ادامه از صفحه قبل:

-نگران چیزی نباش آقا بابک!
دلش نمی‌خواست از نگرانی و دلشوره‌اش در رابطه با ترانه حرفی بزند. در سکوت به جملاتی که مادرزنش در رابطه با کارهای روزانه‌اش از صبح می‌گفت، گوش می‌داد.
بخار روی استکان کمتر و کمرنگ شد.
-سلام.
بابک با شنیدن این جمله، بند دلش پاره شد. نگاه کرد به سوی ترانه که از راهروی انتهای سالن، پیدایش شده بود. از جا برخاست.
– سلام. خوبی؟

ترانه نزدیکش شد و خیلی معمولی با او دست داد. کنارش روی مبل نشست. مادر با اشتیاق به هر دو نگاه می‌کرد.
بابک چشم از ترانه برنمی‌داشت. حالت خوب شد؟ دیگه سردرد نداری؟
مادر لبخند بر لبش بود. از جا برخاست و به بهانه سر زدن به غذا رفت درون آشپزخانه. بابک با راحتی بیشتر و نجوای آهسته‌تر پرسید:
-خوبی؟
ترانه لبخند زد.
-آره خوبم. مشکلی نیست.
-ولی چرا جواب گوشیتو نمی‌دادی، نگرانت شدم!‌
ببخش اصلا نمی‌تونستم گوشیمو بردارم و حرف بزنم. صداشو بسته بودم.
راست می‌گفت، هم صدای گوشی را بسته بود و هم این که نمی‌توانست به آن پاسخ بدهد، اما نه به آن دلیلی که برای نامزدش تصویرسازی می‌کرد!
بابک چای را نوشید. برخاست. با صدای بلندتری از مادر ترانه که درون آشپزخانه بود خداحافظی کرد.
مادر بیرون آمد و او را تا در ورودی آپارتمان بدرقه کرد. بابک از احترامی که از مادر زن خود می‌دید لذت می‌برد و همین دلگرمی بیشتری را از انتخاب ترانه به او می‌داد.
درون خوردو، ترانه همان طور که روی صندلی جلو نشسته بود، گاه رو به بابک می‌کرد و لبخندی می‌زد.
-مواظب خودت باش یه وقت مریض نشی‌ها… من طاقت مریضی و این جور چیزهای تو رو ندارم.
ترانه کمی خودش را لوس کرد.
-یعنی اگه مریض شم ولم می‌کنی؟
-نه خیر خانوم، نوکرتم هستم. ولی طاقت دیدن مرضی تو رو ندارم.
ترانه باز هم لبخند زد. بابک خودرو را درون جاده‌ای که به شهرهای شمالی کشور متصل بود، می‌راند.
-چه خوبه با هم بریم سفر.
گونه‌های ترانه گل انداخت.
-می‌دونی که تا عقد رسمی نکردیم بابا نمی‌ذاره، همین که همین جاهای ساده رو هم می‌ذاره با هم بریم، خدا رو باید شکر کنیم.
بابک خنده‌اش گرفت.
-چرا می‌ترسه دخترشو بدزدم؟
و هر دو خندیدند.
امروز صبح دیدم ماشین خیلی کثیف شده، می‌خواستم ببرمش کارواش؛ ولی وقتی دیدم حالت اون‌جوره بی‌خیالش شدم، گفتم بیام پیشت.
-آره اتفاقا منم امروز از کارگاه که برمی‌گشتم دیدم ماشینم خیلی کثیف شده…
جمله‌اش را تمام نکرد. فقط یکباره متوجه حیرت بابک شد. آهسته به قسمت خاکی کنار جاده رفت و ایستاد.
ترانه سرمایی را در تمام بدنش احساس کرد؛ از شیشه به رو به رو خیره مانده بود.
-ولی تو گفتی که امروز کارگاه نرفتی درسته؟
آهسته نگاهش را کمی گرداند و به بابک نگاه کرد.
آره ولی می‌خواستم بگم که بعدش یه سری رفتم و زود برگشتم.
-پس چرا نگفتی؟!
-آخه مهم نبود. خیلی زود برگشتم. فقط یادم افتاد که تابلوی یکی از بچه‌ها رو از کارگاه بیارم، دیروز جا مونده بود. کسی می‌خواد بیاد ببره.
بابک با تردید به ترانه و سپس به عکس درون آینه نگاه کرد. نمی‌توانست به چشمان او در عکس با صمیمیت و عشق نگاه کند. تردید در دلش جا باز کرده بود. بابک بی‌آن‌که چیز دیگری بگوید، دوباره وارد جاده شد و در نخستین دوربرگردان، به سمت کرج برگشت. غروب از میان درختان کنار جاده می‌درخشید و دوباره پنهان می‌شد.
-معذرت می‌خوام باید بهت می‌گفتم.
بابک با وجود شنیدن این جمله هم نتوانست دلش را با این کار ترانه صاف کند. اما دست‌کم توانست بحث درباره آن را برای زمان دیگری بگذارد. جمله‌ای گفت و دیگر سکوت کرد:
-دلیل این دروغ رو باید بهم بگی؛ البته اگر می‌خوای باز هم بهت اعتماد داشته باشم!
ترانه یک‌باره خودش را در لبه پرتگاهی احساس کرد، جایی که کم مانده بود درونش سر بخورد.
-دلیل خاصی نداره، واقعا معذرت می‌خوام.
بابک تا خانه به آرامی و در سکوت، در جاده راند.

