ادامه از صفحه قبل :

نامناسب آموزشی و پرورشی لازم نیز هست. اکنون این پرسش مطرح می‌شود که معلمان و کادر آموزشی تا چه اندازه مجاز به تنبیه دانش‌آموزان هستند؟ مجتبی رستمی در این باره می‌گوید: «طبق آیین‌نامه اجرایی مدارس که به تصویب شورای عالی آموزش و پرورش در سال ۱۳۷۹ رسیده است و به استناد ماده ۵ قانون تأسیس شورای عالی آموزش و پرورش مصوب مجلس شورای اسلامی، مصوبات این شورا معتبر بوده و برای مؤسسات ذی‌ربط لازم‌الاجراست.

فصل ششم این آیین‌نامه به مقررات انضباطی دانش‌آموزان پرداخته است و در ذیل ماده ۷۶ موارد تنبیهی برشمرده شده است. معلمان و مسئولان مدرسه مجاز هستند در صورت تخلف دانش‌آموزان آن هم به شرطی که راهنمایی‌ها و چاره‌جویی‌های تربیتی مفید و مؤثر واقع نشود، از این موارد تنبیهی استفاده کنند. این تنبیهات مجاز از این قرار است: ۱_تذکر و اخطار شفاهی به طور خصوصی؛ ۲_تذکر و اخطار شفاهی در حضور دانش‌آموزان کلاس مربوطه؛ ۳-تغییر کلاس در صورت وجود کلاس‌های متعدد در پایه، با اطلاع اولیای دانش‌آموز؛ ۴_اخطار کتبی و اطلاع به ولی دانش‌آموز؛ ۵_اخراج موقت از مدرسه با اطلاع قبلی ولی دانش‌آموز حداکثر برای سه روز؛ ۶_انتقال به مدرسه دیگر.»
وی تاکید می‌کند: «در ماده ۷۷ همین آیین‌نامه تأکید شده است که «هر گونه تنبیه دیگر از قبیل اهانت، تنبیه بدنی و تعیین تکلیف درس به منظور تنبیه ممنوع است.»
رستمی معتقد است تنبیهی را که قانون در نظر گرفته برای متوجه کردن دانش‌آموز به اشتباه خود است، و توضیح می‌دهد: «قانونگذار قبل از این که به بیان و تشریح موارد تنبیهی بپردازد در ماده ۷۵ متذکر این نکته شده است که تنبیه باید دانش‌آموز را به اشتباه خود متوجه کند و زمینه مناسب را برای ایجاد رفتار مطلوب در وی فراهم سازد، بنابراین اعمال تنبیه باید متکی بر یافته‌های علمی و استفاده از الگوی مناسب تغییر رفتار باشد.»
تنبیه دانش‌آموزان با کودک آزاری چه تفاوتی دارد؟ آیا قوانینی که در این رابطه وجود دارد، و مجازات‌هایی که قانونگذار تعیین کرده، متفاوت است؟ مجتبی‌رستمی‌ وکیل ایرانی در پاسخ به این پرسش می‌گوید: «ابتدا تعریفی از کودک‌آزاری ارائه می‌کنم و سپس به ارتباط بین کودک‌آزاری و تنبیه دانش‌آموزی می‌پردازیم. کودک آزاری به تعبیر سازمان جهانی بهداشت عبارت است از هر گونه بدرفتاری فیزیکی و یا عاطفی، سواستفاده جنسی، غفلت یا رفتار همراه با بی‌توجهی یا استثمار تجاری یا سایر انواع استثمار، که منجر به آسیب واقعی یا احتمالی به سلامت، بقا، رشد یا کرامت کودک شود. از نظر سازمان جهانی بهداشت، هر شخصی که به سن ۱۸ سال نرسیده باشد کودک محسوب می‌شود. از نظر قانون حمایت اطفال و نوجوانان، طبق ماده ۲ این قانون، هرکسی که به سن ۱۸ سال خورشیدی نرسیده باشد، مشمول قانون حمایت از کودکان و نوجوانان است. ز این رو قانون حمایت از اطفال و نوجوانان علاوه بر این‌که جنبه حمایتی و فرهنگی درباره کودکان و نوجوانان دارد، مجازات‌هایی نیز در فصل سوم این قانون تعیین نموده است.»
وی اضافه می‌کند: «در این رابطه علاوه بر والدین کودک، مربیان مهدهای کودک، معلمان مدارس و آموزشگاه‌ها نیز نسبت به نحوه رفتار با کودک ممکن است مشمول مجازات‌های مقرر در این قانون شوند. تهدیداتی که منجر به فرار کودک از مدرسه شود نمونه‌ای از این رفتارهاست. اما در خصوص تنبیه کردن کودکان و نوجوانان، هر نوع تنبیهی غیرمجاز و مجرمانه نیست. همچنین هر نوع تنبیهی کودک آزاری نیست.»

