ادامه از صفحه قبل :

در رابطه با این کودکان که به‌ویژه در شرایط دشوار مشغول به کار هستند، به طور معمول با دامنه‌ای از مشکلات رفتاری مانند پرخاشگری، پرخاشگری منفعلانه، بیش فعالی، ارتباط بین فردی پایین رو به رو هستیم.»
وی توضیح می‌دهد: «همه افراد یک جامعه برایشان مهم است که از سوی جامعه پذیرفته شوند، کودکان کار نیز از این موضوع مستثنی نیستند. این کودکان با وجود این که مانند یک فرد بزرگسال، مشغول به کار هستند، اما مانند کودکان دیگر، دنیای درونی کودکانه دارند. این کودکان و نوجوان نیز به توجه، درک شدن و احترام نیاز دارند. برخی رفتارهای نامناسب به عزت نفس و هویت این کودکان لطمه وارد می‌کند. برخورد جامعه با این افراد بسیار مهم است زیرا در صورتی که جامعه با این افراد رفتار مناسبی نداشته باشد و با آنان بدرفتاری کرده و یا طردشان کند، با پیامدهایی همچون خشم، بی‌اعتمادی، سرخوردگی و رفتارهای ضد اجتماعی همچون هنجارشکنی‌ها از سوی آنان رو به رو خواهد شد.»

دکتر دلبرصاف با مثالی در این باره می‌گوید: «یکی از کارهای که بسیاری از کودکان کار در آن مشغول هستند، دست‌فروشی است. بسیاری از افراد جامعه در برخورد با این کودکان، به جای خرید از آنان به آنان پولی داده و در با آنان مانند نیازمندان برخورد می‌کنند. بدون در نظر گرفتن جوانب اجتماعی این رفتار که ممکن است تکدی‌گری را در جامعه گسترش دهد، همین یک نکته کافی است تا عزت نفس این کودک پایین بیاید و یا به آن آسیب وارد شود.»
بانوی روان‌شناس ادامه می‌دهد: «این نکته را باید مورد توجه قرار داد که کار کردن کودکان فرصت کودکی کردن را از آنان می‌گیرد و مانع رشد مهارت‌های لازم برای ورود به بزرگسالی آنان خواهد شد. این‌ها در شرایطی برای این کودکان صورت می‌گیرد که به طور معمول از نظر جنبه‌های مختلف اجتماعی، اقتصادی، حقوقی و تحصیلی نیز دچار مشکل هستند.»
وی ادامه می‌افزاید: «یکی از ضروریاتی که برای ارائه به این کودکان لازم است و چه فردی و چه به دست ان‌جی‌اوها و چه نهادهای عمومی صورت گرفته و خوشبختانه امروزه در حال رشد است، بحث آموزش و تعلیم و تربیت است. در اختیار قرار دادن فرصت آموزش به کودکان کار، همانند دیگر کودکان، تبعات انزوا، کمبود اعتماد به نفس و عزت نفس ناشی از تفاوت با همسالان خود که در شرایط عادی زندگی می‌کنند و دیگر پیامدهای منفی کار کودک را کاهش داده و آینده بهتری را برای آنان رقم می‌زند. در کنار این فرصت، ارائه برنامه‌های آموزشی برای ارتقا سطح آگاهی خانواده‌ها،خانواده درمانی، خدمات مشاوره‌ای و اقداماتی از این دست، به داشتن شرایط بهتری برای زندگی این کودکان کمک خواهد کرد.»وی خاطرنشان می‌کند: «روانشناسان از روش‌های مختلف برای درمان و آموزش به این دسته از افراد استفاده می‌کنند. آموزش مهارت‌های زندگی، درمان رفتاری شناختی، قصه‌گویی، بازی درمانی برخی از این روش‌هاست. با الهام گرفتن از نظریات فروید و یونگ می‌توان هنردرمانی را نیز در قالب رشته‌های هنری انجام داد. به طور مثال نقاشی و کار با گِل برای دستیابی به حالت‌ها و تعارض‌های درونی و برون‌ریزی هیجان‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد.

ساماندهی کودکان کار خیابانی در تهران
به نظر می‌رسد در کشور، اقداماتی عملی برای بهبود وضعیت کودکان کار که در خیابان‌ها مشغول به کار هستند، صورت گرفته است. یکی از این اقدامات چندی پیش در اسفند ۱۳۹۹ صورت گرفته است. خبرگزاری ایسنا این اقدام را به نقل از وحید قبادی دانا، رئیس سازمان بهزیستی کشور اعلام کرده است. در این خبر عنوان شده که رئیس سازمان بهزیستی کشور اعلام کرده است که در طرح ساماندهی در چند ماه اخیر در شهر تهران، حدود ۵۰۰ کودک ساماندهی شده‌اند. در طرح ساماندهی که در چند ماه اخیر در شهر تهران انجام شده، حدود ۵۰۰ کودک ساماندهی شدند و از بین آنها حدود ۸۴ درصد کودکانی هستند که تبعه ایران نیستند و افغانستانی هستند. این افراد به گونه‌های مختلف در سر چهار راه حاضر شدند.
در ادامه این خبر بنا بر گفته این مقام مسئول آمده است: «برخی از این کودکان، کودکان نیازمندی هستند که برای امرار معاش بر سر چهارراه‌ها هستند و برخی دیگر بر اثر بیماری اعضای خانواده و برخی دیگر توسط باندهای قاچاق کودک یا باندهایی که از آنها سوء استفاده می‌کنند، سازماندهی شدند. حدود ۲۳ درصد این کودکان، افرادی بودند که بیماری یکی از اعضای خانواده باعث شده بوده که در خیابان حضور پیدا کنند.»
رئیس سازمان بهزیستی در این خبر عنوان کرده است: «البته این کار با همکاری بخش‌های مختلف یعنی قضات در دادستانی، دانشگاه علوم پزشکی، شهرداری تهران و اداره اتباع وزارت کشور صورت گرفته و سعی شده براساس سن و جنسیت این کودکان و اینکه والدین موثر دارند یا خیر؟ برای آنان مسیر متفاوتی در الگوریتم پیش‌بینی شده برای ساماندهی کودکان کار و خیابان لحاظ شود.»

