سیلک، پیدایش مالکیت خصوصی در ایران

لیلاجعفری: تپه سیلک، یکی از نخستین سکونت‌گاه‌های ایرانیان، آیا پیرو حقوق و قوانین بوده است؟ این شهر باستانی که در شهرستان کاشان قرار گرفته و تنها بخشی از آن مورد کاوش باستان‌شناسان قرار گرفته، آثار و شواهدی از رعایت قانون را برای ما به یادگار گذاشته است؟ نیاکان ما در این شهر کوچک که به گفته دکتر جواد حسین‌زاده، که در ابتدا تنها چهل یا پنجاه نفر بوده و در این تپه سکنی گزید‌ه‌اند، چه قوانینی برای خود درنظر گرفته بودند؟ اصلا نیاکان ما در این سرزمین به حقوق و قوانینی که خود بنا می‌کردند، پایبند هم بوده‌اند؟ به عبارتی آیا هنجارها در این اجتماع کوچک مورد احترام بوده و رعایت می‌شده است؟ این شهر هشت هزار ساله که از امروز از آن تنها ویرانه‌ای در دل فین کاشان به جا گذاشته، با ما چه سخنی دارد؟ خانه‌های کنار هم که بخش بزرگی از آن هنوز زیر خاک و آوار چند هزار ساله قرار دارد، و در میان باغ‌هایی است که دورتا دور تپه را فرا گرفته، برای ما رهنمون‌کننده چیست؟ آیا مهندسی شهرسازی در سیلک بر اساس حقوق خاصی شکل گرفته است؟ برای پاسخ به پرسش‌هایی که ممکن است ذهن هر دوستدار به دیرینه‌شناسی حقوق در ایران را به خود مشغول کند، با مدیریت این مجموعه به گفت‌و‌گو نشسته‌ایم.

دکتر جواد حسین‌زاده ساداتی، که مدیریت پایگاه میراث فرهنگی سیلک را به عهده دارد، به پرسش‌های ما پاسخ گفته است. با هم حاصل گفت‌و‌گوی «حامی‌عدالت»، درباره حقوق و قوانین موجود در تپه سیلک، در دوران پیش از تاریخ را با این عضو هیئت علمی گروه باستان‌شناسی دانشگاه کاشان می‌خوانیم.


با توجه به قدمت دیرینه‌ای که تپه سیلک دارد، آیا می‌توانیم با اطمینان، به مسائل حقوقی زندگی مردم در این سرزمین، پی ببریم؟
ما در رابطه با نظام‌های حقوقی و سایر مسائل اجتماعی مرتبط با جوامع پیش از تاریخ، دو منبع اصلی داریم که به آگاهی ما در این‌باره کمک می‌کند. منبع اولیه ما حاصل مدارک مادی بر جای مانده از آن دوره‌های مختلف است که تقریبا شامل تاریخ و باستان‌شناسی است. به عبارت دیگر یک سری متن‌ها، کتیبه‌ها و نوشته‌هایی وجود دارد که از خود اقوام پیش از تاریخ به جای مانده و یا یک سری آثار مادی و اشیا و کالاها و وسایل و ابزاری که در همان دوره‌ها مورد استفاده قرار می‌گرفته است.
منبع دومی که در اختیار داریم، سبک و شیوۀ زندگی‌ جوامع پیشامدرن است که می‌توانیم بر اساس آنها جهان‌های گذشته را، استنباط و تفسیر کنیم.

