فروید و برخی دیگر از رفتارگرایان نه تنها به آن توجه کرده، که به صورت افراطی به آن می‌پردازند. به طور معمول روانکاوان معتقدند که انسان توسط نیروهای درونی کنترل می‌شود در حالی که رفتارگرایان انسان را تحت تأثیر عوامل محیطی می‌دانند. در این بین، روان‌شناسان با در نظر گرفتن دو عامل درونی و بیرونی در رشد شخصیت، تفسیر رشد فرد را هم از نظر درونی و هم از نظر بیرونی در نظر می‌گیرند.
روان‌شناسان همچنین فرد را تحت تأثیر متقابل طبیعت و تربیت می‌دانند. این بحث را در حکایت شاه عباس و شیخ بهایی می‌توان دید. حکایت از این قرار است که روزی شاه عباس پرسشی مطرح می‌کند و از شیخ بهایی پاسخ آن را جویا می‌شود. او می‌خواهد بداند که در رابطه با برخورد افراد جامعه با یکدیگر، اصالت ذاتی آنان مهم‌تر است یا تربیت خانوادگی‌شان؟
شیخ نیز در پاسخ اصالت را مهم‌تر می‌داند. شاه گفته و نظر شیخ بهایی را رد می‌کند و تربیت را مهم‌تر می‌داند. این اختلاف نظر باعث می‌شود که بین شاه‌عباس و شیخ بهایی بحث بالا بگیرد.
شاه برای اثبات حرف خود، شیخ را به کاخ دعوت می‌کند. شیخ نیز این دعوت را پذیرفته و فردای آن روز، به کاخ می‌رود.
بعد از تشریفات و پذیرایی معمول، زمان شام فرا می‌رسد.مهمان‌خانه در تاریکی شب غرق می‌شود که در آن لحظه پادشاه دستی می‌زند و با اشاره او، چهار گربه، شمع به دست حاضر شده و آن‌جا را روشن می‌کنند. شاه به شیخ می‌گوید: دیدی گفتم تربیت از اصالت مهم‌تر است؟ این گربه‌ها به خاطر تربیتی که پیدا کرده‌اند، این شمع‌های روشن را به این‌جا آوردند.
شیخ شگفت‌زده و هاج‌و‌واج مانده و عنوان می‌کند که تنها به یک شرط حرف شاه‌عباس را خواهد پذیرفت، و آن این‌که فردا هم گربه‌ها همان کار را تکرار کنند. شاه از حرف شیخ متعجب می‌شود ولی شیخ پافشاری می‌کند. شاه نیز به ناچار پذیرفته، و تکرار رفتار گربه‌ها را در فردای آن روز می‌پذیرد.
شیخ فکر کرده و سرانجام راهی پیدا می‌کند. او چهار جوراب برداشته و چهار موش در آن می‌گذارد. فردای آن روز به کاخ رفته و دوباره همان تشریفات برپا می‌شود. مانند روز پیش، با فرا رسیدن تاریکی، گربه‌ها نیز با شمع از در وارد می‌شوند. شاه مغرورانه شروع می‌کند به رجزخوانی برای شیخ بهایی که شیخ نیز راهکار خودش را به کار می‌گیرد. او در این زمان موش‌ها را رها می‌کند و با این کار او هیاهویی برپا می‌شود. گربه‌ها شمع‌ها را رها کرده و در پی موش‌ها می‌دوند. شیخ که توانسته است، گفته و دیدگاه خود را اثبات کند، به شاه می‌گوید: یادت باشد اصالت گربه موش گرفتن است گرچه تربیت هم بسیارمهم است ولی اصالت مهم‌تر است.

اعتیاد به اینترنت
واقعیت این است که هر دو عامل درونی و بیرونی برای هدایت رفتار، مورد نیاز است. خانواده و معلمان، مهم‌ترین نقش را در تربیت دارند و با هدایت و تربیت صحیح و اخلاقی باعث کاهش آسیب‌های اجتماعی می‌شوند. یکی از مشکلات و آسیب‌هایی که امروزه کودکان و نوجوانان را در این‌باره تهدید می‌کند، اعتیاد به اینترنت و موبایل است.
استفاده از فضای اینترنتی دارای مزایا و معایب متعددی است. از مزایای آن می‌توان به تبادل اطلاعات، ارتباطات جهانی، تسهیل در جست‌وجو و دست‌یابی به اطلاعات مورد نیاز و افزایش سطح آگاهی در حیطه‌های مختلف علمی نام برد. اما این ارتباط جمعی بی‌پیامد نبوده و با آسیب‌هایی همراه خواهد بود. یکی از این مشکلات، اعتیاد به فضای مجازی بوده، که باعث تغییرات عمده‌ای در سبک زندگی افرد می‌شود.
از دیگر پیامدهای منفی اینترنت می‌توان به انحرافات اخلاقی و جنسی،کاهش تعامل بین والدین و فرزندان، کاهش نقش خانواده در زندگی و تربیت، افت تحصیلی و همچنین کاهش روابط اجتماعی، کم‌تحرکی و انزوا اشاره کرد.
یک محقق سرشناس خارجی، نویسنده و نظریه‌پرداز ارتباطات جمعی (۲۰۰۳-۱۹۹۳) نقد بسیاری بر ارتباطات جمعی، به‌ویژه تلویزیون دارد. این اندیشمند بیان می‌کند که تلویزیون اثرات سوئی بر ذهن کودک در حال رشد دارد. او در کتاب زوال دوران کودکی می‌گوید: دوران کودکی یعنی جهان تصورات و تخیلات و دنیای احساسات و اندیشه. کودک زمانی به انهدام و زوال کامل می‌رسد، که از کودک و نوجوان، تنها موجودی با آرزوهای بزرگسالان باقی مانده است. استفاده بیش از اندازه از بازی‌های رایانه‌ای و همین‌طور اینترنت، کودک را از جهان کودکی دور می‌سازد و سدی بر سر راه بالندگی و رشد او می‌شود.
پژوهش‌های چشمگیر و درخور توجهی در این‌باره در کشور صورت گرفته است که به لحاظ سازنده بودن در حوزه اخلاق‌مداری و قانون‌مندی افراد جامعه، در آینده به بررسی آن‌ها خواهیم پرداخت.

مطالعه بیشتر بستن