تدابیر باستانی اما حقوقی در شهرسوخته

لیلاجعفری: حقوق و قوانین، در زندگی نیاکان ما چگونه بوده است؟ جایگاه این مقوله در زندگی آنان و به طور کلی‌تر در این سرزمین چگونه بوده است؟ پاسخ به این پرسش‌ها را می‌توان در لا به لای معدود منابعی که در این باره وجود دارد جست‌وجو کرد؛ می‌توان با صاحبنظرانی که هر یک با تخصص خود بر قسمتی از آن اشراف دارند، صحبت کرد و به پاسخ‌ها رسید. اما می‌توان به دل ماجرا زد و به جاهایی رفت که منابع و پاسخ‌ها از یافته‌های آن‌ها به دست می‌آید. سایت‌ها و محل‌های کاوش، که میراث فرهنگی هر سرزمینی محسوب می‌شوند، قلب همیشه تپنده‌ی هر تاریخی هستند و می‌توان پاسخ به پرسش‌های مربوطه را به طور مستقیم در آن‌ها یافت.

از این رو به شهر سوخته که در یکم تیرماه ۱۳۹۳ به عنوان میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است سر زده و با کاوشگران آن به گفت و گو نشستیم. بنا بر دانشنامه آزاد، شهر سوخته، دولت‌شهری باستانی است که در مرکز شهرستان هامون در استان سیستان و بلوچستان واقع شده است. باشد که پاسخ پرسش‌های خود را را در رابطه با حقوق رایج در این شهر باستانی بیابیم.
حقوق و قوانین در این شهر چه جایگاهی داشته است؟ آیا پیشینیان ما در این بخش از کره خاکی، در پنج‌هزار و پانصد سال پیش، دارای حقوق و قوانین مدنی و انسانی بوده‌اند؟ آیا عمارت یا بنایی در این شهر وجود دارد که مختص فعالیت‌های حقوقی و قضایی باشد؟ آیا قوانینی وجود داشته است که ساکنان شهر باستانی سوخته، ملزم به رعایت آن‌ها باشند؟
دستیابی به پاسخ این پرسش‌ها و پرسش‌های دیگر،‌ ما را بر آن داشت تا با گروه کاوشگر این شهر که به سرپرستی دکتر سید منصور سیدسجادی در حال انجام است، به گفت‌وگو بنشینیم. دکتر سیدسجادی که بیش از چهار دهه کاوش در این شهر را به عهده دارد، تنها اثر قضایی مستند را در بقایای گورستان شهر می‌داند که مربوط به مردی ۲۵ ساله است. به گفته او این مرد به دلیل ارتکاب جرمی، اعدام شده و سر بریده‌اش زیر پاهایش قرار گرفته است، ادوات مربوط به اعدام او نیز در کنار دستانش قرار دارد، این در حالی است که تدفین او نیز همچون مردگان دیگر، با احترام و آیین مذهبی همره بوده است.
دکتر حسین مرادی معاون گروه باستان‌شناسی شهرسوخته که مسئول کاوش در بخش مسکونی شهر سوخته است، به پرسش‌های ما پاسخ گفت.
این باستان‌شناس و کاوشگر، تا کنون ترجمه کتاب «تپه بمپور» و ویراستاری کتاب «مجموعه مقالات پیچیدگی‌های اجتماعی در خاورمیانه باستان» را نیز انجام داده است.
با هم حاصل گفت و گوی «حامی عدالت» را با دکتر حسین مرادی می‌خوانیم.

تدابیری که در مدیریت شهری و اداره شهر به کار برده می‌شده چگونه بوده است؟
سند مکتوب نوشتاری در این امر در دست نیست اما می‌دانیم که بر اساس کاوش‌های گسترده‌ای که در شهر سوخته انجام شده و سابقه این تحقیقات به چهل یا پنجاه سال پیش برمی‌گردد. ساخت و ساز شهر بر اساس نقشه قبلی صورت گرفته است، و همه اهالی به این روش ساخت و ساز پایبند بوده‌اند تا جایی‌که برای بافت مسکونی معابر و کوچه‌هایی در نظر گرفته شده و نقشه شهر با توجه به چین معابری گسترش یافته است.
از دوره‌های دوم تا چهارم، در این شهر بافت مشخصی وجود داشته و چنانچه خانه‌ی تازه‌ای بنا می‌شده، در اطراف خانه‌ها و کوچه‌های قبلی بنا می‌شده است. این نکته خود نشان دهنده وجود مدیریت شهری و احترام به قوانینی بوده است که درواقع در نقشه شهری طراحی و پیاده می‌شده.

نشانه‌های دیگری هم دی این‌باره وجود دارد؟
در بخش‌هایی از شهر لوله‌های انتقال فاضلاب وجود دارد که نشان‌دهنده این نکته مهم است که ساکنان این شهر به احتمال خیلی زیاد فاضلاب را در کوچه‌ها رها نمی‌کردند بلکه به وسیله لوله‌های سفالی فاضلاب را به حاشیه‌های شهر انتقال ‌می‌داده‌اند که تا جای ممکن فاضلاب به کوچه‌ها و معابر و یا حتی خود خانه‌ها وارد نشود. که نشانه‌ی دیگری از مدیریت شهری و همین‌طور وجود اصول ساخت و ساز در این شهر است.
نکته مهم دیگر این‌که صنایع نیمه مزاحم مثل کوره‌های پخت سفال و یا کارگاه‌های تراش سنگ بزرگ به بیرون از شهر انتقال داده شده‌اند.