این جوامع و سبک زندگی‌ها به چه صورتی است؟ باید مورد جالبی باشد!
اینها همان شواهد مردم شناساسانه یا مردم نگارانه از جوامع پیشامدرن هستند. این جوامع پیشامدرن در جهان امروز یا جهان سده‌های اخیر، به وسیله مردم شناسان و جهانگردان یا مبلغان مورد مطالعه و توصیف قرار گرفته اند. این پژوهشگران با بررسی و تحلیل مردم این جوامع که هنوز سبک زندگی مدرن به زندگی آنها وارد نشده، توانسته‌اند انواع اطلاعات مرتبط با اقتصاد، روابط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی از جمله قوانین و قاعده‌های موجود در این جوامع را استخراج کنند و برای ما به جا بگذارند.
این مطالعات بر جوامعی صورت گرفته است که تا همین صد یا دویست سال پیش زندگی می‌کرده‌اند و هنوز زندگی‌شان به حالت‌های ساده‌تر و ابتدایی‌تر بوده است؛ حتی برخی از این جوامع برای گذران امور زندگی، از حیوانات نیز کمک نمی‌گرفته و تنها از نیروی کار انسانی استفاده می‌کردند که اصطلاحا به آنها جوامع شکارچی گردآورنده گفته می‌شود. این جوامع به مانند دامپرور و کوچ‌رو که زندگی خودبسنده و در عین حال ساده‌ای داشته‌اند، نمونه‌های خوبی برای مطالعه این پژوهشگران مردم شناسی و باستان شناس هستند.

این اطلاعات را می‌توان همانندسازی کرد؟
باستان‌شناسان با کنار هم قرار دادن هر دو روش، یعنی مواد و بقایای یافت شده در کاوش و همچنین اطلاعات به دست آمده از پژوهش‌های مردم نگاری، می‌توانند مسائل مربوط به دوره‌های مورد نظر خود را تحلیل و تفسیر کنند.

و این شناخت، در رابطه با سیلک چگونه است؟
سیلک محوطه‌ای است که در هشت هزار سال پیش، یک گروه کوچک که به احتمال خیلی زیاد با هم خویشاوند بوده‌ و بیش از چهل یا پنجاه نفر نیز نبوده‌اند، برای نخستین بار در آن، سکونت می‌گزینند. این افراد در این منطقه ابتدا کلبه‌های ساده‌ای را با مواد آلی و یا سبکی مانند نی، چرم و پوست حیوانات و شاخ و برگ گیاهان ساخته و کم‌کم یک‌جا‌نشینی را آغاز کرده‌اند. تا پیش از این مرحله، جوامع حاضر در منطقۀ مرکزی ایران سیار بوده و هر یک یا دو هفته یک‌بار از کمپ یا اردوگاهی به اردوگاهی دیگر نقل مکان می‌کرده‌اند. تا این که حدود هشت هزار سال پیش، در مناطقی از جمله همین تپه سیلک، به یکجانشینی روی می‌آورند که بررسی علل و عوامل آن از حوصلۀ این بحث خارج است.

این موارد برای ما چه نکاتی را در رابطه با وجود قوانین و رعایت حقوق در بین این ساکنان روشن می‌کند؟
با یک‌جا نشینی به طور طبیعی مالکیت خصوصی مستحکم‌تر و جاافتاده‌تر می‌شود چراکه تا پیش از این مرحله، کل منطقه و قلمرویی که گروه در آن پرسه می‌زده و به شکار و گردآوری خوراک مشغول بوده، متعلق به همه افراد آن گروه بوده و مالکیت خصوصیِ زمین و املاک تقریبا وجود نداشته است؛ اما زمانی که انسان در یک جا ساکن شده و در آن زندگی می‌کند، به طور یقین با پدیده مالکیت نیز رو به رو ‌می‌شود. شواهد مردم‌نگاری نشان می‌دهد که جوامع شکارچی و گردآورنده که تا همین هشت هزار سال پیش در منطقه مرکزی ایران نیز زندگی می‌کرده‌اند، چاقو، نیزه و دیگر ابزارهای شخصی را تقریبا بدون اجازه از یک‌دیگر قرض گرفته، بی‌آن که ممانعت جدی از طرف صاحب آن صورت یگیرد؛ چرا که خود فرد نیز این حق متقابل را داشته است.
اما هم شواهد مردم‌نگاری و هم شواهد باستان‌شناسی نشان می‌دهد که با آغاز یک‌جانشینی در هر خانه‌ای یک سری وسایل و مخازن ذخیره‌سازی وجود داشته که تنها متعلق به ساکنان همان خانه است و معمولا خانه‌ها و واحد‌های مسکونی دارای در هستند و دیوار خانه‌ها نیز از یکدیگر جداست. به عبارت دیگر هر خانه متعلق به یک خانواده است و حد و حدود آن از خانواده یا خانوار همسایه جدا و مشخص است. یعنی در این مرحله حقوق مالکیت فردی سفت و سخت‌تر شده و رسمیت پیدا می‌کند. در حالی که در جوامع پیش از این مرحله شواهدی بر تاکید روی مالکیت فردی وجود نداشته است. به نظر تا پیش از دورۀ یکجانشینی، انبارها و چاله‌های مربوط به ذخیره‌سازی در دسترس کل گروه و به صورت عمومی بوده است و مخزن‌های جداگانه‌ای از مواد خوراکی که در مالکیت یک شخص و یا یک خانواده باشد و حالت خصوصی داشته باشد وجود ندارد.

