از طریق اینترپل به دنبال دستگیری عاملان ترور سردار سلیمانی هستیم

 

اطلاعیه کمیسیون حقوق عامه در خصوص حادثه بیمارستان سینا اطهر

بدون ایدئولوژی نمی‌توان تمدن سازی کرد

دستیابی به هدف تمدن نوین اسلامی نیازمند تحقق لوازم آن برای همۀ اقشار جامعه به ویژه حقوق‌دانان است. مهم‌ترین لوازم تحقق تمدن نوین اسلامی ذیل دو عنوان تولید فکر دینی و تربیت و پرورش انسان قابل مطالعه است؛ لوازمی که از استلزامات و بایسته‌های تحقق چنین تمدنی محسوب می‌گردد.
«برای ایجاد یک تمدّن اسلامی – مانند هر تمدّن دیگر – دو عنصر اساسی لازم است: یکی تولید فکر، یکی پرورش انسان.»

تولید فکر دینی
اولین گام در راستای تحقق تمدن نوین اسلامی تولید فکر دینی است؛ چرا که فکر اسلامی به مثابۀ اقیانوس عمیقی است که دستیابی به اعماق و کشف آن از منابع اسلامی یعنی کتاب و سنت صورت می‌گیرد. تولید چنین فکر و اندیشه‌ای نیز باید دارای ویژگی‌هایی همچون تداوم، تناسب با اقتضائات زمانه و ابتناء بر معارف اسلامی باشد که نتیجۀ‌ آن ایجاد تمدنی کارآمد است.
«فکر اسلامی مثل یک دریای عمیق است؛ یک اقیانوس است. هر کس که لب اقیانوس رفت، نمی‌تواند ادّعا کند که اقیانوس را شناخته است. هر کس هم که نزدیک ساحل پیش رفت و یا چند متری در آب در یک نقطه‌ای فرو رفت، نمی‌تواند بگوید اقیانوس را شناخته است. سیْر در این اقیانوس عظیم و رسیدن به اعماق آن و کشف آن – که از کتاب و سنّت همه‌ی این‌ها استفاده می‌شود – کاری است که همگان باید بکنند؛ کاری است که در طول زمان باید انجام گیرد. تولید فکر در هر زمانی متناسب با نیاز آن زمان از این اقیانوس عظیم معارف ممکن است. یک روزی حرف‌های مرحوم شهید مطهّری که مطرح می‌شد، به گوش بعضی ناآشنا می‌آمد. حرف‌های شهید مطهّری، حرف‌های دین بود؛ حرف‌های قرآن بود؛ حرف‌های اسلامی بود؛ اما بسیاری از کسانی که با دین و قرآن و اسلام هم سر و کار داشتند، با آن حرف‌ها آشنایی نداشتند!
در همه‌ی زمان‌ها این امکان برای متفکّران آگاه، قرآن‌شناسان، حدیث‌شناسان، آشنایان با شیوۀ استنباط از قرآن و حدیث، آشنایان با معارف اسلامی و مطالبی که در قرآن و در حدیث اسلامی و در سنّت اسلامی هست، وجود دارد که اگر به نیاز زمانه آشنا باشند، سؤال زمانه را بدانند، درخواست بشریّت را بدانند، می‌توانند سخن روز را از معارف اسلامی بیرون بیاورند. حرف نو همیشه وجود دارد؛ تولید فکر، تولید اندیشۀ راهنما و راهگشا برای بشریّت. شرط دوم، پرورش انسان است.»
تولید فکر دینی به‌عنوان یکی از لوازم تحقق تمدن نوین اسلامی خود دارای شاخصه‌هایی است که از جملۀ آن‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره نمود.

نگاه اجتهادی و عالمانه به حوزه‌های گوناگون
در تکمیل فرآیند تولید فکر دینی که پیش‌شرطی برای تمدن سازی اسلامی است، وجود نگاه اجتهادی و عالمانه به عرصه‌های مختلف فکری، فرهنگی و تمدنی و به‌طور عام علوم انسانی که در بر گیرندۀ مصادیقی چون علوم رسانه‌ای، مباحث روابط بین‌اللمل و علم حقوق می‌شود امری ضروری به نظر می‌رسد.
«نگاه اجتهادی و عالمانه به عرصه‌‌های گوناگون، از علوم انسانی تا نظام تعلیم و تربیت رسمی، و از اقتصاد و بانکداری تا تولید فنی و فناوری، و از رسانه‌‌های مدرن تا هنر و سینما، و تا روابط بین‌‌الملل و غیره و غیره، همه از لوازم این تمدن‌‌سازی است.»