منظور از صنایع نیمه مزاحم در آن دوره چیست؟
کارگاه‌های صنعتی نیمه‌مزاحم سفال‌گری، زباله و ضایعات زیادی تولید می‌کند، از این رو این صنعت به حاشیه‌های شهر منتقل شده و در داخل شهرسوخته کار سفال‌پزی و تولید سفال انجام نمی‌شده است. کوره‌ها و کارگاه‌هایی در اطراف این شهر وجود دارد که در گذشته به تولید سفال می‌پرداخته‌اند و نشان دهنده مدیریت شهری برای ساماندهی فضاهای زندگی است. فعالیت‌های صنعتی در قسمت جنوبی‌تر و یا جنوب‌شرقی تپه انجام می‌شده، ولی فعالیت‌های دیگر که مزاحمتی برای دیگران نداشته است در داخل تپه انجام می‌شده است. این خود نشانه رعایت احترام حقوق شهروندان در شهر سوخته بوده است تا از ایجاد مزاحمت برای مردم جلوگیری شود.
تدفین مردگان نیز آداب خاصی داشته و در داخل مناطق مسکونی انجام نمی‌شده است. تدفین درگذشتگان در جایی به نام گورستان صورت می‌گرفته است. این خود نشان دهنده تخصص فضایی و تقسیم‌بندی فضایی برای انجام فعالیت‌های مختلف است که به خوبی رعایت می‌شده و همگان نیز به آن احترام می‌گذاشته‌اند. این گورستان در جنوب تپه وجود دارد.
بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که یک سری قوانین نا‌نوشته نسل به نسل و سینه به سینه بین مردم رواج داشته که خود را ملزم به رعایت آن‌ها می‌دانسته‌اند.

نشانه دیگری هم وجود دارد که رعایت حقوق و قوانین، در آن دوره از تاریخ را نشان دهد؟
در رابطه با مدیریت قوانین شهری می‌توان گفت با توجه به کاوش‌های بسیاری که انجام شده است در حدود ده نوع قبر پیدا کرده‌ایم که هر کدام بازتاب‌دهنده شیوه‌های تدفین از مناطق مختلفی هستند مانند منطقه آسیای مرکزی، بلوچستان و یا مناطق دیگر سرزمین ایران ولی با وجود این‌ها در گورستان و همینطور منطقه مسکونی، هیچ شواهدی از ابزار و ادوات جنگی و نظامی پیدا نشده است؛ ابزاری هم که یافت شده، احتمال می‌رود که در امر ذبح و کشتار حیوانات و شکار مورد استفاده قرار می‌گرفته. به خاطر این تصور می‌رود که ساکنان این شهر با صلح و آرامش در کنار یکدیگر می‌زیسته‌اند، و این نشانه احترام به رعایت قانون و حقوق همدیگر در این شهر بوده است.
البته این به این معنی نیست که درگیری و مشاجرات معمول وجود نداشته است، اما از کشتار در سطح وسیع و نظامی‌گری، پرهیز می‌شده است. این نکته نشان می‌دهد که در این شهر حقوقی وجود داشته است که مردم به آن احترام می‌گذاشته‌اند. از این نظر پیداست که مشکل عمده‌ای با یکدیگر پیدا نکرده‌اند.

در این‌باره بیشتر توضیح دهید.
قدرت در دست گروه‌های مختلفی متمرکز بوده است. این گروه‌ها زمین، منابع و نیروهای کارگری داشته و حتی انبارهای متعددی داشته‌اند. نکته جالب توجه این‌که این گروه‌ها قدرت‌های برابر داشته‌اند برای همین هیچ وقت گروهی برای تحت سلطه درآوردن گروهی دیگر اقدامی صورت نداده تا بخواهد فرمانروایی گروه‌های دیگر را به دست آورد. همین باعث می‌شده تا آن چه امروز با نام «خان‌» می‌شناسیم، در شهر سوخته به شکل ابتدایی‌تر وجود داشته باشد و احتمال می‌رود که از طریق شور و مشورت و ریش‌سفیدی مسائل حل می‌شده است.

آیا ساختمان و بنایی در این شهر وجود دارد مربوط به فعالیت‌های حقوقی و قضایی باشد؟
امارات و اماکنی که بتوان در شهر سوخته به عنوان محل خاصی برای انجام فعالیت‌های حقوق و قضایی در نظر گرفت وجود ندارد، اما همانطور که پیش‌تر گفتم در شهر موهنجو دارو در پاکستان که در اواخر هزاره سوم پیش از میلاد بنا شده و تا حدی همزمان با شهرسوخته بوده ساختمانی وجود دارد که باستان‌شناسان آن را ساختمان شورا نام گذاشته‌اند. در این مکان درواقع قدرتمندان یا صاحب نفوذان می‌نشستند و به شور و مشورت مسائل مربوط به اجتماع خود می‌پرداختند.
از آن جایی که برخی از ساختارها در آن شهر شبیه به شهر سوخته است، یعنی ما با معبد یا کاخ به مفهوم بین النهرینی ان روبرو نیستیم و احتمالا شهر توسط گروه‌های ممتاز اداره می‌شده که قدرتی برابر با هم داشته‌اند می‌توان گفت که شاید در شهر سوخته هم ساختمان‌های اجتماعی تقریبا مشابهی با موهنجو دارو وجود داشته است و مسائل به روشی مشابه حل و فصل می‌شده است. بنابراین در این شهر هم شور و مشورت و بررسی

مطالعه بیشتر بستن