امضای سند ۲۵ ساله بین ایران و چین

باامضای سند ۲۵ ساله بین ایران و چین ، یکی از اتفاقات مهم در عرصه سیاست خارجی ایران در سال ۱۴۰۰ رقم خورد.
بر اساس سند مذکور چین وارد‌کننده ثابت نفت از ایران خواهد بود، گرچه در حال حاضر نیز علی رغم تحریم‌ها و فشارهای امریکا، پکن همچنان به خرید نفت ایران ادامه می‌دهد.


تقسیم اقدامات پیش‌بینی شده در سند
به دو قسمت اقدامات اجرایی کوتاه مدت و
اقدامات اجرایی میان / بلند مدت
از جمله اقدامات کوتاه مدت،توافق در زمینه جذب سرمایه‌گذار در حوزه ی نفت و انرژی،مالی، بانکی، بیمه‌ای،حمل و نقل،گردشگری، نظامی، دفاعی و امنیتی و همچنین سلامت مناطق آزاد و ویژه اقتصادی می‌باشد.
و از جمله اقدامات اجرایی میان/ بلند مدت می‌توان به جذب سرمایه گذاران برای سرمایه‌گذاری در پروژه‌های شهرک پتروشیمی چابهار و برقراری مشوق‌های مناسب برای سرمایه‌گذاری و مشارکت طرف چینی در پروژه‌های مربوط به مناطق نفت و گاز ایران،توسعه جزایر منتخب با هدف ایجاد مراکز منطقه‌ای صنایع پتروشیمی و گردشگری،
طراحی و ساخت پالایشگاه مشترک مبتنی بر خصوصیات نفت ایران، سرمایه‌گذاری در زمینه پالایشگاه‌های کوچک و متوسط در ایران برای صادرات فرآورده‌های آن به کشورهای همسایه،
سرمایه‌گذاری در زمینه تولید مشترک تجهیزات پزشکی پیشرفته، سرمایه‌گذاری مشترک در حوزه احداث پارک‌های فناوری مشترک،
مشارکت و سرمایه‌گذاری در ایجاد مراکز تبادل داده‌های اینترنتی بین‌المللی و خطوط انتقال ترافیک داده بین‌المللی اشاره کرد.

اصل ۱۵۳ قانون اساسی
طبق این اصل، «هر گونه قرارداد که موجب سلطه بیگانه بر منابع طبیعی و اقتصادی، فرهنگ، ارتش و دیگر شئون کشور گردد ممنوع است.»
بدوا در خصوص توافق امضا شده بین ایران و چین باید این نکته را متذکر شویم که این سند، قرارداد نمی‌باشد و درحال حاضر صرفاً یک توافقنامه است و مطلع هستیم که این دست تفاهم نامه‌ها بارحقوقی نداشته و تکلیف تعهداوری بر طرفین ایجاد نمی‌کند و موجب تسلط بیگانگان بر کشور نیز نمی‌شود.
اما بدیهی است پس از تبدیل توافقنامه به قرارداد باید تمام مفاد آن از حیث مطابقت با اصل ۱۵۳ قانون اساسی بررسی شود.


نقش مهم چین در اقتصاد جهان
بسیاری از متخصصان جهان بر نقش غیرقابل جایگزین چین در اقتصاد جهان تاکید دارند،
این کشور هم‌اکنون به بزرگ‌ترین صادرکننده‌ی کالا در جهان و عملاً «کارخانه‌ی دنیا» تبدیل شده است.
«در سال‌های اخیر مخصوصاً طی دهه گذشته، تجارت چین با کل دنیا باز بوده است و این نه تنها به نفع توسعه چین بلکه به نفع کل دنیا است».
پیش‌بینی میشود، اقتصاد چین بیشترین رشد را در بین اقتصادهای بزرگ جهان تجربه کند.
قدرت چین یک واقعیت غیرقابل انکار است همانطور که برای اروپا و آمریکا نیز غیر قابل انکار میباشد.

تاثیر سرمایه گذاری‌های خارجی بر اقتصاد ایران
حوزه ی نفت و گاز در کشور ما به دلیل تحریم‌های سنگینِ موجود از وجود برخی تکنولوژی عقب مانده است.
سالهاست که نه فقط در حوزه نفت و گاز به عنوان حوزه استراتژیک بلکه در سایر صنایع سرمایه‌گذاری جدی انجام نشده
است.
در ایران میزان سرمایه‌گذاری‌های جدید از میزان استهلاک سرمایه گذاری‌های قبلی کمتر است،این بدان معنی است که خالص سرمایه‌گذاری در کشور در حال کاهش است.
اقتصاد ایران برای برون رفت از این شرایط و توسعه ی ظرفیت تولید زیرساخت‌های نفت خود نیازمند سرمایه گذاری‌های خارجی است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نیز در بیانات خود پیرامون پیشرفت کشور، بر لزوم طراحی الگوی بومی ضمن بهره‌مندی از تجربه‌های مفید سایر کشورها تأکید نموده‌اند.
پس از امضای سندبرخی بیان داشتند، ایران از دروازه شرق عبور کرده است،این اعتقاد اصولاً یک ذهنیت برآمده از فضای جنگ سرد است و البته ریشه‌های تاریخی و اسطوره‌ای در تاریخ ایران دارد، ولی به عقیده ی بنده واقعیت این است که چنین چیزی در عمل وجود ندارد، در حال حاضر اگر نظام بین‌الملل را یک نظام چند قطبی بدانیم ما به تدریج و بطور آهسته در حال حرکت به سوی نظام تک قطبی هستیم، به خاطر همین موضوع است که دیگر بحث نگاه به شرق و غرب به طورکل از حیز انتفاع ساقط است.
در واقع زین پس دروازه شرقی وجود ندارد تا کشوری بخواهد از آن عبور نماید، درهم تنیدگی اقتصاد جهان،همگرایی‌ها و واگرایی‌ها باعث می‌شود که این نکته الزام‌آور را برما دیکته کند،که ایران در شرایطی می‌توانند با مقتضیات جدید مزیت‌های خودش را در حوزه منافع ملی حداکثرسازی کند که با یک دیپلماسی مبتنی بر موازنه مثبت با تمامی قطب‌های مهم دنیا ارتباطات و تعاملات داشته باشد و از این حیث بتواند منافع ملی را حداکثر‌سازی کند. این فضا کاملا متفاوت با فضای ۱۹۴۵ تا ۱۹۹۲ در نظام بین‌الملل است.

