وضعیت حقوقی ارث کودکان متولد شده از شیوه های نوین باروریچگونه در نظام حقوقی ایران اجرا می‌شود؟

با پیشرفت دانش پزشکی و امکان درمان ناباروری از طریق پزشکی مسائل متعدد و پیچیده‌ای در حوزه‌های اخلاقی، حقوقی، بهداشتی، اجتماعی، روان‌شناختی، دینی مطرح شده است، که می‌بایست از طرف پیشوایان دینی از یک سو و حقوقدانان و متخصصان علوم اجتماعی و تربیتی از سوی دیگر به آن‌ها پاسخ مناسب داده شود تا زمینه‌ی مناسب جهت وضع وتدوین قوانینی جامع و راهگشا فراهم شود از جمله مسائل مهمی که در ارتباط با ‌این موضوع در قلمرو مسائل حقوقی مطرح است، وضعیت ارث کودکانی که از شیوه های باروری نوین مانند (اهدای اسپرم، اهدای تخمک و اهدای جنین ) متولد می شوند و ارث جنین‌های منجمد شده و نیز وضعیت توارث کودکانی است که نطفه آن‌ها پس از وفات صاحب اسپرم یا تخمک منعقد شده است، بررسی شود،

توارث از باب تفاعل است که به معنای ارث بردن از یکدیگر می‌باشد. ارث در لغت به معنای ترکه و مالی است که از متوفی مانده است و در اصطلاح حقوق عبارت از انتقال قهری دارایی متوفی به ورثه اوست. یکی از آثار حقوقی قرابت نسبی مشروع توارث است که در حقوق ایران مقررات ارث از فقه امامیه اقتباس گردیده است. برابر مواد ۸۶۱ تا ۹۳۹ قانون مدنی پدر و مادر و اولاد و اولاد اولاد و اجداد و جداّت و برادر و خواهر و اولاد آنها و عمام و عمات و اخوال و خالات و اولاد آنها به ترتیب اقربیت از متوفی ارث می‌برند.
از طرف دیگر مطابق ماده‌ی ۸۶۱ ق.م نسب شرط وراثت اعلام شده است ولدالزنا در ماده‌ی ۸۸۴ از این امر مستثنی شده است. پس می‌توان گفت که نسب شرط وراثت است و فقط ولدالزنا از ارث محروم شده است فلذا می‌توان گفت که کودک ناشی از غیر زنا در صورتی که نسب تحقق یابد، ارث می‌برد. چرا که مادۀ ۸۸۴ ق.م استثنائی بر ماده‌ی ۸۶۱ این قانون است و عمل به وحدت ملاک استثناء خلاف است. لذا استثناء مندرج در ماده‌ی ۸۸۴ را با توجه به اطلاق ماده‌ی ۸۶۱ باید به طور محدود تفسیر کرد.
از آن چه گفته شد می‌توان چنین نتیجه گرفت که ارث کودکان آزمایشگاهی در قیاس با سایر کودکان منوط به شناسایی نسب آنهاست. یعنی چنانچه این کودکان مشروع شناخته شوند مطابق ماده‌ی ۸۶۱ ق. م ارث خواهند برد و چنانچه ولدالزنا یا کودک نامشروع شناخته شوند مشمول استثناء ماده‌ی ۸۸۴ این قانون قرارگرفته از ارث محروم می‌شوند و دیگر اینکه ماده‌ی ۹۷۵ قانون مدنی اعلام می‌دارد «حمل از حقوق مدنی متمتع می‌گردد مشروط براینکه زنده متولد شود» همچنین در ماده‌ی ۸۷۵ همین قانون آمده است که: « اگر حملی باشد در صورتی ارث می‌برد که نطفۀ او حین الموت منعقد بوده و زنده هم متولد شود، اگرچه فوراً پس از تولد بمیرد »
در مورد کودکان طبیعی به شرط وجود شرایط فوق ارث محقق می‌گردد امّا در مورد کودکان آزمایشگاهی تردیدات زیادی حاکم است. مثلاً آیا عنوان حمل بر نطفه‌ی منعقد شده از اسپرم و تخمک که هنوز در محیط آزمایشگاه است و به رحم زن منتقل شده اطلاق می‌گردد؟ و آیا در مورد کودک آزمایشگاهی در صورتی که قبل از امتزاج اسپرم با تخمک در محیط آزمایشگاه یا در داخل رحم مادر جانشین یک یا هر دو نفر والدین او فوت کنند و عمل تلقیح پس از فوت انجام شود، حمل مزبور از صاحب اسپرم یا تخمکی که در حین تلقیح فوت نموده است، ارث می‌برد؟ این سؤالات و سؤالات متعدد دیگری که در خصوص وضعیت جنجال برانگیز کودکان آزمایشگاهی مطرح می‌شود بایستی به درستی و به دقت پاسخ گفته شود چرا که حقوق مالی هر انسانی در زندگانی وی جایگاه ویژه‌ای دارد خصوصاً مسئلۀ مهمی همچون ارث که علاوه بر اهمیت مادی آن به گونه‌ای می‌توان گفت وجه افتراق اساسی ما بین کودکان مشروع و نامشروع محسوب می‌شود.