درواقع مالکیت خصوصی در ایران از هشت هزار سال پیش و در سیلک پدید می‌آید یا در بخش ایران مرکزی در این شهر ظهور می‌کند؟
به رسمیت شناختن شدن مالکیت خصوصی در منطقۀ مرکزی ایران از تپه سیلک پدید می‌آید، اما در مناطق دیگر نیز ما شاهد این تغییرات و پیدایش مالکیت خصوصی هستیم که از آن جمله می‌توان به زاگرس مرکزی، جنوب غرب ایران و منطقۀ میانرودان و چندین منطقۀ دیگر اشاره کرد. البته نخستین منطقه که یک‌جا نشینی در آن رخ داده، زاگرس مرکزی است.
وقتی مردم برای نخستین‌بار در مناطق مرکزی ایران، یک‌جانشین می‌شوند، علاوه بر این که خانواده‌ها هر کدام برای خود خانه و مزرعه‌ای بنا کرده و هر خانواده نیز به عنوان یک نهاد مستقل اجتماعی شناخته می‌شود، که شامل پدر، مادر و بچه‌های‌شان بوده، جمعیت نیز بزرگ‌تر می‌شود. بر اساس مطالعات، جمعیت در این مرحله به صد و پنجاه نفر هم می‌رسد در حالی که در دوره‌های پیش از یک‌جا نشینی، اندازۀ هر گروه مستقل، سی یا چهل نفر بیشتر نبوده است.
بدیهی است که در این تغییرات، چالش‌هایی نیز به وجود می‌آمده که برای حل آن‌ها به راه‌حل نیاز پیدا می‌شده است. گاهی نیز مشکلات و کدورت‌هایی رخ می‌داده که قابل حل نبوده و چاره‌ای نبوده است جز این‌که جامعه به دو جامعه کوچک‌تر تقسیم شود. به این ترتیب یکی از آن جوامع به سرزمین تازه که خالی از سکنه بوده و یا تراکم جمعیت کمتری داشته می‌رفته‌اند. گاهی نیز بین یک جامعه با جامعه همسایه اختلافی پیش می‌آمده و معمولا جنگ و درگیری بروز می‌کرده است. هنگامی که یک‌جانشینی پدید می‌آید، دیگر در هنگام بروز اختلافات امکان جا به جایی و تقسیم جامعه وجود نداشته است.
در این شرایط مردم مزرعه‌ای داشته و مالکیتی برای خود داشته‌اند، و در این‌جاست که حقوق و قوانین شکل بارزتری به خود می‌گیرد. مدارک باستان‌شناختی که در این دوره وجود دارد نشان می‌دهد که احتمالا حل چالش‌ها و مسائل اجتماعی جامعه، از طریق حکَم قرار دادن بزرگان، ریش‌سفیدان و نیاکان انجام می‌گرفته است. در واقع ریش‌سفید، قاضی غیررسمی آنان بوده که مسائل را مورد حل و فصل قرار می‌داده و حرف آخر را می‌زده است.