نقش دادستان در رسیدگی به کودکان کار
کودکان کار با تعریفی که از آن به گفته دانش‌نامه‌ آزاد و همچنین مهران صفاری‌پژوه مولف کتاب حقوق کودکان در ایران، در همین گزارش ارائه شد، نیاز به توجه از سوی مسئولین کشورها و دولت‌ها دارد. اما این رسیدگی در ایران، به عهده کدام مقام مسئول خواهد بود؟ آیا دادستان که مقام مدعی‌العموم را داراست، می‌تواند به کودکان کار رسیدگی کند و در رابطه با آنان موثر باشد؟ یکی از دادستانان محترم کشور به این پرسش ما پاسخ گفته است. ‌حسن علایی ثمرین، دادستان اشتهارد در استان البرز در این‌باره می‌گوید: «حقوق مربوط به کودکان کار، از جمله حقوق عامه محسوب می‌شود و وفق قانون، حفظ و احیای حقوق عامه از وظایف دادستان به شمار می‌رود.»
دادستان اشتهارد ادامه می‌دهد: «ساماندهی کودکان کار و همچنین ایجاد محیط مناسب و حفظ آنان از آسیب‌های مختلف، به ویژه آسیب‌های اجتماعی، از وظایف دادستانان کشور است.»
علایی‌ثمرین در رابطه با کودکان کار ساکن در اشتهارد می‌گوید: «تعداد کودکان کار در اشتهارد معدود است و این به دلیل بومی بودن این منطقه و همچنین وجود شهرک صنعتی در آن است.»
وی اقداماتی را در رابطه با کمک به کودکان کار مفید می‌داند و در توضیح آن‌ها می‌گوید: «با برخی اقدامات می‌توانیم کودکان کار را ساماندهی کنیم و یا کودکانی را که به دلیل برخی از مشکلات زندگی خود و خانواده در حال ترک تحصیل و روی آوردن به کار هستند در دنیای کودکی خود حفظ کنیم.»
علایی ثمرین خاطرنشان می‌کند: «نظارت‌های مستمر با بهره‌گیری از ظرفیت‌های قانونی، اعطای وام بدون بهره به سرپرستان کودکان کار، استفاده از ظرفیت اداره بهزیستی در راستای نگهداری و حرفه‌آموزی و آموزش به این کودکان و نوجوان، تامین بازار کار و استفاده از کمک‌های مومنانه ادارات از جمله سپاه، بسیج و خیرین می‌تواند در این‌باره راهگشا باشد.»

مطالعه بیشتر بستن

ضبط صوت جرم است یا خیر؟

طبق اصل ۲۵ قانون اساسی: بازرسی و نرساندن نامه‌ها، ضبط و فاش کردن مکالمات تلفنی، افشای مخابرات تلگرافی و تلکس، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها، استراق سمع و هرگونه تجسس ممنوع است مگر به حکم قانون.

به موجب ماده ۵۸۲ قانون مجازات اسلامی، هر یک از مستخدمین و مأمورین دولتی، مراسلات یا مخابرات یا مکالمات تلفنی اشخاص را در غیر مواردی که قانون اجازه داده حسب مورد مفتوح یا توقیف یا معدوم یا بازرسی یا ضبط یا استراق سمع نماید یا بدون اجازه‌ی صاحبان آنها مطالب آنها را افشاء نماید به حبس از یک سال تاسه سال و یا جزای نقدی از شش تا هجده میلیون ریال محکوم خواهد شد.
نمی‌توان شخصی را به اتهام ضبط صدا در دادگاه متهم کرد، مگر اینکه از صدای ضبط شده، علیه شخص استفاده کرده به طوری که آبرو و حیثیت وی را خدشه‌دار نماید یا موجبات ضرر به وی را فراهم سازد. لذا در صورت سوء استفاده از مطالب ضبط شده توسط هر یک از طرفین، اگر این سوء استفاده منطبق با سایر عناوین مجرمانه مثل توهین، تهمت، افترا، قذف، اخاذی و… باشد می‌تواند دارای مسئولیت کیفری شود. اما صرف ضبط مکالمه و یا گفتار رد و بدل شده توسط اشخاص حاضر در آن، فاقد هرگونه وصف مجرمانه است و هیچ گونه رویه قضائی نیز مبنی بر مجرمانه بودن صرف ضبط مکالمات شخصی وجود ندارد.

ارائه فیلم و عکس و صدا فاقد اعتبار است
استفاده از صدای ضبط شده اشخاص به عنوان مدرک در دادگاه فاقد اعتبار است.
نکته: چنانچه صدای ضبط شده چه در مکالمه تلفنی و غیر آن، متضمن اقرار شخص علیه خودش باشد (مثلا فرد بگوید من به تو بدهکارم) و فرد مقابل از ضبط شدن صدای خود مطلع نباشد، اقرار قانونی محسوب نمی‌گردد و از درجه اعتبار ساقط است. هرچند چنانچه مدارک و دلایل دیگری مبنی بر بدهکاری شخص موجود باشد، این اقرار، در علم قاضی موثر است و اصطلاحا تنها به عنوان یک اماره (نشانه) در نظر گرفته می‌شود.

مطالعه بیشتر بستن