توارث کودکان متولد از تلقیح مصنوعی با اسپرم شوهر
مقررات ارث در کشورمان در طی مواد ۸۶۱ تا ۹۳۹ قانون مدنی آورده شده است. برابر این مواد پدر و مادر و اولاد و اولاد ولاد و اجداد و جدات و برادر و خواهر و اولاد آنها و عمام و عمات و اخوال و خالات و اولاد آنها به ترتیب اقربیت از متوفی ارث می‌برند. کودکان متولد از تلقیح مصنوعی با اسپرم شوهر از کلیه‌ی اقارب نسبی خود ارث فراهم برده و بالعکس کلیه‌ی اقارب نسبی نیز از آنان ارث خواهند برد. به شرط اینکه موجبات ارث فراهم بوده و موانع آن موجود نباشد. در این راستا شرط وراثت این گونه کودکان این است که نطفه آنان در حین فوت مورث منعقد شده باشد و اگر این حمل بعد از فوت پدر به وجود آمده باشد با اینکه فرزند شرعی و قانونی آن پدر است و با او کاملاً قرابت خونی دارد معذلک برابر ماده‌ی ۸۷۵ ق.م چون نطفه او حین الموت پدر منعقد نشده از او ارث نخواهد برد.

توارث پس از فوت زوج صاحب اسپرم یا طلاق
فرض مسئله چنین است که اگر اسپرم زوج اخذ شده باشد تا بعد از تقویت و انجام اعمال مقدماتی به زوجه تلقیح شود و یا اینکه زوجه پس از اخذ اسپرم با وسایل پزشکی آمادگی تولید تخمک نداشته باشد در این صورت لازم است اسپرم تا آمادگی زن برای تولید تخمک در وسایل مصنوعی نگهداری شود. حال اگر در فاصله‌ی اخذ اسپرم و تلقیح آن به زوجه، شوهر فوت شده باشد و بعد از فوت شوهر اسپرم وی به زوجه متوفی تلقیح گردد و این امر ثابت باشد، در این صورت فرزند حاصل از این لقاح از پدر خود ارث نخواهد برد. این اتفاق ممکن است به شکلی صورت گیرد که زوجه و پزشک معالج اطلاعی از فوت صاحب اسپرم نداشته باشند. به طور مثال ممکن است بعد از تحصیل اسپرم، شوهر به مسافرت رفته باشد و یا در جنگ باشد و از فوت وی در زمان تلقیح اطلاعی در دست نباشد و ممکن است اقدام به تلقیح با اطلاع از فوت شوهر انجام گرفته باشد که نتیجه یکی است و فرزند ناشی از این لقاح از متوفی یعنی پدر خود ارث نخواهد برد. البته انتقاد حقوقی و منطقی بر این ماده وارد است زیرا فرزند کاملاً با پدر خود رابطه خونی و قرابت نسبی دارد و نسب وی نامشروع نیست که به اتکای نامشروع بودن نسب او را از ارث محروم سازیم. بنابراین دور از انصاف و عدالت است که چنین فرزندی از ارث محروم شود و به طور مثال فرزند عمه یا خاله متوفی ارث این شخص را ببرد.

توارث کودکان متولد از تلقیح مصنوعی با اسپرم بیگانه
آنچه که واضح و مبرهن است ارتباط کودک با مادر می‌باشد یعنی کسی که کودک از تخمک وی ایجاد شده و دوران جنینی خود را در رحم وی سپری کرده ‌است و قطع به یقین در این جا عمل زنا نیز واقع نشده است در نتیجه می‌توان گفت رابط‌ی کودک متولد از تلقیح مصنوعی با اسپرم بیگانه از نظر توارث همانند سایر کودکان متولد از مقاربت طبیعی می‌باشد و لاجرم کودک از مادر ارث می‌برد و بالعکس.
و امّا در مورد کودک و شوهر زن یا همان شوهر مادر بایستی گفت که از آن جهت که در این فرض هیچ گونه رابطه‌ی خونی و نسبی ما بین این کودک و شوهر مادر وجود ندارد در نتیجه رابطه‌ی توارث مابین آن‌ها به وجود نمی‌آید. مگر اینکه حقیقت انجام تلقیح مصنوعی با اسپرم بیگانه به اثبات نرسد که در این حالت مطابق قاعده‌ی فراش، کودک ملحق به شوهر زن است و در این صورت برابر اصول و ضوابط، توارث مابین آنها برقرار می‌گردد.
و امّا مهمترین بحث در مورد رابطه‌ی مالی یا توارث مابین کودک و صاحب اسپرم است که آن در دو حالت قابل تصور است.
مگر اینکه حقیقت انجام تلقیح مصنوعی با اسپرم بیگانه اثبات نرسد که در این حالت مطابق قاعده‌ی فراش، کودک متولد به شوهر زن است و در این صورت برابر اصول و ضوابط، توارث مابین آنها برقرار می‌گردد.
۱) حالتی که صاحب اسپرم معلوم و مشخص باشد: در این حالت بفرض ثبوت، کودک و صاحب اسپرم از یکدیگر ارث می‌برند و همان طور که صاحب اسپرم پدر واقعی کودک است اقارب نسبی وی نیز با کودک قرابت نسبی دارند و این قرابت نامشروع نیست تا ممنوعیت توارث مصداق پیدا کند.
۲) حالتی که صاحب اسپرم معلوم و مشخص نباشد: بیشترین

مطالعه بیشتر بستن