تنبیه کمتر با تشویق بیشتر دانش‌آموزان
همه شنیده‌ایم که تنبیه دانش‌آموزان کار درستی نیست، ولی به راستی تنبیه نامناسب، چه تاثیری در زندگی دانش‌آموزان دارد؟
خاله سوسکه در قصه معروف خود، با زبان بی‌زبانی از آقاموش بزرگوار می‌خواهد که با او مهربان باشد، اگر هم جایی لازم بود تا مهربان نباشد، آن‌قدرها نامهربان نباشد که کار بیخ پیدا کند و از زندگی ناامیدش کند. این حکایت، می‌تواند روشن‌کننده بار روحی و روانی تنبیهی باشد که بر دانش‌آموزان خطاکار و یا درس‌نخوان روا می‌شود. لیلامحبی روان‌شناس و مشاور با توضیحی درباره تنبیه دانش‌آموزان به ابعاد روان‌شناختی این ماجرا می‌پردازد. وی می‌گوید: «در ابتدا باید تعریفی در مورد تنبیه داشته باشیم که عبارت است از اعمال یک محرک آزاردهنده به دنبال یک رفتار نامطلوب که برای کاهش احتمالی آن رفتار انجام می‌شود. تنبیه انواع مختلفی دارد که یکی از انواع آن به نام تنبیه بدنی می‌تواند با مضرات غیرقابل جبرانی همراه باشد. سرزنش و ناسزاگویی نیز از انواع دیگر تنبیه است که علاوه بر تضعیف روحیه دانش‌آموز، آسیب‌های روانی نیز در پی خواهد داشت.» وی توضیح می‌دهد: «نوع دیگر تنبیه محروم ساختن، فرد از امتیازاتی است که از آن‌ها برخوردار است و یا نادیده گرفتن و مورد بی‌اعتنایی قرار دادن آن‌ها.» روان‌شناس و مشاور در رابطه با پیامدهای روان‌شناختی تنبیه دانش‌آموزان می‌گوید: «پیامدهای تنبیه بدنی می‌تواند تقویت‌کننده خوبی در برخی رفتارهای نامناسب کودکان و نوجوانان مانند زورگویی و قلدری باشد. در پی این رفتارها دانش‌آموز می‌آموزد که می‌تواند در موقعیت‌های مختلفی که خود در ان‌ها قرار می‌گیرد، با قلدری و زورگویی دیگران را تسلیم کند و به این روش به آن‌چه مد نظر دارد، دست پیدا کند.» محبی درباره یکی دیگر از پیامدهای تنبیه نامناسب دانش‌آموزان می‌گوید: «این نوع از تنبیهات مناسب ممکن است لجبازی و یا گوشه‌گیری را در افراد بالا ببرد. اضطرب یکی دیگر از این پیامدهاست. تقویت حیله‌گری، ریاکاری و دروغگویی از موارد دیگری است که ممکن است در پی تنبیه دانش‌آموزان، گریبان آنان را بگیرد. از سوی دیگر بسیاری از این افراد دچار افسردگی و بیماری‌های مربوط به اعصاب و روان شده تا جایی که ممکن است دست به آزار دیگران بزنند.» روان‌شناس و پژوهشگر ایرانی در این باره تاکید می‌کند: « تنبیه دانش‌آموزان به ‌ویژه وقتی در جمع صورت بگیرد، با جریحه‌دار کردن غرور آنان همراه خواهد بود و این امر شهامت آنان را نیز پایین خواهد آورد. این دسته از کودکان و نوجوانان به طور معمول با افت تحصیلی یا ترک تحصیل دست و پنجه نرم می‌کنند.»
وی تنبیه نامناسب را مانند آزار و اذیت کودکان و نوجوانان، چه در مدرسه و چه در خانواده نامناسب می‌داند و می‌گوید: «تنبیه و آزار و اذیت چه در جامعه، چه در مدرسه و چه در خانواده دارای تبعاتی است که گاه وجوه مشترکی نیز دارند. هویت کودک با آموزش و پرورشی که در دوران مدرسه، پیدا می‌کند، در حال شکل‌گیری است، از این رو تنبیه و اذیت و آزار دانش‌آموزان می‌تواند با اثرات مخرب‌تری همراه باشد.» محبی در رابطه با تنبیه غیر بدنی که با توهین و تحقیر دانش‌آموزان همراه است، خاطرنشان می‌کند: «در این باره باید توجه کرد که وقتی وقتی که کودک با هم سن و سالان خودش در یک مکانی آموزشی مورد توهین قرار می‌گیرد و به نیازهای اساسی او پاسخی داده نمیشود حس اعتماد به نفس و استقلال طلبی خود را از دست می‌دهدو و شخصیت کودک در هم شکسته می‌شود و این اثرات خود می‌تواند به گونه‌ای مخرب‌تر در جامعه خود را نمایان کند.»
وی در این‌باره با ارائه دیدگاهی از روان‌شناسان کشور می‌گوید: « دکتر حمزه گنجی، روان‌شناس سرشناس کشورمان در یکی از تالیفاتشان تاکید کرده‌اند که: «تنبیه کودکان را ترسو به بار می‌آورد و شخصیت کودک را در هم می‌شکند.» همین جمله می‌تواند ناگواری و نادرستی تنبیه دانش‌آموزان را به خوبی روشن کند.»
لیلامحبی به ارائه چند راهکار که به منظور کاهش تبعات تنبیه دانش‌آموزان لازم است می‌پردازد. وی می‌گوید: «در ابتدا باید والدین در

