وکیل مراقب تندرستی‌ات باش!

پیشه و حرفه‌ای که هر یک از ما در زندگی برای خود انتخاب می‌کنیم، نه تنها بر موقعیت و روابط اجتماعی ما، که خواه ناخواه بر زندگی شخصی، موقعیت خانوادگی و حتی تندرستی جسم و روان ما هم موثر است.
افرادی که در مشاغلی مشغول به کار هستند که فضاهای منفی بیشتری را نسبت به سایر شغل‌‌ها، تجربه می‌کنند و با موضوعاتی که عموما با حال و هوای مسائل و مشکلات متعدد اجتماعی و فردی توام بوده، رو به رو هستند، ممکن است در معرض آسیب‌های روانی قرار بگیرند. فشارها و استرس-های فراوان ناشی از این حرفه، به طور معمول فرد را به سمت افکار منفی سوق می‌دهد؛ تا جایی که ممکن است باعث بروز احساسات و هیجاناتی چون ناامیدی، یأس، ناراحتی، خشم، عصبانیت و… شود. ممکن است این مشاغل رفته‌رفته به صاحبانشان خلق و خوی پایین، افسردگی، اضطراب و سایر بیماری‌های روان‌تنی را تحمیل کند.

حرفه‌هایی چون خبرنگاری، روان‌شناسی، وکالت و سایر مشاغل حوزه حقوق و قضا و نظایر آن‌ها، از جمله مشاغلی هستند که در صورت عدم توجه به پیامدها و عوارضی که در پی دارند، می‌توانند فرد را در معرض ابتلا به اختلالات روانی قرار دهند.
به عنوان مثال یک وکیل، به طور معمول با افرادی ارتباط دارد که ناامید و سرگردان بوده و به دنبال مقری برای به دست آوردن امنیت و امید هستند. بنا بر موقعیت کاری با این دسته از افراد معاشرت و مراوده دارد، در ضمن یک وکیل باید در جریان جزئیات موضوع موکل خود قرار بگیرد تا بتواند راهکار مناسب را ارائه دهد و نمی‌تواند ذهن خود را از موضوع منفی پرونده دور نگه دارد و درواقع ناگزیر به رویارویی با این مسائل است.
بدین ترتیب وکیل یا شخصی که با بمباران انرژی‌های منفی احاطه شده است، می‌تواند با به کار‌گیری برخی نکات، به کاهش اثرات نامطلوب آن‌ها اهتمام ورزد. با توجه به اهمیت موضوع برای مقابله با استرس‌های پیش رو لازم است که یک وکیل و افراد صاحب پیشه‌های مذکور، به تقویت روانی خود بپردازند. پرسشی که در این‌جا مطرح می‌شود این است که این تقویت باید چگونه و از چه طریقی صورت گیرد؟
یکی از راهکارها در این‌باره استفاده از فضای مثبت است. به این معنی که همان‌طور که فرد به ناچار در کار و زندگی روزمره خود فضای منفی را تجربه می‌کند؛ خود را در فضای مثبت و آرامش‌بخش قرار دهد. یکی از این فضاها داشتن روابط بین فردی مناسب است؛ البته با تاکید «مناسب»، چرا که هر روابطی فرد را به آرامش روانی نمی‌رساند.
حتما روابطی را با دوستان خود تجربه کرده‌ایم که برای ما حس شادی، آرامش، روحیه مثبت، امید و حتی معنادهی بهتر به زندگی را ایجاد می‌کند، این دسته از روابط، همان‌هایی هستند که می‌تواند برای ما جبران‌کننده بخشی از فضاهای منفی شغلی و افکار منفی حاصل از آن باشد. در این رابطه امیرالمومنین(ع) می‌فرماید: همنشین خوب، نعمت است و همنشین بد، مصیبت. تاکید اکید شده است که از روابط با افرادی که حس ناامیدی و ناکامی را در ما القا می‌کنند اجتناب کنیم.
اما در موقعیتی غیر از فضای شغلی زمانی که در کنار فرد یا افرادی با الهامات منفی هستیم که ترک آن جمع برای ما مقدور نیست بهتر است تا جای ممکن جریان مطالب را تغییر و به سمت مثبت هدایت کرد و یا موضوع را با موضوعات دیگر جایگزین کرد تا کمتر از آن آسیب ببینیم. این یک ترفند مناسب و زیرکانه برای ایجاد تعادل در این باره است.
اما یکی از بهترین راهکارهای در امان ماندن از فضای منفی شغلی، قوی کردن ذهن خودمان است.؛ این‌که ما چه‌طور می‌توانیم رویدادها و قضایای پیرامون‌مان، چه مثبت و چه منفی را تعبیر و تفسیر کنیم و چه‌طور به آن‌ها معنی و مفهوم بخشیم، در سلامت روان و حتی جسم ما تعیین‌کننده است.
همه افراد نسبت به کاری که انجام می‌دهند دیدگاه‌های متفاوتی دارند. ممکن است یک وکیل خود را دعوی حق دانسته و برای برپایی عدالت تلاش کند و شغل خود را به عنوان یکی از بهترین خدمات به بشریت معرفی کند، در حالی که وکیل دیگری به وکالت به چشم شغلی برای کسب روزی و حلال برای معاش و زیستن نگاه کند. ممکن است وکیلی شغل خود را پر از دغدغه و تنش در نظر بگیرد که ناچار است هر روز فضای پراسترس دادگاه را تحمل کند!
این سه نفر با این‌که شغل یکسانی دارند و در عمل یک کار را برای جامعه خود انجام می‌دهند، ولی تعبیرهای یکسانی از شغل خود نداشته و مطمئنا قدرت ذهنی یکسان و در نهایت تلاش و عملکرد یکسانی نیز نخواهند داشت.
صاحبان این سه دیدگاه بازخوردی که از پیشه خود می‌گیرند باهم متفاوت است. روشن است که در دیگاه نخست، وکیل با لذت بیشتری به کارش پرداخته و کمتر تحت تأثیر پیامدهای منفی شغل‌اش قرار می‌گیرد، رضایت خاطر بیشتری نیز از شغل خود داشته و رشد بیشتری هم خواهد داشت.
در رابطه با دو دیدگاه دیگر نیز می‌توان به روشنی اثرات بینش فرد را به وکالت درنظر گرفت و مورد بررسی قرار داد.
با این توضیح، تعبیری که خود افراد از فعالیت و یا رویدادهای اطرف خود دارند، می‌تواند قدرتمند باشد. چنان‌چه این تعبیر، مناسب و مثبت باشد، می‌تواند قدرتی به ما هدیه دهد که در پی آن کمتر تحت تاثیر شرایط منفی شغل و روابط خود قرار بگیریم.
در کنار مواردی که در رابطه با حفظ تندرستی و روان‌درستی حرفه‌های سخت، مانند وکالت گفته شد، مراجعه به متخصصان روان‌درمانگر نیز به عنوان راهکاری مفید و سازنده، مطرح می‌شود.
وجود روان‌درمانگر برای مشاغلی که فشار روانی زیادی بر فرد وارد می‌کند، در برخی موارد، به راستی لازم است. در این موارد، فرد به کمک متخصص روان، می‌تواند به تخلیه روانی خود پرداخته و ناچار به حمل موضوعات استرس‌زا که ذهن و فکرش را درگیر کرده است، نباشد.
در این‌ رابطه آموزش‌های مفیدی نیز در زمینه مقابله با استرس‌های روانی، تکنیک‌های شناختی و رفتاری، از جمله تن آرامی و… وجود دارد که می‌تواند به صاحب پیشه‌های سخت در جامعه، کمک کند و آرامش لازم را در فکر و در پی آن در زندگی‌شان پدید آورد.