درباره انسجام و تغییراتی که ساکنان این تپه در طول دوره برپایی این تپه پیرامون مسائل حقوقی خود در زندگی‌شان ایجاد می‌کنند، بگویید.
در حدود پنج هزار سال پیش تپه سیلک به شهر کوچکی تبدیل شده که جمعیت آن از صد یا صد و پنجاه نفر، به هزار تا هزار و پانصد نفر رشد می‌کند. یعنی پس از دو تا سه هزار سال که از آغاز و پا گرفتن سیلک می‌گذرد، جمعیت سیلک حدود ده برابر می‌شود.
حال با افزایش این جمعیت دیگر آن مکانیزم‌های حقوقی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی که در روستا وجود دارد، در شهر کارآیی ندارد، از این رو ریش‌سفیدی نیز دیگر کفاف مسائل پیچیده‌تر اجتماعی و حقوقی زمان را نمی‌داده است چراکه ممکن بود چندین ریش سفید در شهر وجود داشته که هر یک راس هرم خانوادۀ خود بوده و هنگام قضاوت به نفع تبار و خاندان خود رای و نظری دهند. همچنین در این شهر کوچک یا مرکز تازه‌تاسیس، مسائل و مشکلات و چالش‌های اجتماعی و سیاسی، بسیار گسترده‌تر و پیچیده‌تر از روستاها بوده و مشکلات دیگر فقط به مالکیت زمین و کشمکش‌های خانوادگی محدود نبوده است، بلکه صدها و هزاران مسئله جدید از جمله مبادلات تجاری، بهداشت، فقر، دزدی، خیانت، جنگ و غیره به وجود آمده بوده که نیازمند قوانین و قواعد مدون‌تری بوده است؛ قوانین و قواعدی که برای همگان نیز روشن و مبرهن باشد. ‌
در چنین شرایطی است که نیاز به نیرو و مرجع قدرتمندی برای تصمیم‌گیری و درواقع گفتن حرف آخر پیدا می‌شود. از سوی دیگر کسی که قانونی می‌گذارد و تصمیمی می‌گیرد، می‌بایست ضمانت اجرای آن را داشته و بر اجرای آن نیز نظارت می‌کرده است، به این ترتیب شاید نخستین نهاد رسمی قضاوت و اجرای قوانین از این دوره به وجود آمده باشد. ما در باستان‌شناسی شکل‌گیری این نهاد‌های رسمی تصمیم‌گیرنده را به عنوان نهادهای حکومتی یا نهادهای کنترلی می‌شناسیم و کسانی که در راس این نهادها بوده‌اند، از نظر جایگاه اجتماعی در نقطه برتری نسبت به سایر افراد جامعه قرار داشته‌اند.

یعنی نهادهای حکومتی یا نهادهای کنترلی زمانی شکل می‌گیرد، که جامعه بزرگتر و جمعیت آن بیشتر شده است؟ شما در باستان شناسی این جوامع را چه می‌نامید؟
در باستان شناسی و انسان شناسی به این جوامعی که به تازگی دارای نهادهای رسمی مانند ریاست، روحانیت، قضاوت، مدیریت، تجارت و نظامیت شده، جوامع خانسالاری یا پیشاحکومتی می‌گویند، چرا که هنوز چیزی به نام دولت رسمی و یا پادشاهی و حکومت وجود ندارد. معمولا پادشاهی‌ها و حکومت‌ها دارای جمعیت‌های بسیار بیشتر و قلمرو گسترده هستند. اما همین جوامع خانسالار در تاریخ بشر، شواهد

مطالعه بیشتر بستن