مطالعه بیشتر بستن

تاثیر تنبیه در ترک تحصیل دانش‌آموزان روستا

تنبیه و تشویق از مهم‌ترین ابزارهای معلمان در وادار کردن دانش‌آموزان به انجام یا عدم انجام یک تکلیف خاص و کنترل رفتار وی و ایجاد انگیزه و رغبت در پیشبرد تکالیف اوست.
بنده نیز درباره تنبیه تجربیات تلخی دارم. دوره دبستان را در مدرسه‌‌ای در یکی از روستاهای یاسوج پشت سر گذاشتم. محیط روستا به گونه‌ای است که هر سال فقط تعداد معدودی دانش‌آموز در پایه‌های مختلف، در یک کلاس و با تدریس یک معلم آموزش می‌بینند. در برخی مقاطع مانند راهنمایی و دبیرستان نیز، به علت فقدان مدارس مربوطه در همه روستاها، دانش‌آموزان ناگزیر به اقامت در روستاهای همجوار بودند.

در سال‌های گذشته و به مرور زمان، تنبیهات دانش‌آموزان به ویژه در سال‌های گذشته بیشتر جنبه فیزیکی و جسمانی داشته و یا با تخریب شخصیت دانش‌آموز همراه بوده است.
یکی از مشکلات بسیاری از دانش‌آموزان در روستا، عدم امکان تمرکز دقیق بر درس و تحصیل است زیرا بچه‌ها موظف هستند تا پا به پای بزرگترهای خانواده به عنوان نیروی کار، در انجام اموری مانند امور منزل، دامپروری و کشاورزی و… کار کرده و خانواده را یاری کنند. انجام این امور تاثیر زیادی بر موفقیت در انجام تکالیف درسی دانش‌آموزان می‌گذارد و موانع و محدودیت‌های زیادی برای آنان ایجاد می‌کند. یکی از مشکلاتی که بچه‌های روستا در دبستان ما تجربه‌ می‌کردند، عدم شناخت و توجه معلمان به این مقوله و شرایط خاص زندگی آنان بود.
انگار درکی از این قضیه وجود نداشت که دانش‌آموزان بعد از تعطیلی کلاس مجبور به انجام فعالیت‌های غیردرسی هستند و زمان بسیار کمی برای انجام تکالیف درسی دارند.
در برخی موارد، معلمان بدون در نظر گرفتن شرایط خاص دانش‌آموزان، در صورت کوتاهی در انجام تکالیف مدرسه، آنان را مورد شدیدترین تنبیهات فیزیکی و روانی قرار می‌دادند. گاهی نیز با به کار بردن الفاظ و تعابیر نامناسب، سبب دلزدگی آنان از مدرسه می‌شدند. با این روش نامناسب معلمان روستا، بچه‌ها تمایل بیشتری به ترک تحصیل پیدا می‌کردند و بیشتر به انجام کارهای دیگر تشویق می‌شدند.
