ادامه از صفحه قبل :

طور معمول کودکی که ترک تحصیل می‌کند، به نوعی به کار و کسب درآمد مشغول می‌شود. نکته این که به موازات افزایش درآمد سرپرست خانوار، تعداد دانش‌آموزان مدارس نیز افزایش یافته و از کودکان ترک تحصیل کرده، کاسته می‌شود»

مولف و حقوق‌دان کشور در رابطه با آمار و ارقام مربوط به کودکان کار ادامه می‌دهد: «حدود ۲۵۰ میلیون کودک در جهان به دلیل شرایط بد اقتصادی مجبور به ورود زودهنگام به بازار کار که اغلب شرایط سخت و دشواری نیز دارند، هستند. بیشتر این جمعیت را دختران زیر ۱۶ سال تشکیل می‌دهند که از رقم گفته شده، ۶۱ درصد در آسیا، ۳۲ درصد در آفریقا و ۷ درصد در آمریکای لاتین به کار گرفته شده‌اند. از این ۲۵۰ میلیون کودک در حدود ۱۲۰ میلیون نفر به صورت تمام وقت به کار اشتغال دارند. در گزارش منتشر شده به وسیله یونیسف در سال ۲۰۰۵ در برلین، در خصوص وضعیت کودکان در جهان: سالانه حدود یک میلیون و دویست هزار کودک در جهان توسط گروه‌های قاچاق انسان ربوده و قاچاق می‌شوند و ۲ میلیون نفر از آنان در کارهای فساد و فحشا مورد استفاده قرار گرفته و از آنان به عنوان “ابزار جنسی” استفاده می‌شود. در حدود ۲ میلیون نفر از آنان نیز قربانی انواع خشونت‌ها می‌شوند. همچنین می‌توان گفت یک ششم کودکان جهان”کودک کار” هستند. طبق گزارش مذکور در حدود ۷۵ میلیون کودک در دنیا به مدرسه نمی‌روند و ۶۴۰ میلیون کودک در سراسر جهان بی‌سرپناه هستند. در حدود بیش از ۱۲۰ میلیون کودک در جهان که در سنین مدرسه هستند، هرگز به مدرسه راه پیدا نمی‌کنند.
سازمان بین‌المللی کار، همه ساله در تاریخ ۱۲ ژوئن (۲۲ خرداد) به مناسبت روز جهانی اقدام علیه کار کودک برنامه‌های مختلفی را برگزار می‌کند.»
مهران صفاری‌پژوه به مهم‌ترین سند بین‌المللی در زمینه کودکان کار نیز اشاره می‌کند. وی با توضیحی برگرفته از اثر تالیفی خود که حاصل پژوهش‌هاش در این باره است می‌گوید: «مهم‌ترین سند بین‌المللی در این زمینه، «کنوانسیون حقوق کودک» (۱۹۸۹) است. «فقر»، عامل ورود زودهنگام کودکان و نوجوانان به کار است. حداقل سن کار در ایران، ۱۵ سال می‌باشد. صندوق حمایت از کودکان (یونیسف) حمایت‌های گسترده‌ای در جهت حمایت از حقوق کودکان انجام می‌دهد. این نهاد، به تدوین چندین مقاوله‌نامه، (هم چون تعیین سن کودک)، متناسب با کار او پرداخته که مورد بازبینی نیز واقع شده است. مهم‌ترین این مقاوله‌نامه‌ها، مقاوله‌نامه ۱۳۸ (حداقل سن اشتغال کودکان) و مقاوله‌نامه ۱۸۲، (امحای بدترین اشکال کار کودک) می‌باشد. ایران نیز مقاوله‌نامه‌های فوق‌الذکر را امضا کرده و به آنها پیوسته است. در ایران و به موجب قانون کار، کارفرمایانی که کودکان زیر ۱۵ سال را به استخدام درآوردند، به جریمه مالی (به تناسب تعداد استخدام) یا در صورت تکرار، از ۹۱ روز تا ۱۸۰ روز حبسِ مقرر، محکوم می‌شوند.»