مطالعه بیشتر بستن

‌طلاق صوری برای استفاده از مستمری!

اگر تا همین چند وقت پیش خبرهای مرتبط با سوء استفاده مالی از بیمه‌ها به موضوعاتی نظیر تصادف‌های ساختگی و یا آتش زدن دارایی‌های زیر پوشش بیمه محدود بود، اکنون مدتی است که نوع جدیدی از سوء استفاده از بیمه‌ها رواج یافته است؛ شیوه‌ای جدید که برخی زنان متأهل به آن تمسک می‌جویند تا در ازای بهره مندی از مزایای بیمه عمر، عقد قانونی خود با همسرشان را به صیغه ۹۹ ساله تبدیل کنند.
طلاق صوری به طلاقی گفته می‌شود که زن و شوهر از نظر قانونی از یکدیگر جداشوند در صورتی که هدف آن‌ها جدایی نباشد و به نیت دیگری انجام شود، معمولاً در طلاق صوری زن و شوهر از یکدیگر جدا می‌شوند ولی با هم زندگی می‌کنند. از نظر فقه شیعه ازدواج و طلاق کاغذی بدون عقد شرعی و بدون رعایت شرایط آن، اعتباری ندارد.
با وجود اینکه عنوان طلاق صوری در قانون وجود ندارد اما سال‌هاست که این نوع از طلاق شناخته شده است.