لزوم تبیین، تدوین و تحقق فرهنگ زندگی اسلامی
لازمۀ دیگر تحقق تولید فکر دینی در راستای ایجاد تمدن نوین اسلامی، مقولۀ فرهنگ زندگی است. این مقوله دارای مبانی و بن‌مایه‌های اسلامی همچون خردورزی، اخلاق و حقوق است که نیازمند تبیین، تدوین و تحقق آن به شکل مطلوب اسلامی می‌باشد. در این راستا یکی از تکالیفی که بر حقوق‌دانان ملزم می‌گردد این است که به تدوین و تحقق حقوق اسلامی به‌عنوان یکی از بن مایه‌های فرهنگ مطلوب اسلامی اقدام نمایند.
«یک مقوله‌ای در اینجا مطرح می‌شود و سر بر می‌آورد، به‌عنوان مقولۀ فرهنگ زندگی. باید ما به دنبال این باشیم که فرهنگ زندگی را تبیین کنیم، تدوین کنیم و به شکل مطلوب اسلام تحقق ببخشیم. البته اسلام بُن‌مایه‌های یک چنین فرهنگی را برای ما معین کرده است. بُن‌مایه‌های این فرهنگ عبارت است از خردورزی، اخلاق، حقوق؛ این‌ها را اسلام در اختیار ما قرار داده است. اگر ما به این مقولات به‌طور جدی نپردازیم، پیشرفت اسلامی تحقق پیدا نخواهد کرد و تمدن نوین اسلامی شکل نخواهد گرفت. هرچه ما در صنعت پیش برویم، هرچه اختراعات و اکتشافات زیاد شود، اگر این بخش را ما درست نکنیم، پیشرفت اسلامی به معنای حقیقی کلمه نکرده‌ایم. باید دنبال این بخش، زیاد کار کنیم؛ زیاد تلاش کنیم.»

ایمان به مکتب و ایدئولوژی اسلامی
از لوازم دیگری که در باب تولید فکر دینی و تمدن سازی نوین اسلامی مورد نیاز می‌باشد ایمان به مکتب و ایدئولوژی است چرا که هیچ تفکری بدون ایدئولوژی دوام نخواهد آورد:
«یک نقطه‌ی اصلی وجود دارد و آن، ایمان است. یک هدفی را باید ترسیم کنیم – هدف زندگی را – به آن ایمان پیدا کنیم. بدون ایمان، پیشرفت در این بخش‌ها امکان‌پذیر نیست؛ کارِ درست انجام نمی‌گیرد. حالا آن چیزی که به آن ایمان داریم، می‌تواند لیبرالیسم باشد، می‌تواند کاپیتالیسم باشد، می‌تواند کمونیسم باشد، می‌تواند فاشیسم باشد، می‌تواند هم توحید ناب باشد؛ بالاخره به یک چیزی باید ایمان داشت، اعتقاد داشت، به دنبال این ایمان و اعتقاد پیش رفت. مسئلۀ ایمان، مهم است. ایمان به یک اصل، ایمان به یک لنگرگاه اصلی اعتقاد؛ یک چنین ایمانی باید وجود داشته باشد. بر اساس این ایمان، سبک زندگی انتخاب خواهد شد.»
«هیچ ملتی که داعیۀ تمدن‌سازی دارد، بدون ایدئولوژی نمی‌تواند حرکت کند و تا امروز حرکت نکرده است. هیچ ملتی بدون دارا بودن یک فکر و یک ایدئولوژی و یک مکتب نمی‌تواند تمدن‌سازی کند.
همین‌هایی که امروز شما ملاحظه می‌کنید در دنیا تمدن مادی را به وجود آورده‌اند، این‌ها با ایدئولوژی وارد شدند؛ صریح هم گفتند؛ گفتند ما کمونیستیم، گفتند ما کاپیتالیستیم،
گفتند ما به اقتصاد سرمایه‌داری اعتقاد داریم؛ مطرح کردند، به آن اعتقاد ورزیدند، دنبالش کار کردند؛ البته زحماتی هم متحمل شدند، هزینه‌ای هم بر دوش آن‌ها گذاشته شد. بدون داشتن یک مکتب، بدون داشتن یک فکر و یک ایمان، و بدون تلاش برای آن و پرداختن هزینه‌های آن، تمدن‌سازی امکان ندارد.
پس بدون مکتب و بدون ایدئولوژی نمی‌توان یک تمدن را به وجود آورد؛ احتیاج به ایمان است. این تمدن دارای علم خواهد بود، دارای صنعت هم خواهد بود، دارای پیشرفت هم خواهد بود؛ و این مکتب، هدایت کننده و اداره کنندۀ همۀ این‌ها خواهد شد.»
در اندیشۀ اسلامی مکتب و ایدئولوژی ناب توحیدی به‌عنوان مبنای تمدن‌سازی سبب می‌گردد که همۀ ثمرات حرکت در مسیر تمدن نوین اسلامی مبتنی بر مبانی اسلامی ساخته و پرداخته شود.
«آن که مکتب توحید را مبنای کار خودش قرار می‌دهد، آن جامعه‌ای که به دنبال توحید حرکت می‌کند، همۀ این خیراتی را که متوقف بر تمدن‌سازی است، به دست خواهد آورد؛ یک تمدن بزرگ و عمیق و ریشه‌دار خواهد ساخت و فکر و فرهنگِ خودش را در دنیا گسترش خواهد داد.
بنابراین، این مطلب اول، که احتیاج به ایمان است. کشاندن جامعه به بی‌ایمانی، یکی از همان توطئه‌هایی است که دشمنان تمدن‌سازی اسلامی دنبال آن بوده‌اند و الان هم با شدت این را دارند دنبال می‌کنند. پس در درجۀ اول، نیاز تمدن‌سازیِ اسلامیِ نوین به ایمان است. این ایمان را ما معتقدین به اسلام، پیدا کرده‌ایم. ایمان ما، ایمان به اسلام است. در اخلاقیات اسلام، در آداب زندگی اسلامی، همه آنچه را که مورد نیاز ماست، می‌توانیم پیدا کنیم؛ باید این‌ها را محور بحث و تحقیقِ خودمان قرار دهیم.
«ما در فقه اسلامی و حقوق اسلامی زیاد کار کرده‌ایم؛ باید در اخلاق اسلامی و عقل عملی اسلامی هم یک کار پرحجم و باکیفیتی انجام دهیم – حوزه‌ها مسئولیت دارند، دانشوران مسئولیت دارند، محققان و پژوهشگران مسئولیت دارند، دانشگاه مسئولیت دارد – آن را مبنای برنامه‌ریزی‌مان قرار دهیم، آن را در آموزش‌های خودمان وارد کنیم؛ این چیزی است که امروز ما به آن احتیاج داریم و باید دنبال کنیم.»