کار برای کودکان خوب است؟
کار همیشه هم برای کودکان و نوجوان مضر نیست و شاید با آن چه از مضامین کارشناسان در همین گزارش برگرفته می‌شود، در صورتی نامناسب است که با مضرات و آسیب‌هایی همراه باشد. این نکته در کتاب حقوق کودکان کار در ایران نیز مطرح شده و نوشته شده است: «کار، برای کودک، وسیله‌ای برای یادگیری، تمرینی مفید برای اجتماعی شدن و آغاز خوبی برای کسب تجربه‌ای مناسب جهت ورود به دوران بزرگسالی است. کار، به عنوان فعالیت جدی اقتصادی، مخصوص بزرگسالان است. کودک باید دوران کار خود را در اصل در آموزشگاه‌ها، مدارس، پارک‌ها، مراکز تفریحی و از این قبیل مکان‌ها، سپری کند.».
در دانشنامه آزاد نیز در تعریفی از کودکان کار آمده است: «عموماً به کودکی یک کودک کار گفته می‌شود که مشغول به فعالیتی باشد که برای سلامت فیزیکی، روانی، اجتماعی، اخلاقی و شخصیتی کودک مضر باشد، و با تحصیل کودک تداخل پیدا کند. سن مناسب برای هر شغل و کاری بر اساس آثار آن کار بر سلامت و رشد کودک تعیین می‌گردد.»
در این تعریف به نامناسب‌ترین اشکال کار برای کودکان نیز اشاره شده است: «کار کودکان بسیار معمول است و می‌تواند شامل کار در کارخانه، معدن، روسپی‌گری، کشاورزی، کمک در کسب و کار والدین، داشتن کسب و کار شخصی (مانند فروش غذا) یا کارهای نامتعارف باشد. ناپذیرفتنی‌ترین شکل‌های کار کودکان استفاده نظامی از کودکان و تن‌فروشی کودکان است. موارد کم‌تر جنجالی و معمولاً قانونی (با بعضی محدودیت‌ها) شامل کار کشاورزی در ایام تعطیلی مدرسه (کار فصلی)، کسب و کار خارج از ساعات مدرسه و همچنین بازیگری یا آوازخوانی کودکان می‌باشد. کار کودک در درجات مختلف در طول تاریخ وجود داشت اما با آغاز سوادآموزی همگانی و تغییراتی که در شرایط کار طی صنعتی شدن به وجود آمد و ظهور مفاهیم حقوق کارگر و حقوق کودکان مورد نقد و بحث عمومی قرار گرفت. کار کودکان همچنان در جاهایی که سن ترک مدرسه پایین است شیوع دارد.»

ضرورت توجه به کودکان کار
کودک کار نیاز به چه برخوردی از سوی دیگران دارد؟ برای سالم نگه داشتن کودکی که زودتر از موعد وارد کار و تامین معیشت خود و یا دیگری شده است، چه کاری از دست دیگران برمی‌آید؟ دکتر آزاده دلبر صاف که در رابطه با شناخت روان کودکان و نوجوانان پژوهش‌کرده است، در این‌باره می‌گوید: کودک کار در روان‌شناسی به کودکی گفته می‌شود که در حقوق و قوانین کشور تعریف شده است. چنین کودکی نیاز به همدلی و همراهی جامعه دارد. همدلی ان قدر مهم است که نظریه‌پردازان بسیاری به آن اشاره کرده‌اند. هاینز کوهات یکی از این نظریه‌پردازان در رشته روان‌شناسی است که درک همدلانه، از تجربیات انسان‌های دیگر را به اندازه احساس‌های پنج‌گانه‌ی بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی و لامسه، موهبتی بنیادین می‌داند.»
دکتر دلبرصاف در پاسخ به پرسش مطرح شده ادامه می‌دهد: «کودکان کار مانند کودکان دیگر سرمایه انسانی هستند که هم سلامت جسم و هم سلامت روان آنان نقش مهمی در سلامت جامعه دارد. این کودکان با این‌که فعالیت مضاعفی نسبت به گروه هم‌سالان خود دارند، اما در بیشتر موارد، بیشتر از کودکان دیگر مورد خشونت قرار می‌گیرند. خشونت‌های جسمی و جنسی، تعرض‌ها، بیماری‌ها، سوء تغذیه، اختلالات خلقی و اضطرابی از مواردی است که این کودکان را بیش از سایر کودکان و نوجوانان مورد تهدید قرار می‌دهد.»
وی خاطرنشان می‌کند: «پدیده کودکان کار، یک مشکل اجتماعی است و هر یک از کشورهای مختلف با این مشکل اجتماعی دست به گریبان هستند. در بحث کمک به این کودکان، علاوه بر ضرورت پیشگیری، نیاز به مجموعه حمایت‌های عاطفی، مالی، روانی و به خصوص قانونی ضروری است. بیشتر این کودکان برای تأمین مخارج خود و خانواده‌شان مجبور به کار کردن هستند، و این موضوع به خودی خود تبعات منفی روحی و روانی مانند دوری زودهنگام از کودکی را برای این کودکان به همراه دارد.»
دکتر آزاده دلبرصاف تاکید می‌کند: «در صورتی که کودکی مجبور به کار شده باشد معمولا ترس و اضطراب مضاعفی را نیز تجربه خواهد کرد. این ترس و اضطراب به همراه این اجبار و فشار ناشی از دلایل آن، ممکن است خطرات جدی برای سلامت روان، و حتی جسم آنان در پی داشته باشد. این در حالی است که این افراد توانایی تغییر شرایط زندگی‌ای را که به آن دچار شده‌اند، ندارند. عوامل مختلفی در شکل‌گیری کار کودکان وجود دارد که کودکان و نوجوانان بسیاری را به کار کردن واداشته است. دلایلی همچون توزیع ناعادلانه درآمد، فقر، بیکاری، مهاجرت از روستاها به شهرهای بزرگ، افزایش حاشیه نشینی، و یا حتی نقصان در جوانب حقوقی این قضیه و.. می‌تواند در کار کودکان موثر باشد. پژوهش‌ها نشان داده است که عواملی همچون مشکلات خانوادگی، خانواده‌های از هم گسیخته، طلاق، بد سرپرستی، بی‌سرپرستی و آزار و اذیت کودکان به وسیله سرپرست از دیگر عوامل دخیل در کار کودکان هستند. با توجه به این دلایل می‌توان در نظر گرفت که کودکان کار، با دست و پنجه نرم کردن با هر یک از این عوامل نیز ممکن است دچار آسیب‌های جدی روحی و روانی شوند، چه برسد به این که در این شرایط خاص زندگی خود، بخواهند فشار ناشی از کار و کسب درآمد را نیز تاب بیاورند.