متاسفانه معلمانی که در روستا دیدم، تلاشی برای ریشه‌یابی مشکل تحصیلی دانش‌آموزان نداشتند و تنها کاری که در ازای انجام ندادن تکالیف آنان انجام می‌دادند، تنبیه بود.
نمونه‌های دانش‌آموزانی که در روستا، به علت شرایط و جبر خانوادگی و نیز عدم شناخت معلمان و انتظارات غیرمعقول و تنبیهات غیرسازنده و انتقام‌آمیز و تخریب شخصیت نزد دوستان و همسالان ناچار به ترک تحصیل شده و یا در خوش‌بینانه‌ترین حالت، تنها دوران دبستان را به پایان رسانده و در مقاطع بالاتر ادامه تحصیل نداده‌اند، بسیار و فراوان است.
این فراوانی به گونه‌ای بود که گاه، در یک دوره تحصیلی با ده نفر دانش‌آموز، تقریبا نیمی از دانش‌آموزان ترک تحصیل می‌کردند و به کارهایی که گفته شد رو می‌آوردند.
ترک تحصیل این دانش‌آموزان پیامدهای اجتماعی نیز به همراه داشت. ازدواج در سنین بسیار پایین به‌ویژه در خصوص دختران، و مشغولیت زودهنگام در فعالیت‌های روزمره زندگی که رشدی برای آنان به همراه ندارد و واگذاری مسئولیت‌هایی که با سن آنان همخوانی نداشت، از مهم‌ترین آثار ترک تحصیل به شمار می‌آمد. نکته این که گاه پسرانی که ترک تحصیل می‌کردند با ورود بازار کسب و کار، و در پی آن بالا رفتن درآمد خانواده انگیزه بیشتری نیز برای دوری از مدرسه پیدا می‌کردند. این عوامل باعث می‌شد تا ترک تحصیل دانش‌آموزان عادی محسوب شود. بسیاری از هم کلاسی‌هایی که آن زمان داشتم، اکنون مادر شده و در حالی فرزندانشان را تربیت می‌کنند، که خود از نعمت تحصیل در دانشگاه‌ها و یا حتی مقاطع بالاتر از دبستان را نداشته‌اند. فکر می‌کنم با توجه به محیط خاص و متفاوت روستاها با محیط‌های شهری، باید نوع فعالیت، تنبیه و تشویق دانش‌آموزان از سوی معلم و نقشی که معلم در پیشرفت دانش‌آموزان دارد، کاملا متفاوت با محیط‌های دیگر باشد. در این محیط معلم می‌تواند با ایجاد ارتباط و تعامل سازنده با دانش‌آموزان و اولیا آنان، استفاده از ابزارهای تشویقی به جای تنبیه و تخریب شخصیت، متناسب‌سازی تکالیف با شرایط و موقعیت دانش‌آموز و خانواده، نقش بسزایی در پیشرفت و جلوگیری از ترک تحصیل دانش‌آموزان داشته باشد.

مطالعه بیشتر بستن