ادامه داستان را در شماره بعد بخوانید.

مطالعه بیشتر بستن

روشنگری به جای تمکین

اخیرا وکلا همانند افراد و صنوف دیگر مکلف به داشتن پایانه‌های فروشگاهی یا دستگاه پوز شده اند.
کانون وکلا با رونمایی از سامانه‌ای که ظاهراً با هماهنگی سازمان مالیاتی طراحی و عملیاتی شده، آن را جایگزین پایانه‌های فروشگاهی و پیش‌بینی شده در قانون اعلام نموده است. آنچه مشخص و واضح است، تعریف پایانه‌های فروشگاهی یا همان دستگاه‌های پوز یا سامانه‌های نرم افزاری فروشگاهی مشخص است.

این سامانه نرم افزاری رونمایی شده، عملکرد و کارایی شبیه به همان دستگاه پایانه فروشگاهی دارد.
موضوع و مسئله وجود یا عدم وجود نرم افزار یا سخت افزار برای وکلا نیست بلکه ” نوع و زاویه نگاه به عملکرد مالیاتی وکلا ” از نظر سازمان مالیاتی است. وکلا جزء اقشار معدود جامعه هستند که قبل از هرگونه اقدام و فعالیت یا به عبارت بهتر قبل از ورود برای دفاع در هر پرونده‌ای، باید علی الحساب مالیاتی خود را بپردازند. یعنی قانونگذار با احترام به جایگاه و شان وکالت ” درآمد اعلامی ” وکیل را محترم شمرده و وی را مکلف به ابطال تمبر مالیاتی بر اساس حق الوکاله دریافتی دانسته است.
نوع و جنس واریزی به حساب وکلا متفاوت است و ممکن است هزینه‌های دادرسی که برعهده موکل است، به حساب وکیل واریز شود. ” محکوم به دریافتی” یا وجوه حاصل از توافقات با طرف مقابل و…..نیز به حساب وکیل واریز شود. آیا در این سامانه این موارد قابل تفکیک اند؟ یا کارشناسان مالیاتی در عمل آن را می‌پذیرند؟ در اینجاست که باید اصل نگاه و رویکرد به عملکرد مالیاتی وکلا تغییر پیدا کند.
به نظر می‌رسند عمده‌ترین مسئله سازمان امور مالیاتی درآمد وکلاست در حالیکه درآمد وکلا کاملاً شفاف و روشن است و حتی بر خلاف اقشار و صنوف دیگر نظارت بیشتری در آن وجود دارد.
اعلام دقیق درآمد وکیل از طریق حق الوکاله صرفا وکیل نیست بلکه در ساز و کار جدید ” قرارداد‌های الکترونیکی وکالت “، موکل و سامانه ثنا نیز از مطلعین دریافتی حق الوکاله وکیل هستند.
بنابراین دریافتی و درآمد وکلا را به راحتی از قراردادهای حق الوکاله و بررسی پرونده‌هایی که وکیل در آن حضور دارد امکان پذیر ساخته است و نیازی به این اقدامات دست و پاگیر و بروکراسی وجود ندارد. در شرایطی که باید هزینه وکالت را به حداقل فعلی کاهش داد، ایجاد چنین ساز و کارهای اداری خود به خود سبب افزایش هزینه‌ها خواهد شد و این رویکرد باعث خواهد شد تا وکلا به جای تمرکز بر روی پرونده‌ها و اجرای عدالت، در پیچ و خم روشنگری مالیاتی مشغول شوند. به نظر می‌رسد نهاد وکالت و کانون‌های وکلا باید تلاش در آگاهی‌رسانی در شفافیت مالیاتی وکلا به تصمیم گیرندگان مالیاتی داشته باشند و با شکستن تابوی درآمدهای میلیاردی وکلا ذهن جامعه و مسئولان راه روشن نمایند. نیاز ضروری و لازم جامعه وکلا فرهنگ‌سازی در اذهان عمومی جامعه و مسئولان تصمیم گیر می‌باشد بنا بر اعلام رسمی سازمان مالیاتی کمتر از دو درصد از وکلا دارای درآمد بالا و سنگین هستند. محاسبه و تعیین معیار برای ” موضوع فرار مالیاتی وکلا ” با توجه به ” شانیت” حرفه مقدس وکلا به هیچ وجه صحت نداشته و عادلانه نیست. وکلا دارای شفافیت در درآمد هستند. معادلات ریاضی در محاسبه احتمالی درآمد وکلا به هیچ وجه صحیح نبوده و نیست. الزام وکلا برای داشتن سامانه‌های فروشگاهی در تعیین درآمد و کلا هم موفق و دقیق نخواهد بود. سازمان مالیاتی با توجه به شان و جایگاه وکلا، اصل را بر اعتماد به آنها و اعلام درآمد توسط خود وکلا بگذارد. مگر اینکه خلاف آن ثابت شود در حالیکه متاسفانه رویکرد حال حاضر تصمیم گیرندگان عکس این موضوع و نگاه می‌باشد.

مطالعه بیشتر بستن