همکاری با چین در جهت توسعه و پیشرفت
همانطور که اشاره شد، دولت چین در صحنه ی بین‌المللی موقعیت بسیار ممتازی دارد و توانایی رویارویی با کشور آمریکا و بالانس اقتصاد این کشور را دارد.
از طرفی،اقتصاد ایران نیز نیاز به ریکاوری و بهبود مولفه‌های اقتصادی را دارد.
برای نیل به اهداف و پیشرفت کشور ما نیاز به نوعی موازنه در سیاست خارجی خود داریم.
در حال حاضر میتوان، تجربه‌های مدیریتی چین در حوزه‌های مختلف مانند فناوری اطلاعات را در کنار علم و دانش متخصصین مجرب کشور خود قرار دهیم و جهش فوق‌العاده‌ای در حوزه اقتصاد و فناوری اطلاعات داشته باشیم.
با مقایسه زمان همکاری با اروپایی‌ها و پس از ان ورود چینی‌ها به بازار ایران متوجه می‌شویم که نرخ انتقال تکنولوژی به ایران در صنایع مختلف، کاهش بسیار زیادی پیدا کرده است،
حضور چین در ایران باعث دسترسی به تکنولوژی به روزتر با هزینه کمتر و سرویس دهی بهتر شده است.
همچنین این سند میتواند فرصت‌های دیگری همچون توسعه ی صنعت گردشگری را در اختیار ایران قرار دهد.
با جذب سرمایه‌گذار در این زمینه با توجه به بستر مناسبی که ایران دارا می‌باشد و همچنین جمعیت زیاد کشور چین قطعا پیشرفتهای زیادی خواهیم داشت.

چالش بازه زمانی طولانی مدت قرار داد
مدت زمان ۲۵ ساله این قرارداد موضوع قابل بحثی می‌باشد، آن هم به دلیل روند پرشتاب تحولات در منطقه و دینامیسم پویایی که اتحادهای منطقه‌ای دارند که ازآن تحت عنوان «اتحاد‌های تاکتیکی» نام برده میشود.
در شرایطی که محیط غیرقابل پیش‌بینی است و هر آن اتحاد‌ها و روابط و پیوندها و گسست‌ها تغییر می‌کند اصولاً انعقاد چنین قراردادی با این بازه زمانی بلندمدت می‌تواند یکی از نقاط چالش برانگیز باشد.

عدم اطلاع‌رسانی دقیق از طریق رسانه‌های داخلی
نقدی که میتوان در اینجا به رسانه‌ها وارد کرد، این است که اکنون که چنین موضوعی برای مردم مهم گردیده و بحث داغ محافل شده است،چرا رسانه‌هایی که با بودجه دولتی فعالیت می‌کنند، در راستای اعتماد‌سازی به مردم اطلاعات صحیح نسبت به سند را به جامعه عرضه نمی‌کنند،اطلاعاتی که به زبان مردم باشد.
متاسفانه مشاهده می‌شود،این عمل را رسانه‌های خارجی که گاها مغرض و چندان قابل اعتماد نیستند و اطلاعات غلط را به خورد جامعه می‌دهند انجام داده اند.
اگر این اشتباه استراتژیک در اطلاع‌رسانی و اقناع مردم ادامه پیدا کند می‌تواند پاشنه آشیل این جریان باشد.
در پایان به عنوان نتیجه‌گیری میتوان گفت: باید در خصوص این موضوع فراجناحی برخورد کرد، بدبینی‌هایی که نسبت به این سند وجود دارد مثل فروش خاک ایران به چین، ورود نظامیان چین به ایران و… هیچ رفرنس صحیح و منطقی‌ای ندارد.
اما باید به این نکته نیز توجه داشت که در این مواقع نباید هیجان زده رفتار کرد، قطعاً کشور چین نیز به دنبال منافع خود می‌باشد و احتمالا ایران به عنوان یک کارت در دست چین در مذاکرات بزرگ با آمریکا با محوریت جنگ تجاری خواهدبود.

باید این حقایق را نیز پذیرفت
از طرفی هیچ تضمینی وجود ندارد که حتی اگر ما بهترین سیاست خارجی را نیز دارا باشیم مواضع اقتصادی کشورمان بهتر خواهد شد.
زمانی سیاست خارجی در جایگاه کمک به اقتصاد قرار می‌گیرد که ما تمام تلاش خود را در سیاست داخلی کرده باشیم، همه ما می‌دانیم که تمام کشورها به دنبال منافع خود هستند و اگر ما به درستی پیش نرویم قطعا منافع مان در خطر خواهد افتاد.

مطالعه بیشتر بستن