 
دلایل طلاق صوری در ایران
دلیل این امر،مسائل مختلفی است که معمولا منافعی را برای زن یا فرزند آن‌ها ایجاد می‌کند.
دریافت مستمری، قانونی در تأمین اجتماعی و موسسات بازنشستگی ایران وجود دارد که بر اساس آن درصورتی که دختری پدر و مادر خود را از دست داده باشد و بی‌سرپرست باشد می‌تواند از دولت مستمری بگیرد و این امکان موجب شده است که بسیاری از بانوان جامعه ما با طلاق‌صوری از این مستمری بهره‌مند شوند. همچنین برخی برای خروج از کشور اقدام به طلاق صوری می‌کنند.
 سوءاستفاده از قانون مستمری‌های تامین اجتماعی در قانون تامین اجتماعی و دیگر صندوق‌ها مثل سازمان بازنشستگی کشوری یا سازمان بازنشستگی نیرو‌های مسلح، قانونی وجود دارد که برگرفته از قوانین پایه‌ای بیمه‌ای کشور است، به این مضمون که اگر مستمری‌بگیر فوت کند و دختر وی شاغل نباشد و از سن قانونی بالاتر باشد و ازدواج هم نکرده باشد می‌تواند از مستمری پدر یا مادر خود استفاده کند.
واضح است این قانون برای دخترانی گذاشته شده است که بعد از فوت پدر یا مادر و نبود همسر، پشتیبان مالی ندارند و قانونگذار برعکس پسران با علم به مشکلاتی که برای یک دختر بدون درآمد ممکن است به وجود بیاید این قانون را گذاشته است.
اما این چند ساله تمامی صندوق‌های بیمه‌ای با پدیده‌ای روبه‌رو شده‌اند به نام طلاق صوری برای استفاده از مستمری! در این حالت بعد از فوت بیمه شده اصلی که مستمری بگیر یا بیمه شده سازمان است، دختر یا دختران وی که ازدواج کرده‌اند به صورت دروغین و البته کاملا قانونی از همسر خود طلاق می‌گیرند و بعدا صیغه مادام العمر می‌خوانند و دوباره با هم زندگی می‌کنند.
حتی برخی چند مدت برای فرار از دید بازرسی‌های مرسوم از هم جدا زندگی می‌کنند و بعد از برقراری مستمری، دوباره در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی می‌کنند. این اتفاق باعث شده است میانگین سن کلی دریافت مستمری به نسبت دوران پرداخت حق بیمه به صورت بی‌سابقه در حال بالا رفتن باشد که این موضوع عواقب بدی برای تمامی صندوق‌های بیمه‌ای و در نتیجه بیمه‌شدگان دیگر دارد.در اینجا باید به نکته توجه کنیم که این ضرر‌ها معمولا از جیب دولت یا نهاد‌های دیگر نمی‌رود و به صورت مستقیم و غیرمستقیم از جیب دیگر بیمه‌شدگان می‌رود. مشکل اصلی این است که هرجا در این مورد بحث می‌شود، برخی از افراد جامعه موافق این موضوع هستند و می‌گویند اما این نکته باید بازگو شود که غیرمستقیم این پول‌ها از همان افراد به مرور زمان گرفته می‌شود.
 
عواقب طلاق صوری 
بانوانی که پدرشان فوت می‌کند از همسر خود طلاق می‌گیرند تا از مزایای بیمه پدر بهره مند شوند غافل از اینکه با این اقدام همه حمایت‌های قانونی موجود برای یک زن متأهل را از خود سلب می‌کنند و در معرض انواع آسیب‌ها قرار می‌گیرند. این خطر زمانی جدی‌تر احساس می‌شود که بدانیم آمار داوطلبان چنین طلاق‌هایی رو به افزایش است و مقتضی اقدامات جدی از سوی مسئولان است.  از آنجا که اگر یک خانواده پس از فوت پدر چندین دختر و نیز همسر در قید حیات داشته باشد، مستمری او بین بازماندگان به صورت مساوی تقسیم می‌شود، اقدام یکی از دختران خانواده برای طلاق صوری و برقراری مستمری پدر نه تنها او را از حقوق قانونی زناشویی همانند ارث و مهریه محروم می‌کند، بلکه برای او در خانواده پدری نیز در مواجه با سایر خواهران و نیز مادر در قید حیات مشکلات فراوانی ایجاد می‌کند. چرا که این اقدام او از سویی مستمری مادر را به نصف کاهش می‌دهد. همانطور که اشاره شد، این نوع از سوء استفاده از قوانین مرتبط با بیمه بر خلاف دیگر انواع سوء استفاده مثل تصادف‌های ساختگی، آتش زدن دارایی‌ها و یا بیمه کارگران ساختمانی به مراتب خطرناک‌تر و خسارت بار‌تر است. علت مشخص آن نیز این است که افراد سوء استفاده‌کننده از این قانون با اقدام به این کار خود و خانواده خود را در معرض فرو پاشی همیشگی قرار می‌دهند و زندگی مادی و معنوی خود را آلوده به درآمدی می‌کنند که به صورت شرعی متعلق به آنها نیست. جدا از اشکالات شرعی نکته قابل تأمل ماجرا آنجایی است که بدانیم این پرداختی‌ها نه از محل اعتبارات دولتی و حاکمیتی بلکه از محل اعتبارات مردمی و بیمه شدگانی پرداخت می‌شود که مصداق بارز حق الناس است.
مطالعه بیشتر بستن