تقلیدگرایی ممنوع
یکی دیگر از لوازم و حدود و ثغور تولید فکر اسلامی آن است که در تمام ابعاد سبک زندگی و از جمله بعد حقوقی آن، تقلید از تمدن و فرهنگ مخرب و هویت‌زدای غرب را کنار گذاشته و به مبانی اسلامی رجوع گردد.
«ما برای ساختن این بخش از تمدن نوین اسلامی، به‌شدت باید از تقلید پرهیز کنیم؛ تقلید از آن کسانی که سعی دارند روش‌های زندگی و سبک و سلوک زندگی را به ملت‌ها تحمیل کنند.
امروز مظهر کامل و تنها مظهر این زورگویی و تحمیل، تمدن غربی است. نه این‌که ما بنای دشمنی با غرب و ستیزه‌گری با غرب داشته باشیم – این حرف، ناشی از بررسی است – ستیزه‌گری و دشمنیِ احساساتی نیست. بعضی به‌مجرد اینکه اسم غرب و تمدن غرب و شیوه‌های غرب و توطئۀ غرب و دشمنی غرب می‌آید، حمل می‌کنند بر غرب‌ستیزی: آقا، شماها با غرب دشمنید. نه، ما با غرب پدرکشتگیِ آن‌چنانی نداریم – البته پدرکشتگی داریم! – غرض نداریم. این حرف، بررسی‌شده است. تقلید از غرب برای کشورهایی که این تقلید را برای خودشان روا دانستند و عمل کردند، جز ضرر و فاجعه به بار نیاورده؛ حتّی آن کشورهایی که به‌ظاهر به صنعتی و اختراعی و ثروتی هم رسیدند، اما مقلد بودند. علت این است که فرهنگ غرب، یک فرهنگ مهاجم است.
فرهنگ غرب، فرهنگ نابودکنندۀ فرهنگ‌هاست. هرجا غربی‌ها وارد شدند، فرهنگ‌های بومی را نابود کردند، بنیان‌های اساسىِ اجتماعی را از بین بردند؛ تا آنجایی که توانستند، تاریخ ملت‌ها را تغییر دادند، زبان آن‌ها را تغییر دادند، خط آن‌ها را تغییر دادند.
فرهنگ غربی فقط هواپیما و وسائل آسایش زندگی و وسائل سرعت و سهولت نیست؛ این‌ها ظواهر فرهنگ غربی است، که تعیین‌کننده نیست؛ باطن فرهنگ غربی عبارت است از همان سبک زندگی مادیِ شهوت‌آلودِ گناه‌آلودِ هویت‌زدا و ضد معنویت و دشمن معنویت.
شرط رسیدن به تمدن اسلامیِ نوین در درجۀ اول این است که از تقلید غربی پرهیز شود. باید همه احساس کنند که مسئولیت ایجاد تمدن اسلامیِ نوین بر دوش آن‌هاست؛ و یکی از حدود و ثغور این کار، مواجهۀ با تمدن غرب است، به صورتی که تقلید از آن انجام نگیرد.»

مطالعه بیشتر بستن