 

مطالعه بیشتر بستن

مرادعلی، قدیمی‌ترین کودک کار پایتخت

کار کودکان از دیرباز در کشورها مطرح بوده است. این مسئله در ایران نیز مستثنی نبوده و از گذشته در برخی از خانواده‌ها وجود داشته است. تمام شدن سن قانونی کودکی و نوجوانی و توجه به حقی که فرزندان در این باره از پدر و مادر و یا سرپرست قانونی خود دارند، نکته‌ای است که شاید در گذشته نیز با بی‌اعتنایی‌هایی از سوی برخی از خانواده‌ها همراه بوده است. نمونه کودک کار در گذشته یکی از هموطنانی است که در یکی از محله‌های قدیمی تهران به نام بریانک زندگی می‌کند. این مرد باتجربه در مهرماه امسال یعنی پاییز ۱۴۰۰، تولد یک‌صد سالگی خود را جشن می‌گیرد.

مرادعلی نیکفر در مهر ۱۳۰۰ متولد شده است. این مرد که در ابتدای دیدار، نورانی بودن چهره‌اش ملاقات‌شونده را جلب می‌کند، در سال ۱۳۱۲ در سن دوازده سالگی در کارخانه جوراب‌بافی محله بریانک که امروزه به موزه حیات وحش جانوران تبدیل شده است، به کار مشغول گمارده شده است. این مرد که در کوچه‌ای به نام پسر شهیدش یوسف نیکفر زندگی می‌کند، حقوق و دستمزد روزانه‌ای را که در کارخانه جوراب‌بافی محدود می‌گرفته است به یاد دارد.
او و ۹ کودک دیگر، در کنار حدود ۹۰ کارگر و کارمند بزرگسال در کارخانه مشغول به کار بوده‌اند. او که به حاج‌علی معروف است، برای سه یا چهار سال این کار را ادامه داده.
مرادعلی نیکفر بابت کاری که پا به پای بزرگسالان انجام می‌داده، کمتر از بزرگسالان حقوق دریافت می‌کرده است؛ چیزی در حدود نصف دستمزد آنان.
او و کودکان دیگر با ابزاری سیلندر دستگاه‌ها را تمییز می‌کرده‌اند تا چرخ‌ها به خوبی به گردش درآید و جوراب‌ها به خوبی بافته شود. آن ده کودک به تنهایی پای مهمی در تولید جوراب کشور بوده‌اند، زیرا این کارخانه سابق، با مهندسی و مدیریت خاصی که داشته تولید انبوهی از جوراب را در کشور دارا بوده است.
این کارخانه در زمان خود حتی با چاه‌های آب درون خود، تامین آب مستقل داشته و با گردش خود به تولید برق دست پیدا کرده بوده است؛ تا جایی که اهالی محل و خانه‌های اطراف خود را از نعمت داشتن برق برخوردار می‌کرده.
این کارخانه با تولید برق ناشی از فعل و انفعالات درون خود، این جریان اساسی را در ابتدای قرن به خانه‌های اطراف می‌فرستاده است.
زندگی محمدعلی نیکفر که هیچ گاه از نعمت تحصیل و سواد برخوردار نبوده، هم‌اکنون نیز با شباهت‌هایی در زندگی بسیاری از کودکان و نوجوانان در ایران و سرتاسر دنیا مشهود است. نقش مردم در رابطه با این ماجرا چیست؟ آیا بهتر نیست در کنار جوانب حقوقی و قضائی این مقوله که به مسئولین و دولت‌ها مربوط می‌شود، افراد جامعه نیز کمی به مسئولیت‌هایی که می‌توانند در قبال کودکان کار و یا به کارگماردن آنان داشته باشند، فکری کنند؟

مطالعه بیشتر بستن